آموزشِ بایدهاو نبایدهای مسائل زناشویی

وبلاگ آموزش کلیه مسائل زناشوئی ازدواج و تربیت فرزندان راهکارهای عملی برای موفقیت و سعادت در زندگی

چگونه عزيز همسرمان باشيم؟

همه زن‌ها و مردها دوست دارند براي همسرانشان عزيز باشند و عزيز بمانند. از ابتداي زندگي، حفظ اين عزت و افزايش آن مي‌تواند به استحكام زندگي كمك كند ، اما بسياري از زن‌ها و مردها با اشتباهات كوچك و بزرگ، عزت خود را در زندگي زناشويي زير سوال مي‌برند و زندگي را براي خود و همسرشان سخت مي‌كنند. رعايت بعضي مسائل و دقت به برخي نكات مي‌تواند شما و همسرتان را براي هم عزيز نگه دارد و حتي در طول زندگي عزيزتر كند. براي اين كه اين نكات را بدانيد، به ياد آوري و توضيح آنها مي‌پردازيم.

براي اين‌كه عزيز همسرتان باشيد

هميشه صادق باشيد. صداقت شما هيچ وقت از ياد همسرتان نخواهد رفت و بي‌صداقتي نيز براحتي مي‌تواند اعتماد همسرتان را از شما سلب كند و او را به شما بدبين كند و همين باعث از بين رفتن عزت شما شود.

بر اعصاب خود مسلط باشيد. از کوره در نرويد . موقع عصبانيت ممكن است متوجه رفتار و گفتار خود نباشيد و حرفي بزنيد كه همسرتان را ناراحت كند و برنجد. شايد عصبانيت تان بعد از مدتي فروكش كند و شما آن را فراموش كنيد، ولي همسرتان هيچ وقت حرف‌هايي را كه شما در عصبانيت به او گفته‌ايد از ياد نمي‌برد.  افرادي كه زود عصباني مي‌شوند، براي اطرافيانشان خسته‌كننده‌اند چون در پي هر گفتار و رفتاري بايد منتظر عصبانيت شما باشند و اين واقعا زجر آور است كه كسي دائما از دست همه عصباني باشد و با هر چيز كوچكي از كوره در رود.

نقاط مثبت را هم ببينيد و بدبين نباشيد. وقتي هميشه به ايرادهايي كه همسرتان دارد فكر كنيد، روز به روز بيشتر از او دور مي‌شويد، اما اگر هميشه به نقاط مثبت او بينديشيد آن‌وقت هر روز بيشتر از ديروز برايتان عزيز مي‌شود.

در رفتارتان با ديگران دقت كنيد. به بزرگترها احترام بگذاريد و با دوستانتان زياده‌روي نكنيد و در روابطتان حساسيت‌هاي همسرتان را در نظر داشته باشيد و او را با يك رفتار نابه‌جا در جمع نرنجانيد.نشاط خود را حفظ كنيد و هميشه خسته و افسرده نباشيد. بعضي افراد همين كه به همسر خود مي‌رسند فكر مي‌كنند بايد ناله كنند و خسته باشند. شور و نشاط باعث مي‌شود كه همسرتان در كنار شما احساس شادي كند، اگر روزي در كنارش نباشيد، جايتان خالي مي‌باشد. اما اگر دائم ابراز افسردگي كنيد، هر كسي در كنار شما احساس دلمردگي مي‌كند.

هيچ‌گاه براي كارها و گذشت‌هايي كه در زندگي كرده‌ايد، سر همديگر منت نگذاريد. هر كاري كرده‌ايد براي زندگي خودتان بوده و خودتان خواسته‌ايد، پس بامنت آن را بي‌ارزش نكنيد.

به همديگر احترام بگذاريد. خيلي اوقات از بين رفتن عزت همسران در ديد همديگر به خاطر از بين رفتن حريم‌ها بين آنهاست. سعي كنيد هميشه ادب و احترام را در قبال هم رعايت كنيد تا قبح توهين و بي‌احترامي بين شما از بين نرود و هميشه همديگر را محترم بشماريد. اين مورد شامل خانواده همسرتان هم مي‌شود.

با هم به سفر برويد . از هيجان زندگي غافل نشويد و روزهاي شادي را با هم بگذرانيد.

زن‌ها بخوانند

هر زني كه مي‌خواهد براي همسرش عزيز بماند، بايد به برخي نكات اهميت بدهد مثل اين‌كه، به ظاهر خود اهميت بدهد و هميشه لباس مناسب بپوشد. تشخيص ظاهر مناسب براي هر مكان كار سختي نيست و شما مي‌توانيد با توجه به حساسيت‌ها و نظرات همسرتان در اين مورد، آنها را پيدا كنيد.

خوب آشپزي كنيد. شايد بعضي از زن‌ها آشپزي را دوست نداشته باشند و آن را وظيفه خود ندانند، اما تقريبا بيشتر مردها از همسر خود انتظار دارند يك غذاي خوب براي آنها تهيه كند.

خانه مرتب و آرام خانه‌اي است كه يك مدير خوب آن را اداره مي‌كند.خانه را مرتب و آرام نگه داريد. اين به معني كار كردن هميشگي شما در خانه نيست، بلكه صحبت از جو خانه است كه ظاهر مرتب نيز به آرامش آن كمك مي‌كند. خانه مرتب و آرام خانه‌اي است كه يك مدير خوب آن را اداره مي‌كند. مثلا حواستان باشد كه مايحتاج خانه تكميل باشد، جو خانه را از تشنج به دور نگه داريد و فضاي خانه را آرامش‌بخش بچينيد.

به حرف همسر خود گوش دهيد. كمتر با او سرسختانه مخالفت كنيد. دقت كنيد كه منظور ما، فراموش كردن ديدگاه‌ها و نظرات خودتان نيست بلكه ابراز آنها به نحوي است كه همسر شما فكر نكند شما حرف او را زير پا گذاشته‌ايد، مخالفت‌هاي يكباره، اكثر مردها را عصباني مي‌كند، در حالي كه وقتي به حرف آنها گوش مي‌دهيد لذت مي‌برند. در اين مورد زياده روي هم نكنيد.

منطقي و معقول مطيع همسر خود باشيد.اگر در كارهاي خانه از شوهرتان كمك مي‌خواهيد، كارهايي را كه دوست دارد به او بدهيد و تقسيم كار كنيد. دستور ندهيد و ايراد نگيريد. او را به كمك كردن تشويق كنيد نه اين كه با رفتارتان او را از كمك كردن در خانه زده كنيد.

مردها بخوانند

اگر مي‌خواهيد هميشه براي همسر خود عزيز بمانيد اين نكات را فراموش نكنيد:

زن‌ها سرشار از احساساتند و اگر مردي بتواند قلب همسرش را هميشه راضي نگه دارد مي‌تواند هميشه براي او عزيز بماند و راضي شدن قلب با اهميت دادن به احساسات زن اتفاق مي‌افتد. استفاده از كلام محبت‌آميز و هر چيزي كه نشان دهد شما به او علاقه‌منديد، محبت واقعي و پرهيز از افراط و تفريط، مي‌تواند نتيجه خوبي به همراه داشته باشد.

از او به خاطر كارهايي كه مي‌كند قدرداني كنيد، چون حتي اگر همسرتان فقط خانه‌دار باشد، كار مهم و سختي انجام مي‌دهد آن هم بدون تعطيلي و وقفه. تنها با قدرداني شماست كه خستگي از تنش در مي‌آيد.


از نظر مالي به او اهميت بدهيد و هميشه مبلغي را براي خود او در نظر بگيريد. حتي اگر خودش درآمد دارد، وظيفه شما حكم مي‌كند او را تامين كنيد. يادتان باشد كه خرج خانه براي خانه است نه همسرتان، پس او را هم مهم بدانيد و از نظر مالي به او اهميت بدهيد.

گاهي به او نيز مرخصي دهيد و كارهاي خانه را خودتان انجام دهيد. اين كار 2 حسن دارد؛ اول اين‌كه همسرتان استراحت مي‌كند و دوم اين‌كه شما مي‌فهميد همسرتان روزانه چه كارهايي در خانه انجام مي‌دهد و قدر يكديگر را بيشتر مي‌دانيد.

هرگز داد نكشيد و تحقير نكنيد. مهرباني و نرم سخن گفتن آنچنان در دل زنان نفوذ مي‌كند كه تاثيرش هزاران برابر فرياد كشيدن است و برعكس، داد و فرياد و تحقيركردن، آنچنان شما را از چشم همسرتان مي‌اندازد كه اگر بدانيد ديگر داد نمي‌كشيد.

اگر همسرتان همه اين نكات را رعايت كند، در چشم شما عزيزتر نخواهد شد؟ پس مطمئن باشيد او هم مثل شما فكر مي‌كند و دوست دارد شما نيز اين موارد را رعايت كنيد. زندگي باعزت و احترام هميشه پايدار و مقاوم خواهد ماند.
+ نوشــته شــده در  دوشنبه 20 اردیبهشت1389ساعت 18:57  توســط fAtEmEh  | 
خيانت ،آخر رابطه با همسر؟

به‏ رغم تصور بسياري از همسران، بروز خيانت در زندگي مشترک، به معناي رسيدن به بن‏بست نيست، هنوز مي‏توان ازدواج را از نابودي نجات داد.

شايد خيلي از افرادي که با موضوع خيانت همسر مواجه مي‏شوند، تصور کنند بخشيدن همسر خطا‏کار ، خود خطايي بزرگ‏تر است که تنها باعث مي‏شود همسرشان به خودش اجازه دهد تا اين خطا را بيشتر انجام دهد. در اينکه عده‏اي افراد وجود دارند که واقعا به دنبال سوء استفاده هستند، شکي نيست اما اين قانون در مورد عده ‏زيادي نيز صدق نمي‏کند. احتمالا افرادي که اصرار به نبخشيدن دارند ، متوجه نيستند که اين کار چه آسيب شديدي را به جسم و البته مهم‏تر از آن به روح و روان آنها وارد مي‏کند و علاوه بر آن، چطور زندگي آنها را مختل کرده و آنها را کاملاً از هر چه مي‏تواند باعث شادي‏شان شود ، محروم مي‏کند.

بسياري از مواقع اصرار بر بخشيدن و برداشتن قدم‏هاي مثبت بيشتر به نفع يک نفر است و آن خود ما هستيم!

دليل خيانت، از يک همسر به همسر ديگر بسيار متفاوت است. دليل اتفاقي که براي زندگي شما افتاده، مي‏تواند تأثير زيادي روي تصميم شما بگذارد و برخورد شما را بسيار متفاوت کند.

پيتمن- يکي از روان‏شناساني که سال‏ها روي موضوع خيانت کار کرده است- دلايل اين موضوع را در چند دسته تقسيم مي‏کند. آشنايي با اين دلايل مي‏تواند به شما در تصميم‏گيري درست‏تر کمک کند. او مي‏گويد علت خيانت همسران معمولا در چهار دسته‏ قابل تقسيم‏بندي است.

خيانت از نوع تصادفي :

منظور اين است که گاهي اوقات فرد واقعا قصد عهد‏شکني ندارد، برنامه‏ريزي قبلي نيز براي اين کار ندارد اما آرام آرام در محيط بيرون از خانه به کسي علاقه‏مند شده و بعد از مدتي بدون اينکه خودش تصميم داشته باشد، خود را درگير رابطه‏‏اي خارج از ازدواج مي‏بيند. البته خيانت‏هاي تصادفي فقط شامل اين يک مورد نمي‏شود؛ گاهي اوقات دوري همسران از همديگر يا در دسترس نبودن به خاطر بيماري يا بارداري باعث مي‏شود يکي از همسران به رابطه ‏خارج از ازدواج سوق پيدا کند نکته اصلي در شناسايي اين دسته اين است که همسري که مرتکب خطا شده است، اصرار دارد که اين يک اتفاق بوده و خودش نمي‏خواسته اين طور بشود يا فکرش را نمي‏کرده که اين اتفاق بيفتد. پشيماني جدي همسر خطا کار بعد از مشخص شدن موضوع و آمادگي براي جبران، نشانه دوم براي شناسايي اين دسته است.

علاقه به تنوع در روابط :

چيزي که بيشتر در مردان ديده مي‏شود و اين دسته افراد قبل از ازدواج هم سابقه دوستي با چندين زن به صورت همزمان را در پرونده‏شان دارند. معمولا پشيماني در اين دسته زود گذر و ناپايدار است.

خيانت‏هاي عاطفي :

در اين دسته، افراد معمولا عاشق فرد ديگري شده و ارضاي نيازهاي خود را در اين فرد مي‏جويند. در اين دسته، رابطه عاطفي بسيار پر رنگ‏تر است و کمتر رابطه جنسي با فردي- خارج از ازدواج- ديده مي‏شود. کيفيت رابطه همسران با همديگر نقشي تعيين کننده در بروز اين دسته از خيانت‏ها دارد.

خيانت با اطلاع طرف مقابل:

زماني است که هر دوي همسران اطلاع دارند که يکي از آنها يا حتي هر دوي آنها دست به خيانت زده اما به دلايلي چشم پوشي کرده و اجازه مي‏دهند تا موضوع ادامه پيدا کند به عنوان مثال زماني که همسر معتاد زني مي‏داند که همسرش با افراد ديگر رابطه دارد اما به خاطر منافع مادي‏اي که آن روابط  به دنبال دارد ، چشم خود را مي‏بندد تا بتواند از اين طريق پول خريد مواد خود را تامين کند.

بسته به اينکه  دليل اتفاقي که در رابطه ازدواج شما افتاده، کدام يکي از موارد بالا باشد ، قطعا برخورد شما نيز متفاوت خواهد بود. واقعيت اين است که صحبت ما با دسته آخر نيست؛ زماني که همسران به دلايلي ترجيح مي‏دهند، چشم خود را ببندند. دسته دوم نيز به نوعي از بحث‏ ما خارج هستند. ممکن است در ظاهر چنين افرادي اظهار دارند که نيازهاي شان در ازدواج تأمين نمي‏شود و با تغيير رفتار همسر، همه چيز درست خواهد شد اما معمولا اين تغيير چيزي را عوض نمي‏کند. براي تغيير واقعي، اين خود فرد است که بايد مسير سخت و البته نسبتاً طولاني‏اي را طي کند تا بتواند عوض شود. به اين ترتيب مي‏توان گفت که روي صحبت ما در اينجا با دو دسته اول و سوم است؛ زماني که به صورت تصادفي خيانت صورت گرفته است و زماني که نيازهاي عاطفي ارضا نشده، علت اصلي اين امر بوده است.

حرکت حساب شده

قبل از اينکه هر کاري بتوانيد بکنيد ، به خودتان فرصت دهيد. داشتن احساس خشم و عصبانيت، سرخوردگي، جا خوردن و شوکه شدن و حتي اضطراب و نگراني شديد ، در اين شرايط کاملاً طبيعي است. يادتان باشد هر چه تلاش کنيد که منطقي‏تر برخورد کنيد ، احتمالا نتيجه برعکس‏تري مي‏گيريد. دور شدن براي مدتي کوتاه از همسرتان شايد بتواند به آرام‏شدن تان کمک بيشتري کند. کمک گرفتن از مشاور يا روان‏شناس در اين مرحله مي‏تواند گزينه خوبي براي شما باشد. صحبت کردن و بيان کردن احساسات تان با فردي که سوگيري ندارد و شما نيز ترس از آبروريزي نداريد ، مي‏تواند به شما در آرام شدن و البته رسيدن به جمع‏بندي در مورد اين موقعيت جديد کمک خوبي کند.

تصور اشتباهي که وجود دارد اين است که اگر فردي مي‏خواهد با همسري که خيانت کرده زندگي کند ، بايد يا او را در اولين فرصت ببخشد يا با حالت قهر به زندگي با او ادامه دهد ، در حالي که حالت‏هاي ديگري نيز وجود دارد: اول از همه توجه داشته باشيد که لازم نيست همسرتان را خيلي زود ببخشيد!

 تصور نکنيد که قصد اين است که دلخوري را در دلتان براي سال‏ها نگه داريد اما فراموش نکنيد که فشار وارد کردن به خود براي بخشيدن، در واقع نوعي سرکوب کردن احساسات است، پس لطفا در عوض سرکوب کردن بي‏دليل احساسات، سعي کنيد اين فرآيند آرام آرام اتفاق بيفتد.

شايد بهترين حالت اين است که شما بتوانيد به جمع‏بندي خوبي درباره موضوع پيش آمده، همسرتان و خواسته‏هاي خودتان برسيد. براي اين کار شما بايد در سه زمينه به خوبي به رابطه‏تان فکر کنيد؛ گذشته، حال و آينده .

در گذشته چه اتفاقاتي بين شما افتاده است؟ رابطه شما چطور بوده است؟ آيا شما نيز در اتفاقي که افتاده دخيل بوده‏ايد؟ رفتار همسرتان چطور بوده است؟ حالا که متوجه شده‏ايد چنين اتفاقي افتاده چه احساسي به همسرتان داريد؟ رفتار او چطور است؟ آيا پشيمان شده است و خودش نيز دلش مي‏خواهد قدمي بردارد؟ اگر بچه داريد، وضعيت آنها اين روزها چگونه است؟ و... شايد مهم‏تر از همه آينده شماست که بايد به آن توجه داشته باشيد؛ براي آينده فرزندتان چه برنامه‏اي داريد؟ آيا مي‏خواهيد  از همسرتان جدا شويد؟ بعد از آن مي‏خواهيد چه کار کنيد؟

حالا با توجه به همه آنچه در گذشته بين شما گذشته، آنچه در زمان حال اتفاق افتاده و آنچه براي آينده برنامه‏ريزي کرده‏ايد، سعي کنيد جمع‏بندي منظمي از اين موقعيت جديد و خواسته‏هايي که داريد ، داشته باشيد.

گاهي اوقات علت خيانت يکي از همسران، رابطه عاطفي آسيب ديده درگذشته است. به عبارتي قبل از خيانت، نوعي طلاق عاطفي را در خانواده شاهد هستيم. در اين شرايط با بروز خيانت و لو رفتن موضوع، اين فاصله عميق‏تر شده و تقاضا براي طلاق به عنوان گزينه‏اي جدي مطرح مي‏شود.دراين موارد مي توان در صورت پشيماني کسي که خيانت کرده با اصلاح رابطه به حفظ ازدواج اميد وار بود.

يکي ديگر از دلايلي که در بروز خيانت موثر است، ارتباط جنسي مشکل‏‏دار همسران است. منظور از مشکل، عدم رضايت يکي از طرفين يا هر دو نفر است . در اين موارد اول از همه يادتان باشد رابطه جنسي رضايت بخش داشتن، موضوع کم‏اهميتي نيست و دوم آنکه براي بهبود رابطه در اين بخش لازم است از متخصصان اين زمينه کمک بگيريد. در بسياري از موارد بهبود رابطه در اين بخش، رضايت همسران از رابطه را به صورت کلي بهتر کرده و پيوند عاطفي را نيز قوي‏تر کند.

ممکن است چند هفته از خبردار شدن شما از موضوع بگذرد و شما با وجود اينکه دلتان مي‏خواهد همسرتان را ببخشيد اما نمي‏توانيد و همين جلوي هر اقدام سازنده بعدي را گرفته است. اگر چنين شرايطي داريد ، شايد بد نباشد بدانيد احتمال بروز خيانت با ميزان رضايت همسران از رابطه‏شان، ارتباط مستقيمي دارد. اين به آن معناست که هر چه رضايت از رابطه بيشتر باشد، احتمال بروز خيانت کمتر مي‏شود. فراموش نکنيد که هر کدام از همسران نقش موثري در ايجاد ميزان رضايت دارند. شايد اگر شما مي‏توانستيد مشکلات رابطه‏تان را زودتر شناسايي کرده و قدم‏هايي براي آن برداريد، اين اتفاق نمي‏افتاد. احتمالا با توجه به اين نکات متوجه شده‏ايد که به هر صورت هر فردي تا حدي، کم يا زياد، در اينکه همسرش خيانت کند، موثر است. (البته گروه اول وسوم )گاهي اوقات توجه به اين نکته مي‏تواند از عصباني ماندن براي زمان‏هاي طولاني جلوگيري کند و از سويي باعث شود تا انگيزه بيشتري براي تغيير کردن و بهبود رابطه‏مان داشته باشيم.

منبع:تبيان

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 20 اردیبهشت1389ساعت 18:45  توســط fAtEmEh  | 
چگونه مردان را در هنگام رابطه جنسي بهتر بشناسيم؟
اغلب مردان هنگام رابطه جنسي آن چيزي نيستند که وانمود مي کنند. متاسفانه اين مشکل در کشور ما رواج فراواني دارد و زنان پس از انجام رابطه جنسي به اين موضوع پي ميبرند که مردي که ادعا مي‌کرد که هم در رابطه جنسي تواناست و هم با گذشت است، خلاف آن را ثابت کرده است.اما زنان چاره‌اي ندارند جز آنکه در ميدان عمل مرد را بيازمايند. چگونه؟

1. مرد حتماً قبل از رابطه جنسي به نظاقت و تميزي آلت تناسلي، زير بغل ، بوي بد دهان و اندام خود رسيدگي کند. همانگونه که از زن چنين انتظاري دارد.

2. مرد بايد سعي کند در انجام رابطه جنسي پيش‌قدم شود. اين از نظر زنان مطلوب بوده و آنها نيز تمايل به ابراز بي‌علاقه‌گي دارند تا اشتياق مرد را بسنجند. همچنين ناز کردن و عشوه آمدن از خصوصيات دلچسب زنان مي‌باشد.البته ناگفته نماند که براي تنوع زنان هم بهتر است هر از چندي، پا پيش گذاشته و مردشان را سرحال بياورند.

3. مرد بايد در آغاز رابطه جنسي ذهن و فعاليت خود را متوجه تحريک و آماده کردن زن نمايد.

4. مرد با استفاده از حرفها و کلمات عاشقانه به زن آرامش و اشتياق مي‌دهد. چنانچه زن لذت ببرد مي‌توان از کلمات رکيک سکسي هم استفاده کرد.

5. مرد سعي کند عمل دخول را به اواخر رابطه جنسيموکول نمايد مگر آنکه زن به اصرار تقاضا کند. FPRIVATE
"TYPE=PICT;ALT="

6. نوازش کردن زن از مهمترين کارها در رابطه جنسي است.

7. ماساژ تمامي اندام زن به او نيرو، آرامش و لذت مي‌دهد و مرد را براي رابطه جنسي حريص‌تر مي‌سازد.

8. مرد هر چه بيشتر بتواند با مهارت زن را تحريک کند زن در ادامه هر کاري مرد طالب باشد انجام مي‌دهد
.
9. هنگام دخول بايد به هر روشي که زن دوست دارد بخوابند و از روشهايي که زن متنفر است يا رنجور مي‌شود بپرهيزد.
10. هنگام دخول بهترين کارها: بوسيدن و ليسيدن و مکيدن لبها، زبان، گردن، لاله گوش و سينه‌ها است.

11. زمان دخول بهترين زمان براي سخنان محبت‌آميز است.

12. بهتر است با زن خود از فبل هماهنگ کنيد که اسپرم خود را کجا بريزد او لذت خواهد برد.

13. تا زماني که مطمئن نشديد که زن به اوج لذت و ارضا شدن نزديک نشده از ارضاي خود جلوگيري کنيد.

14. به محض شروع ارضا از طرف زن، مرد نيز مي‌تواند خود را ارضا کند. بهترين شيوه ارضا‌شدن، همزماني آن بين طرفين است.

15. مهمترين قسمت: معمولاً مردها پس از ارضاشدن يا مي‌خوابند، يا پشت به زن از او دوري مي‌کنند. در صورتي که کاري که بايد انجام دهند اين است که شروع به بغل کردن و نوازش زن کنند. و به او آرامش دهند تا استراحت کند.

16. براي او به آهستگي حرفهاي محبت‌آميز بزنند و از او تشکر نمايند.

17. شايسته است که نوشيدني گوارايي تهيه نموده و براي همسر خود يباورد.

فراموش نکنيم که هيچ يک از اين رفتارها چه هنگام رابطه جنسي و چه در حالتهاي ديگر زندگي از جانب زن بدون پاسخ نخواهد ماند.

تذکر به خانمها: اگر مردي به اين نکات توجه نکرد، شک نکنيد که در رابطه جنسي توانا نيست و خودخواه مي‌باشد.
راستي آقايان پا به سن گذاشته حتماً قبل از آوردن نوشيدني ادرار خود را تخليه کرده و آلت خود را شستشو دهند تا پروستاتشان معيوب نگردد.


+ نوشــته شــده در  شنبه 18 اردیبهشت1389ساعت 12:34  توســط fAtEmEh  | 

راه برخورد با خیانت همسر 

مـتـوجه مـی شوید که همسرتان خیانتکار و بی وفا است. ایـن امر شما را واقعا ناراحت کرده و ضربه سختی به شمـا وارد می سازد. تصـور می کردید که ازدواج سبب می شود تا همسرتان دیگر هیچ گاه به خود اجازه بدعهدی و خیانت ندهد، اما کارها مطابق میل شـما پیـش نـرفـت. هنوز هم زمـانیـــکه یاد کارهایی که او انـجام داده است، می افتید، احساس ناراحتی میکنید. چـگونـه مـی تـوانید آزار و اذیـت

ها را به دست فراموشی سپرده، همسر بی وفای خود را ببخشید و زندگی مشترک خود را از خطر نابودی نجات دهید؟

 میزان دشواری: خیلی شدید

مدت زمان لازم: بسیار زیاد

 نحوه انجام:

۱) نباید عکس العمل آنی از خود نشان دهید و یکمرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسائل دیگر را نیز زیر و رو کنید. نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف نکنید.

۲) باید قبول کنید که احساس خشم، عصبانیت، شک و تردید، شکه شدن، آشفتگی، ترس، درد و رنج، افسردگی، و پریشانی برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا نرمال است.

۳) این مشکل باعث به وجود آمدن برخی مشکلات فیزیکی در فرد می شود از قبیل: حالت تهوع و استفراغ، اسهال، مشکلات مربوط به خواب (بی خوابی و یا پر خوابی)، لرزش، اختلال حواس، کم غذایی و کم اشتهایی. سعی کنید در این حال بیش از پیش از خود مراقبت کنید.

۴) خودتان را وادار کنید تا غذاهای سالم مصرف کنید، طبق برنامه پیش بروید، به اندازه کافی استراحت کنید، هر روز ورزش کنید، به اندازه کافی آب بنوشید و تفریح داشته باشید. ایجاد تعادل، بهترین راه حل، برای مبارزه با آسیبی است که به شما وارد شده است.

۵) خندیدن کاملا طبیعی و نشان دهنده سلامت فرد است. فیلم یا سریال های تلویزیونی خنده دار تماشا کنید و مقداری از وقت خود را با افرادی صرف کنید که خنده بر روی لب های شما می اورند. زندگی بدون اینکه توجهی به قلب های شکسته و خیانت های همسران داشته باشد، همچنان در حال پیش رفتن است.

۶) گریه کردن نیز یک امر کاملا طبیعی است. اگر خود به خود گریه نمی کنید، می توانید آهنگ های غمگین گوش کنید و یا به تماشای فیلم های تراژیک بنشینید.

۷) برای خود یک ژورنال درست کنید. تمام افکار و احساساتی که به شما به دلیل خیانت و بی وفایی همسرتان دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید.

۸) با همسر خود در مورد بدعهدیش صحبت کنید. تمام سوال هایی که به ذهنتان میرسد را بپرسید. شاید با این کار به این نتیجه برسید که همسرتان هنگام ارتکاب به این کار، اصلا فکر نمی کرده که به شما خیانت می کند.

۹) به دنبال مشاوره بروید. سعی نکنید تا به تنهایی از پس این مشکل برآیید. هم شما و هم همسرتان پیش از اینکه مجددا رابطه جنسی بدون محافظت با هم برقرار کنید، باید تحت آزمایش HIV (ایدز) و تست سایر بیماری های آمیزشی قرار بگیرید.

۱۰) حداقل یک روز به خود فرصت دهید.

۱۱) نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. با فرزندانتان صادق باشید؛ اما لازم نیست جزییات مشکل را نیز برای آنها شرح دهید. قسم هایی نخورید که بعدها نتوانید به آنها عمل کنید. تنها چیزی که بچه ها باید بدانند این است که حال شما رفته رفته رو به بهبودی خواهد رفت.

۱۲) سعی نکنید این بازی، که چه چیز و یا چه کسی مسبب بروز چنین فاجعه های شده است را شروع کنید. با این کار صرفا انرژی خود را تلف می کنید. در اینصورت فقط می توانید نفر سوم را سرزنش کنید و خودتان خوب می دانید که هیچ چیز درست نخواهد شد.

۱۳) اگر بیش از اندازه عصبانی باشید، بر سر مسائل کوچک داد و بیداد راه بیندازید، احساس کنید که بر روی طناب باریکی در حال راه رفتن هستید، و زمانی که به یاد بدعهدی همسر خود می افتید، عکس العمل های شدید فیزیکی از خود نشان دهید، بی شک دچار استرس بعد از ضربه روحی شده اید و باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کنید.

۱۴) انتظار نداشته باشید که حس آشفتگی، بی اعتمادی و عصبانیت به مجرد اینکه تصمیم می گیرید همسر خود را ببخشید و به سرسپردگی خود ادامه دهید به راحتی از بین برود. از بین رفتن دردورنج وارده از طریق خیانت، نیازمند زمان است.

۱۵) واقع بین باشید. درآمد، سرمایه، وضعیت مسکن، و حمل و نقل خود را در نظر بگیرید. اگر تصمیم به خاتمه زندگی زناشویی خود می گیرید باید ببینید که آیا جایی برای زندگی کردن دارید و منبع درامدی دارید که از آن طریق بتواند نیازهای اولیه تان را مرتفع سازید.

توجه:

۱) بی وفایی یک فرد، هیچ گونه دلیل روشنی ندارد. ممکن است نشات گرفته از سایر مشکلات در زندگی مشترک باشد، ممکن است چیزی در درون قلب همسرتان وجود داشته باشد و ... به هر حال شما هیچ گاه به درستی دلیل واقعی آنرا متوجه نخواهید شد.

۲) نوع خیانت، معمولا فهم و درک آنرا راحت تر می کند. آیا به یک شب ختم می شود؟ به دلیل مشکلات زندگی بروز کرده؟ اعتیاد به برقراری رابطه جنسی بوده؟ آیا خیانت صرفا برای خاتمه دادن به زندگی مشترک بوده؟

۳) به خاطر داشته باشید که زندگیتان با گذشته فرق کرده و باید ناراحتی به وجود آمده را تسکین دهید.

۴) به طور مشابه می توان گفت که مرگ نزدیکان نیز باعث بروز غم و اندوه می شود (از عدم پذیرش از سوی فرد شروع می شود، بعد خشم، عصبانیت، کشمکش، افسردگی و در نهایت به پذیرش ختم می شود) پس چنین مسائلی بدین معنا نیستند که زندگی به پایان رسیده است و شما دیگر قادر به ادامه دادن آن نیستید، چرا که در اصل شما این توانایی را در وجود خود دارید و تنها مشکل به کارگیری ان است که کمی دشوار می باشد.

۵) پیش از اینکه خانواده خود و یا همسرتان را در جریان بد عهدی او قرار دهید، مجددا بر روی این امر فکر کنید. افراد خانواده می توانند کینه ها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارند و شرایط را بدتر کنند.

 به چه چیزهایی نیاز دارید:

ـ خواب

ـ رژیم غذایی سالم

ـ ورزش

ـ نوشیدن آب، به میزان کافی

ـ خنده

ـ زمان   

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 10:33  توســط fAtEmEh  | 

خیانت کنیم یا نکنیم ؟؟ 

يكي  از انواع خيانت ، خیانت جنسی می باشد. این امر زمانی روی می دهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دلیل برقراری روابط جنسی و هیجانی که دراز کشیدن پهلوی او می تواند به او بدهد، جذبش شده است.


دومین نوع خیانت، احساسی می باشد و زمانی روی می دهد که فرد احساس میکند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده. وی از همراهی، صحبت کردن، و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد. کم کم به این نتیجه می رسد که ترجیح می دهد اوقات فراغت خود را به جای اینکه با همسر و یا نامزدش بگذارند با او سپری کند.

بر اساس تحقیقاتی تقریبا چیزی بیشتر از ۷۵% از خانمها اظهار می دارند که خیانت عاطفی برایشان خیلی سخت تر از خیانت جنسی است. البته بسیاری از خانم ها نیز اعتقاد داشتند که هر دو نوع خیانت برایشان سخت است چراکه در هر دو مرحله، ضربه سختی بر روی احساساتی که نسبت به شریک زندگی خود داشتند، وارد می شود.

حال به طور مجزا دیدگاه خانم ها را در مورد هر یک از دو مورد بالا مورد بررسی قرار میدهیم.

خیانت احساسی

خیانت احساسی یکی از مواردی بود که بیشتر خانم ها آنرا مخرب تر و ویرانگر تر تصور می کردند. خانم ها به خوبی می دانند که دختر های زیبای بسیاری وجود دارند و آقایون بالفطره از نظر بصری تحریک پذیر می باشند. البته این امر توجیه کننده خیانت جنسی نیست، اما همه به خوبی می دانند که برخی از مردها در کنترل خواست های جنسی خود ناتوان و یا کم توان هستند.

وضعیت زمانی غیر قابل تحمل می شود که خانم متوجه شود همسرش با کسی آشنا شده که از نظر شخصیتی او را بیشتر دوست می دارد. این امر علامت آن است که خانم دیگر توانایی جذب همسرش را ندارد و نمی تواند پاسخگوی نیاز های احساسی و عاطفی او باشد.

خیانت جنسی به نوبه خود درست نیست، اما اگر مردی مرتکب چنین کاری شده باشد خیلی راحت تر می توان این مطلب را برای همسرش بازگو کرد. اما اجازه دهید که ببینیم خیانت احساسی در نظر خانم ها به چه اموری گفته می شود:

 چند نمونه از خیانت های عاطفی

یک مثال خیلی ساده این است که آقا یکی از همکاران مونث خود را همیشه برای شام و یا نهار به بیرون ببرد. در بیشتر موارد بهتر است شک کنید که آنها قصد دارند در مورد چیزهایی خارج از حیطه کاری صحبت کنند. این همکار ممکن است به همدم آقا تبدیل شود و به او اجازه دهد تا عقاید و افکارش را در میان بگذارد.

مردهایی که از نظر احساسی در بدو خیانت کردن قرار دارند، معمولا شروع می کنند به سوال کردن از خودشان که آیا این خانم را باید اینقدر زیاد ببینم؟ آنها در اعماق وجود خود احساس می کنند که این خانم خیلی بیشتر از یک همکار برایشان ارزش دارد و به همین دلیل در زمان ملاقات کردن او احساس گناه به آنها دست می دهد.

یکی دیگر از انواع خیانت های عاطفی که این روزها خیلی رایج شده است online میباشد. فرد سعی می کند بیشتر و بیشتر به شبکه اینترنت متصل شود تا با یک فرد خاص صحبت کند و همسرش نیز ناراحت است که او ساعت های طولانی را در اینترنت می گذارند. نیاز صحبت کردن فرد با شخص سوم که شاید خیلی زیاد هم نتواند او را ببیند خیلی بیشتر از نیاز او برای بودن با همسر و یا نامزدش است. (یک علامت قدیمی در مورد سرمایه گذاری احساسی)

این مثال نشان دهنده خیانت تمام و کمال عاطفی بود؛ اگر آقا خانمی را که از طریق اینترنت با او ارتباط دارد، قبلا ندیده باشد این امکان خیلی کمتر وجود دارد که تحت تاثیر برقراری روابط جنسی با او قرار گرفته باشد.

چرا خانم ها از خیانت عاطفی می رنجند؟

زمانی که خانم ها در پی یافتن همسر هستند آنها معمولا به دنبال احساسات و توانایی های ذهنی آقایون می گردند از جمله این که آیا آقا می تواند پدر خوبی برای بچه ها باشد، یک زندگی محکم درست کند و با او ارتباط معقولی برقرار کند. از سوی دیگر آقایون بیشتر بر روی خصوصیات فیزیکی خانم ها توجه دارند و اینکه خانم قادر است بچه دارد شود و نیازهای جنسی او را برآورده سازد.

به همین دلیل گفته می شود که چون خانم ها بر روی احساسات و عواطف موجود در رابطه سرمایه گذاری می کنند، خیانت در مورد این مطلب برایشان غیر قابل هضم بوده و احساس می کند که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

 خیانت جنسی

دومین نوع خیانت، جنسی می باشد. هر چند به اندازه خیانت عاطفی برای خانم ها سخت و دشوار نمی باشد، اما به راحتی می تواند رابطه شما را خراب کند. زمانی که مردی با یک دختر خانم دیگر رابطه جنسی برقرار می کند، همسر این مرد توانایی های خودش را در هنگام خواب زیر سوال می برد. او از خود می پرسد که خانم دیگر چه چیزهایی را به همسرش پیشنهاد می کند که خودش نمی کرده. این امر باعث می شود که خانم در زمینه سکس محتاط تر عمل کند و در نتیجه پس از مدتی به طور کامل از این کار کناره گیری می کند؛ این کار خود شرایط را بدتر خواهد کرد.

درست مثل یک چرخه مخرب و ویرانگر: مرد خیانت می کند، در نتیجه همسرش هرگز نمی خواهد با رابطه جنسی داشته باشد، این امر باعث می شود که آقا بیشتر خیانت کند. به طور خلاصه یکی از راههای مناسب برای بر هم زدن ارتباط انجام چنین کاری می باشد.

آیا فراموشی خیانت جنسی برای زوجین آسانتر است؟

این نوع خیانت تنها برای بدست آوردن رضایت فیزیکی است و یک شب بیشتر ادامه ندارد. آقا هیچ گونه نیاز عاطفی نسبت به خانم دوم ندارد و قصد بیرون رفتن و یا وقت صرف کردن با او را ندارد و تنها به دنبال ارضا کردن نیازهای جنسی خود است. او همان احساس عاطفی که نسبت به همسرش داشته است را حفظ می کند. این مرد تنها به این خاطر که از زندگی جنسی فعلی خود کسل شده و می خواسته موقعیت های جدید را نیز تجربه کند مرتکب این اشتباه شده.

معمولا زمانیکه طرف مقابل متوجه چنین مطلبی می شود اصلا به شوهر خود اجازه نمی دهد که دلیل کار خود را توضیح دهد و همه چیز را زیر پا می گذارد و فقط به او میگوید که من چگونه می توانم دوباره به تو اعتماد پیدا کنم. در یک ارتباط محکم دو طرف نباید مرتکب اینگونه اشتباهات شوند و در صورت بروز مشکل، کنار آمدن با آن چندان دشوار نخواهد بود.

آیا می توانید واکنش خانم را پیش بینی کنید؟چگونه شخصیت یک خانم در طرز برخورد او نسبت به خیانت تاثیر می گذارد؟

خانم هایی هستند که بیش از هر چیز (حتی احساسات و عواطف) به سکس اهمیت می دهند. این خانم ها معمولا در سایر جنبه های زندگی نیز خود را مشغول کرده اند مانند عرصه شغلی. آنها همچنین اهمیت بسیار زیادی برای وضع ظاهری خود قائل هستند. (همانطور که می دانید ظاهر نقطه مقابل شخصیت است)

برای این دسته از خانم ها خیانت جنسی غیر قابل بخشش می باشد. چرا که آنها تصور می کردند آقا تنها به دلیل زیبایی های ظاهری شان جذبشان شده و این خیانت برای آنها به منزله شکست بزرگی محسوب می شود. آنها تصور می کنند که آقا دیگر هیچ میلی نسبت به آنها ندارد و با این کار خود خواسته به او بفهماند که بهتر است این رابطه تمام شود.

خانم هایی که از خیانت جنسی بیشتر آسیب می بینند به مردها به عنوان دست آویزی برای بر آورده کردن نیازهای جنسی شان نگاه می کنند. به همین دلیل در زمان بروز خیانت جنسی احساس می کنند که شریک زندگی شان توجه خود را به کس دیگری معطوف کرده حالا چه صرفا از نظر جنسی باشد و چه از نظر احساسی و جنسی. آنها در این حالت تصمصم گیرند که رابطه را ترک گفته و به سوی یکی دیگر از خواستگارهای خود بروند.

شما به راحتی می توانید چنین خانم هایی را شناسایی کنید. آنها به دنبال توانایی های ذهنی در آقایون نمی گردند. آنها با مردها ارتباط عاطفی چندانی برقرار نمی کنند و احساسات و افکار خودشان را در میان نمی گذارند. اگر در یک چنین رابطه ای قرار بگیرید خودتان متوجه می شوید که توجه بیشتر بر روی مسائل فیزیکی است.

اگر نامزد و یا همسر شما جزء این دسته از خانم ها باشد آنوقت خیانت جنسی برای او به منزله یکی از وحشتناکترین و غیر قابل بخشش ترین خیانت ها محسوب می شود.

 اگر خیانت کردید، چه کار کنید؟

اگر شما در مقابل نامزد و یا همسر خود مرتکب خیانت شدید دو گزینه برایتان وجود دارد: می توانید در این رابطه با او صحبت نکنید و امیدوار باشید که این امر هیچ گاه برایش فاش نشود و یا اینکه به خطای خود اعتراف کنید و تمام عواقب آنرا را نیز قبول کنید.
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 10:28  توســط fAtEmEh  | 

خيانت چيست

با توجه به تاپيك خيانت تصميم گرفتم كه مطلبي رو براي بهتر درك كردن اين واژه گذاشته باشم تا دوستان آگاهانه نسبت به اين قضيه پرداخته !خيانتخيانت زيان آورترين عمل در يك ارتباط است كه نه تنها منجر به صدمات غير قابل جبران به طرفين مي شود، بلكه اعتماد و اطمينان كسي كه مورد خيانت قرار گرفته شده را نيز نسبت به افراد ديگر از بين خواهد برد .معمولاً نازضايتي از مسائل گوناگون در يك رابطه باعث خيانت مي شود ولي در كل هيچ عذري براي اين عمل نكوهيده پذيرفته نيست و بايد از آن دوري كردخوشبختانه در جامعه ما بدليل فرهنگ و آداب و رسوم غني و اصيل ايراني، تعداد زناني كه به شوهران خود خيانت مي كنند بسيار اندك است. در زير برخي از دلايل خيانت زنان را مي خوانيد.دليل شماره 10 فساد اخلاقيفساد اخلاقي و عدم داشتن پاكدامني برخي از زنان باعث ميشود اين عمل ناپسند انجام گيرد دليل شماره 9خيانت شوهراگر چه همه زنان براي انتقام جويي از همسرشان به آن ها خيانت نميكنند، ولي اكثراً احساس مي كنند حال كه مورد خيانت قرار گرفته اند آنها نيز مجاز به مقابله به مثل مي باشند. برخي تصور مي كنند بايد طعم تلخ دارويي كه به آنها خورانده شده را به شوهرانشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه كه بر سر همسرشان آمده بشوند.دليل شماره 8ابراز علاقه بيشستر توسط ديگرياگر فيلم { بي وفا } را ديده باشيد متوجه خواهيد شد كه زنان معمولاً وقتي مورد وسوسه و اغواي شخص ديگري قرار ميگيرند ممكن است دچار انحراف شوند. شايد او پشيمان شود و دوباره برگردد اما به چه قيمتي ؟ آيا ارزش آن را دارد ؟دليل شماره 7تغييرات شديد شخصيتي و رفتاري شوهراو ديگر مانند گذشته مهربان و با محبت نيست، زود عصباني ميشود، به هر دليل نزاع براه مي اندازد، كمتر صحبت مي كند، بهانه جويي مي كند، ايراد مي گيرد، به ظاهرش اهميت نميدهد، به همسرش اهميت نميدهد، دگير از حرفهاي عاشقانه اش خبري نيست و همه چيز به يكباره تغيير كرده است.دليل شماره 6ديدگاه اشتباهبرخي مردان متأسفانه به همسر خود فقط بعنوان يك شريك جنسي نگاه مي كنند و از ارزشهاي ديگر زندگي مطلع نيستند كه اين امر موجب ميشود به امور ديگر نپرداخته و مسير اصلي زندگي را منحرف مي سازند و در نتيجه سرشكستگي و پوچگرايي را براي همسر خود به ارمغان خواهند آورد كه اين نيز فكر نادرست خيانت را در او براي جبران كمبودهاي زندگيش و بدست آوردن آنچه كه شوهرش از او دريغ نموده، تقويت خواهد كرددليل شماره 5عدم توجه و بي اهميتي توسط شوهرتنها چيزي كه مي توان با اطمينان كامل بيان كرد اين است كه همه زنان تشنه و عاشق تعريف و تمجيد توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگاميكه تغييري در آنها بوجود ايد. اگر او موهاي بلند و بلوند خود را كوتاه و تيره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعريف قرار نگرفت بايد انتظار داشت فرد ديگري زحمت اينكار را بكشد!!!دليل شماره 4مورد غفلت واقع شدناو احساس مي كند كسي كه دوست داشت تمام اوقات خود را با او بگذراند اكنون بيشتر وقتش را در محل كار و با همكاران و دوستان خود صرف ميكند، احساس تنهايي مي كند چرا كه هرگاه همسر خود را مي طلبد با پاسخ منفي مواجه ميشود بخاطر آنچه كه انجام داده مورد تحسين قرار نميگيرد، احساس كمبود مينمايد چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمي كند.دليل شماره 3پول و وضعيت اقتصاديبا كمال تأسف برخي از زنان بدليل اينكه شوهر آنها داراي وضعيت مالي خوبي نيست و به مقدار كافي به آنها پول پرداخت نمي كند فقط و فقط بخاطر پول و نه عشق و برآورده شدن نيازهاي مادي خود سمت ديگري كشيده مي شوند كه اين بسيار جلوه زشت و ناپسند دارد. چرا كه با كمي همدلي و تلاش مي توان براحتي به خواسته اي معقول مادي زندگي دست يافت.دليل شماره 2ارضا نشدن جنسيمشكل برطرف نشدن نياز جنسي هم از جمله مواردي است كه گاهي توسل به پديده نكوهيده خيانت را در برخي زنان موجب مي شود. امروزه با پيشرفت علم پزشكي بسياري از مشكلات و كمبودهاي جنسي چه در مردان و چه در زنان براحتي قابل درمان مي باشد.دليل شماره 1ماجرا جويي و حسادتبه نظر مي رسد پست ترين دليل براي انجام خيانت حس ماجراجويي و برانگيخته شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت به شوهرانشان زنان ديگر ميباشد. اين نوع انگيزه ها معمولاً در زناني كه به نوعي داراي مشكلات و كمبودهاي رواني در زندگي مي باشند ديده شده و خوشبختانه داراي تعداد بسيار اندك است.نتيجه: خيانت به هر صورتي كه باشد و به هر دليلي كه انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها يك نتيجه در بر خواهد داشت: شرمندگي.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 10:18  توســط fAtEmEh  | 
مامان! بابا! دعوا نکنید
متاسفانه امروزه ازدواج‌های ناموفق و بعضا اجباری و بسیاری از مشکلات زندگی موجب شده است والدین نتوانند آن طور که باید به تربیت بچه‌ها اهمیت بدهند و فرزندان آنها بر اثر بی‌توجهی و کمبود محبت، خوب تربیت نمی‌شوند و در نتیجه در روابط اجتماعی با مشکل روبه‌رو می‌شوند.

به اعتقاد کارشناسان امور تربیتی، در یک ازدواج ناموفق، پدر و مادر بر سر مسائل اساسی تربیت فرزندانشان با یکدیگر توافق ندارند. در چنین خانواده‌ای کودکان از ارتباط ضعیف بین پدر و مادر خود رنج می‌برند و از این که می‌بینند آن دو موجود دوست‌داشتنی و عزیز آنها نسبت به یکدیگر خشونت نشان می‌دهند، بسیار ناراحت می‌شوند. خانواده‌هایی که والدین در مقابل چشمان فرزندانشان بی‌پروا با یکدیگر دعوت می‌کنند و بر سر هم فریاد می‌کشند، اثرات متفاوتی بر فرزندان پسر و دختر خود می‌گذارند. پسرها ممکن است رفتاری جامعه‌ستیز مانند پرخاشگری و هتاکی پیش بگیرند و دخترها رفتارهای اضطرابی و گوشه‌گیری از خود نشان دهند.

از طرفی تاثیر غیرمستقیم نزاع‌های والدین روی فرزندان را نباید نادیده گرفت. به دلیل وجود علائم افسردگی و ناامیدی که در والدین بعد از دعوا و مرافعه پیدا می‌شود، ‌این مساله سبب می‌گردد وقت کمتری را والدین با کودکان خود صرف کنند. بنابراین افراد خانواده، تندخوتر و عصبانی‌تر می‌شوند. این در حالی است که کودک در محیط خانوادگی گرم و پر از عشق و محبت و آرام، رشد و تکامل پیدا می‌کند؛ خانواده‌ای که پدر و مادر مثل اعضای یک تیم در امور مربوط به تربیت فرزند در کنار یکدیگر تلاش می‌کنند.

 واکنش فرزندان‌

اکثر بچه‌ها متوجه ناسازگاری‌ها و تعارضات پدر و مادر می‌شوند و اگر به طور مداوم شاهد زد و خورد آنها باشند، نشانه‌هایی از پریشانی و ناراحتی‌های فیزیکی و احساسی از خود بروز می‌دهند. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که بچه‌ها حتی از ۶ ماهگی نسبت به استرس صداهایی که در اطراف خود می‌شنوند و برخوردها و منازعات پرخاشگرانه واکنش نشان می‌دهند. بنابراین می‌توان گفت که بچه‌ها در هر سن و سالی در برخورد با دعوا و مشاجرات پدر و مادر خود واکنش‌هایی از شوک و ضربه نشان می‌دهند. نمی‌خواهند که این دعوا ادامه پیدا کند؛ زیرا سعی می‌کنند دخالت کنند یا با ایجاد سروصدا و اعتراض، توجه والدینشان را جلب می‌کنند یا آنها را به خنده وامی‌دارند یا از موقعیت فرار می‌کنند. به طور کلی هرچه بچه‌ها کوچک‌تر باشند، احتمال گریه کردن و نشان دادن واکنش‌های ترس از آنها بیشتر است. بچه‌های بزرگتر برای تمام کردن درگیری معمولا حرف می‌زنند.

روان‌شناسان معتقدند شواهد و مدارک نشان می‌دهد چیزهایی که والدین تجربه می‌کنند، بچه‌ها هم تجربه می‌کنند. از این رو اگر والدین عصبانی و ناراحت باشند، این احساسات به سایر اعضای خانواده نیز سرایت خواهد کرد. از آنجا که بچه‌ها والدینشان را الگوی خود می‌دانند و به آنها تکیه می‌کنند، دیدن آنها در حال دعوا و مشاجره برایشان ناراحت‌کننده خواهد بود. لذا این نوع رفتار می‌تواند منجر به ایجاد احساس استرس و اضطراب در بچه‌ها شود. حس خانواده در آنها به همراه حس اعتماد به نفسشان تخریب می‌شود وقتی می‌بینند پدر و مادر قانون‌شکنی می‌کنند در حالی‌که همیشه آنها را از آن منع می‌کردند باعث از بین رفتن حس اعتماد در آنها شده لذا این تجربه برای بچه‌ها بسیار گیج‌کننده خواهد بود.

همچنین اگر دعوا و مشاجره بخشی از زندگی عادی پدر و مادر باشد، بچه‌ها همیشه منتظر بروز بحث و درگیری بین آنها خواهند بود. علاوه بر این بچه‌ها چون برای جلوگیری از بروز درگیری تلاش می‌کنند، لذا خسته می‌شوند. این مساله آنها را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می‌دهد و مجبورشان می‌کند که نقش یک آدم بزرگ را بازی کنند در حالی که نه از نظر فیزیکی و نه از نظر شناختی به آن اندازه نرسیده‌اند. اصولا بچه‌ها برای این که خود را با دعواهای پدر و مادر سازگار نشان دهند، معمولا گریه می‌کنند، می‌ترسند یا در دعوا دخالت می‌کنند و حتی ممکن است فرار کنند و چون حساس و مضطرب می‌شوند این رفتار می‌تواند بر اعتماد به نفس آنها اثر بگذارد و وقتی این الگوهای احساسی منفی از زمان کودکی در آنها شکل می‌گیرد اصلاح و تغییر آن بسیار دشوار بوده و بالطبع در زندگی آنها تاثیر سوء خواهد گذاشت و حتی ممکن است این دعواهای مداوم به صورت رفتاری تقلیدی درآید و در بازی با دوستانشان و در موقعیت‌های دیگر همان‌ها را اجرا کنند.

بچه‌ها را آگاه سازید

وقتی که دعواها طولانی می‌شود، بچه‌ها به این فکر می‌افتند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست ندارند و شاید می‌خواهند از هم جدا شوند؛ در حالی که معمولا دعوای پدر و مادر این معنی را ندارد، بنابراین لازم است که بچه‌ها بدانند که بزرگترها هم گاهی درست مثل خود بچه‌ها دعوا می‌کنند و در موقع دعوا ممکن است که حرف‌هایی زده شود که واقعا منظور آنها نبوده است. باید برای آنها توضیح داد که بعضی روزها بزرگترها خسته و کم‌حوصله می‌شوند و شاید از دست کسی عصبانی باشند، در این زمان ممکن است در خانه بحث و دلخوری یا شاید دعوا پیش بیاید.

مخالفت به شرط آن که آبرومندانه باشد به افراد کمک می‌کند تا احساسات خود را به هم بگویند و جلوی

پر شدن و منفجر شدن را می‌گیرد. مهم است که اعضای خانواده بتوانند با هم درباره احساس خود گفتگو کنند، ابراز مخالفت باعث می‌شود که یکدیگر را بهتر درک کنند و احساس نزدیکی بیشتری پیدا کنند.

 بر خود کنترل داشته باشید

زمانی که علائم و نشانه‌های پدیدار شدن دعوا و مشاجره را مشاهده کردید سعی کنید آن را به زمانی موکول کنید که بچه‌ها حضور ندارند شاید تا آن زمان عصبانیت شما فروکش کند؛ در واقع بهترین علاج عصبانیت به تاخیر انداختن آن است. زمانی‌که بناچار مشاجره درگرفت، سعی کنید کلمات احساسی را در مشاجرات خود به کار نبرید، چون بچه‌ها نسبت به آن کلمات کاملا حساس هستند. بچه‌ها شما را به عنوان الگو نگاه می‌کنند و از رفتارهای شما تقلید می‌کنند پس بهتر است در مشاجرات مواظب رفتار و کلمات خود باشید، از طرفی هم سعی نکنید که با سکوت، عصبانیت خود را نگه دارید یا آن را مخفی کنید زیرا بچه‌ها به همان اندازه که نسبت به دعوا و مشاجرات حساسند به ناسازگاری‌های غیرکلامی نیز حساسند. می‌توانید با نشان دادن علاقه خود به همسرتان جلوی چشم بچه‌ها، مشاجرات خود را با محبت متوازن کنید.
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 9:53  توســط fAtEmEh  | 

مواظب باشید! در دام اختلافات نیفتید  


مردم دنیا به دو دسته تقسیم می شوند؛ عده ای در جستجوی نیمه گمشده خود هستند و عده ای دیگر که این نیمه را پیدا کرده اند. آیا شما جزو افراد خوش شانسی هستید که خوشبختی را با همسرتان قسمت کنید؟ چطور زندگی مشترکتان را در مقابل مشکلات حفظ می کنید؟ زندگی مشترک، خوشبختی و کمال برای هر فردی ایده آل است. البته برای دوام آن باید راه های حفظ این رابطه را به خوبی شناخت. اما این مسیر زیبا گاه فراز و نشیب هایی هم دارد. در ازدواج، تفاهم و درک متقابل، آرمان همیشگی زن و شوهرهاست، اما گاه مشکلات روزمره، جو زندگی را به جر و بحث، ناراحتی، خستگی و بی حوصلگی می کشاند. فقط کافی است کمی فکر کنیم و از آنچه در اختیار داریم، درست استفاده کنیم.

صحبت و گفتگو یکی ازضروریات زندگی زناشویی است. در قالب این ارتباطات کلامی، زن و شوهر می توانند شادی ها و ناراحتی های خود را بروز دهند. اما غالبا شروع صحبت مشکل است و سکوت حکمفرما می شود. به عنوان مثال همیشه آرزو دارید برای سالگرد ازدواج یا تولد، مراسم شاد و جالبی داشته باشید،

اما همسرتان نمی تواند آرزوهای شما را حدس بزند و شما هم از این موضوع آزرده خاطر می شوید. هیچ گاه اجازه ندهید چنین مسائلی روابط صمیمانه زندگی مشترک را تیره کند و دلخوری، جای عشق را در قلب شما بگیرد؛ پس منتظر نمانید و خیلی راحت و در کمال صداقت، خواسته های قلبی خود را به او بگویید.

کار، بچه ها، تلویزیون، درس، دانشگاه ... چقدر وقت برای گفت وگو و صحبت با همسرتان در نظر می گیرید؟ همه ما در روز ساعات زیادی را به کار، مطالعه، رسیدگی به امور بچه ها و... اختصاص می دهیم، اما نباید فراموش کنیم که درخلال این مدت، چند دقیقه ای هم باید برای صحبت با همسرمان وقت بگذاریم. دراین فرصت شیرین باید تمام دغدغه های روزمره راجع به پول، کار، تربیت بچه ها و... را رها کنیم و فقط به خواسته ها و احساسات طرف مقابل گوش دهیم. به خاطر داشته باشید دراین فرصت طلایی هرگز نباید از یکدیگر ناراحت شوید. اجازه دهید همسرتان درمورد هر موضوعی که دوست دارد ، صحبت کند و یا به اصطلاح با شما درد دل کند . چنین ارتباط متقابلی بسیار ارزشـمند است، زیرا باعث می شود زن و شوهر احساس کنند که طرف مقابل کاملا به او توجه دارد. پس چنین فرصت هایی را هیچ وقت از دست ندهید. سرمیز شام، چند دقیقه ای قبل از خواب و یا هر فرصتی را که خود صلاح می دانید، برای این چنین گفت وگوهایی غنیمت بدانید.

یکی از نکات طلایی در زندگی مشترک این است که در مورد تصمیم گیری های مهم، هیچ وقت نباید یکی از زوجین تصمیم نهایی را بگیرد، بلکه هردو نفر باید با همفکری، بهترین گزینه را انتخاب کنند و درنهایت نیز هردو راضی باشند. زن و شوهر در صحبت، اظهارنظر و در کل، احترام متقابل حقوق مساوی دارند و هیچ یک نباید نظر خود را به دیگری تحمیل کند.

همسرتان را همان طور که هست بپذیرید!

طی چند سال گذشته، طرز تفکر زنان و مردان بسیار عوض شده است. در بسیاری از موارد، زن و مرد تمایل دارند کارهاو رفتارهایشان شبیه طرف مقابل باشد. این امر را بزرگترین علت شکست روابط زناشویی در دنیای امروز می دانند. در واقع می بایست همسرمان را همان گونه که هست بپذیریم، نه اینکه قصد داشته باشیم او را به طور کامل تغییر دهیم. زن و مرد آن قدر با هم تفاوت دارند که گویی هر کدام متعلق به یک سیاره دیگر هستند. روش های برقراری ارتباط، تفکر، ابراز علاقه و... در زنان و مردان کاملا متفاوت است. مردان، موفقیت، استقلال، سود، کارآیی و قدرت را تحسین می کنند و بیشتر به هدف و نتیجه می اندیشند تا روابط افراد. در حالی که زنان طالب تغییر و تنوع، ابراز احساسات، هدیه و روابط صمیمانه هستند. زنان بیش از هر چیز شیفته توجه، گوش کردن، تفاهم، احترام، محبت و علاقه، قدردانی، پذیرش احساسات و تغییرات رفتاریشان از طرف مقابل هستند. تمایلات مردان نیز به گونه ای دیگر است. آنها بیشتر تمایل دارند مورد تعریف و تمجید قرار گیرند، همسرشان به آنها اعتماد کند و او را همان طور که هست بپذیرد بدون اینکه قصد تغییر او را داشته باشد.در این صورت شانس زندگی زناشویی را بالا برده ایم. درک و قبول شریک زندگی مانع از دلسردی، ناامیدی، بغض و کینه می شود به علاوه، این تفاهم و درک مطلوب، باعث می شود تا نیازهای طرف مقابل نیز کاملا تامین شود.

در سایه چنین ارتباطات متقابلی، زن و شوهر یک گام به جلو برمی دارند، در نتیجه خود را برای پیشرفت زندگی آماده می کنند و کوچکترین فرصت ها را برای ایجاد روابطی رضایت بخش و کاملا استوار غنیمت می شمارند.

 چند مورد تهدیدکننده آرامش زندگی مشترک

برای اینکه زندگی زناشویی موفقی داشته باشید، حتما لازم نیست به دنبال راه حل های طلایی و معجزه بگردید، بلکه می توانید با دور شدن از بعضی دام ها، پایه های مشترک را تقویت کنید. موارد زیر، می تواند روابط همسران را به مخاطره اندازد.

 تلویزیون قاتل عشق است و هیچ شکی هم در این موضوع نیست. شام خوردن در هنگام تماشای اخبار و فیلم، دیگر فرصتی برای گفتگو و صحبت همسران با یکدیگر باقی نمی گذارد. اگر می خواهید روابط عاشقانه شما با همسرتان دچار مشکل نشود، از تلویزیون دوری کنید و چند شب در هفته اصلا تلویزیون را روشن نکنید.

 سعی کنید شب ها کمی زودتر از سر کار به منزل برگردید. وقتی که خیلی دیر از سر کار برمی گردید، چون خیلی خسته هستید دیگر حوصله صحبت کردن با همسرتان را ندارید.

نگذارید کار، روابط زیبای شما با همسرتان را خراب کند.

 درست است که چندین سال از ازدواج شما گذشته است، اما این دلیل نمی شود به ظاهر و نظافت خود بی اهمیت باشید. مطمئنا" شریک زندگیتان به شما علاقه مند است و شما را همان گونه که هستید دوست دارد پس شما نیز نشان دهید که به او علاقه مند هستید و به نظرات و خواسته هایش احترام می گذارید.

 بی تفاوتی یکی از بزرگترین دشمنان روابط زناشویی است. منظور از توجه و اهمیت، صرفا" خرید هدیه و دسته گل نیست، بلکه گاهی همسران از نگاه محبت آمیز به طرف مقابل هم دریغ می کنند. این موضوع بیشتر مواقعی واضح می شود که زن یا مرد لباس جدیدی خریده و یا موهایش را مرتب کرده است، اما همسرش هیچ عکس العملی نشان نمی دهد. وقتی ظاهر او به نظرتان زیبا و جذاب آمد، حتما" این مطلب را ابراز کنید.

خانم عزیز یا آقای محترم، تا کی می خواهید دائم مراقب همسرتان باشید، اعمال و رفتار او را زیر ذره بین بگذارید و مرتب در مورد هر موضوعی او را سؤال پیچ کنید. مگر نه این است که پایه های زندگی مشترک بر اعتماد دوجانبه استوار شده است؟ پس با سوءظن و بدگمانی اساس زندگی خود را نابود نکنید.

 سکوت یکی از عوامل تزلزل پایه های زندگی زناشویی است. در اغلب موارد، کمبود وقت و بی توجهی به مسائل، باعث حاکم شدن سکوت در منزل می شود. با این حال در بسیاری موارد زن و شوهر با هم صحبت می کنند، اما هیچ کدام به حرف های طرف مقابل گوش نمی دهد. در چنین شرایطی دو نفر باید سعی کنند منظور طرف مقابل را درک کنند

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 9:34  توســط fAtEmEh  | 

آیا در ابراز عشق به همسر خود پایبند هستید؟ 

اگر همسرتان تنها نسبت به شما مهربان، یاور و صبور است و در مورد دیگران اینگونه نیست، پس از گذشت دوران عاشقی که فشارهای زندگی منجر به دلسردی و نا امیدی می‌شوند و کشمکش‌ها فزونی می‌یابند چنانچه وی پای‌بندی محکمی به صداقت یا اعتماد نداشته باشد، روابط شما در آینده دچار مشکلات و دردسر جدی خواهد شد....    

- آداب همسر داری , در آغاز روابط عاشقانه، اینطور به نظر می‌رسد که زندگی کامل و همه چیز در اوج زیبایی و کمال است. اما با گذشت زمان به تدریج که حالت‌های عاشقانه کمرنگ و ناپدید می‌شوند، رنجش‌ها، عدم تفاهم و کشمکش‌ها آشکار می‌شوند. طرفین کمتر نسبت به یکدیگر تفاهم نشان می‌دهند و معمولاً بیشتر خودخواه هستند متأسفانه بسیاری از زنان گمان می‌کنند که مرد ایده‌آل زندگی خود را یافته‌اند درحالی که بعداً پی می‌برند که کاملاً اشتباه کرده‌اند نگذارید، چنین اتفاقی برای شما بیفتد.

روابط غلط باعث افسردگی و فشارهای شدیدی می‌شوند که خیلی از زنان با آن مواجه هستند بسیاری از آدمها روابطی را ادامه می‌دهند که نه تنها از نظر عاطفی آنها را راضی نمی‌کند بلکه این روابط آزاردهنده، پرخاشگرانه و پر از خشونت است.

در آغاز روابط عاشقانه، اینطور به نظر می‌رسد که زندگی کامل و همه چیز در اوج زیبایی و کمال است. اما با گذشت زمان به تدریج که حالت‌های عاشقانه کمرنگ و ناپدید می‌شوند، رنجش‌ها، عدم تفاهم و کشمکش‌ها آشکار می‌شوند. طرفین کمتر نسبت به یکدیگر تفاهم نشان می‌دهند و معمولاً بیشتر خودخواه هستند متأسفانه بسیاری از زنان گمان می‌کنند که مرد ایده‌آل زندگی خود را یافته‌اند درحالی که بعداً پی می‌برند که کاملاً اشتباه کرده‌اند نگذارید، چنین اتفاقی برای شما بیفتد.

روابط غلط باعث افسردگی و فشارهای شدیدی می‌شوند که خیلی از زنان با آن مواجه هستند بسیاری از آدمها روابطی را ادامه می‌دهند که نه تنها از نظر عاطفی آنها را راضی نمی‌کند بلکه این روابط آزاردهنده، پرخاشگرانه و پر از خشونت است. افراد غمگین و کسانی که در کودکی شاد نبوده یا مورد خشونت و آزار جسمانی قرار گرفته‌اند در تشخیص عشق واقعی از غیرواقعی دچار اشتباه می‌شوند. بسیاری از زنان برای آنکه با تنهایی و افسردگی مبارزه کنند یا برای فائق آمدن بر احساس حقارت و یا برای اینکه احساس کنند که بیشتر مورد توجه هستند ترجیح می‌دهند که در شرایط نامطلوب باقی بمانند و روابط ناسالم و غلط را همچنان ادامه دهند.

استمرار روابط آزار دهنده موجب اتلاف وقت و از میان رفتن عواطف می‌شود، خوگرفتن به شرایط ناخوشایند تدریجاً از شما هدفی آسان می‌سازد برای آن دسته از آدم‌هایی که از دیگران بهره برداری می‌کنند و یا آنکه آنها را مورد آزار و خشونت قرار می‌دهند. وقت و انرژی عاطفی را بهتر است صرف تقویت علائق،فعالیت‌ها، ارتباط با آدم‌ها و رابطه عاشقانه واقعی کنید. برای آنچه که واقعاً می‌خواهید پایداری کنید و هرگز در رابطه‌های خصوصی زیربار فشارهای غیر منطقی نروید و به کمتر رضایت ندهید.

 عشق چیست؟

نخست آنکه عشق به خوشبختی، آسایش و رشد و پیشرفت شما اهمیت زیادی می‌دهد. عشق تنها یک احساس نیست عشق واقعی در عمل آشکار می‌شود، چنین عشقی شما را در مقابل رنج‌های جسمانی و عاطفی حمایت می‌کند و باعث می‌شود که قویتر شده و زندگی غنی‌تری شود، بی‌آنکه انتظار متقابل داشته باشد. عشق نسبت به احساسات و نیازهای شما مهربان،حساس، باملاحظه، صبور، محترم، وفادار، رئوف و معتدل می‌باشد عشق شما را به صورتی که هستید می‌پذیرد بی آنکه از دست شما عصبانی یا خشمگین شود.

معشوق شما به احساسات، نظریات و رفتارتان اهمیت می‌دهد. او شما را همانگونه که هستید می‌پذیرد و باور دارد احساساتش را بیان می‌کند و شما را تأیید، تمجید،تشویق و پشتیبانی قرار می‌دهد. مهربانی یاری و کمک رفتارهایی هستند که از خود نشان می‌دهند و چنانچه لازم باشد از خود گذشتگی هم می‌کند. بخشش وگذشت نیز نشان دهنده عشق است عشق نیروی پایدار عاشقی، حمایت، باورداشتن و یاری‌رسانی به شما را می‌یابد. حتی اگر برای انجام این کار با مشکلاتی مواجه شود در کشاکش روزهای سخت زندگی زمانی که عدم تفاهم، مشکلات و گرفتاری‌ها بیشتر نمایان می‌شوند عشق واقعی حضور خود را با آرامش کمک وهمدلی نشان می‌دهد.

هیچکس نمی‌تواند همیشه کاملاً عاشقانه و بی نقص عمل کند اما رابطه صمیمانه بسیار نزدیک در بردارنده انواع توجه، ملاحظه و رفتارهای حمایتی عاطفی است که اغلب اوقات یعنی هفت روز هفته را شامل می‌شود، هر نوع رابطه‌ای که بیشتر مواقع در چنین سطحی نباشد، لازم است که بطور جدی بر روی آن کار شده و سپس مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد چنانچه این بررسی نشان دهد که رابطه طرفین در بیشتر مواقع پیشرفت و بهبود داشته آن را ادامه دهند در غیر این صورت ضروری است که به آن خاتمه داده شود. طرف مقابل را با کردارش بسنجید نه با گفتارش.

به طور مثال بسیاری از مردان در خلوت تظاهر به عشق و محبت می‌نمایند اما بیرون از این خلوت با همسرانشان بسیار بد رفتار می‌کنند بنابراین عشق واقعی را با تظاهر به عشق در موقعیت‌های خاص اشتباه نگیرید چون حتی افراد خودخواه و نابالغ یا پرخاشگر نیز در خلوت شان به خوبی تظاهر به عشق می‌کنند.

سئوالاتی درمورد ارزیابی رابطه زناشوئی

 آیا:

ـ همسرتان اغلب اوقات نسبت به رفتارها، علائق، نظریات، احساسات و یا مشکلات شما بی تفاوت است؟

ـ در موارد جزئی مثل اینکه کجا بروید یا چه کار کنید با شما هماهنگی و سازگاری دارد؟

ـ او خود، خودخواه است؟

ـ بیشتر مواقع باعث ناامیدی آزار یا سرخوردگی شما می‌شود؟

ـ احساس می‌کنید که از شما بهره برداری می‌کند؟

ـ اشتباهاتش را پذیرفته و عذر خواهی می‌کند؟

ـ شما را می‌بخشد؟

ـ رفتارش با شما چگونه است؟

ـ وقتی که عصبانی است

ـ زمانی که شرایط نامناسب است

ـ وقتی که شما مشکلات زیادی دارید

ـ چه مواقعی آزرده یا افسرده هستید؟

ـ آیا هنگامی ‌که خشمگین است آرامش خود را حفظ می‌کند؟ یا اینکه به در و دیوار می‌کوبد، اشیاء را پرت می‌کند یا می‌شکند؟

ـ آیا مکرراً و یا بی‌دلیل خشمگین می‌شود؟

ـ بعضی مواقع خشم او بسیار شدید است؟

ـ وقتی که عصبانی است با دیگران چگونه رفتار می‌کند؟

ـ آیا رفتارهای او موجب ترس و وحشت می‌شود و آیا به شما یا دیگری آسیب می‌زند؟

ـ آیا می‌توانید به راحتی احساس تان را بازگو کنید یا آنکه ناچارید به خاطر اجتناب از بروز مشکلات یا ایجاد جو نامناسب موضوعات خاصی را بیان کنید؟

ـ برخورد او با شما وقتی که خواسته‌هایتان را مطرح می‌کند چگونه است : با گشاده روئی گوش می‌کند یا اینکه تمایلی به شنیدن و بحث کردن ندارد؟

 آیا:

ـ می‌توانید مسائل و موضوعات حساس را مطرح کرده و آنها راحل کنید؟

ـ با یکدیگر توافق دارید یا اینکه غالباً سعی می‌کند که سلطه جو باشد و شما هم تسلیم می‌شوید؟

ـ به او اعتقاد دارید؟

ـ دروغگویی یا فریبکاری در روابط شما وجود دارد؟ مثلاً به این‌صورت که همه حقایق را برای یکدیگر بازگویی نمی‌کنید.

ـ وقتی که با یکدیگر هستید احساس آرامش و آسایش می‌کنید؟

ـ می‌توانید شاد باشید و لذت ببرید؟

ـ او ارزیابی خوبی از آنچه که پیامدهای بعدی رفتارهای او بر هر دو شماست از خود نشان می‌دهد؟

ـ اعتیاد به الکل یامواد مخدر دارد؟

ـ به ارزشها و اهداف یکدیگر احترام می‌گذارید؟

ـ او باعث به وجود آمدن احساس خوبی در شما می‌شود یا اینکه تأثیرات منفی دارد؟

ـ تأثیر منفی او نقشی اساسی در مشکلات شما نظیر افسردگی یا کمبود عزت نفس دارد؟

ـ از اینکه با هم دیده شوید احساس رضایت خاطر دارید؟

مردمان خوشبخت به پاکدامنی، مهربانی، یاری، بخشندگی، محبت نسبت به دیگران، وفاداری، صبر، اعتماد، مسئولیت، صداقت، استقامت و قضاوت درست پای بندند. اگر همسرتان تنها نسبت به شما مهربان، یاور و صبور است و در مورد دیگران اینگونه نیست، پس از گذشت دوران عاشقی که فشارهای زندگی منجر به دلسردی و نا امیدی می‌شوند و کشمکش‌ها فزونی می‌یابند چنانچه وی پای‌بندی محکمی به صداقت یا اعتماد نداشته باشد، روابط شما در آینده دچار مشکلات و دردسر جدی خواهد شد.
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 9:31  توســط fAtEmEh  | 

تجلی ناز و نیاز در زن و مرد

« طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد « نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه » قرار داده است ...    

ویژگی طبیعی و فطری زن بر « ناز» است و مرد بر « نیاز» و ترکیب این دو چه زیبا و مستحکم می‏باشد.

شهید مطهری به بهترین وجه این روانشناسی دقیق زن و مرد را شایسته توجه معرفی کرده و اذهان را بدان معطوف ساخته است. توجه شایسته به این روحیه ذاتی زن و مرد و رعایت پیامدهای آن، در استواری بنیان ازدواج کمال تأثیر را دارد.

استاد در بیان این ویژگی روحی و روانی زن و مرد می‏گوید:

« طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد « نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه » قرار داده است ...

مرد خریدار وصال زن است، نه خریدار رتبه او [نمی‏خواهد بنده بخرد]. منتهای هنر زن این بوده که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی بوده است، به آستان خود بکشاند.»(۱)

آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.

زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وا دارد و با خارج کردن خود از دسترس مرد ، وضعی رمانتیک به وجود آورد.

مجنون‏ها را به دنبال لیلی‏ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می‏دهد، هدیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه صداقت دریافت دارد. زن همیشه مرد را می‏ساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.(۲)

نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق ناهمگون نقش دیگری است. عارفان این قانون را به سراسر هستی سرایت می‏دهند. می‏گویند قانون عشق و جذب بر سراسر موجودات و آفریده‏ها حکومت می‏کند ، با این تفاوت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر آفریده‏ای وظیفه خاصی را باید ایفا کند ، متفاوتند. سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است. به قول فخرالدین عراقی:

عشق است که هر دم به دگر رنگ در آید

ناز است به جایی و به یک جای نیاز است

در صورت عاشق چه در آید همه سوز است

در کسوت معشوق چه آید همه ساز است

قانون خلقت، جمال و غرور و بی‏نیازی را در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل را در مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندی مرد به این وسیله تعدیل شده است.(۳)

به حفظ و بالنده ساختن این ویژگی فطری و طبیعی باید توجه شود. اینکه اولیای دین به زنان دستور پوشش و حفظ حریم و دوری از آمیختگی و همنشینی‏های دوستانه بین زن و مرد داده‏اند ، نیز حفظ حریم در رفتار و گفتار را لازم شمرده‏اند، برای این است که عرضه زن و زیبایی‏هایش در جامعه، بی‏ضابطه، ارزان و به وفور نباشد و مردها جز با پرداخت ارزش و بهای مناسب و در چارچوب‏های مشروع نتوانند از زیبایی‏های زن بهره گیرند تا هر گاه با زنی ازدواج کردند ، قدر او را بدانند و در استواری ازدواج بکوشند. حتی در دستورهای تربیتیِ دینی، به حفظ ناز در زن و پروردن نیاز در مرد توجه شده است.

ویلیام جیمز فیلسوف معروف آمریکایی می‏گوید:

حیا و خودداری ظریفانه زن غریزه نیست بلکه دختران حوّا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترام‏شان به این است که به دنبال مردان نروند [و ندوند] ، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند. زنان این درس‏ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.(۴)

شهید مطهری این حالت را هماهنگ با طبیعت زن در جهت حرمت او ارزیابی کرده و می‏گوید:

در روایات اسلامی وارد شده که مرد از زن پر تمایل تر نیست، بلکه بر عکس است لکن زن از مرد در مقابل تمایل خود، تواناتر و خوددارتر آفریده شده است.

این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید ... جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده و جنس ماده همواره از خود نوعی بی‏نیازی و استغنا نشان می‏داده است ... (۵)

آری، طبیعت زن را به عنوان مظهر « ناز» و مرد را به عنوان مصداق « نیاز » آفریده ، در رفتار زناشویی حفظ این روحیه، سبب شیرینی و لذت زندگی است، نیز به عنوان یک نکته مهم باید همیشه مورد توجه باشد.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 9:28  توســط fAtEmEh  | 
وظایف متقابل زن و شوهر      

ما در اینجا در صدد این نیستیم که نگاهی موشکافانه به همه این مباحث داشته باشیم بلکه برآنیم تا با نگاهی تربیتی آنچه را که باعث زندگی شاداب می شود بیان کنیم. به همین خاطر وظائف زن و شوهر را در سه قسمت مطرح می کنیم.

بحث خانواده و وظائف متقابل افراد آن از مباحث مهم در حوزه علوم تربیتی، علوم اجتماعی، حقوق و .... است و هر کدام اینها، از زاویه ای به این موضوع نگاه کرده اند. ما در اینجا در صدد این نیستیم که نگاهی موشکافانه به همه این مباحث داشته باشیم بلکه برآنیم تا با نگاهی تربیتی آنچه را که باعث زندگی شاداب می شود بیان کنیم. به همین خاطر وظائف زن و شوهر را در سه قسمت مطرح می کنیم:

۱) وظائف متقابل زن و شوهر

۲) وظائف اختصاصی شوهر

۳) وظائف اختصاصی زن

البته این تقسیم را ما محدود به خانه و زوجین کردیم و اگر بخواهیم پا را از این فراتر بگذاریم، وظائفی دیگر نیز سر بر می آورد مانند: وظائف خانواده همسران، وظائف جامعه در قبال زن و شوهر، وظائف حکومت و .... که پرداختن به آنها از حوصله بحث ما خارج است.

ما این نوشتار را بر اساس این سه وظیفه به سه قسمت تقسیم می کنیم . در هر قسمت، به صورت مختصر به گوشه هائی از این وظائف اشاره می کنیم.

الف) وظائف متقابل زن و شوهر

۱) احترام متقابل زن و شوهر: احترام زن و شوهر به یکدیگر در سلامت روحی، افزایش محبت و تحکیم خانواده تأثیر بسزائی دارد. دایره این احترام شامل ارج نهادن به شخصیت یکدیگر، احترام به نظریات، افکار و سلیقه همدیگر شده، و تمام شئون زندگی آنها را تحت تأثیر نیکوی خود قرار خواهد داد.

۲) محبت زن و شوهر: انسانها دارای عاطفی فراوانی دارند که نیاز به محبت، یکی از اساسی ترین آنهاست. هر یک از زن و شوهر دوست دارند مورد محبت دیگری قرار گیرد و هم اینکه نسبت به دیگری ابراز علاقه کنند. زندگی بدون محبت جاذبه ندارد و اغلب انسان ها از آن گریزانند. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: سخن مرد به همسرش که تو را دوست دارم، هرگز از قلبش بیرون نخواهد رفت. [۱[

۳) گذشت و بخشش: گذشت و اغماض هر یک از زن و شوهر از لغزشها و کارهای ناپسند دیگری در محیط خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است و بی توجهی به آن، جوّ صمیمیّت و آسایش حاکم بر خانواده را به محیط اضطراب، بدبینی، عصبانیت و عیب جوئی مستمر هر یک از اعضاء نسبت به دیگری تبدیل خواهد کرد.

ایجاد آرامش روحی، زدودن کینه، فزونی عزت، طول عمر و ... آثاری است که روایات، آنها را بر گذشت و بخشش مترتب دانسته اند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: سه چیز از بزرگواری های دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ظلم کرده در گذری، و یا به کسی که از تو بریده، بپیوندی، و نسبت به کسی که با تو جاهلانه رفتار کرده خویشتن دار باشی. [۲[

۴) مسئولیت پذیری: از جمله عوامل مؤثر در تأمین سعادت خانواده، حس مسئولیت پذیری متقابل همسران است. هر یک از زن و مرد باید بدانند که با قبول زندگی مشترک، مسؤلیتهایی بر عهده آنان قرار می گیرد که پیش از تشکیل خانواده از آن آسوده بودند. این مسؤلیتها با توجه به اختیارات، تواناییها و شرائط خاص هر یک از زن و شوهر بر عهده آنان قرار می گیرد، مسؤلیتهایی از قبیل تأمین هزینه زندگی، مدیریت خانواده، همسرداری، تربیت اولاد و ... وجود این حس باعث استحکام پیوند خانوادگی و آسایش روحی است.

۵) اخلاق: اخلاق، صفتی مهم و برجسته در زندگی انسان است. نیکو خوئی با مردم بویژه با همسر و فرزندان، تأثیر عمیقی در شخصیت انسان می گذارد و جامعه و محیط خانواده را آکنده از صفا و صمیمیت می کند و عدم وجود آن زندگی را تیره و تار کرده و موجب عوارض منفی در قالب تندخوئی، گرفتگی چهره، بی حوصله گی، اخم و بهانه گیری و ... نمایان می شود. و آثاری از قبیل ترس و اضطراب و ضایع شدن شخصیت انسانی و ... را به ارمغان می آورد. خوش زبانی، احترام به اشخاص، فروتنی، سعه صدر، سلام کردن، دلجویی و مهربانی از جمله مصادیق خوش اخلاقی به شمار می رود.

۶) حسن ظن: اعتماد طرفینی سرمایه بزرگی برای زندگی مشترک است. در مقابل، بدگمانی آثار منفی زیادی در زندگی بر جا می گذارد. شخص بدگمان دارای روحیه منفی بافی و بیمارگونه است. او از سلامت روحی و تعادل روانی برخوردار نبوده، به رفتار و گفتار دیگران با دیده بدبینی می نگرد.انسانی که بر اثر روحیه بدبینی، به همسر خود اعتماد و اطمینان ندارد، از آرامش و صفای زندگی خانوادگی محروم خواهد بود. چنین فردی در روابط اجتماعی نیز موفق نخواهد شد چرا که در نتیجه بدگمانی به دیگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهد ماند. علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: بدگمانی بر هر کس چیره شود، بین او و هیچ دوستی، صلح و آرامش باقی نخواهد گذاشت. [۳]

۷) رفق و مدارا: یکی دیگر از وظائف متقابل همسران نسبت به یکدیگر رفق و مدارا است. بدین معنا که در مقابل عیب ها و کاستیهای همسر و رفتار ناخوشایند او برخورد تند و خشن نداشته باشیم و با صمیمیت و دوستی با یکدیگر رفتار کنیم. زیرا طبیعی است که هر یک از زن و مرد در رفتار و گفتار خود کاستیهایی دارند که از نظر دیگری ناخوشایند تلقی می شود.

البته معنای مدارا با همسر این نیست که نسبت به عیبها و رفتار ناپسند او بی اعتنا باشیم، بلکه بدین معناست که در مورد اصلاح همسر ملاحظه ظرفیت او را کرده، بیش از توانش از او انتظار نداشته باشیم. و به طور کلی در مورد ویژگیهای نامطلوب او رفتاری بزرگوارانه پیشه کنیم.

۸) عفت و پاکدامنی: این صفت را هر چند به طور غالب در جامعه امروزی ما از زنان انتظار دارند، اما روایات نگاهی وسیع تر داشته و آنرا وظیفه متقابل زن و شوهر، و برترین عبادت دانسته است. عفت به تعبیر علی ـ علیه السّلام ـ پایداری در برابر شهوات است.[۴] و این از زن و مرد مورد انتظار است. در روایات به هر یک از زن و مرد سفارش شده است که با آراستن خود برای دیگری، به همدیگر در حفظ پاکدامنی یاری رسانید. پاکدامنی آثاری مانند مصونیت همسر از ناپاکان، تحکیم پیوند خانوادگی، جلب اعتماد همسر و ... را به ارمغان می آورد.

۹) درک همدیگر: ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درک متقابل همسران از یکدیگر نهفته شده است. درک موقعیت و مشکلات همسر موجب می شود که انسان به نیکیهای همسر توجه بیشتری کرده، قدر دان زحمات او باشد. برعکس کسی که همسر خود را درک نمی کند، تمام تلاشهای او را نادیده می گیرد و عیبها و کاستیهای همسر در نظرش بسیار جلوه می کند و نه تنها قدردان و مشوق همسرش نیست، بلکه با زخم زبانهای خود، نشاط زندگی را از او سلب می کند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات و مشکلات همسر اولین قدمهای درک همسر است.

ب) وظائف اختصاصی شوهر

۱) سرپرستی و مدیریت: مرد به حکم عقل و شرع سمت سرپرستی خانواده را به عهده دارد زیرا او در بعد جسمی و عقلی بر زن برتری داشته و برای اداره خانواده توانائی بیشتری دارد. زن مانند گل تحمّل آفتاب سوزان و باد و طوفان را ندارد. زن نیز توان تحمل مسئولیتهای سنگین و طاقت فرسای زندگی را ندارد. علی ـ علیه السّلام ـ به امام مجتبی چنین اندرز می دهد: به زن بیش از امور شخصی اش کار مسپار که زن ـ چون ـ دسته گل است نه قهرمان. [۵]

مسئولیتهای مرد، تنها در رسیدگی به بعد مادی خانواده محدود نمی شود بلکه هدایت افراد خانواده، نظارت همیشگی در تربیت آنها، امر به معروف و جلوگیری از انحرافات اخلاقی آنها و ... از وظائف خطیر مرد است. البته باید توجه داشت که موفقیت مرد در مدیریت خانواده تنها با حکومت بر دل افراد خانواده میسر است.

۲) تأمین هزینه زندگی: از آنجا که اداره امور اصلی خانه بر عهده زن است طبیعی است که مرد باید عهده دار تأمین

هزینه های زندگی باشد. و بدین خاطر نباید هیچ منتی بر خانواده خود بگذارد چرا که این وظیفه ای است که به واسطه سرپرستی خانواده بر عهده او قرار گرفته است.

۳) توسعه بر خانواده: افراد خانواده برای تأمین زندگی همراه با رفاه نسبی، به سخاوت مرد نیاز دارند، چنانچه از این ناحیه در تنگنا قرار بگیرند لطمه های روحی و جسمی فراوانی به آنان وارد خواهد شد. توسعه بر خانواده به معنای اسراف و تبذیر در امور زندگی نیست، بلکه به معنای بخل نورزیدن و سعی در ایجاد رفاه مناسب برای خانواده، متناسب با امکانات اقتصادی مرد است. امام رضا ـ علیه السلام ـ می فرماید: شایسته است که مرد بر خانواده خودش توسعه دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند.[۶]

۴) پرهیز از استبداد رأی: مرد اگر چه رئیس و سرپرست خانواده است اما نباید به امر و نهی بپردازد بلکه باید به نظرات همسر و فرزندان خود توجه نماید. خودخواهی و سختگیری بیجا، منجر به ایجاد روش استبدادی در خانواده می شود و به روابط سالم خانوادگی و نیز تربیت صحیح کودکان لطمه می زند. این نکته به اندازه های اهمیت دارد که یکی از علائم ایمان شمرده شده است. رسول خد ا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: مؤمن به میل خانواده اش غذا می خورد ولی منافق، خانواده اش به میل او غذا می خورند. [۷]

ج) وظائف اختصاصی زن:

۱) حفظ اسرار شوهر: هرگز نباید اسرار شوهر را برملا کرد. چون با این کار اعتماد شوهر از بین می رود. علت اینکه بعضی از مردها درباره کارشان به زن خود مشورت نمی کنند یکی همین است که به راز داری او اعتماد ندارند و می ترسند آنچه گفته اند فردا نُقل! مجلس دوستان خانم شود.[۸]

۲) عدم مداخله بیجا در کار شوهر: انسان به طور ذاتی خواستار آزادی و استقلال عمل است و این روحیه در مردها قوت بیشتری دارد. خانم ها گمان نکنند دخالتهای خیر خوهانه آنها همیشه به نفع شوهر تمام می شود،[۹] گاهی همین موضوع، بحرانی جدی در زندگی زناشویی ایجاد می کند. بنابراین سعی کنید هرگز به استقلال مرد ضربه نزنید.

۳) خانه داری: خانه داری و تدبیر امور منزل گرچه از نظر حقوقی به عهده زن نیست اما از نظر اخلاقی این وظیفه به عهده او گذاشته شده است. خانه داری مهمترین شغل است، متأسفانه خانم هایی که فقط به کارخانه داری اشتغال دارند ارزشهای واقعی خود و کارشان را نمی دانند. یک زن خانه دار واقعی، مدیر با لیاقتی است که همه کارهای یک مجموعه مهم را شخصاً انجام می دهد و خود مجری طرح هایی است که پی ریزی می کند. بسیاری از مردان که شهرت و مقام و اهمیت بین المللی دارند، فقط در اثر حسن تدبیر، و اخلاق و لیاقت یک زن خانه دار به اوج ترقی و پیشرفت رسیده اند.

۴) پاسداری از حریم و ارزشهای خانواده: بزرگترین مسؤلیت زن در مورد همسرش این است که به عنوان ناموس مرد و نماینده او در خانه، با رفتار و گفتارش، از حریم و ارزشهای خانواده پاسداری کند. چنین زنی هم از مال شوهر محافظت می کند و با اسراف کاری و تجمل گرایی ثروت همسرش را ضایع نمی سازد و هم از آبروی خانوادگی و شخصیت همسر در مقابل خطرات دفاع می کند و هم با حفظ حجاب، خود را از نامحرم می پوشاند و ... .

تمکین و تأمین نیاز جنسی شوهر، قدرشناسی، تشویق و تعریف از شوهر، عدم شرطی کردن محبت ورزیدن و ... از دیگر نکاتی است که رعایت آنها باعث لطافت و شادابی زندگی می شود.
  
 پی نوشت :
۱]] --وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۲۰، ص ۲۳، مؤسسه آل البیت.
۲]] --اخلاق خانواده،‌ سید علیرضا فاخری و محمد حسین منتظری، نمایندگی ولی فقیه در سپاه ۱۳۷۸، ص ۵۷.
۳]] --اخلاق خانواده، سید علیرضا فاخری و محمد حسین منتظری، ص ۷۱.
۴]] --غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد آمدی، ج ۱، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ص ۲۵۶.
۵]] --نهج البلاغه، نامه ۳۱.
۶]] --وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۲۱، ص ۵۴۱، مؤسسه آل البیت.
۷]] --همان، ص ۵۴۲.
۸]] --آلبوم زندگی، روح الله شهیر خرقانی و مهدی تلخابی، ج ۱، قم : انتشارات وثوق، ۱۳۸۳، ص ۱۶۴.
۹ --آلبوم زندگی، روح الله شهیر خرقانی و مهدی تلخابی
منبع: خانواده سبز
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 9:20  توســط fAtEmEh  | 

رابطه زناشویی موفق، استرس را کم می‌کند

استرس و اضطراب، انرژی ما را می‌گیرد و نهایتا ما را خسته و کم‌حوصله می‌کند. فردی که تمام روز را با تنش و استرس گذرانده، توانی برای امور عادی روزمره ندارد حتی گاهی حال و حوصله سلام کردن را هم ندارد.    

از ترافیک، از قرض و قوله‌ها، از بدقولی‌ها و جفاکاری‌ها، از ناکامی‌ها و سرخوردگی‌ها، از همه اینها خسته‌ای و به خانه که می‌رسی، دوست داری شامت را بخوری و بخوابی؛ بدون اینکه به همسرت توجهی نشان بدهی. استرس‌ها و اضطراب‌ها، بیشتر و بیشتر می‌شوند و مشکلات نه تنها کمتر نمی‌شوند که به خاطر فرسودگی تو، زیر بار این همه استرس، پیچیده‌تر و دردسرسازتر می‌شوند. اما آیا نگاهی به کنار دستت کرده‌ای؟ همسر مهربانی که در کنار تو و یار و غمخوار توست و از تو توقع مهر و محبت دارد؟ ...

استرس و اضطراب، انرژی ما را می‌گیرد و نهایتا ما را خسته و کم‌حوصله می‌کند. فردی که تمام روز را با تنش و استرس گذرانده، توانی برای امور عادی روزمره ندارد حتی گاهی حال و حوصله سلام کردن را هم ندارد. بررسی‌ها نشان داده افراد پراضطراب و پرتنش، کمتر به روابط زناشویی با همسرشان تمایل نشان می‌دهند. بقیه افراد هم همین‌طورند، یعنی زمانی که درگیر استرس و تنش هستند، نسبت به رابطه زناشویی بی‌علاقه می‌شوند. تحقیقات بیولوژیک هم سرنخ‌هایی از این موضوع به دست آورده است چنان‌که محققان می‌گویند استرس باعث اتصال هورمون‌های جنسی به پروتئین‌ها می‌شود و به این ترتیب آنها را از دسترس سلول‌های هدف دور نگه می‌دارد. هورمون‌ها نمی‌توانند تاثیر خود را در بدن داشته باشند و به همین علت، میل جنسی فرد کمتر می‌شود.

استرس بیشتر، کار بیشتر

خیلی از افراد، به خصوص آقایان، کار را محل فرار از استرس و مشکلات می‌دانند و سرخوردگی و احساس کمبود رابطه زناشویی هم یکی از مشکلاتی است که بعضی‌ها، در برابر آن جا می‌زنند و به جای حل آن، کارشان را زیاد می‌کنند. این را مطالعات مختلف علمی هم تایید می‌کند؛. به این ترتیب که مشخص شده افرادی که رابطه زناشویی کمتری با همسرشان دارند، سعی دارند آن را با کار بیشتر جبران کنند و این کار زیاد باعث فرسودگی شغلی بیشتر و رابطه جنسی کمتر می‌شود. این چرخه معیوب به این ترتیب همچنان ادامه دارد و حتی می‌تواند به از هم پاشیدن بنیان خانواده بینجامد. در حالی که نتایج این تحقیقات جدید نشان داده که اگر در هنگام مواجهه با یک محرک استرس‌زا، رابطه زناشویی خود را با همسرتان بیشتر کنید، می‌توانید از استرس خود بکاهید.

 کمک همسران به سلامت همدیگر

تحقیقات پیشین از جنبه‌های مختلف تاثیر یک رابطه زناشویی سالم و رضایت‌مندانه بین ‌زن‌ و شوهرها خبر داده بودند و حالا دیگر کارشناسان سلامت جنسی معتقدند یک رابطه زناشویی مثبت و سالم، نه تنها برای تداوم زندگی زناشویی و محکم کردن بنیان خانواده اهمیت دارد بلکه برای سلامت زوجین هم مفید است. به عنوان مثال، مشخص شده که رابطه زناشویی می‌تواند باعث ترمیم سریع‌تر زخم‌ها شود. همچنین افرادی که ازدواج کرده‌اند و رابطه زناشویی رضایت‌مندانه‌ای را با همسرشان تجربه کرده‌اند، در درازمدت، کمتر بیمار می‌شوند و طول عمر آنها نیز بیشتر از مجردها و افرادی است که به روابط زناشویی‌شان توجهی ندارند.

کمک همسران برای زندگی

اما این تمام ماجرا نیست. تغییرات هورمونی به وجودآمده به دنبال یک ارتباط زناشویی بین همسران، می‌تواند آنها را در برابر سختی‌ها و ناملایمات زندگی هم مقاوم کند و آسیب‌پذیری‌شان را پایین بیاورد و این را مطالعات گوناگون نشان داده‌اند. در یکی از این مطالعات، که کار محققان دانشگاه اسکاتلند است، مشخص شده فشارخون افرادی که رابطه زناشویی کافی و رضایت‌مندانه‌ای داشته‌اند، در هنگام سخنرانی، کمتر افزایش پیدا می‌کرد که این نشان‌دهنده احساس عزت‌نفس بیشتر و استرس و تنش روانی کمتر بود. همچنین در زنان، تحریک سلول‌های عصبی واژن و دهانه رحم، در هنگام رابطه زناشویی، موجب آزاد شدن هورمون‌های شل‌کننده دیواره رگ‌ها می‌شود که این هورمون‌ها سبب تعادل فشارخون می‌شوند.

مطالعات محققان دانشگاه گوتینگن نیز نشان داده حتی گرفتن دست همسر، باعث کاهش استرس او می‌شود. آنها این موضوع را این طور امتحان کردند: به گروهی از زنان جمله استرس‌زایی مانند این گفته شد: «ظرف چند ثانیه به شما شوکی وارد می‌شود.» این در حالی بود که گروهی از آنان دست همسران‌شان را در دست داشتند و عده‌ای دیگر دست فردی غریبه را. در همین حال، پاسخ مغزی آنها نیز از طریق دستگاه تصویربرداری مغزی ارزیابی شد. پاسخ مغزی آنها که دست همسرشان را در دست داشتند، نسبت به این جمله محرک استرس، بسیار پایین‌تر از گروه دیگر بود و آنهایی که رابطه قوی‌تری در زندگی واقعی داشتند، پاسخ بسیار ضعیفی نسبت به آن نشان دادند.

باز هم زندگی

در مطالعه دیگر مشخص شده که رابطه سالم و مثبت با همسر، می‌تواند اثرات نامطلوب فیزیکی اضطراب را در بدن کم کند. اضطراب، فشارخون را بالا می‌برد و همین افزایش فشار خون می‌تواند موجب کاهش کارایی سیستم ایمنی بدن شود اما بعد از هر بار رابطه زناشویی، هورمون‌هایی از قبیل اکسی‌توسین و اندورفین در بدن ترشح می‌شود که سبب متعادل شدن فشار خون و نیز رشد احساس خوب و نگرش مثبت می‌شود. این احساس مثبت،‌ در رابطه عاطفی شما با همسرتان تاثیر می‌گذارد و باعث بهبود روابط شما می‌شود و موجب می‌شود یکدیگر را بهتر درک کنید و همدلی بین شما نیز بیشتر شود. به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که یک رابطه خوب عاطفی بین همسران، نیازمند رابطه زناشویی موفق است و اگر زن و شوهری با یکدیگر رابطه زناشویی کافی و موفق نداشته باشند، می‌توان انتظار داشت که به تدریج از یکدیگر دور شوند و قدرت ایثار و گذشت را در مورد همدیگر از دست بدهند. بررسی‌های این محققان نشان داده که ارتباط زناشویی زوجین با همدیگر، باعث فرونشاندن خشم و عصبانیت آنها نسبت به همدیگر و دیگران می‌شود و نبود چنین ارتباطی، باعث بی‌علاقگی و حتی زمینه‌ساز خیانت و طلاق آنها می‌شود. علی‌رغم اینکه هنوز یکدیگر را واقعا دوست دارند.

چرخه زندگی

به نظر می‌رسد استرس و اختلال جنسی با همدیگر رابطه دوجانبه‌ای دارند یا به عبارت دیگر باهم یک چرخه معیوب را می‌سازند. در هنگام استرس، میل جنسی و دفعات رابطه جنسی کم می‌شود و با کم شدن رابطه جنسی نیز استرس فرد افزایش می‌یابد. حال برای شکستن این چرخه معیوب چه باید کرد؟

محققان و متخصصان سلامت جنسی، به زوجین توصیه می‌کنند در هنگام استرس و تنش روانی، تسلیم احساس خود در دوری گزیدن از همسرشان نشوند و تلاش کنند در این حالت هم محبت خود را نسبت به او بیان کنند. البته شاید بیشتر زن‌‌وشوهرها اعتراض کنند که رابطه زناشویی نمی‌تواند فرمایشی و دستوری باشد. نکته در اینجاست که وقتی دو نفر واقعا یکدیگر را دوست داشته باشند و به هم عشق بورزند، نتیجه خوبی به دست خواهد آمد و استرس از میان خواهد رفت. این نتیجه را هم آزمون‌های سنجش استرس، بر روی زن‌ و شوهرهای مورد مطالعه، تایید می‌کند و هم اظهارات خود آنها در مورد احساس درونی‌شان. بنابراین برای کاهش استرس، حتما نیاز به برقراری ارتباط کامل بین همسران نیست بلکه بهتر است در مرحله اول، همدیگر را نوازش کنند و به روش‌های مختلف محبت خود را به یکدیگر نشان دهند. چنین رفتاری میزان استرس و افسردگی آنها را ۸ برابر کاهش می‌دهد.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 9:0  توســط fAtEmEh  | 
رابطه شیوه های دلبستگی با رضایتمندی زناشویی 

خانواده اصلی ترین هسته هر جامعه و کانون حفظ سلامت وبهداشت روانی است و نقش مهمی در شکل گیری شخصیت فرزندان یعنی پدران و مادران اینده جامعه دارد و هیچ نهاد و مرجعی نمی تواند جایگزین خانواده به ویژه مادر شود...    


خانواده را موسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند که ناشی از پیوند زناشوئی زن و مرد است و در ان اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست براساس همزیستی مسالمت امیز, صفا , صمیمیت , انس و تفاهم مشارکت و تعاون زندگی می کنند. خانواده ها معمولا واحدی کوچک متشکل از حداقل دو یا سه نفر است ولی از نظر اهمیت ان را از مهمترین نهادهای اجتماعی و نخستین منبع سازندگی و پرورش نسل و عالی ترین سرچشمه خوشبختی و غنی ترین منبع عاطفه دانسته اند.

از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان , وجود تعامل های سالم و سازنده میان انسان ها و برقرار بودن عشق به همنوع و ابراز صمیمیت وهمدلی به یکدیگر است, انسان موجودی چند بعدی است که بخش مهمی از ماهیت پیچیده او را میل به زندگی جمعی و پیوند جویی با همنوع تشکیل می دهد. روان شناسان و سایر متخصصان علوم رفتاری از جمله متخصصانی هستند که با مطالعه ابعاد پیچیده رفتار و انسان و دنیای روانی او برای بهزیستی و دستیابی به سلامت تن و روان اطلاعات و راهبردهای سودمندی را ارایه می دهند تا از این راه رسیدن به زندگی صلح اینده و توام با اسایش برای فرد فرد ادمیان امکان پذیر گردد.

روان شناسان, خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می دانند . داشتن اگاهی از نیازهای زیستی و روانی وشناخت چگونگی ارضا» و اطفا» آنها و تجهیز شدن به تکنیک های شناخت تمایلات زیستی و روانی مهمتر , مسلح بودن به چگونگی ارضا» دست و سالم انها ضرورتی انکار ناپذیر میباشد. تحقیقات زیادی در این زمینه مشاهده می شود که دلالت برتائید نقش دلبستگی در پیوند های بزرگسالان و روابط زناشویی رضایت مند میباشد. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته به طور خاص به بررسی رابطه بین الگوهای دلبستگی و سازگاری یا نگرش نسبت به روابط زناشویی پرداخته اند.

خانواده اصلی ترین هسته هر جامعه و کانون حفظ سلامت وبهداشت روانی است و نقش مهمی در شکل گیری شخصیت فرزندان یعنی پدران و مادران اینده جامعه دارد و هیچ نهاد و مرجعی نمی تواند جایگزین خانواده به ویژه مادر شود. جامعه ای سالمتر و پویاتر است که مادران و پردانی با شخصیت تر و سالمتر وبا اعتقادتر داشته باشد.

رضایت زناشوئی یکی از عوامل موثر در ثبات و پایائی خانواده ها و در عین حال بهداشت روانی همسران و فرزندان است. در روابط زناشوئی عوامل متعددی باعث رضایت همسران از یکدیگر می شود:

شاملو مهمترین عوامل موفقیت در زندگی زناشوئی را رشد عاطفی و فکری , تشابه علائق و طرز تفکر , تشابه مذهبی , تشابه تحصیلی و طبقاتی, و تشابه طرز تفکر نسبت به امور جنسی, تشابه علایق در زندگی و سرعت عمل در کارها و بالاخره رابطه با خانواده زن و شوهر می داند.

سلامت فیزیکی و عاطفی و بهداشت روانی افراد در جامعه در گرو سلامت روابط زناشویی و تداوم و بقای ازدواج می باشد. رضایت یک فرد از زندگی زناشوئی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده ودر نتیجه تسهیل در امررشد و تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه خواهد شد. بنابراین با توجه به اهمیتی که روان شناسان , جامعه شناسان و حتی همه مذاهب به خانواده و ارتباط زناشویی موثر می دهند و اینکه تشکیل خانواده جایگاهی برای نارضایتی نیست این سوال به ذهن می رسد که چرا زوجین دچار نارضایتی می شوند به چه علل و عواملی می تواند بر رضایت مندی ان تاثیر گذارد , ایا شیوه های دلبستگی زوجین می تواند بر رضایت مندی زوجین تاثیر گذارد .

 اهداف تحقییق

خانوده کوچکترین جز» اجتماعی است , اجتماعی که از خانواده های سالم تشکیل شده باشد, مسلما اجتماعی است سالم و شرط انکه خانواده ای سالم باشد این است که افراد ان سالم باشند, لذا برای بهبود وضع اجتماع , تلاش برای بهبود وضع خانواده و افراد ان مهمترین مسئله است . دراین راه هیچ چیز را نباید نادیده گرفت باید از تجربیات همه کسانی که در این راه قدم برداشته استفاده کرد. در جایی از نهج البلاغه امام علی ( ع) می فرماید: انظرو من قال و انظرو مال قال , نظر کنید که گفت, نظر کنید چه گفت یعنی باید گفته صحیح را از زبان هر کس که بیرون امده باشد پذیرفت و به کار بست. بنابراین با توجه به نقش غیر قابل انکار الگوهای دلبستگی در کارکردهای رفتاری والگوهای هیجانی بزرگسالان و همچنین با توجه به اینکه از موضوعاتی که بیشتر مد نظر روان شناسان و پژوهشگران و نظریه پردازان روابط زناشویی و الگوهای سازگاری در زندگی زناشویی بوده است. از عوامل تاثیر گذاری که همیشه توسط دست اندر کاران مورد تاکید واقع شده مقوله رضایت مندی جنسی و رابطه زناشویی رضایت بخش در بین همسران بوده است, از اهمیت این تحقیق بر همه متخصص پوشیده نیست , تا جایی که می توان از نتایج این گونه تحقیقات در زندگی کاربردی و عمل خانواده ها استفاده کرد. بنابراین محقق می خواهد تاثیر شیوه های دلبستگی را بر رضایت مندی زناشوئی بررسی کند و در صورت تائید آن , با توجه به پیشینه تحقیق استفاده کاربردی ان را برای اموزش والدین چه در مدارس و در محافل علمی مطرح سازد.

فرضیه های تحقیق:

۱) بین سبک های دلبستگی و رضایت زناشوئی همبستگی وجود دارد.

۲) بین سبک دلبستگی ایمن در مردان و زنان تفاوت وجود دارد .

۳) بین سبک دلبستگی مضطرب در مردان و زنان تفاوت وجود دارد.

۴) بین سبک دلبستگی اجتنابی در مردان وزنان تفاوت وجود دارد.

۵) بین رضایت زناشوئی مردان و زنان تفاوت وجود دارد.

 تعریف متغیرهای تحقیق

الف)تعریف نظری:

۱) دلبستگی

دلبستگی را می توان یک الگوی رفتاری خاص در نظر گرفت که در اکثر جوامع برای رشد سالم اهمیت حیاتی دارد و زمانی دلبستگی مطلوب بوجود می آید که در سال اول زندگی کیفیتی متقابل و خوشایند بین کودک و مادر یا ( نگهدارنده ) شکل گرفته و این رابطه گرم , صمیمانه و پایا بین کودک و مادر است که برای هر دو رضایت بخش و مایه خوشی است.

دلبستگی دارای سه سبک ایمن, اجتنابی, مضطرب , و به قرار ذیل می باشد:

سبک ایمن:

افراد دارای این سبک ارتباط با دیگران برایشان اسان است و از اینکه به دیگران تکیه کنند و نیز اجازه دهند که دیگران به انها تکیه کنند احساس راحتی می کنند. این افراد از اینکه دیگران انها را ترک کنند و یا خیلی به انها تزدیک شوند احساس نگرانی نمی کنند.

سبک اجتنابی:

افراد دارای این سبک از اینکه به دیگران نزدیک شوند احساس ناراحتی کرده و نمی توانند به طور کامل به دیگران اعتماد کنند. برای این افراد مشکل است که به دیگران تکیه کنند و وقتی می بینند که کسی می خواهد خیلی به انها نزدیک شود عصبی شده و احساس می کنند که دیگران اغلب بیشتر از حدی که انان احساس راحتی می کنند با انها صمیمی هستند.

سبک مضطرب - دو سوگرا :

افراد دارای این سبک کسانی هستند که احساس می کنند دیگران مایل نیستند انقدر که انها دوست دارند با انان رابطه نزدیک داشته باشند. انها اغلب نگران هستند که همسرشان واقعا انها را دوست نداشته باشد. انها مایلند که با بعضی افراد کاملا یکی شوند ولی این خواسته بعضی اوقات باعث ناراحتی و دوری مردم از انها می شود.

سبک های دلبستگی مولفه ای است که با ازمون دلبستگی بزرگسالان AAS سنجیده می شود.

 رضایتمندی زناشوئی :

تعریف نظری

احساسات عینی از خشنودی , رضایت و لذت تجریه شدن توسط زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های از دواجشان را در نظر می گیرند.

 تعریف عملیاتی

نمره ای که ازمودنی از پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH بدست می آورد.

 نظریه های دلبستگی

 نظریه روانکاوی :

زیگموند فروید روانکاو اتریشی روابط کودک با والدین خود را براساس این فرض بنا کرد که غرایز زیستی کودکی که به دنیا می اید باید ارضا» شوند. مثلا در زمان شیر خوارگی هر چیزی که مربوط به غذا خوردن و به طور کلی دهان کودک باشد مورد توجه قرار می گیرد و یا در حدود دو سالگی فعالیت های مربوط به عمل دفع سرچشمه توجه و لذت او است. هنگامی که از کودکان مراقبت می شود و نیازهایشان بر آورده می گردد توجهشان بر شخصی که این نیازها را تامین می کند معطوف می شود. بنابراین کنش متقابل بین کودک و والدین در خصوص ارضا» نیازها از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد.

در این دیدگاه فنیکل همچنین معتقد است که مادر اولین شیی است که هر فردی با ان رابطه برقرار می کند. از این رو, مادر اولین پایگاه شکل گیری تصورها و باورهای کودک در مورد پیرامونش است. در این دیدگاه, والدین و کودک هر کدام بخشی از یک سیستم پیچیده و پویا به حساب می ایند و دارای تاثیر متقابل هستند. مادر و کودک با هم رابطه زیستی - روانی دارند.

نظریه کردار شناسی :

این موضوع که نوزاد انسان به هنگام تولد امادگی بروز رفتارهایی را دارد که باعث می شود اطرافیان به او توجه کرده, از او مراقبت کنند و در کنارش بمانند, توجه یک روانپزشک انگلیسی به نام جان بالبی را به سوی خود جلب نمود . این رفتار ها شامل گریه کردن, خندیدن و سینه خیز رفتن است. به عقیده بالبی , کردارشناس علاقه مند به روانکاوی , پایه های زیستی رفتارهای دلبستگی در صورتی که از دیدگاه تکاملی مطالعه شود, اسان تر قابل درک خواهد بود.

بنابراین بالبی معتقد است که بچه انسان به طور زیستی تعدادی الگوهای رفتاری دارد که اماده اند تا بر اثر مکانیسم های آزاد سازی محیط فعال شوند. کودک خود را به کسی که دوست دارد نزدیک می کند, از او اویزان می شود و نشانه هایی چون لبخند , گریه و فریاد به او ابراز می کند . با این اعمال کودک نشان می دهد که برخی اشخاص برای اومهم هستند و انها را خوب ارزیابی می کند. بدین ترتیب , تماس بدنی نزدیک مخصوصا بغل گرفتن , نوازش کردن و تکان دادن می تواند کودک نگران و هیجان زده را ارام کند.

برطبق نظر بالبی , نتیجه کنش متقابل بین مادر و کودک به وجود امدن نوعی دلبستگی عاطفی بین ان دو است. این مفهوم دلبستگی که اینس ورث و همکارانش درباره ان تحقیقاتی کرده اند ارتباط عاطفی با مادر است که سبب می شود کودک دنبال اسایش حاصل از وجود مادر باشد به خصوص هنگامی که احساس ترس و عدم اصمینان می کند. نظریه دلبستگی ابتکار جان بالبی , در دهه , ۱۹۵۰ پس از گذشت دو نسل مرجع اصلی نظریه پردازی و ازمایشگری در روان شناسی تحولی محسوب می شود, بطوریکه بسیاری از پیشرفت های روانپزشکی اجتماعی از این نظریه تاثیر پذیرفته اند.

 نظریه یادگیری اجتماعی

برخلاف بالبی که ریشه رفتارهای دلبستگی را به مکانیسم های ذاتی نسبت می دهد, نظریه پردازان یادگیری , دلبستگی را محصول فرایند اجتماعی شدن می دانند. به عقیده این روان شناسان از جمله سیرز, جی ویرتز, بی جو و بایر در ابتدای کار, مادر چیز خاصی برای کودک عرضه نمی کند اما بتدریج که مادر کودک را شیر می دهد, گرم می کند, بغل می گیرد, ویژگی های پاداش دادن را یاد می گیرد.

نظریه پردازان یادگیری اجتماعی فرض را براین دارند که شدت وابستگی کودک به مادر بستگی دارد به این که مادر تا چه حد نیازهای کودک را تامین کند. یعنی مادر تا چه اندازه وجودش با لذت وکاهش درد و ناراحتی همراه است. این نظریه پردازان همچنین براین واقعیت تاکید دارند که فرایند دلبستگی یک راه دو طرفه است و به رابطه رضایت بخش متقابل و تقویت های دو جانبه وابسته است. مادر رضایت خود را در پایان دادن به فریادهای بچه پیدا می کند و در نتیجه خود را نیز آرام می کند. کودک با لبخند و بغبغو کردن ها ی خود به کسانی که او را ارام می کنند, پاداش می دهد.

 نظریه بوم نگری

در دیدگاه بوم نگری تلاش می شود تا انسان در متن محیط زندگی اش مورد مطالعه قرار گیرد . ویگوتسکی عقیده داشت کارکردهای عالی ذهنی در کودکان از راه تعامل با والدین, معلمان و دیگر افراد مهم در محیط رشد می کند. برهمین اساس , اهمیت دیدگاه بوم نگری و رویکرد پیروان این دیدگاه به تعامل والدین فرزند بطور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است.

 نظریه روان شناسی شناختی

در دیدگاه روان شناسی شناختی نیز والدین پایگاه شکل گیری و تحول فرایندهای روان شناختی کودک به شمار می ایند.

بل موفق شده بود تا پایداری شی و پایداری شخص را مورد ازمایش قرار دهد. نتایج پژوهش او نشان داد که ۷۰ درصد از ازمودنی ها در پایداری شخص نمره هایی, بهتر از پایداری شی بدست می اورد. بل معتقد است پایداری شخص از احساس امنیت و دلبستگی کودک به مادر ناشی می شود. در همین پژوهش او دریافت که بین امنیت و دلبستگی و پایداری شخص در کودک رابطه معنی دار وجود دارد . بل اظهار می کند که پایداری شخص بسیار تحت تاثیر رفتار مادری است در حالیکه پایداری شی چنین وضعیتی ندارد.

همچنان که کودکان بزرگ می شوند, تمایل پیدا می کنند که پیوند عاطفی را با والدی که به او دلبستگی دارند حفظ کنند, در نتیجه توانایی پذیرش رفتارهایی را که با ارزش های والد محبوبشان مطابقت دارد پیدا می کنند. از انجا که بیشتر موارد والدین رفتارهای انطباقی را تشویق می کنند یعنی رفتارهایی که به کودک کمک می کند تا با جامعه کنار بیاید- دلبستگی معمولا به نفع کودکان است ولی اگر رفتاری را تشویق کنند که ناسازگار است, در این صورت کودکی که به والدینش دلبستگی دارد و می خواهد مطابق میل انان رفتار کند, از این دلبستگی اش سودی نخواهد برد.

تحقیقی که توسط واترز وهمکاران انجام شده است, محققین موفق به یافتن ۵۰ جوان ( ۲۰ تا ۲۲ساله) شدند که در دوران کودکی در موقعیت ناآشنا مورد مطالعه قرار گرفته بودند . نتایج این تحقیق حاکی از این بود که :

ـ روابط کودک , نمونه اصلی برای روابط عشقی این آزمونی ها بود.

ـ کیفیت مراقبت مادرانه در این گروه گرایش داشت که نسبتا ثابت باقی بماند.

ـ وقتی الگوهای موثر ایجاد شدند. گرایش به حفظ خود دارند. به رغم بیست سال فاصله بین این دو ارزیابی ۳۱ , نفر از ۵۰ نفر سبک دلبستگی شان همان سبک دوران کودکی شان بود. تغییر سبک دلبستگی بسیاری از آزمودنی ها احتمالا ناشی از تجربیات آنان بود. مهمترین این تجربیات عبارت بودند از : از دست دادن یکی از والدین , ابتلای والدین یا خود انها به بیماریهای دشوار , ابتلای والدین به بیماری های روان گسسته وار و مورد سو استفاده بدنی یا جنسی قرار گرفتن. آزمودنی هایی که هیچ یک از این موارد را تجربه نکرده بودند . با احتمال بیشتری الگوی دلبستگی کودکی و بزرگسالی شان همسان بود.

اگر چه ممکن است عدم همسانی به مسایل و محدودیت های اعتبار و رویی اندازه گیری نسبت داده شود ولی به نظر می رسد که تجارب دوران کودکی و پس از ان , نقش مهمی را در ایمنی یا ناایمنی دلبستگی در بزرگسالی ایفا می کنند.

کارن هورنای پس از سال ها مطالعه و بررسی به این نتیجه رسید که انگیزه اصلی رفتار انسان, احساس امنیت است. به باور او , اگر فرد در رابطه با اجتماع به خصوص کودک در رابطه با خانواده , احساس امنیت خود را از دست بدهد دچار اضطراب اساسی می شود.

از نظر هورنای , عواملی که از طرف جامعه و به خصوص خانواده, در کودک احساس ناامنی ایجاد کند عبارتند از : تسلط زیاد, بی تفاوتی , رفتار بی ثبات, عدم احترام برای احتیاجات کودک, توجه و محبت بیش از حد, عدم گرمی و صمیمیت کافی, تبعیض , محافظت شدید. واگذاری مسئولیت زیاد یا عدم ان , پرخاشگری و خشونت برای کسب احساس امنیت. کودک در مقابل این عوامل, روش های مختلفی از خود نشان می دهد و همانها را فرا می گیرد . این رفتارها نوع شخصیت و منش او را تشکیل می دهند.

بنابراین به اعتقاد اینس ورث و همکارانش همه کودکان بهنجار احساس دلبستگی پیدا میکنند ودلبستگی شدید شالوده رشد عاطفی و اجتماعی سالم در دوران بزرگسالی را پی ریزی می کند. برای مثال , انتظار می رود که کودکانی که دلبستگی شدید به مادرانشان دارند, در آینده از لحاظ اجتماعی برون گرا باشند, به محیط اطرافشان توجه نشان داده و بخواهند که در اطراف خود کاوش کرده و بتوانند با ناراحتی مقابله کنند.

بنابر نظر محققان افراد دارای دلبستگی ایمن از ویژگیهایی برخوردارند: اعتماد به خود و اعتماد به دیگران دو ویژگی اصلی افراد ایمن محسوب می شود. اعتماد به خود به عنوان یکی از مبانی درون روانی فردی که دارای دلبستگی ایمن می باشد به فرد این توانایی را می دهد که در روابط بین شخصی با مهارت, اطمینان و ارامش بیشتر به تعامل بپردازد.

اعتماد فرد ایمن به دیگران, به عنوان جز» مکمل اعتماد به خود نیز وی را در جلب کمک دیگران یاری می رساند. به نظر این محقیین , برخورداری از توان اکتشاف گری و جوارجویی , دو ویژگی دیگر این افراد می باشد. به این معنی که توان اکتشاف گری , انعطاف پذیری و جسارت لازم را در روابط بین شخصی, ازمونگری و تجربه اموزشی در اختیار فرد ایمن قرار می دهد. مهارت های حل مساله در این افراد محصول کنش بهنجار اکتشاف گری است . جوراجویی نیز به منزله یکی از نیازهای فرد ایمن که پیوسته در جستجو ارضا» می باشد, به کمک بازخوردهای مثبت و دو سویه پس از روابط با دیگران و در کناراکتشاف گری به مهارت های فرد می افزاید . همچنین بنابر نتایج پژوهش ها, دلبستگی ایمن با ویژگی های ارتباطی مثبت صمیمیت و خرسندی , مرتبط است.

به عکس تاثیرات مثبت دلبستگی , بررسی ها عنوان می کنند که دو مشخصه اصلی افراد ناایمن اجتنابی و دو سوگرا است. فقدان اعتماد به خود با تحلیل بنیادهای درون روانی , توان رویارویی با موفقیت های استرس زا را کاهش داده و درماندگی روان شناختی را بر فرد ناایمن تحمیل می کند. این پریشانی و درماندگی که به نوبه خود برحسب تجربه های نامطلوب به احساسات حقارت و اضطراب شخص دامن می زند , ناتوانی وی را در ایجا روابط بین شخصی سالم توجیه میکند. فقدان اعتماد به دیگران نیز با تخریب زمینه های بین شخصی, فرصتهای یاری طلبی و جلب همدردی دیگران را از بین می برد. تاثیرات عمیق سبک دلبستگی در دو گستره درون شخصی وبین شخصی بار دیگر نقش بنیادین و پویای کیفیت پیوند های عاطفی نخستین بین کودک و مادررا در شکل گیری استقرار و تداوم اعتماد اساسی , جوراجویی , اکتشاف گری , تجربه آموزی و قدرت مواجهه و حل مساله برجسته می سازند.

 دلبستگی در گستره تحقیقات

بالبی معتقد بود که نوزاد انسان با مجموعه ای از رفتارهای فطری به دنیا می آید که موجب می شود, اطرافیانش از او مراقبت کنند و در کنارش بمانند, از نظر تکاملی این الگو ها ارزش انطباقی دارند زیرا موجب زنده ماندن کودک میشود. اگر چه فروید شدت وابستگی کودک به مادر را نتیجه میزان نیازهای وی توسط مادرمی دانستند اما بالبی به انگیزش های فطری باور داشت که دلبستگی برای نیاز از سایر سائق های اساسی می نمود, خاصه ان که سلسله ای از ازمایش های نظام دار نشان دادند دلبستگی در نتیجه همبستگی با منبع تغذیه ایجاد نمی شود و بسیاری اوقات کودک به کسان دیگری که انها را تغذیه کرده اند هم دلبسته شده اند, همچنین مشاهده شده است که کودکان گاهی به مادران بدرفتار و حتی معنی آزار دهنده نیز دلبستگی پیدا می کنند, نتایج این تحقیقات منجر به ان شد که بالبی بیان نماید که این نظام رفتاری تنها بر اساس هم ایندی های ساده لذت بخش ایجاد نمی شود , بلکه از الگوی نظری نظام دلبستگی پیروی نماید.

پژوهشهای زیادی در این زمینه مشاهده می شود که می توان اشاره به پژوهشی کرد که به منظور مقایسه سبک های دلبستگی در زنان روسپی و زنان عادی شهر تهران است که نتایج بدست امده از این پژوهش بیانگر ان است که در مقایسه با زنان عادی, زنان روسپی همواره از رابطه والدین و مراقبت اولیه شان ناراضی تر بودند و الگوی دلبستگی نافذ در ایشان الگوی دلبستگی ناایمن بود . در پژوهش دیگر که رابطه میان الگوهای دلبستگی و سابقه رفتارهای خود اسیب رسانی ( بویژه خودکشی ) مورد ارزیابی قرار گرفت به این نتیجه رسیده اند که بین اندیشه پردازی خودکشی و توسل به رفتارهای خود اسیب رسانی با الگوی دلبستگی اشفته سردرگم به ترتیب در %۷۸ و %۸۶ از افراد گروههای دارای سابقه رفتار خودکشی و اندیشه پردازی درباره خودکشی, رابطه وجوددارد ولی تنها در % ۴۴ از افراد فاقد هرگونه اندیشه پردازی یارفتارهای خود اسیب رسان , اما داوطلب درمان روانپزشکی, رابطه وجود دارد.

در تحقیق دیگر به منظور بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و شیوه همسر گزینی ( تک همسری - چند همسری ) به این نتیجه رسیده اند که بین سطوح مختلف تنوع طلبی جنسی با سبک های دلبستگی رابطه معنی داری وجود ندارد , اما نشان می دهد که مردان تک همسر نسبت به مردان چند همسر از سطوح تنوع طلبی جنسی بالاتری برخوردارد هستند.

مظاهری در بررسی میان سبک های دلبستگی زوجین نشان داد که رابطه قوی و مهمی میان سبک دلبستگی با ساختار خانواده و سازگاری زناشویی وجود دارد , این ارتباط خاصه در زمانی که سبک های دلبستگی همسران با یکدیگر جفت می شد وسازگارانه ترین نوع ارتباط و بالاترین رضایت مندی زناشویی وزوج های ( ایمن - ایمن ) و پائین ترین میزان ان در زوجهای ( اجتناب گر - اجتناب گر ) و مشاهده شد. یکسری مطالعات تجربی دیگر درباره نقش شناخت درناکارامدی زناشویی توسط برنشتاین و همکاران انجام شد.

انها دراین مطالعات از پرسشنامه نارضایتی زناشویی استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که اسنادهای زوجها درباره علت وقایع پیش امده در روابط زناشویی و رفتارهای منفی مانند شکایت کردن, پرداختن به موضوعات فرعی و ذهن خوانی موجب نارضایتی های زناشویی می شود. کنیاتن وهمکاران در اموزش به ۱۵۷ زوج دانشجو میزان ارتباط کلامی و ابراز احساسات انها را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق چنین بود زوجهایی که سازگاری بیشتری داشتند بیش از زوجهای ناسازگار , افکار , احساسات و انتظارات یکدیگر را می پذیرفتند, در این گروه حتی احساسات نامطلوب هم بیان می شد و به اندازه احساسات مطلوب مورد توجه قرار می گرفت زوجها برای احساسات یکدیگر اهمیت قائل می شوند و در مقایسه با این گروه زوجهای ناسازگار به طور معنی داری از برقراری ارتباط کلامی امتناع می کردند و حاضر نبودند هیچ نوع از احساسات خودرا ابراز کنند.

در تحقیق برنن و شیور که تحت عنوان ابعاد سبک های دلبستگی بزرگسالان و اثرات ان بر روی تفاهم زناشویی صورت گرفت, مشخص شد که سبک دلبستگی از عوامل تعیین کننده روابط بین فردی از جمله تفاهم زناشویی است . افرادی که دارای سبک دلبستگی ایمن هستند, درک عمیق تری را از روابط به صورت بالاتر نشان می دهند و این افراد از اشتراک های بالاتری در روابط بین فردی برخوردارند, فرضیه های این تحقیق از طریق تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفته و عنوان می شود که می توان سبک های دلبستگی را بعنوان عاملی تعیین کننده در زمینه تفاهم زناشویی محسوب کرد.

در تحقیق سیمپسون که تحت عنوان اثرات سبک های دلبستگی برتفاهم زناشویی صورت گرفت, به اثرات سبک های دلبستگی ایمن , اضطراب و اجتنابی بر تفاهم زناشویی پرداخته شد. با استفاده از روش تحقیق طولی تعداد ۱۴۴ زن و شوهر مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت مشخص گردید که سبک دلبستگی ایمن با احترام, تاهل و تفاهم بیشتری در ارتباط است تا سبک دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی . در پیگیری که به مدت شش ماه بعد صورت گرفت مشخص گردید که اشفتگی های هیجانی در افراد با سبک دلبستگی ایمن نسبت به انهایی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی می باشند کمتر می باشد.

در تحقیق کرامر , که در کشور انگلستان صورت گرفت به ارتباط سبک های دلبستگی و تفاهم زناشویی در ۴۰ زن که در دامنه سنی ۴۴-۲۵ سال قرار داشتند , پرداخته شد. یافته های پژوهشی معرف این بود که سبک های دلبستگی با تفاهم زناشویی مرتبط بوده و همواره زنان با سبک دلبستگی ایمن , تفاهم زناشویی بالاتری را نشان می دهند و از مشکلات و مشاجرات زناشویی کمتری نسبت به افراد با سبک دلبستگی نا ایمن ( اجتنابی دوسوگرا) رنج می کشند.

مری مین , مطالعات خود درباره دلبستگی را به دلبستگی بزرگسالان اختصاص داد. تلاشهای او مورد توجه روانکاوان و روان درمانگران قرار گرفت.

مین و همکارانش روابط بین تجارب اولیه مادر با وضعیت دلبستگی کودک را به آزمون گذاشتند . به این صورت که :

چطور ممکن است الگوهای موجود در تجارب اولیه دلبستگی مادر به رفتار کودک ارتباط داشته باشد؟ مین با همکاری جورج و کاپلان , فرم مصاحبه نیمه ساخت یافته را ابداع کرد که به عنوان AAI مین قادر به کشف الگوهایی نه تنها در توصیف رویدادهای زندگی بزرگسالان قابل مشاهده بود بلکه به روشنی در شیوه یادآوری و سازماندهی خاطرات نیز دیده می شد. به علاوه مین دریافت بزرگسالانی که دوره کودکی سختی داشته اند الزاما ناایمن نخواهند بود. انچه این گروه را از ناایمن ها جدا می کند کیفیت بازنمائیهای دلبستگی در ذهن انان است. مین و همکاران او در اصل سه الگوی دلبستگی بزرگسالان را توصیف کردند: خودپیرو, دوری گزین , دل مشغول . بزرگسال خود پیرو مثل کودکان ایمن ( که ناراحتی و نیاز خود را با روشی واضح و ارتباطی نشان می دهند) به دامنه ای از احساسات مثبت و منفی خود درباره تجارب اولیه دلبستگی دسترسی آسان و مرتبطی داشتند, بازنمائیهای ذهنی انان درباره تجارت اولیه دلبستگی مرتبط و منعطف بود.

بزرگسالان ناایمن , برعکس , چنین تجربیاتی را به صورتی نامربوط و ناهمسو توصیف می کردند. بزرگسالان دوری گزین , تجارب اولیه خود را ایده ال سازی کرده و حوادثی درداور را بصورتی منفک شده و به روشنی ناموافق توصیف می کردند. در حالیکه بزرگسالان دل مشغول بنظر می رسید که غرق در عواطف تداعی شده با تجارب دلبستگی اولیه می شوند.

اخیرا گروه جدیدی تحت عنوان غیر قابل طبقه بندی توصیف شده است. این مقوله زمانی مطرح می شود که هیچ وضعیت روانی در زمینه دلبستگی تسلط نداشته باشد. نوعا چنین طبقه ای زمانی توصیف می شود که ازمودنی بین وضعیت روانی دوری گزین و دل مشغولی در نوسان باشد.

مین و همکارانش دریافتند, والدینی که خود پیرو بودند در موقعیت نا اشنا کودکان ایمن داشتند. انهایی که دوری گزین بودند کودکانی اجتنابی داشتند والدین دل مشغول, کودکان مقاوم می پرورانند و نهایتا والدینی که دلبستگی سازمان نایافته در اثر فقدان یا ضربه داشتند والدین دل مشغول , کودکان مقاوم می پرورانند و نهایتا والدینی که دلبستگی سازمان نایافته در اثر فقدان یا ضربه داشتند کودکانی با دلبستگی سازمان نایافته پرورش داده بودند.

 تفاوتهای فردی در دلبستگی بین اشخاص

تحقیقات اولیه , در بررسی دلبستگی زوجین , بیشتر بر جستجوی رابطه سبک دلبستگی و ارزیابی کیفیت روابط متمرکز بودند. این پژوهشها نشان دادند که سبک دلبستگی بر گستره ای از رفتارها که در شرایط گوناگون ظاهر می شوند . تاثیر دارد.

افراد با سبکهای دلبستگی متفاوت در موقعیتهای گوناگون و از جمله موقعیتهای تنیدگی زا, به شکلهای متفاوت رفتار می کند. به عبارت دیگر , سبک دلبستگی افراد , عاملی برای شناسایی و طبقه بندی تفاوتهای فردی است.

تحقیقات اخیر , تاثیر سبک دلبستگی را بر کیفیت روابط زوجین به خوبی نشان می دهند . ازمودنیهایی که هم خود و هم همسرشان, سبک دلبستگی ایمن داشتند, کیفیت روابطشان مطلوب تر بود . یافته هایی از این دست , این سوال را به ذهن متبادر می کند که ایا سبک دلبستگی زوجین, پیش بینی کننده کیفیت روابط بین انهاست؟

در یک ازمایش روی یک برگه, خصوصیات شریک جنسی فرضی که براساس رفتارشان منعکس کننده ایمنی, رفتار اجتنابی و رفتار مجذوب کردن بودند, ارائه می گردید و ازماینده به ارزیابی پاسخ ارتباطی ازمودنیها در برابر شریک جنسی, می پرداخت.

یافته های مذکور نشان داده که بین سبک دلبستگی زوجین و نوع ارتباطی که با شریک جنسی فرضی برقرار می کردند, رابطه متقابل معنی دار ولی غیر خطی و جود داشت. بدین ترتیب که ازمودنیهای ایمن با وجود گرایش به سمت شریک جنسی ایمن , احساس مثبت کمی را در قبال شریکهای جنسی ناایمن گزارش می کردند. برعکس ازمودنیهای ناایمن و بالاخص ازمودنیهای اجتنابی , پاسخ مساعد کمتری , به یک شریک جنسی اجتنابگر ابراز می نمودند و بیشتر یک شریک جنسی مجذوب را ترجیج می دادند . این ازمایش بر روی زوجهای واقعی نیز اجرا شد و یافته های مشابهی به دست امد . ازمایشی توسط فینی , بر روی تعدادی زوجین صورت گرفت و در ان اثر متقابل سبک دلبستگی ازمودنیها و همسرانشان اندازه گیری شد. او در این ازمایش, میزان سبک دلبستگی زوجین ( براساس راحتی در صمیمیت و اضطراب در روابط ) و رضایت زناشویی را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان دادند, هنگامی که زنان , در ایجاد رابطه مضطرب بودند و مردان در برقراری صمیمیت , احساس راحتی می کردند, میزان رضایتمندی زناشویی در طرفین , در بیشترین سطح قرار داشت. یافته قابل توجه دیگر این است که میزان رضایتمندی زنانی که شوهرانشان کمتر در روابط صمیمی راحت بودند کاهش چشمگیری داشت. بنظر می رسد , در زوجین که به تازگی ازدواج کرده اند. رفتار اجتنابی شوهران مضطرب بسیار مخرب است. در صورتیکه رفتار مضطرب زنانه در ارتباط با رفتار اجتنابی و غیر صمیمانه همسر قرار گیرد , سیکل معیوبی تشکیل می شود که در ان زن نیازمند است که بطور مکرر جلب حمایت و اطمینان افرینی کند.

در تحقیقی که کتلی , پترومنکووجاف رابطه سبک دلبستگی و مراقبت و تاثیر انها را دررضایتمندی زناشویی براساس سودمندی مراقبت اندازه گیری کردند, دریافتند که ازمودنیهایی که خود و همسرانشان ایمن بودند و به یکدیگر مراقبت سودمندی ارائه می کردند, در مقابل ازمودنیهای ناایمن ( انکار کننده , غیر مصمم, و مجذوب ) رضایت بیشتری در روابطشان تجربه می کردند.

در مطالعه دیگری که از یافته های فوق حمایت می کند , کیفیت مراقبت براساس پاسخگوئی و حساسیت زوجین نسبت به یکدیگر و سبک دلبستگی بر اساس میزان راحتی در صمیمیت و اضطراب در روابط اندازه گیری شده بود. این یافته نشان داد که ازمودنیهایی که در سطح بالای راحتی در صمیمیت و سطح پائین در اضطراب را گزارش می کردند, نسبت به نیازهای همسران خود پاسخگو تر و حساستر بوده و از رضایت زناشویی بیشتری برخوردارند.
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:56  توســط fAtEmEh  | 

برای شوهرتان ، مادری نکنید!


رازهایی درباره مردان که هر زنی باید آنها را بداند ....    

یک اشتباه : زنان در حق مردان مادری کرده و با آنها به مانند بچه رفتار می کنند.

آیا هرگز چنین مواردی را به همسرتان گفته اید؟

ـ عزیزم کیف پولت را فراموش نکنی.

ـ موقع برگشتن فراموش نکنی لباس ها را از خشکشویی بگیری.

ـ قبض برق را پرداختی؟

ـ می دانی مخزن سوخت تقریبا دیگه تمام شده؟

ـ یادت رفت میز رزرو کنی؟ خوب اشکال ندارد، خودم تلفنی این کار را برایت انجام می دهم.

ـ چند بار باید گفت این حوله های خیس را روی زمین نینداز.

ـ اگر با این لباس نازک بیرون بروی، حتما سرما می خوری.

چنان چه شما نیز مانند من مرتکب این اشتباهات شده باشید، احتمالا پس از خواندن این جملات احساس گناه می کنید. اشتباه شماره یک، یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی ما با مردها است. به گونه ای با آنان رفتار می کنیم، گویی کودکی بیش نیستند و این طور فرض می کنیم که ناتوان هستند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند که ما زندگیشان را بگردانیم.

می دانم چه فکر می کنید بله این پیش فرض های ما در بسیاری از مواقع حقیقت دارند و ممکن است حق با شما باشد، اما موضوع این نیست، موردی که در این جا اهمیت دارد این است که:


هنگامی که با یک مرد مانند پسربچه کوچکی رفتار می کنید، او نیز شما را مایوس نکرده و به مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامی که انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می نماید.


چگونه زن ها در حق مردها مادری می کنند؟

۱ ) در حق آنها زیاده از حد مفید واقع شدن و انجام دادن کارهایی که می بایست خودشان انجام بدهند: مثلا: به دنبال کلیدش می گردیم، لباس هایش را پشت سرش جمع می کنیم، کراواتش را برایش درست کرده، موهایش را مرتب می نماییم، صبح ها قبل از آن که به سر کار برود لباس هایش را انتخاب می کنیم، شب ها بعد از برگشتن از کار لباس هایش را از تنش درمی آوریم.

۲ )راه انداختن بازی های کلامی با آنان، بازی حدس بزن، جهت بیرون کشیدن اطلاعات از آنان، به او می گوییم: گرسنه ای؟ دوست داری کمی آش برایت درست کنم، نه؟ برایت ماهی درست کنم؟ دسر چطور؟ با این سوپ چطوری؟ زیاد جالب به نظر نمیاد؟ خب بذار فکر کنم. با یه ساندویچ گریل شده پنیر چطوری؟ اونم دوست نداری؟

۳) ما معمولا چنین فرض می کنیم؛ مردها کم حافظه بوده و یا فراموش کار هستند و اطلاعاتی که می بایست خودشان به خاطر داشته باشند را به آنها گوشزد می کنیم: یادت باشد وقتی رسیدی زنگ بزنی، یادت نرود سوزی را از کلاس موسیقیش برسانی خانه. یادت باشد آشغال ها را دم در بگذاری! وقت دکترت یادت نرود!

۴) آن ها را نکوهش می کنیم، گویی بچه اند، چطوری می توانی بدون ژاکت بیرون بروی؟ نمی بینی هوای بیرون سرده؟ چند بار باید بگویم قبل از این بخوابیم چراغ ها را خاموش کن، صورت حساب های برق خیلی داره بالا میره. دیشب وقتی داشتی فوتبال تماشا می کردی، سه تا نوشابه و یک پیتزای بزرگ خوردی، عجیب نیست اگر دلت درد گرفته باشه.

۵) به عهده گرفتن کارهایی که فکر می کنید نمی توانید به درستی انجام بدهند: "اگر اجازه بدم برای شام فردا اون جایی را رزرو کنه، می دونم مثل همیشه یک اشتباهی می کنه. یا وقت را اشتباه می گه، یا یادش میره که یک میز خوب انتخاب کنه، بنابراین همیشه خودم این کار را می کنم." "بار آخر که استیون را فرستادم برای بچه ها لباس بخره، فاجعه بود. بچه ها هرگز نتونستن اون لباس ها را برای مدرسه بپوشند. این دفعه خودم می برمشان. نمی تونم اجازه بدم دوباره چنین اتفاقی بیفته." "ماه ها پیش، از جین خواستم یک هتل خوب تو شیکاگو پیدا کنه، اما اون فراموش کرد این کار را بکنه. حالا برنامه سفرمان سه هفته عقب افتاده و این منم که مجبورم همه کارها را انجام بدم. بهتر بود از اول خودم کارها را انجام می دادم."

۶) اصلاح کردن اشتباهاتشان و امر و نهی کردن به آنها: "نه عزیزم اون زن و شوهری که تو تعطیلات دیدیم، اهل ویرجینیا بودند، نه وست ویرجینیا." "عزیزم اون طور که این کلمه را در جمله به کار بردی، اشتباه بود." "فکر می کنم اگر مسیر ۴۱ را انتخاب کنیم به ترافیک خیابان گرد بر نمی خوریم." "اگه جای تو بودم الان از سمت چپ رانندگی می کردم." "چرا به مادرت زنگ نمی زنی بگی بچه ها مریض شدند و سرت خیلی شلوغه و برای یکشنبه دیگه نمی تونیم به اون سر بزنیم. هر چی گفتی این یکی را نگو که هفته پیش رفتیم و مادر منو دیدیم."

 چرا زنها در حق مردها مادری می کنند؟

می دانم متنفرید از این که بشنوید، شما هم در حق مرد زندگیتان مادری می کردید، اما باور کنید، تنها شما نیستید که این کار را می کنید. دلیل این کار چیست؟

 ما زنها برای مادری کردن آموزش دیده ایم و برای آن نیز پاداش می گیریم. وقتی بچه بودید، یگانه الگویتان مادرتان بود.

همواره شاهد بودید که او چگونه از شما، برادر و خواهرهایتان حمایت می کرد. بدین ترتیب آموختید چگونه حمایتگر، مهربان و فداکار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی کنید. این موضوع نیز حقیقت دارد که شاهد بودید، چگونه مادرتان به ویژه در حق پدرتان مادری می کرده است. پس بیایید به موضوع این طور نگاه کنیم که اگر شما شاهد بودید، به جای اینکه مادرتان به طرزی رمانتیک با پدرتان رفتار بکند، همیشه در حق او مادری می کرده است، در نتیجه شما هم در کودکی چنین آموختید. این همان رفتاری است که زن ها باید با مردها داشته باشند. پس وقتی خودتان بزرگ شدید و ازدواج کردید، عینا همین کار را با همسرتان کردید.

هنگامی که جولی جهت مشاوره نزد من آمد، سه سال از ازدواجشان با فرد می گذشت. او به تلخی می گفت: "احساس نمی کنم همسر او هستم، بلکه احساس می کنم مادرش هستم. او هم همیشه مثل یک بچه کوچک رفتار می کنه و از من انتظار داره به جای او فکر کنم، دنبالش راه بیفتم و لباس هاش رو جمع و جور کنم. در واقع مسوولیت همه امور با منه. برای همین هم او مدام تنبل و تنبل تر میشه و در عوض من عصبانی و عصبانی تر میشم."

جودی آگاه نبود که مادری کردن برای او که یک زن است، طبیعی می باشد. او از فرد به خاطر اینکه مردی ناپخته و بچه گونه است مدت بود که شکایت داشت، اما هرگز به سهمی که خودش در این رابطه باید ایفا می کرد توجهی نداشت. در خلال صحبت هایم با جولی از او راجع به پدر و مادرش پرسیدم و بعد از کمی پرس و جو، کم کم ریشه بازی مادرانه اش آشکار شد. در حالی که غمگین بود چنین به خاطر آورد: "هرگز به یاد ندارم که پدر و مادرم با هم صمیمی و یا خیلی رمانتیک بوده باشند. پدرم به خاطر شغلش زیاد به سفر می رفت و زنده ترین و معمول ترین خاطراتم از مادرم به زمانی تعلق دارد که چمدان های پدرم را قبل از سفر برایش می بست و بعد از آن که از سفر برمی گشت، چمدان هایش را باز می کرد. همیشه با دقت قرارهای ملاقات پدرم را به او یادآوری می کرد و همیشه لباس هایش را برایش مرتب می نمود. پدرم نیز به نوعی مانند یکی از بچه ها بود. مادرم هم به پدرم و هم به ما سرکوفت می زد. شام و ناهارمان را جلویمان می گذاشت. در آن سنین می بایست چنین نتیجه گرفته باشم که عشق ورزیدن به یک مرد، باید مانند رفتاری باشد که مادرم با پدرم دارد.

تا همین اواخر مادری کردن یگانه شغل قبول برای زنان محسوب می شد. به اضافه دو شغل دیگر: پرستاری و معلمی. در بچگی همواره شاهد بودیم که چگونه مادرانمان به واسطه رفتارهای حمایتگرانه و مادرانه شان پاداش می گرفتند و اگر چنین رفتارهایی از ما سر می زد به ما نیز این چنین پاداش می دادند: "سالی خوب و شیرین من، چقدر خوب از برادرت مواظبت می کنی"، یا "جین دختر خوبی باش و دمپایی پدرت را جلوش جفت کن" و "تو دختر عزیز خودم هستی."


هرگاه می خواهیم مردی ما را دوست بدارد، باید در نقش مادر برای او ظاهر شویم؟

دارلین که پانزده سال بود ازدواج کرده، چنین گفت: "هرگاه احساس می کنم از چارلی عشق و توجه کافی دریافت نمی دارم، فورا در نقش مادر براش ظاهر می شم. غذاهای مورد علاقه اش را می پزم، کشوهاشو مرتب کرده و سعی می کنم تا اونجا که امکان داره، براش مفید باشم. من دوست دارم، او بیشتر در نقش یک معشوق خوب برام باشه تا شوهر. البته چیزی که نصیبم میشه، دقیقا برعکس این خواسته است. او مثل یک پسربچه خوب که از من به خاطر این که این قدر دقیق و منظم هستم، تشکر می کنه."

ـ پس به این دلیل در حق مردان زندگیمان مادری می کنیم که آنها را به خود وابسته سازیم. وقتی سخت تلاش می نماییم تا کلیه نیازهای شوهرهای خود را برآورده کنیم، او را شدیدا به خود وابسته می کنیم. همه ما چنین صحنه هایی را در فیلم ها و سریال های تلویزیونی زیاد دیده ایم. مردی که همسرش خانه نیست، مجبور است خودش به تنهایی تمامی کارها را انجام دهد. او وقتی می خواهد برای بچه ها غذای ساده ای آماده کند، درست مثل یک دست و پا چلفتی رفتار نموده، عاجز و درمانده می شود. در نتیجه هر چه بیشتر از مردی مواظبت کنید، او بیشتر به شما تکیه می کند و بدین ترتیب وابسته تر می شود. ما زنها بدین وسیله با ترس از طرد شدگی خود مقابله کرده و طوری آنها را به خودمان وابسته می کنیم که هرگز نتوانند فکر ترک کردن ما را بکنند. گویی ضمیر ناخودآگاه ما درمی یابد، اگر به اندازه کافی به ما محتاج باشند، هرگز ما را ترک نخواهند کرد.

با این حال مردان به اینکه در حقشان مادری شود، عادت دارند و خواستارند از آنها مواظبت شود. اخیرا در یکی از سمینارهایم که برای گروهی از زنان ترتیب داده بودم، یکی از حاضرین از من پرسید: "چرا زنها برای مردها مادری می کنند؟" یکی از ردیف آخر گفت: "برای اینکه مردها دوست دارند" همگی خندیدیم، زیرا می دانستم این گفته او بدور از حقیقت نیست. آیا هنگامی که برای مردها مادری می کنیم، آنها شکایتی می کنند؟ جواب: بعضی وقتها مخالفت می کنند، اما اکثر اوقات راضی هستند.


 وقتی در حق مردها مادری می نمایید، آنها احساس عشق می کنند؟


مردها در کودکی همواره شاهد بودند که مادرشان از آنها مراقبت می کرده است. بنابراین برایشان عادی است به همسر خود اجازه دهند، تا که این نقش را نیز ادامه دهد. این موضوع بویژه حقیقت دارد، چنانچه مادر همسرتان مدام در حق او مادری کرده باشد، ممکن است در ذهنش مادر، همسر و حمایتگر تداعی بیشتری از کلمات عاشق، معشوق، بهترین دوست و یا شریک زندگی داشته باشد. چنان چه همسرتان در کودکی محبت و توجه کافی از جانب مادر خود دریافت نکرده باشد، با خوشحالی تمام اجازه خواهد داد، تا این کار ناتمام او را برایش به پایان برسانید.

 چگونه مادری کردن برای نامزد یا همسرتان موجب تخریب رابطه شما می شود

در ابتدا مادری کردن برای نامزد یا همسرتان می تواند جوانب مثبتی داشته باشد، اما در درازمدت اثرات بسیار مخربی را بر روی رابطه شما خواهد گذاشت:

۱) همسرتان از شما منزجر شده و بر علیه تان طغیان خواهد کرد. در فصل یک، درباره این نیاز روانی بچه ها که مبنی بر استقلال و تمایز از مادر به منظور کسب هویتی جداگانه ومردانه بود؛ صحبت کردیم. هنگامی که در حق نامزد یا همسرتان مادری می کنید، به طرزی اجتناب ناپذیر او از شما منزجر شده و نهایتا بر علیه تان طغیان خواهد کرد. ممکن است از رفتارتان شکایتی نداشته باشد، حتی ممکن است اصرار کند به این کارتان ادامه بدهید، اما یک چیز حتمی است: او یک روز بر علیه تان شورس خواهد کرد، همانگونه که تمامی پسربچه ها دوست دارند روزی از مادرشان جدا شوند و خانه را ترک نمایند.

کارن ۵۲ ساله روزی برای مشاوره نزد من آمد. او نمی توانست درک کند، چرا شوهرش لئونارد به او خیانت کرده و با منشی ۲۴ ساله اش رابطه نامشروع برقرار کرده است.

کارن چنین توضیح داد: لئونارد همیشه راضی به نظر می رسید. می دونم خودم خرابش کردم. اون همیشه می گفت، مادرش هرگز به این خوبی با او رفتار نکرده بود و می گفت که دوست داره ناز و نوازشش کنم و مواظبش باشم، اما حالا میگه تمام مدت احساس به دام افتادگی و خفگی می کنم و می خوام کمی آزاد باشم. او طی ۲۷ سال گذشته هیچ شکایتی نداشت، نمی تونم بفهمم چه اتفاقی افتاده.

وقتی با لئونارد وارد صحبت شدم شک و تردیدم به یقین تبدیل شد. او احساس می کرد که با برقراری ارتباط با یک دختر جوان تر، مادرش را با یک معشوقه معاوضه کرده و او کلماتی را که یک پسربچه کوچک، هنگامی که برای ترک خانه روزشماری می کند به کار می برد. نظیر: به دام افتاده، احساس خفگی و تشنه برای آزادی. تمام وقت کارن فکر می کرد با مادری کردن برای لئونارد، همسر خوبی برایش بوده است، اما نتیجه ای که عایدش گردید، این بود که این طرز تفکر باعث شد شوهرش را از دست بدهد.

۲) با نامزد یا همسرتان دائما طوری رفتار می کنید که گویی او بی لیاقت است. متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی لیاقتی خواهد کرد و در نتیجه اعتماد به نفسش پایین آمده و رفتارش نیز بچگانه تر می نماید. این به نوبه خود باعث به وجود آمدن یک چرخه زندگی معیوب خواهد شد.


هنگامی که یک مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را نیز کمتر دوست خواهد داشت.


احساس عزت نفس یک مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد. هنگامی که مردی احساس می کند کارها را به درستی انجام نمی دهد، به سختی می تواند با شما و یا خودش مهربان باشد. رفتار با مردها به مانند پسربچه ها و به رخ کشیدن ضعف ها و ناتوانایی های آنها روی قابلیت عشق ورزی مرد شما تاثیر منفی می گذارد.

جنبه دیگر این قضیه این است که هر چه مردی در نظر شما ناتوان تر و ضعیف تر جلوه کند، از لحاظ جنسی نسبت به او سرد خواهید شد. توانایی و قابلیت های مرد باعث تحریک زن ها می شود. بنابراین هر چه مردی ناتوان تر جلوه کند از جذابیت او برای شما کاسته خواهد شد.

۳) عشق، حرارت و شور و حال رابطه خود را خواهید کشت.


سریع ترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت یک رابطه، مادری کردن در حق نامزد یا همسرتان است.


هر چه با یک مرد بیشتر به مانند مادرش رفتار کنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد. اما موضوع این جاست که هیچ مردی مایل نیست با مادرش همبستر شود. ممنوعیت جاذبه جنسی نسبت به شخصیتی مونث با انرژی مادرانه، چنان در شخصیت برخی از مردها ریشه دوانده که تقریبا برای آن مرد غیرممکن خواهد بود، بتواند شما را به طرزی شهوانی و رمانتیک ببیند. کارهایی نظیر: مرتب کردن لباس هایش، یادآوری کارهایش به او و رفتاری مانند پسرتان با او داشتن.

از طرف دیگر اگر با نامزد یا همسرتان رفتاری بچگانه داشته باشید، این رفتارتان باعث می شود که شما از لحاظ جنسی نسبت به او سرد شوید. آخر مگر چقدر می توانید نسبت به مردی جاذبه رمانتیک و جسمانی داشته باشید؟ هنگامی که در پایان روز وقتی او را می بینید پیش خودتان بگویید: امروز جوراب هایش را نتوانست پیدا کند، کلیدهایش را دوباره گم کرده بود؛ دوباره مجبور بودم به لوله کش زنگ بزنم، چون فراموش کرده بود این کار را بکند. آخر مگر یک پسربچه سه ساله چقدر می تواند برایتان هیجان ایجاد کند.

به اعتقاد من ارتکاب اشتباه شماره یک، یکی از دلایل عدم رضایت جنسی در بسیاری از ازدواج ها می باشد. بیست سال زندگی مشترک به همراه انواع مشکلات خانوادگی، اقتصادی و غیره، همگی از جمله دلایلی هستند که در تولید تنش و سرد شدن شور و حرارت روابط، سهیم هستند، اما هیچ یک از این ها در مقایسه با حالتی که زن و شوهر به یک مادر و پسر تبدیل شده باشند، خطرناک نیست.

 راه حل:

چگونه از مادری کردن در حق مردان دست برداریم؟

در زیر راه کارهایی ارائه شده که در تغییر نقش شما از یک مادر به یک معشوق خوب برای نامزد یا همسرتان، مفید خواهند بود:

۱) از انجام دادن کارهایی که همسرتان می تواند خودش انجام دهد، پرهیز کنید. رفتار مادرانه داشتن در حق همسرتان بمانند اعتیاد است. همان طور که در مورد تمامی اعتیادها نیز صدق می کند و تنها راه نجات، ترک کردن است. این بدان معناست که وقتی همسرتان می پرسد، کلیدهایم کجاست؟ به او بگویید نمی دانم. اجازه دهید خودش دنبال آنها بگردد. هنگامی که برای مناسبت ویژه ای می خواهد خودش لباسش را انتخاب کند، نگویید که می بایست کدام لباس را بپوشد. هنگامی که لباس هایش را روی زمین می اندازد، آنها را برایش جمع نکنید.

چنان که همسرتان عادت دارد کارهایش را برایش انجام دهید، ممکن است کمی طول بکشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد. در ابتدا امکان دارد برایش مشکل باشد. ممکن است یاس ها و سرخوردگی هایش را تحمل کنید، چرا که مدتی طول خواهد کشید تا کارهایی را که سالها برای خودش انجام نداده انجام بدهد. اگر زندگیتان گیج کننده تر و مغشوش تر به نظر آمد، تعجب نکنید. احتمال دارد در ابتدا به میهانی ها دیرتر برسید، چرا که او نمی تواند کلیدهایش را بیابد. حتی ممکن است در حالی که کراواتش چروک و نامرتب است از خانه خارج شوید. چنان چه این اتفاقات به کرات پیش بیاید، به تدریج خواهد آموخت. زیرا خواهد دید هر بار که به دنبال کلیدهایش می گردد و آنها را پیدا نمی کند، چقدر سرخورده و مایوس می شود، لذا می آموزد هر شب آنها را در جای مخصوصی بگذارد. وقتی دیگران به او بگویند کراواتش نامنظم است. لذا می آموزد از این پس قبل از خارج شدن از خانه در آینه خودش را وارسی کند. به عبارت دیگر بزرگ شده و یاد می گیرد چگونه از خودش مراقبت کند.

البته این بدان معنا نیست که چنان چه همسرتان پرسید، کلیدهایش کجا است؟ شما جواب بدهید: "خودت پیداش کن، من که مادر تو نیستم"، حتی در اینجا هم توصیه ام این نیست که می بایست در حق همسرتان مهربان و حمایتگر نباشید، بلکه هدف صرفا بدین معناست که چگونه بیشتر به مانند یک همسر و معشوق و کمتر به مانند یک مادر با او رفتار کنید.

۲) با نامزد یا همسرتان به مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید. اطلاعاتی که خودش می بایست به خاطر داشته باشد را به او یادآوری نکنید. سعی ننمایید به جایش فکر کنید و یا تقویمش باشید. بلکه به گونه ای رفتار کنید که دریابد بزرگسالی فهمیده و توانا است که شما همیشه می توانید روی او حساب کنید. به خاطر داشته باشید از آنجا که مدت ها در حقش مادری می کردید و برنامه هایش را ترتیب می دادید، کمی تنبل شده است. به طرزی ناخودآگاه ممکن است در به خاطر سپردن قرار ملاقات ها و مسوولیت هایش به شما تکیه کند. بنابراین طبیعی است هنگامی که از این کار دست می کشید، بعضی از کارهایش را فراموش کند. مثلا برخی از صورت حساب ها را نپردازد و یا اینکه آشغال ها را هر شب دم در نگذارد. در این گونه مواقع سرزنشش نکرده و از او انتقاد نکنید، بلکه با یاس او همدردی کرده و به دنبال کار خود بروید.

به عنوان مثال فرض کنید همسرتان روز پنجشنبه یک وقت برای دندانپزشکی دارد. صبج هنگامی که می خواهد به سر کار برود. بدون اینکه چیزی بگویید با او خداحافظی کنید. عصر هنگامی که به خانه برمی گردد، می گوید: "خیلی از دست خودم عصبانی ام، منشی دکتر هاپکینز به محل کارم تلفن کرد و گفت: "برای امروز وقت دکتر داشتی"، به کلی فراموش کرده بودم. در این موقع به او بگویید: "اوه عزیزم خیلی بد شد اما مساله ای نیست، مطمئنم دوباره می تونی یک وقت جدید بگیری". هنگامی که به دفعات کافی این قرار ملاقات ها فراموش شود، همسرتان به طرزی طبیعی می آموزد که چگونه برنامه هایش را به خاطر بسپارد.

۳) آنگونه که مادرها با بچه هایشان صحبت می کنند با او صحبت نکنید. به خودتان قول بدهید با نامزد یا همسرتان طوری صحبت نکنید، گویی او یک پسربچه پنج ساله می باشد. این به آن معنا است که اصلا او را نکوهش نکنید. اشکالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این کار را به گونه ای که یک بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می دهد، انجام دهید نه مثل یک مادر عصبانی که از دست پسربچه شیطانش به ستوه آمده است.

حرف های بچه گانه زدن چطور؟ به عقیده من کمی با لحن کودکانه حرف زدن کاملا طبیعی می باشد. چرا که این راهی است بسیار صحیح برای درمیان گذاشت احساسات آسیب پذیرمان، اما چنانچه با نامزد یا همسرتان حرف های بچه گانه می زنید، خصوصا در رختخواب و یا در حین رابطه جنسی، این یک مشکل محسوب می شود. وقت آن رسیده که رفتاری بالغانه داشته باشید.

۴) مسوولیت هایی را که دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار کنید و چنان چه اشتباه هایی مرتکب می شود، مسوولیت ها را از او سلب نکنید. می دانم این کار برای بعضی از شما تا چه خد مشکل است. این بدان معناست که کنترل کردن همه چیز را رها نمایید و اعتماد کنید. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، حتی هنگامی که همه موارد آن طور که می خواستید، پیش نمی روند. به عنوان مثال: همسرتان می گوید برای شام در رستورانی میز رزرو خواهد کرد؛ اما وقتی برای این کار به رستوران تلفن می کند که تمام میزها قبلا رزرو شده اند. پس ساعت شش به شما تلفن می زند و می گوید موفق نشده میزی را رزرو کند. شما به او می گویید: خیلی بد شد، من طبق قرار قبلیمان آمده ام و مطمئنم که می تونی یک جای دیگه پیدا کنی. ساعت هشت می بینمت، خداحافظ. همسرتان از این که در رزرو میز شکست خورده، احساس حماقت خواهد کرد، اما از این که سرزنشش نکرده اید از شما ممنون شده و بار دیگر که قرار است جای دیگری بروید، این موضوع را هرگز فراموش نخواهد کرد.

 هشدار:

ممکن است هنگامی که همه موارد بد پیش می رود، وسوسه شوید دخالت کرده و کنترل اوضاع را دوباره خودتان به دست بگیرید. به عنوان مثال: موسم تعطیلات نزدیک شده و می دانید همسرتان هیچ گونه اقدامی برای تهیه جا انجام نداده و یا نامزدتان موقع درست کردن لازانیا بیش از حد از سس استفاده می کند، در حالی که مطمئن هستید این مقدار سس غذا را بدمزه خواهد کرد.


هرگز وسوسه نشوید او را نجات بدهید.


به او اجازه دهید اشتباه کند و عواقب آن را نیز بپذیرد. زیرا تنها از این راه می توان بیاموزد که کارها را به درستی انجام دهد.

چگونه خودم موفق شدم این کار را انجام بدهم

از آنجا که ۱۵ سال از عمرم را صرف مادری کردن در حق مردان زندگی ام نموده ام، در این رابطه خودم را یک حرفه ای می دانم. حال می خواهم برایتان بگویم که چگونه موفق شدم این عادات مادرانه ام را کنار بگذارم: با مردی نامزد بودم که به طرزی مزمن کم حافظه و فراموشکار بود. قرار ملاقات هایش را فراموش می کرد، تلفن ها را از یاد می برد، پرداخت صورت حساب ها را فراموش می کرد، حتی هنگامی که می خواستیم جایی برویم آدرس را فراموش می کرد و موقع رانندگی به درستی نمی دانست باید از کدام خروجی بزرگراه خارج و یا داخل شود. دو سال تمام به جایش فکر کردم. کارهایش را به او یادآوری و زندگیش را به جایش گذراندم. هر وقت جایی می رفتیم، آرام و قرار نداشتم. همیشه چهار چشمی مراقب بودم که باید از کدام ورودی بزرگراه وارد شویم و یا سر کدام پیچ بپیچیم، تا این که مطمئن شوم به موقع به جایی که می خواهیم برسیم.

نهایتا یک روز از مادری کردن برایش خسته شدم و فکر کردم او باید رانندگی در جاده را بدون دخالت من یاد بگیرد. پس از مدتی برای تعطیلات به نقطه ای در جنوب کالیفرنیا رفتیم. من راه را به درستی می شناختم، چون قبلا هم به آنجا رفته بودم. علایم رانندگی موجود در جاده نشان می داد که خروجی چند مایل جلوتر است. نگاهی به او کردم تا ببینم آیا متوجه علایم رانندگی شده یا نه. احساس دل پیچه می کردم. به خودم گفتم قول دادی که چیزی نگویی. هر چه بیشتر به خروجی نزدیک تر می شدیم، بیشتر عصبی می شدم. حال دیگر به خروجی رسیده بودیم و او همین طور رو به جلو رانندگی می کرد، تا بالاخره از جایی که باید می پیچیدیم، رد شد. دندان هایم را به هم فشار دادم تا جیغ نزنم. گویی زمان متوقف شده بود. ما ده مایل دیگر جلو رفتیم. بیست مایل، سی مایل از جایی که باید می پیچیدیم، گذشتیم. هوا بتدریج تاریک می شد ناگهان نامزدم رو به من کرد و گفت: "این حوالی به نظرت آشنا میاد؟" به نرمی جواب دادم:" نه". او گفت:" به نظر منم آشنا نیست، شاید خروجی را رد کردیم؟" در یک پمپ بنزین توقف کرد و بعد از پرس و جو متوجه شد، چهل مایل از جایی که باید دور می زدیم، گذشته. مطمئن بودم که دیر می رسیم. با تمام قوا خویشتن داری کردم تا چیزی نگویم. او ماشین را سروته و در سمت مخالف شروع به رانندگی کرد. بعد از گذشت چند لحظه در حالی که مثل یک بره به من نگاه می کرد، گفت: "تو می دونستی که خروجی را رد کردم، نه؟" به او لبخند زدم. او هم به من لبخند زد و هر دو دریافتیم این بار با سکوت من او درس بهتری آموخته است.

۵) از رفتارهای مادرانه خود لیستی تهیه کنید. کمی بنشینید و از تمامی عادت هایی که در روابط تان نقش مادرانه داشته، لیستی تهیه کنید. چند هفته مراقب اعمال و رفتارتان باشید. هر وقت مچ خودتان را گرفتید، مواردی را به یادداشت ها اضافه کنید. چنان چه شهامت دارید از نامزد یا همسرتان هم بپرسید و مواردی که او نیز اشاره می کند را به آنها اضافه کنید. اگر لیست شما طولانی از آب درآمد، تعجب نکنید."اولین قدم در تغییر رفتارهای خود، آگاه شدن از آنهاست.

۶) با نامزد یا همسرتان درباره این که چگونه مادر و پسربازی راه انداخته بودید صحبت کنید. با همکاری هم، مانند یک تیم، در جهت خلق رابطه ای بالغ گونه، بزرگسالانه تلاش کنید. پیشنهاد می کنم این کتاب را به نامزد یا همسرتان نیز بدهید، تا خودش و هم شما را بهتر بشناسد. درباره مطالبی که در این فصل می خوانید، با یکدیگر صحبت نمایید. از او بخواهید، اطلاعات بیشتری در این باره به شما بدهد، سپس با یکدیگر به توافق هایی برسید که به شما در جهت خلق رابطه ای بالغ گونه کمک کند.

۷) پشتکار داشته باشید و در تعقیب روش های جدید و برحذر بودن از اشتباه های گذشته، ثابت قدم باشید. به تعهدات خود عمل کنید و نگران عواقب آن نیز نباشید. به عنوان مثال: چنان چه توافق کردید، بعد از حمام کردن شوهرتان پشت سرش حمام را تمیز نکنید و لباس هایش را جمع و جور ننمایید، اما چند هفته بعد اگر دیدید تعدادی لباس کثیف کف حمام است و شوهرتان حوله و لباس تمیز دیگری ندارد، همچنان بر سر قول خود بمانید و به لباس هایش دست نزنید. صبر کنید تا خودش متوجه شود دیگر حوله و لباس زیر تمیز دیگری ندارد. بگویید حوله و لباس هایش کف حمام، آن جایی است که آنها را رها کرده بود. ممکن است از این موضوع خیلی خوشحال نشود، اما پیامتان را خواهد گرفت. چنان چه به خاطر بهداشت و رعایت نظم و انضباط شخصی تسلیم شوید، همسرتان تعهد شما را جدی نگرفته و به تعهدات خود نیز عمل نخواهد کرد.

به خاطر داشته باشید کنار گذاشتن این عادت ها چندان هم ساده نیست، اما چنان چه موفق شوید این عادت ها را کنار بگذارید، احساس زنانگی بیشتری خواهید کرد و همسرتان نیز به نوعی احساس مردانگی بیشتری خواهد نمود

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:47  توســط fAtEmEh  | 

نطق مرا کور نکن، عزیزم! 

کمتر زوجی را پیدا می‌کنید که در زندگی خانوادگی‌شان بگو مگو نداشته باشند. ولی گاهی اوقات بگو مگوها آنقدر بالا می‌گیرد که بهداشت روانی افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد...

از انواع تعامل بین همسران ایرانی که بسیار تکراری، قابل توجه و مشکل‌ساز است یکی این است که شوهر در مورد موضوعی اظهارنظر می‌کند و خانم بی‌درنگ و البته غالبا به‌صورت غیرمستقیم با نظر او مخالفت می‌کند و یا به نوعی نظر او را زیر سوال می‌برد. شوهر دلخور می‌شود و سعی می‌کند عصبیت و دلخوری‌اش را پنهان نگه دارد و این تلاش منجر می‌شود به سکوت شوهر و در خود فرو رفتن او. خانم که با ترشرویی از مخالفت با اظهار نظر شوهرش می‌خواهد حرف خود را به نوعی پس بگیرد و در تایید گفته یا پیشنهاد همسرش چیزی بگوید و می‌گوید اما رفتار عذرخواهانه یا تاییدآمیز او حکم نوش داروی بعد از مرگ سهراب است و مدتی طول می‌کشد تا شوهر از رنجش خاطری که پیدا کرده است رهایی یابد. خانم که تلاش خود را بی‌نتیجه می‌بیند، آزرده خاطر می‌شود، خلقش می‌گیرد احساس پشیمانی موجب خودملامتگری و افسردگی گذرای او می‌شود و به این ترتیب فضای خانواده بد و اعصاب خردکن می‌شود. وقتی این صحنه‌ها تکرار می‌شود، شوهر ناخودآگاه یاد می‌گیرد که اظهارنظر یا پیشنهاد نکند و حتی به تدریج از اینکه خبری را برای خانم تعریف کند، پرهیز می‌کند تا دچار مصیبتی که شرح آن رفت، نشود. این سکوت و اجتناب از گپ و گفت چنان ادامه می‌یابد که کم‌کم صدای خانم درمی‌آید که شوهرش اگر چه در بیرون از منزل آدم خوش‌صحبتی است در داخل منزل انگار با همه قهر است. خانم به تدریج گله‌مند می‌شود که خبرها و نظرهایی که شوهرش نقل کرده است را از زبان دیگران می‌شنود. وقتی خانم از زبان خواهر شوهرش بشنود که همسر خود او قرار است ارتقای شغلی پیدا کند، به خود حق می‌دهد که بسیار عصبانی شود و یا همسرش را محکوم کند که به خانواده خود بسیار وابسته است و از آنجایی که اظهارنظر خواهر شوهرش ممکن است تاثیری در رفتار شوهر خود او داشته باشد همسرش را محکوم می‌کند که گوشی و دهان‌بین است و تحت تاثیر حرف‌های فامیل قرار می‌گیرد. البته تاسف و تحسر خانم قابل درک است اما انتقال این مطلب به خانم که واکنش‌های عجولانه، مخالفت‌آمیز، غیرهمدلانه و البته اتوماتیک و عمیقا ناخودآگاه او به اظهارت همسرش باعث شده است که چنین وضعی پیش آید کاری است بسیار مشکل و تخصصی، که نه تنها دانش ژرف در زمینه پویایی روان‌شناختی تعامل بین آدم‌ها، بلکه وقت کافی، دلسوزی حرفه‌ای و آگاهانه و نیز صبر، دقت و توجه حرفه‌ای را نیز می‌طلبد.

 مچ‌گیری

وقتی خانم از آقا مچ‌گیری می‌کند که فلان خبر مربوط به او یا خانواده را از زبان مادر شوهرش یا خانم برادر همسرش شنیده است مرد خلع سلاح می‌شود، خجالت می‌کشد، عصبی می‌شود و حالا می‌خواهد توضیح بدهد یا اصل خبر را به دقت و مفصل برای همسرش بیان کند ولی افسوس که «آب ریخته را نمی‌توان جمع کرد!» این بار آقا خود را ملامت می‌کند، خواهرش و مادرش را سرزنش می‌کند که چرا حرف و حدیث می‌سازند و خود را ملامت می‌کند که چرا ناپختگی کرده و جلوی زبان خودش را پیش بعضی‌ها نگرفته و چرا ابتدا مطلب را برای خانم خودش نگفته که سزاوارتر بوده است. از آنجا که برخی الگوهای رفتاری به تدریج و بعضا ناخودآگاه شکل می‌گیرد، اگر چه مصیبت شوهر تاسف‌برانگیز و ناراحت کننده است اما آگاه ساختن او از کم و کیف ماجرا و چرایی و چگونگی آن نیازمند صبوری، دقت، توجه، اعتماد متقابل، دانش کافی، تجربه، منش حرفه‌ای و وقت کافی است که در وانفسای زمانه ما کیمیایی کمیاب است که اگر مشکل هزینه کار را بر آن اضافه کنیم، ابعاد مایوس‌کننده‌ای پیدا می‌کند که امیدواریم چنین نشود.

 مهارت‌‌یابی

همسران باید بیاموزند که در قبال اظهارنظر و یا پیشنهاد یکدیگر قبل از هر چیز ابتدا سعی کنند در جهت شتکمیل و تاییدنظر یکدیگر مطلبی بگویند و بعد از گرم‌تر شدن صمیمانه گفتگو، آنگاه فرصت پیدا می‌کنند که درباره موضوع مورد صحبت از یکدیگر سوال بکنند و در مرحله بعدی اگر گفتگوی صمیمانه ادامه یافت نظر مخالف و احیانا انتقادی خود را با کلامی و بیانی دوستانه، مودبانه، همدلانه و کامل کننده ابراز کنند. مهم‌ترین مانع برای رفتاری سازنده و آینده‌نگر، رفتارهای اتوماتیک و از سر عادت است. عادت‌ها ریشه در تاریخ، ژنتیک، فرهنگ، تربیت خانوادگی، تجربیات هیجانی گذشته هر کس و به طور کلی، تجربیات قبلی در تعامل زوجین دارد و پیداست که چه بحث مفصلی می‌طلبد که فعلا از آن می‌گذریم اما برای گذشتن از مانع عادت برای برخورد سازنده، هوشیارانه و آگاهانه، مهم‌ترین کاری که باید کرد، این است که در واکنش‌ نشان دادن به یکدیگر عجله نکنید. امیدوار و مطمئن باشید که رفتارهای سازنده می‌تواند با تمرین و تکرار به عادتی ثانوی تبدیل شود. عادت ثانوی برای واکنشی مسوولانه و دوراندیشانه پاداش صبر و زحمتی است که در تمرین روزمره در تعامل با یکدیگر به خرج می‌دهید.

آنچه فعلا مورد نظر ماست این است که چگونه می‌توان با این الگوی مشکل‌ساز مقابله کرد؟ شاید بفرمایید که «ای بابا! این همه دردسر برای چی؟» برای رشد، برای پرورش شخصیت، برای بهتر شدن زندگی، برای اجتناب از تنش‌های بیهوده در مدارا با یکدیگر و بالاخره برای لذت بردن از زندگی، به قول معروف «هر کسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد.» پس در اولین قدم به خاطر داشته باشید که در واکنش به یکدیگر عجله نکنید تا فرصت داشته باشید که واکنشی خردمندانه داشته باشید.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:36  توســط fAtEmEh  | 
با این هوو کنار بیائید راههای کنار آمدن با مردانی که زیاد کار می کنند
تجربه ای است که بیشتر ما با آن آشنا هستیم و برای بسیاری از افراد تجربه ای دردناک است. برخی از روان شناسان تنهایی را به دو دسته تقسیم می کنند:

۱) تنهایی اجتماعی

۲) تنهایی عاطفی
بهتر است به تنهایی، به عنوان زمان خلوت با خود نگریسته و آن را فرصتی برای دوست داشتن خود و پرداختن به فعالیتهای مورد علاقه تان تلقی کنید.

تنهایی اجتماعی ناشی از عدم عضویت در گروه ها و یا به حداقل رسیدن روابط اجتماعی است. ولی در صورتی که شما از روابط و دلبستگی های شخصی خود با دیگران و یا حتی با همسرتان، ناراضی هستید و نمی توانید برای مهرورزی به او تکیه کنید دچار تنهایی عاطفی می شوید. ولی ما در این یادداشت قصد داریم در مورد افرادی صحبت کنیم که دچار هیچ یک از این نوع تنهایی ها نبوده و به نوعی دچار شکل سوم تنهایی هستند. یعنی افرادی که همسرانشان شب کار هستند و یا ساعات کار طولانی دارند. این مساله بیشتر دامن گیر زنانی است که همسرانشان دائماً در ماموریت های کاری هستند یا ساعات کارشان بسیار طولانی است و یا دارای مشاغلی مانند پرستاری، پزشکی، نگهبانی و ... هستند که ناچارند شب ها خارج از منزل بوده و در نتیجه آن، همسرانشان به شدت احساس تنهایی و ناراحتی می کنند. به خصوص که در برخی از موارد مانند مواقع بحرانی، بیماری فرزندان و ... ، زن خود را تنها می پندارد و احساس می کند که به اندازه کافی نمی تواند از محبت و توجه همسر خود برخودار باشد. در این مواقع بسیار مشاهده می شود که زنان با همسر خود مشکل پیدا می کند و حتی نمی توانند با شغل وی(که وسیله ای برای تامین نیازهای زندگی شان است) کنار بیایند و در اصطلاح شغل همسرشان را مانند هووی خود می بینند.

تنهایی اجتماعی ناشی از عدم عضویت در گروه ها و یا به حداقل رسیدن روابط اجتماعی است.البته درست است که تحمل این وضعیت برای هر زنی بسیار مشکل و ملال آور است، اما فراموش نکنید که همیشه شرایط زندگی مطابق با میل ما انسانها پیش نرفته و لازم است بیاموزیم که چگونه با چنین شرایطی باید کنار آمد.

در ادامه این مقاله سعی داریم به زنانی که دارای چنین وضعیتی هستند توصیه هایی را ارائه دهیم تا هر چه بیشتر از تنهایی خود بهره برده و از آن رنج نبرند.

شما به عنوان یک زن که همسرتان دارای ساعات کار طولانی است و یا حتی امکان دارد برخی از شب های هفته را بدون حضور همسرتان سپری کنید، اگر می خواهید احساس بهتری داشته باشید باید بدانید و درک کنید که به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقی های شما هستند که احساسات شما را به وجود می آورند. شما می توانید برای مقابله با این وضعیت اندیشه، احساس و رفتار خود را تغییر دهید. این اصل ساده و در عین حال مهم شما را در تغییر زندگی خود یاری داده و به شما کمک می کند که این تنهایی ها تا این حد رنج آور و مشقت بار دیده نشود.

۱) از زمان های تنهایی خود نهایت استفاده را بکنید. بهتر است در مورد تنهایی همیشه تفکر منفی نداشته باشید. شما این شانس را دارید که در این زمان به انجام کارهایی بپردازید که در اوقات دیگر قادر به انجام آن نیستید.

۲) درست است که بعد از ازدواج زن و شوهر (بخصوص زنان) تمایلی بسیاری دارند که همیشه همراه همسرشان باشند و همه تفریحات، سرگرمی ها و اوقات فراغت خود را به اتفاق همسرشان پر کنند اما شما باید بدانید که در صمیمی ترین و بهترین ازدواج ها نیز لازم است زن و مرد زمان هایی را مختص خود داشته باشند و به فعالیت های مورد علاقه خود بپردازند. برای مثال به دیدن فیلم ها و یا نمایش هایی بپردازید که شما علاقمند به تماشای آن هستید ولی همسرتان تمایلی به دیدن آن ندارد. مسلماً وقتی همسرتان در منزل نیست فرصت خوبی برای پرداختن به این امور است.

۳) به مطالعه بپردازید. به طور قطع وقتی همسران در کنار هم هستند فرصت چندانی برای پرداختن به کارهای شخصی مانند مطالعه کتاب های مورد علاقه، نوشتن خاطرات، داستان و ... وجود ندارد. بنابراین از این فرصت استفاده کرده و به مطالعه کتاب های مورد علاقه خود و یا حتی نوشتن بپردازید.

۴) برنامه ای منظم برای ملاقات دوستان خود داشته باشید. وقتی همسرتان در مسافرت های کاری به سر می برد یا ساعات کار طولانی دارد می توانید برنامه ای منظم برای رفت و آمد با دوستان قدیمی خود داشته باشید. این دید و بازدیدهای دوستانه، هم تنهایی های شما را پر می کند و هم فرصتی برای تجدید خاطرات قدیمی است.

۵) فراموش نکنید که تنهایی می تواند التیام بخش بوده و موجب خلاقیت شود. هر فرد می تواند استفاده از اوقات تنهایی خود را برای دنبال کردن سرگرمی ها، انجام کارهای مورد علاقه و سایر فعالیت ها بیاموزد و از آن در جهت رشد شخصی خود استفاده کند. حتی می توان گفت افراد خلاق یاد گرفته اند که اوقات تنهایی خود را دوست بدارند؛ زیرا از آن به عنوان زمانی که می توانند با خود خلوت کنند و به فعالیت های خود کام بخش بپردازند، استفاده می کنند.

بنابراین از تنهایی تان فرار نکنید، نترسید و یا آن را یک تجربه منفی قلمداد نکنید. واقعیت این است که بهترین دوست هر کس، خود آن فرد است. بهتر است به تنهایی، به عنوان زمان خلوت با خود نگریسته و آن را فرصتی برای دوست داشتن خود و پرداختن به فعالیتهای مورد علاقه تان تلقی کنید. این طرز تلقی به شما کمک خواهد کرد که از نبودن همسرتان کمتر رنج برده و درنتیجه به خاطر نوع شغل شان با وی درگیر نشوید و از طرف دیگر این فرصت را پیدا می کنید که در نبود ایشان به فعالیتهای موردعلاقه خود پرداخته و کمبود همسرتان را کمتر احساس کنید.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:17  توســط fAtEmEh  | 

همسران و موهبت محبت

این روزها دیگر آمار ازدواج های اجباری مانند گذشته بالا نیست و بسیاری از جوانان از روی شناخت، آگاهی و علاقه با هم ازدواج می کنند.اما بر سر این محبت و علاقه چه می آید که گاه با گذشت چند سال از زندگی مشترک، دیگر نمی توان آن را از لا به لای صحبت ها، نگاه ها و رفتارهای زوج ها به وضوح حس کرد؟یک شهروند ۳۹ ساله بجنوردی در این باره می گوید: اگر زوج ها از همان ابتدا از روی آگاهی و علاقه یکدیگر را انتخاب کنند و برای شریک زندگی و زندگی خود ارزش قائل باشند، گذشت زمان نمی تواند از میزان علاقه و محبت آن ها کم کند.«تجلی» اضافه می کند: درست است که مسائل اقتصادی و مشکلات زندگی باعث فشار روحی و درگیری جسمی و روانی افراد در تمام روز و هفته می شود ولی در یک زندگی موفق به برکت معجزه عشق می توان آرامش خود را بازیافت و همواره امیدوار و شاد بود.


یک بانوی ۴۲ ساله خانه دار هم عنوان می کند: تمام زندگی من در مهیا کردن وسایل آسایش همسر و فرزندانم خلاصه شده است و احساس می کنم با خدماتی که به آن ها می کنم، باید به میزان عشق و علاقه من نسبت به خود پی ببرند.«یزدانی» که پدر ۳ فرزند است هم می گوید: من به طور تمام وقت کار می کنم تا همسر و فرزندانم از نظر مالی مشکلی نداشته باشند و دیگر نیازی نمی بینم که دوست داشتن خود را به زبان بیاورم زیرا علاقه من به خانواده در از خودگذشتگی و تلاش مداوم من برای تأمین معاش آن هاست.

 برای آن که بتوانیم محبت کنیم ...

یک روان شناس عقیده دارد: برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم اول از همه باید دیدگاه او را درباره چگونگی ابراز محبت بدانیم و این کار را می توانیم در ابتدای آشنایی و برای شناخت بهتر روحیات طرف مقابل خود انجام دهیم.دکتر «محبوبه مفتاحی» اضافه می کند: برای این منظور باید از نامزد یا همسر خود بپرسیم که «کسی که شما را دوست دارد بهتر است چگونه محبت خود را ابراز کند؟» جواب این سؤال دیدگاه شریک زندگی ما را درباره یکی از اساسی ترین ملزومات زندگی مشترک یعنی نیاز به دریافت و احساس عشق، محبت و صمیمیت آشکار می کند.به گفته وی، بعضی از افراد «محبت» را بیشتر در «مادیات» می بینند و یک غذای گرم یا یک کادوی گران قیمت آن ها را شاد و راضی می کند و برخی دیگر گفتار عاشقانه و محبت آمیز، حضور فیزیکی، صحبت کردن یا انجام فعالیت های تفریحی و ورزشی مشترک را نمود عشق و محبت می دانند.وی تصریح می کند: آگاهی همسران از روحیات شریک زندگیشان، این امکان را به آن ها می دهد که محبت خود را آن طور که همسرشان دوست دارد ابراز کنند و از تلاش مداوم خود، دلخوری همسر و نتیجه ای که عایدشان نمی شود سرخورده نشوند.

 وقتی کسی را دوست داریم ...

به عقیده این کارشناس، عشق و محبت احساسی است که به دلایل مختلف در ما نسبت به کسی ایجاد می شود ولی نمی توانیم فکر کنیم که ابراز آن به همسرمان تنها از طریقی که ما انتخاب می کنیم، کافی است.وی تأکید می کند: وقتی کسی را دوست داریم باید برای این دوست داشتن کارهای زیادی را انجام دهیم و بسیاری از رفتارها را نیز در خود کنترل کنیم یا کاهش دهیم و تنها با ابراز علاقه، تأمین مخارج زندگی یا تهیه شام و ناهار نمی توان عشق خود را به کسی ثابت کرد.وی خاطر نشان می کند: وقتی همسرمان را دوست داریم نباید به او دروغ بگوییم، غرورش را بشکنیم و تحقیرش کنیم، او را به باد انتقادهای بی رحمانه بگیریم، با او لجبازی کنیم؛ بلکه باید به او احترام بگذاریم، در قبال اشتباه های خود از او عذرخواهی و او را در تصمیم های خود دخیل کنیم.دکتر «مفتاحی» می گوید: اگر همسرمان را دوست داریم باید در کارها به او کمک کنیم، اگر مخالفتی با او داریم با کلام خوش قانعش کنیم، اگر گاهی بی حوصله و غمگین است برایش سرگرمی و برنامه های شاد ترتیب دهیم و به گونه ای رفتار کنیم که به راحتی بتواند با ما سخن بگوید و احساس صمیمیت کند.وی می افزاید: ما باید بتوانیم به راحتی اشتباه های کوچک شریک زندگی خود را ببخشیم و این گذشت از مصادیق دوست داشتن است، باید از این که در کنار هم هستیم احساس آرامش و شادی بکنیم. درست است که انسان گاهی به تنهایی و خلوت و زمانی به شلوغی و جمع دوستان خود برای تخلیه روانی و هیجانی نیاز دارد ولی همسرانی که به راستی همدیگر را دوست دارند در بیشتر مواقع از مصاحبت با هم لذت می برند.این کارشناس عنوان می کند: کارها و رفتارهایی که از همسرمان انتظار داریم، می تواند روش خوبی برای به دست آوردن دل او باشد ولی نباید تنها به آن اکتفا کنیم. به طور حتم باید از علایق، نیازها، خواسته ها و کارهایی که شریک زندگی ما را خوشحال می کند، اطلاعاتی به دست آوریم و به آن ها عمل کنیم.

 دوست داشتن باید نمود داشته باشد

یک کارشناس علوم تربیتی عنوان می کند: رفتارهای ما از شخصیت، افکار و احساس های ما منشأ می گیرد و درست است که گاهی احساس با فکر دچار تضاد می شود ولی می توان از روی اراده و انگیزه این تضادها را کنترل کرد. «اعظم خادمی» می افزاید: به طور مثال اگر مردی شرم دارد که عشق خود را نسبت به همسرش به زبان بیاورد، در حالی که این نیاز را در همسرش احساس می کند و خود نیز به آن تمایل دارد، باید محدودیت های ذهنیتی و خانوادگی خود را تغییر دهد و به دامنه دید خود نسبت به مسائل مختلف وسعت ببخشد.وی می گوید: وقتی کسی را برای ازدواج انتخاب می کنیم یعنی او را از صمیم قلب دوست داریم و آن فرد یا با افکار، احساسات و شخصیت ما هم خوانی دارد و یا ما باید بر افکار، احساسات و شخصیت خود مدیریت و تغییراتی در آن ها ایجاد کنیم.به گفته وی، دوست داشتن باید نمود داشته باشد و نمی توان آن را فقط یک احساس درونی تعریف کرد زیرا تنها رفتارهای ماست که می تواند نشانگر احساس درونی ما باشد.

وی اشاره می کند: برعکس این موضوع هم مصداق دارد یعنی نمی توان به دوست داشتنی که قلبی نیست تظاهر کرد و اگر محبت کردن از سر وظیفه و بدون صداقت قلبی انجام بگیرد تأثیر مطلوبی نخواهد داشت.وی تصریح می کند: برخی افراد تصور می کنند که چون در مقطعی از زندگی به همسرشان محبت کرده اند، عشق آن ها اثبات شده است و شریک زندگیشان تا آخر عمرش باید این موضوع را بداند، اما این تصور اشتباه است.وی می افزاید: همسران باید همیشه و در همه مقاطع زندگی، حمایت و محبت خود را به هم ابراز کنند تا هیچ گاه به بی مهری متهم نشوند و باید توجه داشت که این محبت با توجه به شرایط باید به گونه های مختلف نمود پیدا کند؛ گاهی به طور زبانی، گاهی با همکاری و گاهی با انجام دادن کارهای مورد علاقه همسرمان.«خادمی» تأکید می کند: یک زوج موفق به خوبی می دانند که هیچ چیز در این عمر فانی با ارزش تر از عشق، صداقت، آرامش و شادمانی نیست.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:12  توســط fAtEmEh  | 
دروغ آقایان 

به‌ دروغ‌های‌ مردان‌ که‌ به‌همسرانشان‌ می‌گویند توجه‌ کنید:

۱) بسیاری‌ از مردان‌ از این‌ که‌ احساس‌می‌کنند زنان‌ تحمل‌ شیندن‌ دروغ‌ را ندارند، به‌سادگی‌ دروغ‌ می‌گویند. شاید دروغ‌گویی‌ آنهافقط به‌ خاطر ناراحت‌ نکردن‌ همسرشان‌ باشد. امااین‌ را بدانند که‌ هر چقدر هم‌ که‌ همسران‌شان‌ ازبیان‌ حقیقت‌ نگران‌ و مشوش‌ می‌شود اما بهتر ازگفتن‌ دروغ‌ می‌باشد. زیرا روزی‌ حقیقت‌ در نزدزن‌ فاش‌ شده‌ و آن‌ زمان‌ است‌ که‌ دنیا در برابرچشمان‌ زن‌ و شوهر سیاه‌ خواهد شد و کار به‌جاهای‌ باریک‌ خواهد کشید. پس‌ اجازه‌ ندهیدچنین‌ شود.

و اما یک‌ توصیه‌ به‌ زنان‌; در صورتی‌ که‌ احساس‌کردید همسرتان‌ به‌ دلیل‌ مصلحت‌ زندگی‌اش‌ به‌شما دروغ‌ گفته‌ و این‌ دروغ‌ تاثیر چندانی‌ دروضعیت‌ زندگی‌ زناشویی‌ و عشق‌ و محبت‌ میان‌تان‌ندارد. پس‌ بهتر است‌ به‌ روی‌ خود نیاورید و ازکنار آن‌ بگذرید. مطمئن‌ باشید همسرتان‌ خواهدفهمید و شرمنده‌ شما خواهد شد.

۲) تعریف‌ و تمجید را به‌ پای‌ دروغ‌ نزنید.بعضی‌ از مردان‌ تصور می‌کنند اگر از همسرشان‌تعریف‌ کنند دچار دروغ‌گویی‌ شده‌اند. اگر این‌مسئله‌ را دروغ‌گویی‌ فرض‌ می‌کنید، بهتر است‌ به‌این‌ دروغ‌گویی‌ ادامه‌ دهید. زیرا همسر شما ازتشویق‌ و تحسین‌ شما خشنود شده‌ و به‌ زندگی‌امیدوارتر خواهد شد و با نیرو و انرژی‌ بیشتری‌ به‌زندگی‌ ادامه‌ می‌دهد. برای‌ مثال‌ در برابرخانواده‌ خودتان‌ شروع‌ به‌ تعریف‌ از همسرتان‌کنید. کفش‌هایش‌ را جلوی‌ پای‌ او جفت‌ کنید.برایش‌ میوه‌ پوست‌ بکنید. حتی‌ اگر فکر می‌کنیدهمه‌ این‌ کارها را از روی‌ تملق‌ و دروغ‌ انجام‌می‌دهید با انجام‌ چنین‌ کاری‌ نزد خانواده‌تان‌،نتیجه‌اش‌ را ببینید، همسرتان‌ پروانه‌واربه‌ دور شماخواهد چرخید، احترام‌ دو صد چندان‌ به‌ شماخواهد گذاشت‌ پس‌ ارزشش‌ را دارد که‌ دست‌ به‌چنین‌ تملق‌ و دروغی‌ بزنید.

۳) بعضی‌ از مردان‌ سیاست‌ خوبی‌ را اززندگی‌شان‌ دارند. آنان‌ بدون‌ این‌که‌ خود راخسته‌ کارخانه‌ کنند به‌ نحویی‌ با همسرشان‌ برخورددارند و خود را درگیر کمک‌ به‌ وی‌ می‌کنندکه‌ اوواقعا احساس‌ می‌کند همسرش‌ در کارهای‌ خانه‌ اورا همراهی‌ کرده‌ است‌. البته‌ بد نیست‌ که‌ همسرتان‌را کمک‌ کنید و دست‌ یاری‌ به‌ او بدهید. زندگی‌یعنی‌ همکاری‌ و همیاری‌، وقتی‌ مهمانی‌ به‌ خانه‌شما می‌آید روی‌ صندلی‌ ننشینید و به‌ همسرتان‌دستور ندهید. بلکه‌ ظاهرا هم‌ که‌ شده‌ او را کمک‌کنید. حتی‌ از لحاظ لفظی‌ مثلا بگویید کمک‌می‌خواهی‌. من‌ در انجام‌ هر کاری‌ آماده‌ هستم‌.ولو این‌ که‌ روی‌ صندلی‌ بنشینید و با دوستانتان‌مشغول‌ به‌ حرف‌ زدن‌ شوید. هر چندوقت‌ یک‌باراو را صدا بزنید و از او سوال‌ کنید! بیایم‌ کمکت‌کنم‌؟ این‌ نوع‌ دروغ‌گویی‌ نیز می‌تواند تاثیر خوبی‌بر همسرتان‌ بگذارد و در برابر مهمان‌ها سربلندباشد.

۴) بعضی‌ از مردان‌ در برابر غر زدن‌ زنان‌شان‌مجبور به‌ گفتن‌ دروغ‌هایی‌ می‌شوند که‌ در انجام‌ وبرآورده‌ ساختن‌ آن‌ ناتوان‌ هستند. این‌ چنین‌زنان‌ باید گفت‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ همسر خود را تحت‌فشار نگذارید و از او درخواست‌های‌ ناشدنی‌نخواهید. مردی‌ که‌ زیر بار فشار سخن‌های‌همسرش‌ باشد، دست‌ به‌ دروغ‌ گویی‌ می‌زند و به‌همسرش‌ وعده‌هایی‌ می‌دهد که‌ خودش‌ هم‌می‌داند از عهده‌ آن‌ برنمی‌ آید اما به‌ خاطر ساکت‌کردن‌ همسرش‌ و جلوگیری‌ از کشمکش‌ و جنگ‌اعصاب‌ مجبور به‌ دروغ‌ گویی‌ می‌شود. در این‌ جازن‌ مقصر است‌. او سبب‌ این‌ دروغ‌ شده‌ است‌. هرزنی‌ باید شرایط همسرش‌ را بداند و بیش‌ از آن‌ ازهمسرش‌ توقع‌ نداشته‌ باشد.

غرور و شخصیت‌ مرد نباید زیر پا لگدمال‌ شود.یک‌ زن‌ باید همسرش‌ را آن‌قدر دوست‌ داشته‌باشد که‌ اگر زندگی‌ کمی‌ و کاستی‌ به‌ وجود آمدهمراه‌ و در کنار همسرش‌ با مشکلات‌ دست‌ و پنجه‌نرم‌ کند. نه‌ این‌ که‌ سبب‌ لاف‌زنی‌ و اغراق‌گویی‌ ودروغ‌گویی‌ همسرش‌ شود.

۵) مردان‌ برای‌ این‌ که‌ در برابر همسر خود به‌قول‌ معروف‌ کم‌ نیاورند، سعی‌ می‌کنند دروغ‌بگویند. بعضی‌ از زنان‌ عادت‌ دارند مزایای‌ مردان‌دیگر را به‌ رخ‌ همسر خود بکشند. برای‌ مثال‌می‌گویند شوهر دوستم‌ مرد بسیار شجاعی‌ است‌ ویا این‌ که‌ بسیار دست‌ و دلباز است‌ و همه‌ مال‌ واموالش‌ را در اختیار همسرش‌ گذاشته‌ است‌.مردان‌ به‌ این‌ مسئله‌ حساسیت‌ نشان‌ می‌دهندوآنان‌ دوست‌ ندارند همسرشان‌ مرد دیگری‌ را برتراز او ببیند شاید یک‌ حس‌ حسادت‌ ناخودآگاه‌باشد که‌ زنان‌ باید به‌ این‌ حس‌ توجه‌ کنند. گاهی‌مردان‌ در برابر تمجید همسرشان‌ از مرد دیگردست‌ به‌ گفتن‌ دروغ‌هایی‌ می‌زنند. مثلا می‌گویندامروز در خیابان‌ با پسری‌ جوان‌ هیکل‌مندی‌ دعواکردم‌ و او را به‌ شدت‌ زدم‌. او چنین‌ دروغی‌ را به‌همسرش‌ می‌گوید تا اظهار دارد که‌ او هم‌ شجاع‌است‌. زنان‌ نباید محیطی‌ فراهم‌ کنند که‌همسرشان‌را وادار به‌ دروغ‌هایی‌ شاخدار کنند.هر فردی‌ یک‌ حالت‌ و روحیه‌ و شخصیت‌ خاص‌ به‌خودش‌ را دارد.

شما نباید شوهر خود را با مرددیگری‌ مقایسه‌ کنید. بلکه‌ او را همان‌طور که‌ هست‌دوست‌ داشته‌ باشید. همان‌ طور که‌ مشاهده‌می‌کنید بعضی‌ از دروغ‌ها بار منفی‌ و گاهی‌ هم‌ بارمثبت‌ دارد. البته‌ یک‌ زن‌ و شوهر باید حقیقت‌ گراباشند و در هر شرایطی‌ راست‌گویی‌ را سرلوحه‌زندگی‌ خود بدانند و حتی‌ اگر در گذشته‌ رخ‌دادناگواری‌ داشته‌اند، همچون‌ دوست‌ واقعیت‌ رابگویند. در زندگی‌ زناشویی‌ بیان‌ حقیقت‌ ولو این‌که‌ منجر به‌ دلخوری‌ شود باارزش‌ و مهم‌ نیست‌.البته‌ همان‌طور که‌ در مقاله‌ فوق‌ درج‌ شده‌ گاهی‌دروغ‌ و تملق‌ در زندگی‌ سبب‌ ایجاد اعتماد به‌نفس‌ در فرد مقابل‌ می‌شود و او را به‌ زندگی‌امیدوارتر و سرزنده‌تر می‌کند. پس‌ زن‌ و شوهرباید در زندگی‌ محتاطانه‌ عمل‌ کنند و در جهت‌ایجاد یک‌ زندگی‌ مستحکم‌تر و پرمحتواتر سعی‌ وتلاش‌ خود را به‌ کار گیرند.
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:9  توســط fAtEmEh  | 
رمز و راز همسرداری
 
   

 
انسان موجودی است شدیدا نیازمند عشق و محبت، نیازمند دوست داشتن و دوست داشته شدن.    

با وجود این، بسیاری از مردم حتی نمی‌دانند که روابط سالم، چگونه روابطی است. این مقاله با استفاده از منابع و نظرات کارشناسان سعی کرده، قوانین اساسی مربوط به روابط زناشویی راتنظیم کند. آنچه در زیر می‌خوانید به هیچ‌وجه فهرست کامل و جامعی نیست، بلکه نقطه شروعی برای این کار است. این فهرست را در جایی مثل در یخچال بچسبانید تا همواره در معرض دیدتان باشد. در این باره، ما شما را امتحان نمی‌کنیم، بلکه زندگی این کار را می‌کند.

در انتخاب همسر دقیق و عاقلانه رفتار کنید:

بنا به دلایل بسیار ما مورد توجه دیگرانیم. آنان ما را به یاد یکی از پیشینیانمان می‌اندازند و با دادن هدایای بسیار باعث می‌شوند احساس کنیم که آدم‌های مهمی هستیم. شما در ارزیابی دوستانتان به شخصیت، خصوصیات، ارزش‌ها، مناعت‌طبع، ارتباط بین حرف تا عمل‌شان و نیز روابط آنها با دیگران توجه می‌کنید. پس همین نکات را هم در انتخاب همسر در نظر بگیرید.

 نظر همسرتان را درباره داشتن روابط با دوستان و خویشاوندان بدانید:

آدم‌های مختلف درباره روابطشان با دیگران، باورها و نظرات متفاوت و گاه متضادی دارند. مواظب باشید دل به مهر کسانی ندهید که در روابطشان صداقت ندارند. چنین افرادی حتی اگر در روابط سالمی قرار گیرند، این عدم‌صداقت و راستی را به وجود می‌آورند.

خواسته‌هایتان را به روشنی بیان کنید:

زندگی مشترک یک بازی که بر پایه حدس و گمان باشد، نیست. بسیاری از مردم، اعم از مرد و زن از بیان صریح خواسته‌های خود بیم دارند و در نتیجه بر آنها سرپوش می‌گذارند و نتیجه این پنهان‌کاری، نومید شدن از رسیدن به خواسته‌هایشان و خشم گرفتن بر همسری است که از برآورده کردن خواسته‌های ناگفته آنان کوتاهی کرده است. ایجاد روابط صمیمی با همسر، بدون صداقت و درستی در گفتار و کردار امکان‌پذیر نیست. به یاد داشته باشید که همسرتان فکرخوان شما نیست، یعنی علم غیب پی بردن به درون و افکار شما را ندارد.

 به‌خود و همسرتان به چشم یک تیم دو نفره بنگرید:

یعنی اینکه هر دوی شما، انسان‌های

منحصر به فردی هستید با نگرش‌ها و توانمندی‌های متفاوت؛ و همین تفاوت‌ها بیانگر ارزشمند بودن شما به‌عنوان یک تیم است.

تفاوت‌های نظری‌تان را کنترل کنید:

رمز داشتن روابط موفق در زندگی مشترک، درست برخورد کردن با اختلاف‌نظرها یا به بیان دیگر مدیریت درست این اختلاف‌نظرهاست. اختلاف نظرهای زن و شوهرها، به روابط بین آنها آسیب نمی‌زند. به هنگام بروز اختلاف، کلمات و عبارات ناشایست به کار نبرید. زن و شوهرها باید یاد بگیرند چگونه بر احساسات منفی بر آمده از این اختلافات غلبه کنند و بروز چنین احساساتی در مواقعی که در کشمکش هستند، تقریبا اجتناب‌ناپذیر است. البته، پیشگیری از بروز اختلافات، حسن تدبیر به حساب نمی‌آید. مثلا اگر همسرتان کاری را انجام می‌دهد که شما دلیل آن را نمی‌دانید یا اصلا دوست ندارید آن کار را بکند، از او بخواهید دلیلش را برایتان معلوم کند. یادتان باشد: به جای حدس و گمان زدن، با همسرتان گفت‌وگو‌ و موضوع را بررسی کنید.

 مسائل را به موقع حل کنید:

اجازه ندهید وجودتان انباشته از خشم شود. تقریبا هر اشتباه یا مشکلی که در روابط زناشویی روی می‌دهد می‌تواند به احساسات دو طرف آسیب برساند، آنها را رودرروی هم قرار دهد و در نتیجه آنها را از هم دور و یا حتی دشمن کند.

 گوش کنید، صادقانه گوش کنید:

بدون هیچ داوری، به نگرانی‌ها و گله‌های همسرتان گوش دهید. بیشتر وقت‌ها، فقط و فقط داشتن کسی که به حرف‌ها و درددل‌های ما گوش کند، تنها چیزی است که برای حل مسائل‌مان نیاز داریم. درک یکدیگر در زندگی مشترک، حیاتی است.سعی کنید به مسائل دنیای پیرامون خود از منظر چشم همسرتان نگاه کنید، دنیا را فقط از دریچه چشم خودتان نبینید.

 برای حفظ روابط صمیمانه با همسرتان، کوشا باشید:

یکرنگی و یکدلی همین طوری به وجود نمی‌آید. در نبود این یکرنگی و یکدلی، انسان‌ها از هم دور می‌شوند و روابطشان آسیب می‌بیند. داشتن روابط موفق، مستلزم سال‌ها توجهات مستمر است.

 هرگز قدرت زیبا جلوه کردن و سر زنده بودن را دست کم نگیرید:

روابط زناشویی، خوب است، اما نجواهای عاشقانه شیرین‌تر است. حفظ روابط زناشویی آسان است، اما ایجاد صمیمیت و نزدیکی مشکل. این کار به صداقت و راستی، صراحت در گفتار، بیان خود، در میان گذاشتن نگرانی‌ها و نیز علایق خود، ترس‌ها، دلتنگی‌ها و همین طور امید و آرزوها نیاز دارد.

 به آینده فکر کنید:

ازدواج توافقی است برای گذراندن آینده باهم. همواره خواسته‌ها و آرزوهایتان را با هم در میان بگذارید تا اطمینان یابید که هر دوی شما در این مسیر باهم هستید. خواسته‌ها و آرزوهای خود را همواره به روز در آورید.

‌به همسرتان وابسته نباشید: وابستگی خوب است اما نه اینکه برای هر کاری یا هر خواسته‌ای کاملا متکی به همسرتان باشید. این وابستگی یا متکی بودن محض، چیزی جز نارضایتی برای هر دوی شما به ارمغان نخواهد آورد. همه ما تا حدی به دوستان، مشاوران یا به همسران خود متکی هستیم. این امر، هم در زنان و هم در مردان وجود دارد.

 وقار و اعتماد به نفس خودتان را حفظ کنید: وقتی خودتان را دوست داشته باشید، دوست داشتنی بودن شما برای طرف مقابل نیز آسان‌تر می‌شود. مطالعات نشان می‌دهند که انسان هر چه پرکارتر باشد، اعتماد به نفس‌اش نیز بیشتر می‌شود. داشتن کارهای هدفمند همواره مهم‌ترین راه کسب اعتماد به نفس، تجربه‌اندوزی و تقویت خودشناسی بوده است.

روابط‌تان را با ایجاد علایق و دلبستگی‌هایی در بیرون از زندگی مشترکتان پربار‌تر کنید: هر چه شور و عشق‌تان در زندگی و زندگی مشترکتان بیشتر باشد، روابط زناشویی‌تان نیز گرم‌تر و پربارتر می‌شود. این واقع بینانه نیست که انتظار داشته باشید یک نفر بتواند تمامی خواسته‌های شما را برآورده سازد.

 انرژی خود را حفظ کنید، سالم و با نشاط بمانید: قبول کنید که تمامی زندگی‌های مشترک، افت‌و‌خیز‌های خودشان را دارند و همیشه حوادث زندگی بر وفق مراد نیست، اما همکاری و همفکری در مواقع سخت، روابط زناشویی را محکم تر می‌کند.

 عشق را مطلق تصور نکنید: عشق کالایی نیست که داشته باشید یا نداشته باشید. عشق احساسی است با فرازونشیب‌هایش و این بستگی به نحوه برخورد شما دارد. و در پایان لازم به یادآوری است که اگر شیوه‌های نوین برقراری ارتباط را یاد بگیرید، آن‌گاه امواج این احساس زیبا دوباره به سوی شما روان خواهند شد، حتی دلپذیر‌تر از قبل خواهند بود

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 8:4  توســط fAtEmEh  | 

نحوه برخورد صحیح با آقایون 

آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید. این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد.

باید توجه داشت که وقتی مردها یک چنین رفتار ناخوشایندی را از سوی همسر خود مشاهده کنند، یک دیوار دفاعی در مقابل او می سازند تا در امان بمانند و حتی الامکان خود را از خانم دور نگه می دارند. همه شما با قانون طلایی: "با دیگران همانطور رفتار کن که انتظاری داری با خودت رفتار شود" آشنا هستید. آقایون هم از این امر مستثنی نیستند. اگر انتظار دارید که او مانند یک پرنسس با شما رفتار کند، شما هم باید مثل یک شاهزاده با او رفتار کنید. البته قرار نیست همه چیز به طور ۱۰۰% ایده آل و مطابق میل شما باشد، اما سعی کنید با همسر خود در نهایت احترام، ادب، عشق و سپاس برخورد کنید. در شرایط سخت با او همگام بوده، یار و یاورش باشید، و در دشواریها دلداری اش دهید.

موفقیت یک ارتباط به تلاش طرفین در لحظه لحظه ی زندگی بستگی دارد. این چنین نیست که فقط چند ماه اول زندگی برای بهبود روابط زحمت بکشید و سپس دست از تلاش برداشته همه چیز را به حال خود رها کنید و انتظار داشته باشید که زندگی مشترک مطبوعی پیش رویتان قرار بگیرد. روزها از پس هم می گذرند و زوجین با پستی و بلندی های بسیار زیادی مواجه می شوند و باید همگام با هم از آنها عبور کرده و به یکدیگر کمک کنند. باور کنید پاداشی که از این همیاری عایدتان می شود، ارزش تحمل مرارت ها را دارد. در این شرایط خانم ها به ویژه باید توجه داشته باشند که در برابر مشکلات واکنش خام و ساده لوحانه از خود نشان ندهند و خود را در شرایطی قرار ندهند که بعداً موجبات پشیمانیشان را فراهم آورد. اگر پا به پای شوهرتان قدم بردارید و در حل مشکلات همراهی اش کنید، و از خود لطف، مراعات، و دلسوزی نشان دهید، او از هر زمان دیگر شما را بیشتر دوست خواهد داشت.

آیا احساس می کنید که شوهرتان مطابق میل شما عمل نمی کند؟ چرا نگاهی به کارهای خودتان نمی اندازید! شاید برخورد درستی با او ندارید و نمی توانید احتیاجات و انتظاراتش را برآورده سازید.

آقایون پیش از هر چیز انتظار دارند همسرشان با آنها دوست باشد، و شرایط و موقعیتشان را به خوبی درک کند. اگر می خواهید در ارتباط خود موفق باشید و همسرتان را از خود راضی نگه دارید به نکات زیر توجه کرده و آنها را در زندگی خود به کار بندید، آنوقت متوجه تغییرات بزرگی خواهید شد.

تصمیمات او را جدی تلقی کنید

این مورد به عنوان یکی از بزرگترین مباحث مشکل آفرین در روابط محسوب می شود. خانم ها دوست دارند همه چیز مطابق میل خودشان باشد. ولی توجه داشته باشید که نمی بایست نسبت به خواست ها و نیازهای همسرتان بی توجهی نشان دهید. بهتر است با این حقیقت روبرو شوید: اگر احساس می کنید که با او همفکر نیستید، پس در وهله اول چرا پیشنهاد ازدواج او را قبول کردید؟ باید به همسر خود احترام بگذارید؛ اگر قرار باشد تمام مدت به او بی توجهی کنید، برای حرف هایش ارزش قائل نشوید، او را کوچک و خوار کنید و صرفاً در مورد تمام مسائل شکایت کنید، مطمئن باشید که زندگی شما دوام پیدا نخواهد کرد. باید به او اجازه دهید که مرد خانه باشد.

 به خاطر دلخوری های فردی او را از سکس محروم نکنید


اگر از دست او ناراحت هستید، بهتر است مشکلات خود را با گفتگو حل و فصل نمایید. خودتان قضاوت کنید: در یک ماه گذشته چند مرتبه به دلایل واهی از قبیل اینکه خسته ام، سر درد دارم، و یا حوصله ندارم همسرتان را از خود رانده اید؟ مطمئناً تعداد دفعات آن زیاد است. خانم ها موظف هستند که بدون توجه به مسائل جانبی کلیه نیازهای همسرشان را برآورده سازند.

 مشوق او باشید

خانم ها به راحتی این کار را در مورد دوست های دختر خود انجام می دهند. کاری می کنند که احساس خوبی در آنها ایجاد شده و اعتماد به نفسشان افزایش پیدا کند. از عباراتی نظیر: "تو فوق العاده شده ای، این رنگ خیلی بهت میاد، شوهرت باید افتخار کند که با دختری مثل تو رابطه برقرار کرده، و ..." استفاده می کنند. اما کمتر اتفاق می افتد که در مورد همسر خود این کار را انجام دهند. شاید به آن دلیل باشد که تصور می کنند ضمیر آقایون غیر قابل نفوذ است. حقیقت اینجاست که آنها هم مثل دوست های دختر شما ضمیر حساس و شکننده ای دارند و گاهی به قوت قلب دادن های شما نیازمند می شوند. بنابراین اگر ترفیع رتبه گرفت و در شغلش به مقام بالاتری دست پیدا کرد، به افتخارش جشن بگیرید و به او یادآوری کنید که ارزش و لیاقتش را داشته است؛ به علاوه اگر تی شرت مورد علاقه اش را پوشیده بود به او بگویید: "خیلی خوش تیپ شده ای".

به زیبایی خودتان اهمیت بدهید

بگذارید خیالتان را راحت کنیم؛ مردها به هیچ عنوان به دنبال خانم های مانکنی که تنها ۴۰ کیلو وزن دارند نیستند. آنها تمایل دارند همسری برای خود برگزینند که از نظر جسمانی قدرت داشته باشد و بتواند در آینده مادر مناسبی برای فرزندانشان باشد. با این وجود از شما انتظار دارند که به ظاهر خود اهمیت بدهید و به خودتان برسید. لباس های زیبا و تمیز بپوشید. موهایتان را مرتب کنید و در مجموع ظاهرتان را آراسته نگاه دارید.

 قابل اعتماد و وفادار باشید


مردها به دنبال زن هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کرده و رویشان حساب باز کنند. حقیقت اینجاست که برخی از خام ها رازدار نیستند و کمتر اتفاق می افتد که همسرشان حرف های دل خود را نزد آنها بازگو کند. مردها زنی را می خواهند که قابل اعتماد باشد و تا آخر عمر خود به او وفادار باقی بماند و در شرایط سخت زندگی همراهی اش کند. آنها می خواهند همسرشان نسبت به آنها متعهد و مسئول باشد.

از سرزنش دست بردارید و به او احترام بگذارید

چه چیزی باعث می شود که برخی از خانم ها احترام مردی که با او ازدواج کرده اند را نگه ندارند؟ وقتی فرد به شخص مقابل احترام می گذارد گویی به خودش احترام گذاشته به ویژه زمانیکه طرف مقابل همسرش باشد. او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید و دائماً تصمیماتش را به باد انتقاد نگیرید. آقایون خانمی را می خواهند که منطقی باشد، در شرایط عصبانیت خود را کنترل کرده و با بحث منطقی به دعوا خاتمه دهد.

اجازه دهید از شما پشتیبانی و حمایت کند

خداوند مرد را حامی زن آفریده است. آقایون از انجام این کار لذت برده و احساس خوبی پیدا می کنند. برخی از خانم ها زیاد از حد مستقل هستند و تصور می کنند که اگر مردی بخواهد از آنها حمایت کند شخصیتشان زیر سوال می رود. آنها کلاس کاراته می روند و لباس های مردانه می پوشند، ولی با اینحال باز هم احساس ضعف می کنند. اگر به ازدواج و زندگی مشترک اعتقاد دارید، پس چرا نمی خواهید قدرت طبیعی یک مرد را قبول کنید؟

 خوش اخلاق باشید

آقایون به دنبال همسری هستند که شخصیت زنانه اش شکل گرفته باشد، مهربان باشد، مرتباً داد نزند و از او ایراد نگیرد. اکثر مردها در زندگی خود به دنبال "آرامش" هستند، می خواهند اوقات خوشی را داشته باشند، و از زندگی لذت ببرند، بنابراین خوش مشرب باشید، به سرعت عصبانی نشوید، و داد و فریاد کردن را هم به کلی فراموش کنید.

 بگذارید با خودش خلوت کند

آقایون نیاز دارند که مدتی را به دور از شما بگذرانند، پس فضای لازم را به آنها بدهید تا ذهن خود را متمرکز کرده و افکار خود را منسجم سازند. شاید بخواهند زمانی را با دوستان خود بگذرانند و سرگرمی های مورد علاقه شان را انجام دهند. این کار احساس خوبی در آنها ایجاد می کند و سبب می شود که بعداً سرحال تر و با نشاط تر شوند، و آیا این همان چیزی نیست که شما انتظار دارید؟ زمانیکه روز سختی را پشت سر می گذارند، مانند خانم ها تمایلی به صحبت کردن در مورد آن ندارند! اگر از شما درخواست کرد که او را راحت بگذارید، بهتر است که این کار را انجام دهید، اما قبل از بیرون آمدن از اتاق ابتدا او را در آغوش بگیرید نوازشش کنید و سپس او را تنها بگذارید.

 اجازه دهید خودش باشد

برای برخی از خانم ها سخت است که شوهرشان را همانگونه که هست، بپذیرند و دوست بدارند. بیشتر خانم ها تمام مدت در تلاش هستند که مدل مو، طرز لباس پوشیدن، شغل و حتی دوستان شوهر خود را عوض کنند و آنها را مطابق با معیارهای فردی خود تعدیل نمایند. چرا به جای حرص خوردن آنها را همانگونه که هستند قبول نکرده و از زندگی لذت نبریم؟

 غذای های مورد علاقه اش را درست کنید

ممکن است از مادر بزرگ های خود شنیده باشید که راه رسیدن به قلب مردها از شکمشان می گذرد! غذای مورد علاقه اش را درست کنید و یک میز شام رمانتیک برایش بچینید. روی میز شمع روشن کنید. زمانیکه او خسته از کار روزانه به خانه باز می گردد و با این صحنه مواجه می شود کاری جز در آغوش گرفتن و بوسیدن شما نخواهد کرد.

 چیزی که نیاز دارد را برایش بخرید

خوب منظور ما این نیست که برایش یک بنز یا ویلا بخرید! یک هدیه کوچک و در عین حال کارامد کفایت می کند. به عنوان مثال اگر زمستان در راه است و لباس گرم ندارد، بافتن یک دستکش یا شالگردن کار خودش را می کند.

از او بخواهید که کمکتان کند

در روزها تعطیل که در خانه هستید و برنامه تفریحی ندارید از او بخواهید که در کارهایی که انجامش برایتان اندکی دشوار است به شما کمک کند. با این کار هم وقتتان پر می شود و هم احساس مردانگی بیشتری به او دست می هد. به عنوان مثال می توانید از او خواهش کنید که در گلکاری باغچه به شما کمک کند.

فعالیت های دو نفره انجام دهید

ببینید همسرتان به چه کارهایی علاقه دارد و بعد با هم برای انجام آنها برنامه ریزی کنید. اگر علاقمند به فعالیت های ورزشی است می توانید به کوهپیمایی بروید و اگر اهل موسیقی و هنر است می توانید به تماشای تئاتر و یا کنسرت بروید.

 ببینید به چه چیزهای علاقه دارد و چه چیزهای را دوست ندارد

هر کس دوست دارد زندگی اش را آنطور که می خواهد اداره کند و خودش نقش اول زندگی اش را بازی کند. بنابراین مهم است بدانید که او به چه چیزهایی علاقه دارد و از چه چیزهایی دوری می کند. سعی کنید کارهایی که دوست ندارد را انجام دهید.

 افکار و تمایلات خود را با او در میان بگذارید

نباید انتظار داشته باشید که او به صورت اتوماتیک همه افکار شما را حدس بزند. خیلی راحت هر چه را که در ذهن خود دارید با آنها در میان بگذارید. آنوقت دیگر غصه نمی خورید که چرا روز ولنتاین به رستوران مورد علاقه تان نرفتید، و یا اگر به من اهمیت می داد می آمد و کامپیوترم را درست می کرد. باور کنید که ناامیدی ها شما تنها با بازگو کردن افکارتان پایان می پذیرند، روز ولنتیان شما را به رستوران مورد علاقه تان می برد، و با یک آنتی ویروس کلیه مشکلات کامپیوتر شما را حل خواهد کرد.

 به او عشق بورزید

شاید این مسئله بسیاری از خانم ها را متعجب کند، اما آقایون هم دوست دارند که عاشق شوند و در مقابل عشق دریافت کنند. خیلی از خانم ها تصور می کنند که اگر با همسر خود سرد و بی احساس برخورد کنند بهتر است. متاسفانه تفکر نادرستی است؛ تا جایی که می توانید خود را نسبت به او علاقمند نشان دهید چراکه آقایون به دنبال همسری هستند که به آنها علاقه داشته و مجذوبشان باشند.

به هر حال می توان گفت مردها به طور کلی به دنبال زنی هستند که بتوانند زندگی خود را با او قسمت کنند، لذت ببرند و در کنار هم به آرامش برسند. در جوامع کنونی نقش اجتماعی زنها در حال شکل گیری است و همه روزه از قدرت بیشتری برخوردار می شوند. با این وجود یادتان نرود که رقص تانگو نیاز به دو نفر دارد!

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 7:56  توســط fAtEmEh  | 
اشتباهات آقایون
 این حرف ها به گوشتان آشنا است؟!

بیـشـتر مـردهـا خـواسـتـار انـــجام رفتاری در مقابل زن ها هستند که آنها را هر چه بیشتر به اهدافشان نزدیک کنـد.

گـریه میکنند و بارها و بارها به عشق خود اعتراف میـکنند تنـها بــه این دلیل که بتوانند امتیاز بیشتری را از خانم ها کسب کنند. اما اگر اندکی بر روی این مطلب دقیق تر شوید متوجه خواهید شد که این رفتار به ظاهر خانم پسند در نهایت منجر به ایجاد دلسردی و آزردگی خاطر در خانم ها میشود.

شاید در نگاه اول خانم ها نسبت به چنین رفتاری علاقه نشان دهند اما استعمال بیش از اندازه باعث به وجود آمدن دلخوری بین طرفین میشود. بنابراین اجازه ندهید که رابطه شما به دلیل تصورات غلط دستخوش فرازونشیب شود. با توجه به موارد زیر شما درک صحیحی از رفتاری که باید و مهمتر از آن کارهایی که نباید انجام دهید پیدا می کنید. با به کارگیری تکنیک های یاد شده میتوانید به راحتی بانوی رویاهایتان را پیدا کنید و او را تا ابد در کنار خود نگاه دارید.

 بیش از اندازه با او تماس تلفنی برقرار می کنید

دلایل نادرستی این عمل: اگر میخواهید ارزش خود را نگه دارید از برقراری تماس های پی در پی تلفنی به شدت پرهیز کنید. این امر نه تنها از شما فردی محتاج و وابسته می سازد بلکه صرفا باعث ایجاد رنجش در فرد مقابل است. اگر همیشه شما در آنسوی خط های تلفن باشید، وجه فریبنده خود را در نظر او از دست خواهید داد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: هر ۲ یا ۳ مرتبه ای که شما با او تماس میگیرید او موظف است حداقل یک بار با شما تماس حاصل کند. به دلیل قوانین باستانی جهان در معاشقه، مردها ملزم به برقراری تماس های بیشتری هستند. اما به هر حال تماس تلفنی باید از جانب هر دو طرف اتجام پذیرد. سعی کنید در طی ساعات کاری و روزهای تعطیل تماسی برقرار نکنید.

 گریه و زاری راه می اندازید

 دلایل نادرستی این عمل: ممکن است بارها و بارها با این مسئله روبرو شده باشید که خانم همیشه در آرزوی داشتن همسری حساس و احساساتی هستند به همین دلیل هربار که با او روبرو میشوید سعی میکنید قطره های اشک از چشمانتان جاری شود. این کار اشتباه محض است. گریستن از شما یک فرد نیازمند و بی ثبات می سازد. او به یک فرد قدرتمند احتیاج دارد که توان محافظت و پشتیبانی از او را داشته باشد. گریه کردن باعث می شود تا تصویر مردانه شما از ذهن وی پاک گردد. به رفتارهای ملال آور خود ادامه ندهید. بزرگ ترین اشتباه گریستن در انظار عمومی صرف شاد کردن اوست. این کار فقط و فقط باعث بروز شرمساری در نهان او می گردد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: شما تنها در صورتی اجازه گریه کردن دارید که حقیقتا اتفاق غم انگیزی روی داده باشد و اشک هایی که از چشمانتان سرازیر میشود واقعی باشد. به خاطر داشته باشید که تنها برآوردن نیازهای آنهاست که اهمیت دارد و نه اشک های شما.

 در احترام گذاشتن و اهمیت دادن به او زیاده روی می کنید

هیچ گاه در انظار عمومی او را آزرده خاطر نسازید. در میان جمع مردم با او معاشقه نکنید و بوس و کنار راه نیندازید. در این حالت نه تنها خود او ممکن است تصمیم به جدایی از شما را بگیرد بلکه دوستان و خانواده نیز او را برای انجام هرچه سریعتر این کار تحت فشار قرار خواهند داد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: تعدادی از خانم ها حد معینی از ارتباط را طلب میکنند. شما می بایست این مسیر را با حواس جمعی کامل طی کنید. ابتدا او را آزمایش کنید اگر از خود تمایل نشان داد میتوانید به معاشقه خود با او ادامه دهید.

 با استفاده از الفاظ بچه گانه می خواهید خود را جذاب تر نشان دهید

دلایل نادرستی این عمل: این کار احمقانه، انزجار آور، مشمئز کننده و تهوع آور است. آیا باز هم توضیح بیشتری می خواهید؟! الفاظ بچه گانه مخصوص بچه ها است بنابراین هیچ گاه از آنها استفاده نکنید.

 در مقابل چه کاری انجام دهید: از حیوان خانگی خود برای او صحبت کنید و برای او لطیفه های با مزه تعریف کنید. البته در این کار نیز نباید زیاده روی به خرج دهید. اما اگر او با الفاظ بچه گانه با شما صحبت کرد و در این کار از خود علاقه بسیاری نشان داد شما نیز می توانید این کار را یک بار برای همیشه انجام دهید.

 همیشه موافق نظر او عمل می کنید

 دلایل نادرستی این عمل: خیلی خوب است که به او اجازه دهید تا سالی یکبار برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش را تماشا کند، اما اگر بخواهید فیلمی را برای بار بیستم نگاه کنید، در این حالت شما قطعا دارای مشکل هستید. تا حدی خود را خوش مشرب نشان دهید و به او نیز حق انتخاب دهید اما لازم نیست دل و جرات خود را برای همیشه کنار بگذارید. هیچ گاه برای انجام کارهای شخصی از او درخواست اجازه نکنید. این طرز برخورد تنها در رابطه مادر و فرزندی به چشم می خورد و مطمئنا او خواستار بروز یک چنین رفتاری در شما نیست.

در مقابل چه کاری انجام دهید: اعتماد بنفس داشته باشید و به او نشان دهید که از قدرت تصمیم کیری برخوردار هستید. هرزگاهی فیلم مورد علاقه خود را انتخاب کنید، او را به رستوران دلخواه خود ببرید و برنامه تلویزیونی مورد نظرتان را تماشا کنید. این اصول قوانین کلی سازش میان دو نفر هستند، بعضی مواقع او تصمیم میگیرد و گاهی شما.

 با خانواده و دوستانش بیش از اندازه صمیمی می شوید

دلایل نادرستی این عمل: اگر با خانواده و یا دوستان او ملاقات میکنید لازم نیست در برخورد خود زیاده روی کنید. او نیازمند کسب اطمینان خاطر از جانب شماست و انتظار دارد که تمام مسائل بین خودتان دو نفر و بدون دخالت هیچ کس از جمله خانواده و یا دوستان حل گردد.

در مقابل جه کاری انجام دهید: صمیمی شدن ارتباط شما با خانواده و دوستان او مستلزم گذر زمان است. با آنها برخوردی دوستانه داشته باشید اما هیچ گاه تا این حد پیش نروید که در همان ماه اول بخواهید مراسم جشن تولد برادرش را برنامه ریزی کنید.

برای وضع ظاهری خود اهمیت ویژه ای قائل هستید

دلایل نادرستی این عمل: صرف مدت زمان طولانی جلوی آینه توسط آقایان به مزاج خانم ها سازگار نیست. نکته این جاست که اگر بیش از اندازه خود را بیارایید چهره مردانه شما از بین می رود و جاذبه جنسی پنهان خود را از دست خواهید داد. باور کنید یک مرد ساده کشش جنسی بیشتری نسبت به یک دلقک دارد.

 در مقابل چه کاری انجام دهید: مطمئن شوید که مرتب و تمیز هستید و از ادکلن های خوش بو استفاده کنید اما بهتر است آرایش و مانیکور را کنار بگذارید تا جاذبه شما در نظر خانم ها افزایش یابد.

شما نابهنگام و یا مکررا به عشق خود اعتراف می کنید

 دلایل نادرستی این عمل: من مطمئن هستم که شما فکر می کنید تنها راه نفوذ به درون قلب خانم ها گفتن: "دوستت دارم" است. اما شما سخت در اشتباه هستید. نه تنها گفتن پی در پی "دوستت دارم" آنها را خوشحال نکرده، بلکه باعث رنجش درون آنها نیز می شود و شما ریسک دریافت نکردن پاسخ مشابه را نیز به جان می خرید.

 در مقابل چه کاری انجام دهید: هر چیز مکان و زمان خاص خود را می طلبد. تنها به این دلیل که می خواهید در او اثر بگذارید "دوستت دارم" را بر زبان نیاورید. تنها در صورتی از این جمله استفاده کنید که او را از صمیم قلب و عاشقانه دوست بدارید. آن گاه تکرار آن چند مرتبه در طول هفته بلامانع است.

عاشق رقص و آواز هستید

 دلایل نادرستی این عمل: آیا تا کنون جمله هایی نظیر : "من دوست دارم باهات برقصم" و یا "می خوام امشب با هم برقصیم" را بر زبان آورده اید؟ شاید او اصلا به شما توجه نکند و موضوع را جدی نگیرد و یا این تصور غلط در او ایجاد شود که شما دوست ندارید برای او نوشیدنی بخرید و یا حتی با او صحبت کنید. اگر تمام این دلایل برای متقاعد کردن شما کافی نیست پس یک چنین شرایطی را در نظر بگیرید: کسی که زیاد برقصد، تعرق کرده و تا انتهای شب بوی بدی خواهد گرفت.

 در مقابل چه کاری باید انجام داد: خود را بیش از اندازه مشتاق نشان ندهید. شاید گاهی اوقات از شما بخواهد که با او برقصید اما همیشه لازم نیست که شما پیشنهادش را بدهید. مواقعی را که دوست دارد با شما برقصد حدس بزنید و در نیمی از موارد دست او را گرفته و به رقص دعوت کنید.

پرحرفی می کنید

 دلایل نادرستی این عمل: آیا شما حراف خوبی هستید؟ لازم است زمانی را در کنار او به سکوت اختصاص دهید. پر گویی های بی پایان شما دیر یا زود باعث رنجش خاطر او می شود. پس تا بیش از این او را ناراحت نکرده اید از این کار دست بکشید.

 در مقابل چه کاری انجام دهید: خانم ها از صحبت و مشورت پیرامون مسائل مختلف لذت می برند اما همواره ۲ مطلب را به خاطر بسپارید: به او هم فرصت صحبت کردن بدهید و در طول مکالمه سوالاتی مطرح کنید که او از جواب دادن به آنها لذت برد.

 مراقب رفتارتان باشید

اگر میخواهید یک مرد ایده آل باشید ذهن خود را از کلیشه ها پاک کنید و نصایح ما را به کار بندید. شاید شما از آغاز تولد آموخته اید که خانمها دوست دارند صدای آواز خواندن همسرانشان را بشنوند اما در جهان امروزی این مطلب تا چه حد صحت دارد؟!

کلید حل تمام مشکلات میانه روی و حفظ تعادل است. لازم نیست به طور کامل از رفتارهای ذکر شده دست بکشید فقط کافی است حد تعادل را رعایت کنید. اگر کلیه رفتارهایتان را کنترل کنید میتوانید پیش روی همگان از وجود یکدیگر لذت ببرید.
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 0:32  توســط fAtEmEh  | 

یافتن عشقی فرای الفاظ و کلمات!  


اگر شما به مرد زندگیتان بگویید که: "عزیزم ما باید در مورد رابطه مان با هم کمی بیشتر صحبت کنیم" تصور می کنید چه اتفاقی می افتد؟

اگر شما پاسخی به این شرح را در ذهن خود تصور می کنید:" فکر نمی کردم هیچ موقع یک چنین تقاضایی از من داشته باشی، من هم می خواستم به هر ترتیبی که شده احساساتم را با تو در میان بگذارم و در عین حال تمایل دارم که با خواسته های تو نیز آشنا شوم و ببینم که دلت می خواهد چه تغییراتی را در رفتار خود ایجاد کنم" به شما اطمینان می دهم خوشبخت ترین زوجی هستید که در دنیا یافت می شود و در این مورد هم هیچ گونه شکی به دل راه ندهید.

زمانیکه صحبت از یک چنین مسائلی به میان می آید معمولاً آقایون تمایلی به انجام این کار از خود نشان نمی دهند، در لاک دفاعی فرو می روند، و اکثر آنها تصور می کنند که خانم قصد دارد آنها را به خاط رگناهی که مرتکب نشده اند، مجازات کند.

به طور حتم شما هم تا کنون شاهد یک چنین مشاجراتی بوده اید. هم خانم و هم آقا هر دو حرف هایشان را از بر هستند و همیشه جریان خیلی بد تر از آنچه که انتظارش را دارید به پایان می رسد. به همین خاطر هیچ شکی وجود ندارد که چرا آقایون از این چند کلمه بیش از هر چیزی وحشت دارند: "عزیزم باید صحبت کنیم"

ما در جلسات مشاوره ای که داشتیم از خانم های بسیار زیادی سوال می کردیم که در گذشته چگونه با همسران خود ارتباط برقرار می کردند. اغلب آنها چیز هایی از این قبیل در جواب به ما تحویل می دادند: "این کار به هیچ شیوه ای جواب نمی دهد، آقایون هیچ گاه توانایی برقررای ارتباط را ندارند، به سرعت عصبانی می شوند، و صبر و شکیبایی خود را از دست می دهند. به هیچ وجه علاقه ای به انجام این کار از خود نشان نمی دهند."

به هر حال به نظر می رسد زمانیکه صحبت از "گفتگو در مورد روابط زناشویی" به میان می آید آقایون تصور می کنند چیزهایی را می دانند که خانم ها از آن بی اطلاع هستند. تحقیقات و بررسی های ۵۰ ساله ما حاکی از این امر هستند که بدون در نظر گرفتن اینکه شما از گفتگو با همسرتان چه هدفی داشته باشید، اما به هر حال احتمال بروز اشتباهاتی وجود دارند که می توانند رابطه را از آن چیزی که هست بدتر کرده و بر مشکلات شما بیفزایند.

 درون هر مشاجره ای نوعی از هم گسیختگی وجود دارد

این امر هیچ ارتباطی به عدم علاقه همسرتان و یا اینکه دارای مهارت های بالای ارتباطی نمی باشد، ندارد.

خانم ها تنها به این دلیل می خواهند در مورد ارتباط خود صحبت کنند چرا که احساس عصبانیت می کنند و با انجام دادن این کار تنها سعی بر این دارند که احساس بهتری را در خود ایجاد نمایند. از سوی دیگر آقایون تمایلی به صحبت کردن ندارند چراکه حرف زدن هیچ یک از احساسات آنها را بهتر نمی کند. در حقیقت میتوان اظهار داشت که حتی در برخی موارد انجام این کار می تواند حال آنها را بدتر هم بکند. به هر حال چه خانم موفق شود او را واردار به حرف زدن کند چه نتواند این کار را انجام دهد، نوعی عدم ارتباط صحیح و از هم گسیختگی میان آنها برقرار خواهد شد.

به هر حال با شروع هر گونه مشاجره ای باید در انتظار نوعی ناامیدی، یاس ، تنفر و رنجش باشیم. گاهی اوقات کار به جایی می رسد که طرفین ترجیح می دهند اصلاً در یک چنین رابطه ای قرار نگیرند.

استرس مزمنی که باعث می شود در همه حال خانم ها و آقایون احساس دور شدن از یکدیگر را تجربه کنند از نحوه برخورد آنها در مقابل احساسات مختلف از جمله ترس و خجالت نشات می گیرد. این تفاوت فاحش میان جنس مذکر و مونث، از همان ابتدای تولد به وضوح قابل مشاهده می باشد.

اما یکی از مسائل دیگری که می تواند افراد را بر سر دو راهی قرار دهد این است که "آیا در مشاجرات واقعاً در مورد ارتباط حرفی به میان می آید یا خیر؟" علاوه بر اینکه خانم ها به این دلیل گفتگو می کنند که احساس یاس و نامیدی دارند، می توان به این نکته هم اشاره کرد که در کنار این ناامیدی نوعی حس اضطراب و ترس نیز به آنها دست می دهد.

از عمده دلایلی که آقایون هیچگونه تمایلی به گفتگو در مورد مسائل و مشکلات خانوادگی با همسران خود ندارند این است که احساس ناامیدی و پشیمانی خانم سبب می شود که احساس کنند شکست خورده اند و نتوانسته اند نیازهای خانم را به درستی برآورده سازند. اگر بخواهیم کمی عمقی تر به این مسئله فکر کنیم باید بگوییم که نوعی حس خجالت به آنها دست می دهد. احساس خجالت آقا آنقدر زیاد است که به او اجازه نمی دهد ترس خانمش را مشاهده کند. ترس خانم هم به او اجازه نمی دهد که خجالت آقا را درک کند.

در یک چنین شرایطی هر دو طرف سعی می کنند تا با اتکا به شیوه های غلط به از بین بردن احساسات خود دست بزنند. دسته ای صحبت می کنند و دسته ای دیگر از انجام این کار امتناع می ورزند. به این ترتیب مشکلات جدی تر شده و هر دو طرف قلب همدیگر را می شکنند و همدیگر را ناامید می کنند.

اگر هر یک از شما کار اشتباهی انجام دهد، این احتمال وجود دارد که رابطه از هم پاشیده شود. باید خجالت و ترس را بشناسید و نحوه صحیح کنترل آنها را یاد بگیرید.

باید نقاط آسیب پذیر شخصیت یکدیگر را به درستی درک کنید و ببینید که چگونه میتوانید آنها را مهار نمایید. این امر نگرش شما را نسبت به زندگی بهبود می بخشد و می توانید با دید بازتر ابعاد مشکلات را در نظر گرفته و در صورت نیاز خودتان را جای همسرتان بگذارید. با این کار می توانید میان خود و طرف مقابل محبت و صمیمیتی را ایجاد نمایید که با الفاظ و کلمات نمی توان آنرا تشریح کرد.

همه چیز به توانایی شما در ایجاد پیوند بستگی دارد

آمارهایی که این روزه از طلاق به دست آمده، حاکی از این امر است که دلیل جدایی بسیاری از زوجین از هم گسیختگی احساسی است. ۸۰ درصد افرادی که از همسران خود جدا شده اند، می گویند: "از نظر احساسی از هم دور شده بودیم." واقعاً جای تاسف است.

دوست شدن با خانم های دیگر نمی تواند برای یک خانم دردی را دوا کند، او نیاز دارد تا ارتباط محکم تری را با همسر خودش برقرار کند. بسیاری از تلاش هایی که برای بهبود روابط انجام می شود با شکست مواجه می شود چرا که آنها نمی توانند با گفتگو مشکلی را حل نمایند به این دلیل که از نظر عاطفی از هم دور شده اند.

زوج ها به این دلیل که نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند، از هم دور نمی شوند، بلکه چون از هم دور می شوند و از نظر احساسی پیوندی با هم ندارند نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند. در آغاز زمانیکه احساس می کند با هم پیوند دارند به راحتی می توانند ارتباط برقرا کرده و حرف هایشان را به هم بزنند، و به راحتی برای ساعت ها با هم صحبت می کنند. مشکل از زمانی شروع می شود که او احساسات درونی خود را با همسرش در میان می گذرد اما همسرش به او هیچ توجهی نکرده و به او اهمیت نمی دهد.

خانم به این دلیل عاشق آقا شده بود چرا که احساس می کرد او را از نظر احساسی درک می کند همین امر هم سبب می شد که تمام احساسات منفی اش را فراموش کند و بر ترس هایش غلبه کند. خانم هم با کارهایش باعث می شود که آقا احساس کند یک حامی، پشتیبان و عاشق بی چون و چراست. خانم به او ایمان داشته.

به هر حال در زمان بروز یک چنین مشکلی هر دو طرف باید کاری کنند که صمیمت گذشته مجدداً در رابطه آنها ایجاد شده و پیوندهای از هم گسیخته دوباره محکم شوند. زمانی که به آخرین حد صمیمت برسند، لحظه ای است که نمی توان آنرا در غالب لغات و کلمات گنجاند.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 0:11  توســط fAtEmEh  | 
در زندگی خود معجزه کنید
هیچ مردی به خواستگاری نمیرود تا همسرش را تیره بخت کند و هیج دختری پیشنهاد ازدواج را نمی‌پذیرد تا مردی را نا امید سازد اما چقدرازازدواجها به خوشبختی می‌انجامد وچقدر زندگی در زیر یک سقف برای زوجها شادی وموفقیت به ارمغان می‌آورد؟

هم زن و هم مرد به اختیار و اشتیاق و امیدوار و با نشاط، پیمودن جاده زندگی را دست در دست هم آغازمی‌کنند و دلشان می‌خواهد همراه و همدوش یکدیگر تا پایان راه در کنار هم باشند اما در بسیاری از موارد اندکی از راه نرفته اند که تردید دلهای امیدوارشان را می‌لرزاند وفاصله خود را با زندگی ایده آل وشاد ذهنشان بسیار می‌بینند.

واگر هنوز عجولی جوانی را در کوله پشتی خود جاداده باشند ازدواج خود رااشتباهی بزرگ قلمداد می‌کنند و با مشاهده تفاوتهای فرد مقابل با همسری که در خیال خود پرورده‌اند اندوهگین می‌شوند. اگر در ابتدای راه گرد خودخواهی را از وجود خود نتکانده باشند همسر خود را متهم می‌کنند و... این تازه شروع داستان است.

داستانی که اگر شخصیتهایش بدون آگاهی، صبر و گذشت همچنان بر مرکب خودخواهی خویش بتازند به تراژدی طلاق می‌انجامد و یا میدان مبارزه‌ای می‌شود به وسعت عمرشان که هم انرژی و فرصت زندگی خودشان را تباه می‌کند وهم فرزندانشان را در گیر، وحاصل این زندگی یک دنیا نیاز اجابت نشده است و ردی از آرامش در آن دیده نمی‌شود.

پس بیایید آغاز شیرین زندگی را تداوم بخشیم و اگر قصه زندگی ما هم چنین رنگی به خود گرفته با قلم تدبیر، ادامه آن را به گونه ای بنویسیم که سالها آرام وخوشبخت در کنار همسرمان زندگی کنیم وسایه ای باشیم دلپذیر ومطمئن برای فرزندانمان.

فراموش نکنیم که هیچ وقت دیر نیست وزندگی ما – من و او- منحصر به فرد است یعنی مثل خودمان!پس خودمان تصمیم بگیریم وبا شناخت هر چه بیشتر خود و همسرمان و کمی‌هم انصاف، شالوده یک خانواده محکم را بنا نهیم که هیج بادی آن را نلرزاند وپناهگاه نسلهای بعد ما باشد.مطمئن باشید که کار سختی نیست. شمارا دعوت می‌کنم به خواندن نکاتی چند که به نظر نگارنده می‌توانند اثرات شگفت انگیزی داشته باشند:

عشق خوب است اما کافی نیست!

در عرصه زندگی خانوادگی اگر عشق نباشد هیچ نیست اما حقیقت امر این است که در کنار عشق باید تدبیر و آگاهی هم لحظه به لحظه باما زندگی کند. به عبارت دیگر عشقی که در ابتدای ازدواج شکل می‌گیرد نیاز به دست توانای مرد وزن پخته وبزرگ شود واگر همان کودک تازه متولد شده بماند به بادی می‌رود وبه نگاهی فراموش می‌شود. اما اگر بزرگ شود ماندگار است وموثر.

قبل ازازدواج چشمهایتان را خوب باز کنید اما بعد از آن کمی‌آن را ببندید!

یکی ازچیزهایی که زندگی مشترک را پویا وعاشقانه می‌سازد،گذشت است. ما بارها این جمله را شنیده‌ایم :«گذشت کن!» اما واقعیت این است که عمل به این توصیه گاهی بسیار سخت است. مثلا وقتی یقین دارید که حق با شماست اما تصمیم

می‌گیرید نظر فرد مخالف خود را بپذیرید.این از آن مواردی است که مجاهده می‌خواهد اما مطمئن باشید که این گذشتن زیباتر از مجادله است و مهمتر این که به شما ثابت می‌کند این کار اثرات عمیقی بر جای گذاشته و از ثمرات آن بهره مند خواهید شد.

 هنر سخن گفتن را بیاموزید

یکی از مشکلات بزرگ زن وشوهرهای تازه ازدواج کرده این است که حرف همدیگر را نمی‌فهمند! این ابتدای یک داستان تکراری است که آخرش هم به «او مرا درک نمی‌کند!» منتهی می‌شود. یکی از موثر ترین راههای حل این مشکل طرح این سوال است:«نکند من نمی‌توانم سخنم را به خوبی بیان کنم؟»

ما به زمان احتیاج داریم تا زبان یکدیگر را پیدا کنیم. در این فاصله بهتر است از جر وبحث کم کنیم وبه آگاهی های خود پیرامون زبان همسرمان بیفزاییم. مثلا قبل از اینکه راجع به موضوعی با او صحبت کنید یا نکته ای را به وی متذکر شوید از خود بپرسید : «چگونه بگویم که او دلسرد وغمگین نشود؟» جستجو کنید واز بین کلمات؛ زیباترین ودلنشین ترین آنها را انتخاب کنید وهرگز به موضوعاتی که حساسیت همسرتان را برمی‌انگیزد مستقیم وغیرمستقیم اشاره نکنید.

تفاوتها را باور کنید

آنچه مسلم است شما وهمسرتان در دو کانون متفاوت خانوادگی بزرگ شده اید و قطعا تفاوتهایی دارید که غیر قابل اجتنابند. اگر چه قبل از ازدواج این تفاوتها وجود دارند اما در عرصه زندگی مشترک بیشتر خودنمایی می‌کنند. پس به جای نگرانی این تفاوتها را باور کنید. نگذارید که آنها شما رااز هم دور کنند. اگرتفاوتها را بشناسید وازآنها نترسید در بسیاری از موارد می‌توانند موجب تکامل شما وهمسرتان باشند ضمن آن که درطول زمان این تفاوتها رنگ خوشبختی وتفاهم می‌گیرند وبه زیبایی زندگی کمک می‌کنند.

 همسرتان را عاشقانه دوست بدارید اما خودتان را فراموش نکنید!

شما می‌خواهید سالها در کنارهمسرتان زندگی کنید؛ به اندازه عمرتان. ماهمگی خوب می‌دانیم که فقط یکبار فرصت زندگی کردن داریم پس باید عاقلانه زندگی کنیم. به عبارت دیگر نباید جانب افراط را انتخاب کنیم ودائما حقوق طرف مقابل را تامین کنیم بلکه باید حقوق خود را نیز مطالبه کنیم! البته ظریف، زیبا وصادقانه.

خانمی‌را می‌شناسم که سالها در خدمت شوهر وبعد فرزندانش بود وخودش را کاملا فراموش کرده بود. اطرافیان، او را الهه ایثار می‌دانستند اما عاقلتر ها نگران او بودند. سالهای بعد که توان ونشاط جوانی از او فاصله گرفت بسیار متوقع شد؛ از همسر واز فرزندانش،توقعاتی که اجابت آنها از توان خانواده اش خارج بود. می‌دانید چرا؟ چون او یک عمر رانثار کرده بود. آیا می‌شود این عطا را جبران کرد؟
+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 0:6  توســط fAtEmEh  | 
چگونه رابطه خود را زنده نگه داریم    

زمزمه رکود و یکنواختی از ارتباط شما به گوش می رسد؟ احسـاس مـی کنید کـه ارتـباطــتان با بیم زوال روبـروست؟ تصور میکنید که هر روز بالاجبار، ملزم بـه تکرار کارهای روز گذشته هستـید؟ لازم نیست از این تفکرات خود احساس بدی بگیرید. مطـمئـن بـاشید که در این میان تنها نیستید.

افـراد خیـلی سـاده و بـدون اینـکه اصـلاً تصـورش را بــکنند، گـرفتار یـک ارتباط روتین می شوند. در پی این یکنواختی، ملال و دلزدگی و خستگـی نـیز وارد رابـطه مـی شوند؛ اما نگران نباشید چرا که می توانید به سادگی شور و حرارات اولیـه را بـه زنـدگی عاطفی خود بازگردانید. انجام این کـار آنقدرها هم که فکرش را می کنید دشوار نیست.

توجه خود را به این مسئله معطوف کنید که اولین چیزی که مدت ها پیش شما را به طرف مقابل جذب کرد چه چیزی بود؟ شاید لبخندهای ملیح و یا چشمان گیرا و قهوه ای اش. این خصوصیات هنوز هم در فرد موردنظر وجود دارند، فقط باید آنها را مجدداً کشف کنید.

یادآوری خصوصیات ویژه کسی که دوستش می دارید موجب می شود مجدداً شور و حرارات به رابطه ی شما بازگردد. در کنار هم بنشینید و در مورد نحوه آشنایی و یا اولین برخوردی که با یکدیگر داشتید گفتگو کنید. یادآوری، آن دسته از خاطرات خاموش را تحریک می کند که اگر بیدار شوند در نتیجه احتمال وقوع مجدد آنها نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

به این موضوع فکر کنید که شما دو نفر قبل از اینکه درگیر فرزند، شغل، پرداخت صورت حساب ها و سایر الزامات زندگی رومزه شوید چگونه وقتتان را با هم صرف می کردید؟ شاید بعد از ظهرها قدم می زدید و در مورد اینکه در آینده قصد دارید چه کارهایی انجام دهید با هم صحبت می کردید.

شاید در کنار هم می نشستید و یواشکی از هم بوسه می دزدیدید. چه کسی می گوید که دیگر نمی توانید یک چنین کارهایی را انجام دهید. شاید لازم باشد که برنامه های کاری، فعالیت های مربوط به بچه ها و همچنین سایر کارهای دیگر را زمانبدی دقیق تری کنید تا برای انجام امور دو نفره وقت بیشتری پیدا کنید. این زمان باید یک زمان با کیفیت باشد که فقط شما دو نفر در کمال آرامش در کنار هم قرار بگیرید.

اگر همیشه اجازه بدهید که الزامات زندگی روزمره شما را درگیر خود کنند، هیچ گاه قادر نخواهید شد که زندگی رمانتیک از دست رفته ی خود را از نو باز آفرینی کنید.

باید انجام این کار را به عنوان اولین اولویت زندگی خود قرار دهید. یکی از شما دو نفر باید استارت این کار را بزند و چه اشکالی دارد که آن یک نفر شما باشید. برای اینکه اوقات خوشی را در کنار همسرتان صرف کنید مجبور نیستید که هزینه های هنگفتی صرف کنید.

البته شاید بد نباشد ترتیب یک شام رمانتیک در یک رستوران را بدهید و اگر این رستوران همان جایی باشد که در روزهای اول آشنایی همیشه با هم به آنجا میرفتید که چه بهتر! همچنین می توانید چند ساندویچ درست کنید و سبد پیک نیک را آماده کرده به پارک و یا ساحل بروید و از وجود هم لذت ببرید. مهم این است که شما دو نفر با هم هستید، حال هر جایی که بروید مهم نیست.

زندگی همه افراد شلوغ شده و مشغله های کاری افزایش پیدا کرده اند. همیشه جلسات فوری بعد از ظهر، کلاس های فو ق برنامه کودکان، خرید خانه و یا سایر برنامه هایی که باید در آنها شرکت کنید، وجود دارند به همین دلیل خیلی مهم است که بتوانید هر روز برای هم وقت بگذارید، حتی اگر این زمان به چند دقیقه محدود شود.

در طول این مدت شما می توانید انسجام فی ما بین خود را استحکام بخشید. بد نیست در مورد این مطلب که روز خود را چگونه سپری کرده اید با هم مشورت و گفتگو کنید و زمانی هم که در حال صحبت کردن با هم هستید واقعاً به حرف های طرف مقابل گوش کنید. نسبت به زندگی فردی شریک زندگیتان ابزار علاقه کنید. باید او را متوجه کنید که نحوه سپری کردن اوقاتش برای شما مهم است.

به صورت فیزیکی نسبت به معشوقه خود ابراز احساس کنید. هر روز صبح را با در آغوش گرفتن آغاز کنید و با بوسیدن به پایان برسانید. زمانیکه در حال عبور از خیابان، پیاده رو و یا بازار هستید، دست های همدیگر را بگیرید. هر زمان که وقت پیدا کردید یکدیگر را در آغوش گرفته و بفشارید. در هر زمان نگاهتان را به هم بدوزید، لبخند بزنید و با چشمک قول کارهایی که بعداً می خواهید انجام بدهید را به هم بدهید.

به خاطر داشته باشید که باید با هم بخندید. به هر حال این امر کاملاً طبیعی است که زن و شوهر در طول زندگی خود به مشکلاتی برخورد می کنند و ناراحتی ها و دلخوری های میانشان بوجود می آید؛ اما اگر بر روی مشکلات کار کنید، مطمئن باشید که می توانید عشق و سرزندگی را به زندگی خود بازگردانید. فراموش نکنید که باید به یکدیگر اعتماد داشته باشید.

شریک شما باید در عین حال بهترین دوستتان هم باشد، پس ترس ها و نگرانی هایتان را با او در میان گذاشته و به طور کامل به او اطمنیان داشته باشید. تنها بازگو کردن مشکلات زندگی و در میان گذاشتن آنها با شریک زندگیتان به شما کمک می کند که احساس کنید کسی هست که دوستتان می دارد و حافظ و حامیتان می باشد.

شما و همسرتان می توانید شور و نشاط را مجدداً به زندگی خود باز گردانید. کار زیادی نمی خواهد فقط کافی است برنامه ریزی دقیقی داشته باشید. اگر موفق شوید مطمئن باشید که می توانید به عشق حقیقی دست پیدا کرده و به راحتی احساسات خود را به دیگری منتقل کنید.   

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 0:3  توســط fAtEmEh  | 

زنان و مردان اشتراک یا اختلاف؟ 


چند روز قبل وقتی داشتم وارد یک کافی‌شاپ می‌شدم مرد جوانی ترشرو از در بیرون آمد و پشت سر آن زن جوانی که دستانش را مشت کرده بود بیرون آمد و آن مشت را با ناامیدی به پشت مرد کوفت و فریاد کشید؛ «خدا تو را لعنت کند برگرد اینجا».

این تمنای تلخ، نشانگر وابستگی زن و عقب‌کشیدن مرد بود. این الگوی وابستگی – پس‌کشیدن در حالی است که مرد از توقعات غیرمنطقی و انفجارهای ناگهانی زن گله دارد و ناله زن از بی‌تفاوتی مرد در مقابل حرف‌های اوست.

ریشه این تفاوت‌های احساسی را می‌توان در کودکی و دنیای جداگانه احساسی پسرها و دختران در دوران رشد جست‌و‌جو کرد. تحقیقات بسیاری در مورد این ۲ دنیای جداگانه به عمل آمده که محدوده آنها نه تنها از طریق بازی‌های متفاوتی که دختران و پسران دوست دارند بلکه از روش ترس بچه‌های کوچک‌ در مورد تمسخر و تهمت قرار گرفتن مشخص شده است.

لزلی برودی و جودیت‌هال که تحقیقات مربوط به اختلافات احساسات را بین ۲ جنس جمع‌بندی و خلاصه می‌کنند می‌گویند دخترها خیلی سریع‌تر و آسان‌تر از پسرها به روانی بیان می‌رسند و همچنین می‌توانند تجربه بیشتری در جداسازی احساسات‌شان داشته باشند.

همچنین در کاربرد کلمات برای جایگزینی واکنش‌های احساسی مانند جنگیدن مهارت بیشتری از پسرها دارند. پسرها تقریبا به نسبت وسیع به سادگی به برخوردهای خشم‌آلود خود ادامه داده و از سیاست‌های پوشیده کاملا بی‌خبرند. اگر توجه به بازی دختران و پسران کرده باشید متوجه این موضوع شده‌اید که وقتی دخترها بازی می‌کنند تاکیدشان بیشتر به حداقل خصومت و حداکثر همکاری است در حالی که وقتی پسرها بازی می‌کنند تاکیدشان بر رقابت است.

هاروارد کارول گیکان از این اختلاف عملکرد در بازی به عنوان تفاوت کلیدی بین ۲ جنس یاد می‌کند؛ پسرها دارای غرور و عدم وابستگی هستند در حالی که در دختران این وابستگی به صورت تارهای متصل‌کننده است بدین ترتیب خواندن احساسات از چهره یک زن بسیار آسان‌تر از چهره یک مرد است. این مطلب تا اندازه‌ای اختلاف کلیدی دیگری را باز می‌تاباند و نشان می‌دهد که زنان به طور متوسط تمام طیف احساسات را با شدت بیشتری از مردان تجربه می‌کنند. از این نظر زن‌ها واقعا احساسی‌تر از مردان عمل می‌کنند.

می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که زنان با آراستگی برای مدیریت احساسات وارد حیطه ازدواج می‌شوند و در حقیقت مهم‌ترین عامل برای زنان در رضایت از ارتباط‌شان یک گفت‌وگوی خوب است که باید بین آنها وجود داشته باشد.

بنابراین چگونگی بحث‌کردن زوج‌ها روی این نکات حساس است که بیشتر در سرنوشت ازدواج آنها تاثیر می‌گذارد. رسیدن به توافق در مورد چگونگی مخالفت‌کردن می‌تواند کلید پایدارماندن ازدواج باشد و در صورتی که در این زمینه غفلت کنند، شکاف‌های احساسی در نهایت ممکن است رابطه را بگسلد توسعه این شکاف‌ها هنگامی است که یکی یا هر دو زوج از نظر هوشمندی احساسی، کمبودهایی داشته باشند.

 خطوط غلط در ازدواج

«مرد:‌لباس‌هایم را از خشکشویی‌ گرفتی؟ زن:‌ مگر دفعه قبل لباس‌های مرا گرفتی که لباس‌های تو را بگیرم. من کلفت کسی نیستم. مرد: معلوم است که نیستی، اگر بودی لباس شستن بلد بودی.»

این متن یک فیلم یا سریال تلویزیونی نیست بلکه یک تبادل به شدت زننده بین زوجی است که بعد از چند سال از هم طلاق گرفته‌اند. دقیق‌ترین تحلیلی که می‌توان در مورد این متن به کار برد، چسب یا جاذبه احساسی است که زوج‌ها را به هم وصل می‌کند. در مقابل، وجود احساس تباه‌‌کننده‌ای است که می‌تواند ازدواج‌ها را از هم بپاشد.

در اینجا نکته‌ای که مهم است تفاوت ساده بین گله‌کردن و انتقاد شخصی است. در گله‌کردن، زن مشخصا آن چیزی را بیان می‌کند که او را ناراحت کرده است و از عمل شوهرش انتقاد می‌کند نه خود شوهر و می‌گوید عمل شوهر چگونه احساسی را برای او به وجود می‌آورد.

مانند متن بالا که باعث شده زن احساس کند که شوهر به او اهمیتی نمی‌دهد، این بیان اساس هوشمندی احساسی است اما در یک انتقاد شخصیتی تاکید زن مخصوصا بر یک حمله گازانبری به شوهرش است، این نوع انتقاد باعث می‌شود شخصی که آن را دریافت می‌کند احساس خجالت، مورد بی‌مهری قرارگرفتن، تحقیر و بی‌‌عرضگی کند که نتیجه تمام آنها به احتمال زیاد پاسخی دفاعی است نه برداشتن قدم‌هایی در جهت بهترکردن اوضاع.

مرد؛ جنس آسیب‌پذیر


همان‌طور که در ابتدا گفته شد، تفاوت جنس‌ها در زندگی احساسی دارای اهمیت است ولی در زندگی‌های کنونی چندان به آن اهمیت داده نمی‌شود زیرا این مطلب ثابت شده که تفاوت انگیزه پنهان عامل بسیاری از هم‌پاشیدن‌های زندگی مشترک است. یک نمونه از اتفاقات چگونگی برداشت زن و شوهر از برخوردهای احساسی را ذکر می‌کنیم. به طور متوسط زنان چندان به درگیرشدن در نزاع‌های خانوادگی اهمیت نمی‌دهند لااقل نه تا آن حد که مردان در زندگی به آن اهمیت می‌دهند.

لونسون یکی از محققان دانشگاه کالیفرنیا دریافت که شوهران همگی از اختلافات خانوادگی ناراحت و حتی منزجر بودند، در حالی که همسرانشان زیاد به آن اهمیت نمی‌دادند. گاتمن می‌گوید دلیل اینکه مردها به قهر پناه می‌برند این است که می‌خواهند خود را از طغیان احساسات حفظ کنند.

او به این نتیجه رسید که وقتی آنها قهر را شروع می‌کنند تعداد ضربان قلبشان حدود ۱۰ ضربه در دقیقه آرام‌تر می‌شود و نوعی احساس انفعالی رهایی به وجود می‌آورد اما تناقضی که اینجا وجود دارد این است که زنان ضربان قلب‌شان با نشان‌دادن این علائم بالا می‌رود.

این واکنش احساسی که هر کدام از ۲ جنس از راه‌های متضادی در جست و جوی راحت‌شدن هستند باعث جهت‌گیری‌های کاملا متفاوت در مقابل برخوردهای احساسی در هر یک از ۲‌جنس می‌شود.

اما به خاطر داشته باشید وقتی شوهران قهر می‌کنند باعث تحریک طغیان در زنان می‌شوند که کاملا احساس بیچارگی به آنها دست می‌دهد و چون تکرار دوره جنگ‌های خانوادگی این حالت را به آسانی بالا می‌برد، ممکن است خیلی زود از کنترل خارج شود.

نصایح مخصوص ازدواج

وقتی بعضی از اعمالی را که در نهایت منجر به طلاق شده است بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که زوج‌ها چه کارهایی می‌توانند انجام دهند تا از عشق و عواطفی که هر کدام نسبت به دیگری دارند حفاظت کنند و خلاصه چه چیزهایی ازدواج را حفظ می‌کند؟

مردها و زن‌ها عموما نیاز به میزان شدن‌های دقیق، احساسی متفاوت دارند. برای مردان نصیحت این است که از اختلاف‌نظر و مناقشه کنار نکشند بلکه تشخیص دهند که وقتی همسرشان مسئله یا سوءتفاهمی را پیش می‌کشد ممکن است کارش از روی عشق باشد و می‌کوشد سلامت و روال درست رابطه خود را حفظ کند گو اینکه ممکن است برای ابراز خصومت زن انگیزه‌های دیگری هم وجود داشته باشد، وقتی به آنها مجال داده شده و روی آنها کار شود از فشارشان کاسته می‌شود اما شوهران بهتر است تشخیص دهند که عصبانیت یا عدم رضایت مترادف با حمله شخصی نیست. احساسات همسران آنها مشخص‌کننده قدرت حساسیت موضوع برای آنهاست.

نصیحتی که برای زنان وجود دارد در همین جهت است، از آنجا که اصلی‌ترین مشکل مردان این است که زنانشان در بیان شکایتشان شدت عمل زیادی نشان می‌دهند، لازم است زنان با اراده‌ قوی سعی کنند و مواظب باشند به شخصیت شوهرانشان حمله نکنند، از عملی که آنها انجام داده‌اند شکایت کنند، نه اینکه از‌شخصیت‌شان انتقاد کرده یا آنها را تحقیر کنند. گله‌کردن، حمله به شخصیت نیست بلکه بیان روشنی است در مورد ناراحت‌کننده بودن یک عمل بخصوص.

گوش‌دادن غیرتدافعی

 مرد: داری داد می‌زنی.

زن: البته که دارم داد می‌زنم، تو یک کلمه از چیزهایی را که من می‌گویم نشنیده‌ای. تو اصلا گوش نمی‌دهی! گوش‌دادن مهارتی است که زوج‌ها را با هم نگاه می‌دارد. حتی در گرماگرم یک بگومگو وقتی هر دو کنترل احساسی خود را از دست داده‌اند، یکی از آنها و گاهی هر دو می‌توانند خود را وادار کنند که از ورای خشم گوش بدهند و سخنان ترمیم‌کننده زوج را بشنوند و به آنها پاسخ دهند.

زوج‌هایی که در سرازیری طلاق افتاده‌اند کسانی هستند که جذب خشم شده و روی نقاط مخصوصی از موضوع دعوا گیرمی‌کنند. حتی نمی‌توانند خود را وادار به گوش‌دادن کنند تا چه برسد به اینکه به هر گونه پیشنهاد صلحی که ممکن است در حرف‌های شریک‌شان نهفته باشد، پاسخ دهند.

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 0:0  توســط fAtEmEh  | 
آیا بحد کافی به همسرتان گوش میدهید ؟

    
نوآوریهای عصر حاضر ، تکنولوژی که بسرعت رشد مینماید و سیستمی که رفته رفته مکانیزه میگردد روابطمان را عادی تر و معمولی تر از پیش میکند ...هرج و مرج ،جوش و خروش ، مشکلات ، کمبود وقت ، خستگی مفرط و ترافیک سنگین شهرهای بزرگ ، متأسفانه زندگی زناشوئی را در جهتی منفی و نامطلوب تحت تأثیر میگذارد .

برای پشت سرگذاشتن روابط مکانیزه شده و زنده کردن دوباره شور و شعف ازدواج و زندگی زناشوئی ، قبل از هرچیز باید "خوب گوش دادن" را یاد بگیریم . زیرا گوش فرا دادن نشانه ای از علاقه ، محبت ، فداکاری و دادن ارزش به فرد مقابل است .

وقتی با صبر و حوصله به همسرمان گوش میدهیم درواقع به او میگوئیم که " تو انسانی شایسته توجه و گوش دادن هستی" ... بعبارتی دیگر اگر ما به کسی ارزش قائل شویم او خود را فردی ارزشمند تلقی خواهد کرد . اگر فرد مقابل احساس کند که به او گوش میدهید هم بسیار خوشحال شده و هم وضعیت روحی مطلوبی به او دست خواهد داد . هر قدری که بتوانید توانائی گوش دادن متقابل بین خود و همسرتان را افزایش دهید آنگاه روابطتتان توسعه بیشتری داشته و لذت بیشتری از این روابط را در پی خواهد آورد .

گوش دادن در زندگی زناشوئی همانند دیگر انواع ارتباطات ، نوعی ارتباط قوی است . گوش ندادن کافی به همدیگر ، محبوبترین زوجها را نیز بسوی پرتگاه جدائی سوق میدهد . موقعی که به طرف مقابل گوش نمیدهیم در واقع بیشترین صدمه و خسارت را بخود وارد میسازیم . زیرا بمرور زمان همسرتان میتواند شنوندگان دیگری برای عقاید و سخنانش یافته و ازدواجتان صدمه فراوان ببیند .

 چگونه میتوانیم گوش فرا دادن را یاد بگیریم ؟

گوش دادن ممتد و یا تمرکزی طولانی به سخنان یک فرد مطمئنا کاری مشکل است ولی قابلیت سیستم عصبی انسان نسبت به تکلم ظرفیت بیشتری دارد . برای اینکه شنونده خوبی باشیم ، باید عناصری که میتوانند حواسمان را پرت کنند ، بحداقل برسانیم .

برای خوب گوش دادن به همسرتان و یا فرد مقابل باید با خواسته و طلب در این راستا حرکت کنید . حتی اگر سخنانتان بسیار مهم هم باشند بطرف مقابل اجازه دهید که در آن مورد اظهار نظر کرده و سخن بگوید زیرا در موارد صحبتهای تکطرفه شنونده از شنیدن ممتد خسته شده و سخنانتان ارزش خود را از دست خواهد داد .

وقتی به او گوش میدهید باید نگاهتان ، وضعیت فیزیکی و توجه تان را بطرفش متمرکز کنید .

اگر با اظهارات همسرتان موافق بوده و همانند او فکر میکنید بهتر است سرتان را بعلامت تصدیق دیدگاهش تکان دهید . میتوانید با حرکاتی مطلوب در اجزاء صورت نیز سخنان او را مورد تأئید قرار داده و روابط را نزدیکتر و شادابتر کنید .

وقتی یکی از همسران سخن گفته و نظرات خود را بیان میکند ، دیگری نباید تلویزیون نگاه کرده ، روزنامه خوانده و یا مشغول سرگرمی اینچنینی باشد . او میتواند سرگرمی خود را کوتاه مدتی کنار گذاشته و به همسر عزیزش گوش فرا دهد .

وقتی یکی از همسران صحبت میکند نباید سخنانش از طرف مقابل قطع گردیده و رشته کلامش پاره شود . زوج شنونده باید اجازه دهد تا همسر گوینده اش نظراتش را تمام و کمال به پایان برده و منظورش را برای او تشریح نماید .

قطع سخن کسی ، رفتار تحریک کننده و ناشایست بوده و با کمی توجه به دنیای درونتان شاید بتوانید علت آنرا پیدا کنید :

 آیا برای همسرتان و یا دیگران ارزش لازمه را قائل نیستید ؟

آیا بدنبال اثبات شخصیت خود هستید ؟

کدامین نیازتان شما را به نشان دادن این رفتار سوق میدهد ؟

آرام باشید و به سخنان همسرتان حتی اگر ناحق هم باشد گوش دهید . قبول داشته باشید که اگر به قدر کافی به همسرتان گوش ندهید ، مقصود او را کاملا دریافت نکرده و نمیتوانید ارتباطی شایسته با او برقرار کنید .

بعد از گوش دادن به او جملاتی در رابطه با مفهوم سخنانش ابراز داشته و یا سئوال کنید مثلا میتوانید جملاتی همانند " آیا منظورت اینست ؟ " و یا " نکند خواستی این موضوع را بگوئی ؟" بکار ببرید .

در حالیکه مردان در ارتباط متقابل بدنبال رفع هرچه سریعتر مشکلات و مسائلشان هستند بر عکس زنان دوست دارند تا دیدگاههایشان کاملا درک شود . بطوریکه بسیاری از زنان در ارتباط متقابل تنها بدنبال مهربانی بیشتر از طرف همسرشان میباشند .

فراموش نکنید که ازدواج ، عشق ، محبت و ارتباط نیازمند زحمت ، صبر و پایداری است ...بیائید باهم صحبت کرده ، سئوالهایمان را از هم بپرسیم و از هم یاد بگیریم ...مسائلمان را به کمک همدیگر حل نموده و راحتتر زندگی کنیم ...
+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 23:55  توســط fAtEmEh  | 
چرا همسرم این گونه است
اگرچه به نظر می رسد زنان به داشتن لحظات بد مشهورند اما مردان نیز دچار کج خلقی های بی دلیل می شوند، که همین امر معمولاً باعث عدم درک آنچه ما آن را «روشهای زنانه» می نامیم می شود. احتمالاً فهرست کلیشه ای رایج در مورد زنان برای بسیاری از آنها تا حدود زیادی عادی قلمداد می شود در حالی که می توان شاهد شکایت مردان در مورد حداقل یکی از آنها بود، خواه در اوج جرو بحث باشد یا به صورت شوخی از طرف دوستان مرد عنوان شود. در اینجا به ذکر مواردی از این فهرست کلیشه ای که اغلب باعث تغجب مردان می شود می پردازیم:

۱) چرا همسرم به من غر می زند؟

اجازه دهید که زن بودن ما بدان معنی نیست که از وظایف خانه داری، خرده فرمایشها و کار بی وقفه در منزل لذت می بریم. اگر«وظایف روزانه» به طور مساوی تقسیم می شد این سؤال نیز به ندرت پیش می آید.

۲) چرا همسرم زیاد با تلفن صحبت می کند ؟

اگر شما اسم همسرتان را به «همسر پرچونه» تغییر داده اید، مطمئناً رابطه میان آن را می دانید. مردان و زنان دارای روشهای کاملاً متفاوتی در صحبت کردن با تلفن هستند. بیشتر مردان خواه با دوست جدیدشان صحبت می کنند خواه رفیق قدیمی شان، مایلند به اصل مطلب بپردازند و با تلاش در به کارگیری واضح ترین کمترین کلمات تماس تلفنشان را تا حد ممکن مفید سازند.

اما زنان نه تنها دارای دامنه گسترده تری از موضوعات قابل حرف زدن مانند مد، تفریح، زندگی اجتماعی، سلامتی، خانواده و حتی شما هستید، همچنین مدت رفاقتهای آنان نیز طولانی تر است.

۳) چرا همسرم غیبت می کند ؟

نه تنها آنها، اما برخی از زنان با شرمندگی بسیار تا حدودی شامل خود من هم می شود، نیاز دارند از آنچه تمام مدت در اطرافشان اتفاق می افتد با خبر شوند. الزاماً نه به خاطر فضولی بلکه این امر بیشتر به خاطر قرار گرفتن در جریان امور می باشد. بنابراین از آنجایی که همسر شما در این امر زیاد منظم عمل نمی کند منجر به امری کاملاً خنده دار می شود.

۴) چرا همسرم نسبت به من حسود است؟

اغلب مردان در درک دلواپسی و حسودی زنان دچار اشتباه می شوند. دلایل آشکار بسیاری برای حسودی زنان وجود دارد: عدم اطمینان او نسبت به شما، تحت کنترل قرار دادن شما و غیره. اما خوشبختانه او به خاطر همکار شما در اداره یا محل کار ناراحت نیست بلکه نگرانی او از وقتی است که شما برای همکارتان صرف می کنید.

به هر حال، «حسودی» را می توان با کمی توجهات عاشقانه پر مهر درمان کرد. برای جبران لحظات از دست رفته با هم به دیدن فیلمی که کرایه کرده اید بپردازید، یا نقشه آخر هفته ای شگفت انگیز را بکشید. از حسودی او به نفع خودتان استفاده کنید و مطمئن باشید ضرر نخواهید کرد.

۵) چرا به محض ورود من به خانه بلافاصله همسرم بچه را به من می دهد؟

شکایت کارمندان بسیاری را مبنی بر تمایل همسران خانه دارشان در دادن بچه به محض ورود آنها به خانه شنیده ام. با این وجود تا زمانی که مرد تمام روزش را به تنهایی می گذراند، نه تنها مراقبت از کودک بلکه مرتب کردن خانه، شستشوی لباسها، انجام خرده فرمایشها و آماده کردن شام توسط زن خود عواملی است تا او کاری را که از همه خسته کننده تر است نشان دهد.

به جای اینکه شما و همسرتان مرتباً بر سر این که چه کسی خسته تر است و چه کسی حق نگهداری بچه را دارد بحث کنید، یک روز را برای انجام دادن کارهای منزل مرخصی بگیرید تا همسرتان تمام روزش را در خارج از منزل بگذراند. این امر مسلماً مایه شگفتی خواهد بود و همسرتان نیز چیزی بیشتر از یک مرخصی نمی خواهد! به خاطر داشته باشید آنچه را که حقیقتاً بر سرش جر و بحث می کردید تمام شده است. چه کسی می تواند وقتش را صرف کودک شما کند. آنها آنقدر کوچک و معصومند که می توانید از هر دقیقه بودن با آنها لذت ببرید.

۶) چرا همسرم زیاد پول خرج می کند ؟

ابتدا باید بگویم مردانی را می شناسم که هنگام خرید مانند زنان ولخرج هستند و برای نشان دادن اشتیاقشان بلوزها و کتانیهای مارکدار را با بالاترین قیمت خریداری می کنند. همچنین به نظر می رسد خانمها نیز همیشه تعداد زیادی کفش، قرارهای آرایشگاه و ضروریاتی که باید برایشان اسکناس پرداخت شود دارند. اما آنها تنها کسانی هستند که ذخیره پولی خانه را نیز که شامل پرداخت صورتحساب ها و خرید از فروشگاه می شود به عهده دارند. همانطور که خرید لباس، هدایای مناسبتها و به علاوه پول تو جیبی روزانه به عهده مادرهاست،معمولاً هزینه مدرسه کودکان را نیز تقبل می کنند. اگر زن در کنار پرداخت قبض برق،تلفن، بیمه و خرید لباس جدید در حراج، ۲۰ هزار تومان نیز خرج کند شوهرش او را مورد تمسخر قرار خواهد داد که به نظر من کمی غیر منصفانه است. بنابراین دفعه بعد همسرتان را که با بسته های زیادی به خانه برگشته مورد مواخذه قرار می دهید و این در حالی است که تنها دو تا از آن بسته ها برای اوست و بقیه خرید منزل می باشد. به خاطر این که او برای خرید چیزهای مورد علاقه اش خرج می کند از کوره در نرود. به علاوه زنان دوست دارند برای دیگران نیز خرید کنند بنابراین شاید یکی از آن بسته ها برای شما باشد.

۷) چرا همسرم با خانواده ام به خصوص مادرم کنار نمی آید؟

به طور کلی هنگامی که زنان با خانواده همسرشان دیدار می کنند بر خلاف بیشتر مردان بسیار نگران رفتارشان هستند و سعی در کنترل آن دارند. با این وجود مسلماً تنش حاصل از این رفتار باعث بوجود آمدن این احساس می شود که او چیزی را که به خانواده شما تعلق دارد از آنها به خصوص مادرتان دور می کند. اما هنگامی که شما خانواده او را ملاقات می کنید چنین احساسی نخواهید داشت و تعارض بین شما و پدرزنتان بیشتر ناشی از رفتارهای غریزی مردانه است.

بدون تردید بیشتر مردان مایلند دختری را که پسرشان انتخاب کرده ملاقات کنند و از این که شما مردان را به سوی جنس مخالفتان سوق دهند و مسئولیت خودشان را به زن جوانی واگذار کنند بی نهایت خوشحال خواهند شد. اما هنوز برخورد اولیه منحصر به فردی بین عشق زندگی شما و عشقهای دیگر زندگیتان وجود دارد.

کمی منصف باشیم

اگرچه بیشتر سؤآلات شما بدون جواب ماند اما خوشبختانه یکی از مهمترین قسمتهای این معما پیچیده برای شوهرتان در جای اصلی خود قرار گرفت. شاید حل همان تکه از معما باعث از بین رفتن جروبحث،عدم تفاهم یا صدمه زدن به احساس طرفین (به خصوص زنان) شود. دفعه بعد که در صدد به کار بردن ناسزا به همسرتان شدید یک لحظه فکر کنید که چرا زنان این گونه عمل می کنند. شاید بیرون آوردن زنان از کیشه های خاصی که برای آنها ساخته اید به نفع شما باشد و در عوض سعی کنید بفهمید که آنها از کجا آمده اند. به علاوه ما زنها می توانیم در شبهای بارانی بسیار گرم و صمیمی باشیم.
 
+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 22:40  توســط fAtEmEh  | 

زن ها و شوهرها بدانند

 ١١ عامل که باعث از هم پاشیدن زندگی زناشویی میشود


توصیه به زوج های جوان این است که زیاد سخت نگیرید. هیچ گاه به خود اجازه ندهید که طلاق به ذهنتان خطور کند. حتی در بحرانی ترین لحظات زندگی و در اوج کشمکش ها و اختلاف های زناشویی ، طلاق تنها راه حل نیست . مطمئن باشید که پس از طلاق مشکلات و سختی های زیادی انتظارتان را می کشد.

هر یک از نکات زیر می تواند زندگی زناشویی را به بن بست بکشاند .

١) تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی وروحی

این مشکل در زوج های جوانی که در مدرسه یا دانشگاه تحصیل می کنند و یا تازه در جایی استخدام شده اند بیشتر به چشم می خورد . حتی الامکان سعی نکنید اوایل ازدواج به دانشگاه بروید ، کار تمام وقت داشته باشید، صاحب فرزندی شوید، خانه بسازید و یا کارو کاسبی جدیدی راه بیندازید. این کارها مشکلات و سختی های زیادی به همراه دارد و بسیاری از زوج ها ی جوانی که با این مشکلات روبه رو می شوند، پس از آن که ازدواجشان باشکست مواجه می شود با تعجب ازخود می پرسند : (( چرا چنین اتفاقی افتاد؟))

مسئولیت و مشغله های زیاد باعث می شود که زن و شوهر فرصت کمی برای همدیگر داشته باشند وبنابراین فاصله ی آن ها روز به روز افزایش می یابد و زمانی میر سد که برای هم مثل دو غریبه هستند، پس سعی کنید دراوایل ازدواج ، برای خود ، کار و دردسرنتراشید و وقت بیشتری را با هم بگذرانید تا همدیگر را بیشتر بشناسید.

٢) صورت حساب های بالا و بحث برسر نحوه ی خرج کردن پول

اجناس مصرفی خود را با پول نقد خریداری کنید، در غیر این صورت آن ها را به صورت قسطی نخرید . تمام پولتان را برای خرید خانه یا اتومبیل که استطاعت خرید آن را ندارید خرج نکیند. همیشه مقداری از پولتان را برای روز مبادا پس انداز کنید وبا ان به سفرهای کوتاه بروید و یا اگر صاحب فرزندی هستید، آن را برای مواقع ضروری کنار بگذارید. سعی کنید درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنید.

٣) خودپسندی

درجهان دوگروه از مردم وجود دارند ، افراد بخشنده و افراد گیرنده . ازدواج دونفر بخشنده می تواند یک مسئله ی رضایت بخش و خوشایند برای هر دو طرف باشد، بین دونفر بخشنده و گیرنده همیشه اصطکاک وجود دارد ، اما دو نفر گیرنده در عرض شش هفته زندگی مشترک ، به جان هم می افتند و دمار از زندگی هم در می آورند. خودپسندی و خودخواهی ، ازدواج را به ورطه نابودی می کشاند.

۴) دخالت والدین

اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدینشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگی زناشویی آن ها وجود خواهد داشت . ب عضی از والدین دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج دور شود و ترجیح می دهند که در کنارشان زندگی کند. آن ها به این مسئله توجه ندارند که دراین صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگی مشترک فرزندشان شوند.

٥) توقعات زیاد و بی جا

بسیاری از زوجین انتظار دارند که پس از ازدواج وارد یک سرزمین پر از شادی و خوشبختی شوند. آن ها همیشه رویای قصر پریان را در سر می پرورانند، غافل از این که گاهی اوقات درزندگی زناشویی مشکلاتی پیش می آید که عرصه زندگی آن ها را تنگ می کند.

٦) بحث و جدل

سخن ما با کسانی است که فضای خانه را با بحث و دعواهای خود مسموم کرده و باعث رنجش و نگرانی طرف مقابل خود می شوند و او را از ادامه ی زندگی مشترک دلسرد می کنند. بدبینی و حسادت ، یکی از علل ایجاد جروبحث زوجین است و خودبینی عامل دیگری است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل می شود.

٧) اعتیاد

اعتیاد نه تنها باعث از هم پاشیدن زندگی مشترک می شود بلکه فرد را نیز از بین می برد. همیشه از مواد مخدر و مشروبات الکلی دوری کنید.

٨) خیانت و بی وفایی نسبت به همسر

ازدواج ، پیمان و تعهد بین دو نفر است و آن ها را متعهد می سازد که تا آخر عمر به هم وفادر بمانند و در غم و شادی های زندگی ، شریک یکدیگر باشند. متاسفانه بعضی از همسران به این تعهد پایدار نمی مانند و پس از مدتی از جاده درستی منحرف می شوند و به همسرشان خیانت می کنند و با این کار کتاب زندگی مشترکشان را برای همیشه می بندند.

٩) شکست در کارو تجارت

این مسئله به خصوص در مردان بسیار به چشم می خورد. اضطراب و نگرانی که به دنبال این شکست ایجاد می شود ، باعث آشفته کردن کانون خانواده می شود.

١٠) موفقیت در تجارت و کسب و کار

شاید خطر موفق شدن در تجارت یا به اصطلاح یک شبه پولدار شدن بیشتر از شکست در تجارت باشد . گاهی اوقات ، ثروت یک باره ای که به طرف خانواده ها سرازیر می شود باعث دورشدن آن ها از یکدیگر و منجر به مرگ زندگی مشترک می شود.

١١) ازدواج درسنین پایین

آمار طلاق در بین دخترانی که در سنین ١٧ - ١٤ سالگی ازدواج می کنند دوبرابر بیشتر از دخترانی است که در سنین ١٩ - ١٨ سالگی ازدواج می کنند و نیز کسانی که در سنین ١٩ -١٨سالگی ازدواج می کنند ، ٧٥ برابر بیشتر از کسانی که در سنین ٢٠ سالگی پیمان زناشویی می بندند به دادگاه های طلاق قدم می گذارند . این آمارنشان می دهد که فشار ناشی از اضطراب و هیجان های دوران نوجوانی با مشکلات زندگی مشترک در هم می آمیزد و خیلی زود زن و شوهر را به پای میز طلاق می کشاند.
     

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 22:36  توســط fAtEmEh  | 

چرا خانم ها قدم اول را بر نمیداند؟ 

آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تـبـریک بـگویــیم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چـشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند.    
آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تـبـریک بـگویــیم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چـشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند.

شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول کنیم که تعداد آنها محدود است.

علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند.

 کیش و مات

چرا خانم ها اگر قرار باشد، ۱۰ سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن &#۰۳۹;&#۰۳۹;پیشرفت&#۰۳۹;&#۰۳۹; نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟

زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است.

در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند.

 درست مثل یک امتحان

با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند.

خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به ۱۰۰۱ دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه.

مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد.

اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد.

مردهای قابل تحسین

مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید.

مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند.

این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید.

خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند.

گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند.

در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید.

به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند..... خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد!

خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 19:37  توســط fAtEmEh  | 

همسرداری

    

 میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقیمی دارد، در حالی که مردان ، زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواست‌های همسران خود را برآورده کنند.    
● مقدمه

همسرداری مهارتی است که زن و شوهر با شناخت توانمندی‌ها ، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر ، بتوانند به نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی و جنسی طرف مقابل پاسخ دهند، بطوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

 تفاوت‌های روان‌شناختی زنان و مردان در زندگی مشترک

میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقیمی دارد، در حالی که مردان ، زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواست‌های همسران خود را برآورده کنند.

 زنان دوست دارند برای حل شدن یک موضوع درباره آن صحبت کنند، (حتی اگر وقت زیادی صرف نمایند)، در حالی که مردان این عمل زنان را پرحرفی تلقی می‌کنند.

 زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگویند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر می‌کنند که همسرانشان باید بدانند که «من فقط او را دوست دارم، نیازی به گفتن نیست.»

 وقتی مردان از زنان خود حمایت می‌کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمندتر می‌سازند، و به زندگی امیدوارتر و علاقه‌مندتر می‌کنند.

زنان فرمان بردن را دوست دارند، ولی معتقدند این فرمان بردن باید عاشقانه باشد، در این صورت حاضر به هر گونه ایثار و فدارکاری خواهند بود.

 هنگامی که مردان دیر می‌کنند، زنان با سؤال‌های چرا دیر کردی؟ ، کجا بودی؟ و ... در حقیقت دلواپسی و نگرانی توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز می‌کنند. اما شوهران فکر می‌کنند که همسرانشان می‌خواهند آنها را زیر سوال ببرند و افرادی بی‌مسئولیت و غیرمطمئن جلوه دهند.

وقتی شوهران فکر می‌کنند که برای زندگی و همسرشان مفید هستند، احساس ارزشمندی و توانمندی می‌نمایند ولی زنان زمانی این احساس را دارند که فکر کنند برای همسرانشان عزیز هستند.

 مردان پس از گوش کردن به صحبت‌های همسر خود بلافاصله می‌خواهند مشکل را حل کنند، بنابراین به راهنمایی آنان می‌پردازند، در صورتی که شاید زنان فقط می‌خواستند احساساتشان را بیان کنند.

 زنان میزان ارزشمندی و علاقه شوهرانشان را به خود با میزان برآورده شدن خواسته‌هایشان محک می‌زنند.

مردان یا باید سعی کنند خواسته‌های منطقی آنان را برآورده کنند و یا آنان را با دلایل صحیح متقاعد سازند.

 کلیدهای برقراری ارتباط صحیح با خویشان همسر

به خانواده همسرمان نیز به اندازه خانواده خود احترام بگذاریم.

 با خانواده همسر خود همانگونه رفتار کنیم که با خانواده خود رفتار می‌نماییم.

 به هیچ‌یک از خانواده‌ها اجازه دخالت در زندگی خود را ندهیم. در صورتی که خانواده‌ها قصد راهنمایی داشته باشند، فقط از تجربه‌های آنان استفاده کنیم و تصمیم نهایی را با مشورت همسر خود اتخاذ نماییم.

در صورت بروز اختلاف ، از در میان گذاشتن موضوع یا نزدیکترین خویشاوندان نیز پرهیز کنیم، زیرا اینکار موجب گسترش دامنه اختلاف می‌شود.

در حضور خویشان به همسر خود بیشتر توجه کنیم و او را در گفتگوها شرکت دهیم.

 در صورت بروز مشکل از سوی خانواده زن یا مرد، عضو همان خانواده باید مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده خود را می‌شناسند و بهتر می‌توانند چاره جویی نمایند.

 از چشم هم چشمی و حسادت بپرهیزیم.

به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاریم، چنانچه برخی از آنها را صحیح نمی‌دانیم، هرگز آنان را به خاطر پایبندی به آداب و رسوم خود استهزا نکنیم.

 لازم است گاهی همسران به تنهایی به دیدار خانواده خود بروند (اینکار موجب ارضای محبت مادر و فرزندی می‌شود).

 این واقعیت را بپذیریم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمی بر گردن ما دارند، بنابراین در صورت ضرورت ، هر یک از همسران باید بخوبی از خانواده خود حمایت کنند.

 آشنایی با برخی از مهارت‌های همسرداری

 شاد باشیم: شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

صبور باشیم: اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم، بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

منطقی رفتار کنیم: مسائل را منطقی و درست بررسی کنیم و بجای منافع شخصی ، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

 کم توقع باشیم: از همسرمان آن قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ بدهد.

 مثبت نگر باشیم: با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

 خوش بین باشیم: داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

 یکدل باشیم: درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی بوجود می‌آورد.

 شنونده خوبی باشیم: هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند، حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

 مشوق همسر خود باشیم: برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته او را تشویق کنیم تا آینده بهتری داشته باشد.

 به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم: آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

 خوش قول باشیم: برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسؤول بدانیم، خوش قولی نشانه احترام به خود و همسر است.

 به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم: و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

 ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم: سعی کنیم با همسر خود درباره مسایل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

 با یکدیگر مهربان باشیم: همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، خوبی‌هایش را بازگو کنیم، برایش خوبی خواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را بکار ببریم با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه گرم و صمیمی برقرار کنیم.

 محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم: منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است. تلاش کنیم که آیینه زندگیمان شفاف و بدون غبار کدورت باشد.

 راستگو باشیم: صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

محیط خانواده را با صفا کنیم: فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

 به ارزشهای دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم: ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

 به نیازهای همسر توجه کنیم: رفتار دلنشین و توام با متانت موجب می‌شود، خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

 بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم: در سایه سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

 با یکدیگر مشورت کنیم: هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه‌تر می‌شود.


 قدر شناس باشیم: از همسرمان به خاطرانجام وظایف ، مسؤولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم. برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

 برنامه‌ریزی کنیم: در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

الگوی خوبی باشیم: طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

 خود را به جای همسرمان بگذاریم:دنیا را از دریچه نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم «اگر من جای او بودم چه می‌کردم ؟»

 میانه رو متعادل باشیم: حضرت علی علیه‌السلام فرموده‌اند «خیر الامور اوسطها». پس اگر در تمام امور زندگی ( خوردن ، خوابیدن ، مسافرت و حتی محبت کردن و ...) اعتدال را رعایت کنیم، کمتر دچار مشکل می‌شویم.

 با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم: یک جمله شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم: عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی ، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

 همسر خود را راضی کنیم: باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچوقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم: باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

فرمان ندهیم: نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم. متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است، نه محل یکه تازی و خشونت.

 تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم: افکار مزاحم مانند خوره ، سلامت روانی انسان را از میان می برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پا گیر ، انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

 از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم: زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم: هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد، آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

مقابله به مثل نکنیم: از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل ، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 19:34  توســط fAtEmEh  | 
همسر خود را غریبه ندانید!
دروغ‌گویی یکی از ویژگی‌های منفی در هر فرد می‌تواند باشد. دروغ می‌تواند بنیان خانواده را به تزلزل بکشاند. دروغگو فردی است که بنا به مصلحت و نیت سوء خود، واقعیت را کتمان می‌کند و نسبت به آنچه که گفته رفتارش را استوار می‌کند.    

زمانی‌که همسران جوان با برخوردی مناسب به یکدیگر احساسات خود را بیان کنند و سعی در اصلاح عقاید و ویژگی‌های فردی منفی خود داشته باشند، نه تنها سبب اعتبار بخشیدن به روابط صمیمانه در زندگی مشترک می‌شوند بلکه به راحتی می‌توانند در محیطی امن و مملو از دوستی و آرامش زندگی کنند. باید بدانید هر انسانی جایز‌الخطاست و دارای کم وکاستی می‌باشد. همه افراد به نحوی در اخلاق و رفتار خود معایبی دارند ولی باید سعی در رفع عیوب خود داشته باشند و اجازه ندهند ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری منفی در آنها بیشتر تجلی یابد و بر زندگی مشترکشان مستولی شود و سبب اذیت و آزار همسر شود. در این مقاله اشاره‌ای به چند خصلت ناپسند و منفی خواهیم داشت و تاثیر مخربش را در زندگی مشترک بیان می‌کنیم

دروغ‌گویی یکی از ویژگی‌های منفی در هر فرد می‌تواند باشد. دروغ می‌تواند بنیان خانواده را به تزلزل بکشاند. دروغگو فردی است که بنا به مصلحت و نیت سوء خود، واقعیت را کتمان می‌کند و نسبت به آنچه که گفته رفتارش را استوار می‌کند. وقتی اعتماد در میان زن و شوهر رخت ببندد شک در خانه رشد پیدا می‌کند و همین مسئله زن و شوهر را از یکدیگر متنفر می‌سازد. البته یک فرد دروغگو هر چقدر هم در این زمینه ماهر باشد و با احتیاط عمل کند اما روزی فرا می‌رسد که دروغش فاش می‌شود در آن زمان است که زندگی برای او سیاه خواهد شد. به قول معروف ماه زیر ابر باقی نمی‌ماند و سرانجام روزی حقیقت فاش می‌شود. پس بهتر است صداقت را پایه و اساس زندگی خود قرار دهید تا همواره موفق باشید. همسر خود را غریبه قلمداد نکنید و در پی کتمان کردن و پنهان بازی در زندگی مشترک برنیایید زیرا وقتی روزی همسرتان به اصل موضوع و حقیقت پی ببرد، شما پاسخ منطقی و قانع کننده‌ای نخواهید داشت و محکوم خواهید شد.

پرخاشگری و عصبانیت یکی از رفتارهای ناپسند در زنان و مردان است. زن و مردی که خلق و خوی تند و عصبانی دارند زندگی را بر دیگری سخت خواهند کرد و موجب از هم گسیختگی زندگی مشترک می‌شوند. رفتارهای عملی خشونت بار و یا زبان تند و نیش‌دار زندگی را برای طرف مقابل زهرآگین می‌کند. زمانی‌ که عاطفه، مهر، محبت، ادب و تربیت در زندگی انسان فراموش شود، انسان به یک موجود منفور تبدیل می‌شود. گفتنی است که فرد مقابل در برابر رفتارهای پرخاشگرانه و عصبی باید آرامش خود را حفظ کند و سعی در آرام کردن همسر داشته باشد و فکر و ذهن او را به موضوع دیگری جلب کند و برای آرامش روانی او به گفتگویی صمیمانه بپردازد تا وی با بیان ناراحتی‌هایش احساس سبکی کند. همچنین درمواقع شیرین و لحظات شاد زندگی می‌توان همسر خود را نسبت به رفتارهای زشت و ناپسند آگاه ساخت و با بیانی دوستانه و در عین حال نصیحت و پندآموز، حرکاتش را مورد سرزنش قرار داد.

خساست نیز می‌تواند زندگی را تلخ کند.خست در زندگی مشترک سبب زوال و از دست دادن رفاه نسبی و همچنین جنگ اعصاب می‌شود. البته در صورتی ‌که هم زن و هم شوهر به این حالت دچار باشند اختلاف در زندگی مشترک پیش نمی‌آید، اما زندگی خوب و راحتی نخواهند داشت و فرزندانشان همیشه حسرت داشتن چیزهای ضروری را خواهند خورد. اینگونه زندگی‌ها پیشرفتی ندارند و همیشه در سطح پایین خواهند ماند.

درحالیکه زن یا مرد به این ویژگی‌ منفی دچار باشند زندگی برای طرف مقابل جهنم خواهد شد. دست و دل بازی یکی از خصلتهای نیکوست البته این مسئله با اسراف و ولخرجی فرق دارد. مرد یا زنی که برای خانواده‌اش با روی گشاده در حد معقول و نسبت به دارایی‌اش خرج کند نه تنها همسر و فرزندانش لذت خواهند برد بلکه خودش دو چندان خشنود خواهد شد. البته دختران و پسران به هنگام انتخاب همسر می‌توانند تا حدی ویژگی‌های طرف مقابل خود را بسنجند و سپس اقدام به ازدواج کنند.

لجبازی نیز یکی دیگر از مسائل و مشکلات زناشویی است. این حالت میان زن و شوهر به ویژه به هنگام دعوا و مشاجره بسیار مشاهده می‌شود و اگر این لجبازی‌ها و لجاجتها ریشه بگیرد ممکن است به از هم گسیختگی زوجین تبدیل شود. هیچگاه از لجبازی به عنوان یک حربه برابر همسرتان استفاده نکنید زیرا او نیز در پاسخ، لجبازتر خواهد شد و گره مشکل‌تان کور می‌شود و قابل باز شدن نخواهد شد تا رفتارهای منطقی و تاثیر‌گذار هست چرا باید به سراغ خصیصه‌های ناپسند برویم؟ پس دست از لجبازی بردارید زیرا نتیجه‌ای را که می‌خواهید، نمی‌گیرید.

مکر و حیله در بعضی از افراد لانه کرده است. اینگونه افراد برای رسیدن به اهداف خود، دست به مکر و حیله می‌زنند، البته مکر و حیله همراه با دروغ‌گویی، دورویی و پنهان‌کاری است. زن و شوهر باید با یکدیگر صاف و صادق باشند، چیزی را از هم پنهان نکنند و به یکدیگر حقه نزنند. زن و شوهر وقتی پیمان زندگی مشترک را پذیرفتند باید بدانند که متعلق به همدیگر هستند، بایدحقایق را بیان کنند و پایه اعتماد در خانه خود را مستحکم سازند.در صورتیکه اعتماد در خانه‌ای رخت ببندد به تدریج بنیان خانواده از هم می‌پاشد و بدبینی، شک و گمان در دل زن و شوهر قرار می‌گیرد که این مسئله، زندگی را تلخ و دشوار خواهد کرد.

_ خودپسندی و خود‌خواهی چه در مرد و چه در زن زشت و نکوهیده است. خودبینی به خاطر داشتن مال و اموال زیاد و یا تحصیلات عالیه و یا به هر جهت دیگر شخصیت آدمی را متزلزل می‌کند. زن و شوهر نباید در جهت تحقیر و تمسخر یکدیگر برآیند.افرادی که دچار خود بزرگ بینی هستند سعی در کوچک کردن فرد مقابل دارند. هیچگاه در زندگی مشترک، خود را بالاتر از همسرتان احساس نکنید. زن و شوهر وقتی به زندگی مشترک بله گفتند باید بدانند که هر دو در دو کفه مساوی ترازو قرار گرفته‌اند و با هر مزیتی که دارند نباید خود را برتر از همسر خود تصور کنند. با چنین ویژگی‌های منفی اجازه ندهید زندگی مشترک رو به زوال رود و منجر به نزاع و جنگ روانی شود.

 از کاه کوه نسازید

بسیاری از زوجها به ویژه زوجهای جوان که تجربه کمی در زندگی مشترک دارند، شاهد بروز اختلافهایی هستند که با نگاهی دقیق و منطقی می‌بینیم اینگونه اختلافات ارزش بگو مگو را ندارند اما زن و شوهر‌ها با بال و پردادن به آن یک مسئله کوچک را به اختلافی بغرنج تبدیل می‌کنند. همچنین در موارد اختلاف و رو به رویی با مشکلات از خود عکس‌العمل‌های زشت و ناپسند نشان می‌دهند که اگر بعدها به آن بنگرند متوجه خواهند شد که چقدر بچگانه و کوته‌فکرانه عمل کرده‌اند و به قول معروف از کاه کوه ساخته اند... برای مثال گریه کردن، ظرف و اثاثیه خانه را خرد کردن، تلافی کردن، سر و صدا راه انداختن که معمولا از سوی زن است، سکوت کردن، قهر کردن، خود را مضروب کردن، به همسر خود حمله بردن و دشنام دادن که در اکثر مواقع از سوی مرد است.این عکس‌العملها چه از سوی مرد و چه از سوی زن شاید سبب کاهش تنش و اضطراب باشد، اما مشکل را شدیدتر می‌کند و جنبه‌های غیر اخلاقی و غیر منطقی به خود می‌‌گیرد. همین عکس‌العملها در ازدواج جنبه منفی دارد و مسائلی را به دنبال خواهد داشت که شاید جبران‌پذیر نباشد. می‌توان با بحثهای ‌آرام نیز به نتیجه مفید رسید. زندگی محل جنگیدن و نشان دادن قدرت جسمی و بدنی نیست بلکه کانون خانواده محلی امن و مملو از آرامش است که حتی در مواقع عصبانیت هم می‌توان این آرامش را حفظ کرد و رفتار منطقی داشت.
+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 19:13  توســط fAtEmEh  | 
خانه را چگونه آرام کنیم     

 اگر گاهی اوقات چنین افکاری در مورد همسرتان دارید به معنای پشیمانی شما ا ز ازدواج و عهد و پیمان با همسرتان نیست . شما فقط این طور احساس کرده اید که ترکیب و جور شدن شخصیتها و اصالتها همیشه باعث آسودگی خیال و آرامش نمی شود و متوجه می شوید که بین شخصیت شما و او تفاوت هایی وجود دارد.     

 توصیه های تربیتی به مردها در منزل

۱) در مقابل همسر خویش ، گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.

۲) هدیه دادن مهر و محبت را زیاد می کند ؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هرچند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.

۳) چنانچه کمبودی در منزل مشاهده می شود ، باکمال محبت و خوشرویی تذکر دهید.

۴) در حضور همسر خود ، به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آنها را به رخ وی نکشید.

۵) به بستگان همسر خود مانند : پدر و مادر و سایراقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود قبل از همسر خود اقدام کنید.

۶) هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.

۷) با بستگان خود نزد همسرتان درگوشی و نجوا نکنید.

۸) هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می کاهد.

۹) هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید " من " و " تو " در زندگی زناشویی نباشد کلمه " ما " زندگی را گرم و لذتبخش می کند.

۱۰) وقتی که همسر شما عصبانی است او را با مهر و محبت آرام کنید.

۱۱) برای رفتن به مهمانی و گردش سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید.

۱۲) امتیازات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... فامیل خود را در صورتی که باهمسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.

۱۳) کارهای همسر خود ، هرچند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

۱۴) در قبال همسر خود ، در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.

۱۵) زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف می کنید ، هیچ گاه بر زبان نیاورید.

۱۶) همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دستیابی به شادی ها محروم نسازید.

۱۷) شادی و خنده های خود را در محل کار خود جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما درخانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.

۱۸) کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته می شوید ، زن هم درمنزل از کارهای منزل خسته می شود و نیازمند مساعدت و قدردانی است.

 توصیه های تربیتی به زنان در خانه

۱) در کلیه موارد معیشت اعم از تملک ، درآمد و ... از کلمه " ما " استفاده نمایید نه "من " و "تو " ؛ زیرا پس از عقد ، زندگی مشترک شروع شده و دیگر من و تو مطرح نیست.

۲ ) در مقابل همسر خود هرچند حق با شما باشد ، لجبازی و اصرار نکنید و از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهیزید ؛ زیرا محبت را از بین می برد.

۳ ) همسر خود را به خصوص در مقابل بستگانش تحقیر نکنید و از تعریف و تمجید بستگان خود در مقابل آنان پرهیز نمایید.

۴) چنانچه کمک هایی را از طرف بستگان شما به همسرتان شده ، آنها را به رخ او نکشید.

۵) با دوستان و آشنایان همسرتان در معاشرتها بیش از حد معمول گرم نگیرید.

۶) همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نکنید.

۷ ) در رفت و آمد و معاشرت با بستگان همسر خود پیش قدم باشید.

۸) به بستگان نزدیک همسر خود ( مادر شوهر و ...) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید.

۹ ) زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود متحمل شده اید به رخ وی نکشید.

۱۰) چنانچه درآمدی دارید و برای زندگی هزینه می کنید ، آن را بازگو نکنید و درمصرف آن طبل جداگانه نزنید.

۱۱) از مردان نزد همسرتان تمجید نکنید، هیچ مردی را بر همسرتان ترجیح ندهید و در گفتار این موضوع را رعایت کنید ؛ زیرا هر فردی توانمندی های خاص خود را دارد.

۱۲) برای انجام درخواست های خود با همسرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.

۱۳) برای برآوردن نیازمندی های خود از نظر مادی و غیرمادی امکانات همسرتان را در نظر بگیرید و او را تحت فشار قرار ندهید.

۱۴) خود را برای همسرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس را در مقابل وی بپوشید.

۱۵) در مقابل همسر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید ؛ او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد و خندان استقبال کنید .

۱۶) پس از مراجعت همسر خود به خانه ، کارهای خود را حتی الامکان کنار بگذارید و در حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و گرمی از او پذیرایی کنید .

۱۷ ) در مواقعی که همسرتان از نظر روحی آماده نیست ، درخواست های خود را مطرح نکنید .

۱۸) در موقع خروج از خانه او را بدرقه کرده و با گرمی از او خداحافظی کنید .
 وقتی که رفتارهای همسرتان ناراحت کننده است...

چه طور می توان با شخصی که بسیار حساس ، کسل و بی حوصله یا خشک و جدی است زندگی کرد ؟

اگر گاهی اوقات چنین افکاری در مورد همسرتان دارید به معنای پشیمانی شما ا ز ازدواج و عهد و پیمان با همسرتان نیست . شما فقط این طور احساس کرده اید که ترکیب و جور شدن شخصیتها و اصالتها همیشه باعث آسودگی خیال و آرامش نمی شود و متوجه می شوید که بین شخصیت شما و او تفاوت هایی وجود دارد. هنگامی که او قلب شما را می شکند یا با رفتارهای نادرست خود قوانین اجتماعی را نادیده می گیرد، ممکن است احساس کنید که تقصیر از شما بوده است و از انتخاب خود متعجب شوید.

یکی از علل ناراحتی و آشفتگی ما به طرز تفکر ما بر می گردد. بدین معنی که ما فکرمی کنیم همسرانمان باید در قبال رفتار زشتشان جریمه شوند و ما هیچ گاه چنین رفتارهای ناشایستی انجام نمی دهیم .

هنگامی که شما فکر می کنید هیچ کس به اندازه کافی از رفتار و کردار همسرتان خبر ندارد و هیچ کس مانند کارهای همسر شما را انجام نمی دهد ، یا گفته های او را فرد دیگری بر زبان نمی آورد و تنها او به چنین اعمالی دست می زند، قوانین اجتماعی و معاشرتی در حال تغییر و دگرگونی اند . این طور نیست که تمام دنیا به دنبال اجرای قوانین اجتماعی باشد و تنها همسر شما از قوانین پیروی نکند.

نکاتی برای زندگی بهتر

هنگامی که همسرتان شما را آشفته یا ناراحت می کند ، ناخودآگاه شما در معرض عیب جویی و انتقاد قرار می گیرید و این باعث می شود شما به او معترض شوید.

همسران رنجیده خاطر و ناراحت هنگام عصبانیت از رفتارهای یکدیگر انتقاد می کنند و خطاهای طرف مقابل را به رخش می کشند . مثلاً می گویند: چرا با این لحن در حضور مادرم صحبت کردی ؟ آیا تو عقلت را از دست داده ای؟ و همسر خطاکار با زور و قدرت ، خودش را تبرئه می کند و می گوید: تو چه قدر حساس و جدی و بد اخلاقی ! این گونه کشمکش ها ، روابط همسران را بدتر می کند.

اگر مقایسه و مقابله با یکدیگر به نتیجه دلخواه منجر نشد چه باید کرد؟

به طور کلی ، از ترکیب این دو قاعد پیروی کنید:

۱) شما باید وجه تمایز عقلانی بین خود و همسرتان را به طور جدی و ثابت مشخص کنید و بدانید که رفتارهایتان قابل تفکیک و تشخیص است .

۲) شما فقط باید مسئولیت رفتارها و عکس العملهای خودتان را به عهده بگیرید.

این موضوع را بارها و بارها در ذهنتان مرور کنید که همسر تان انعکاس دهنده شخصیت و رفتار شما نیست و نمی تواند همچون آیینه، رفتار درست شما را منعکس کند . او رفتاری را از خود بروز می دهد که به نظرش درست است و حتی برای حماقتهای خودش احترام قائل است ، اما بدانید که در نظر مردم هر کدام از شما فردی مستقل هستید و هیچ کس شما را به خاطر رفتار زشت همسرتان سرزنش نمی کند.

اگراین نکات را به خاطر بسپارید اوضاع زندگی تان بهتر خواهد شد:

هرگز به خاطر اعمال و رفتار زشت او عذر خواهی نکنید. اگر شما از کلماتی خشن و بی ادبانه استفاده نکرده اید و لحن بدی درصحبت نداشته اید پس نباید از دیگران تقاضای عفو و بخشش کنید. او آزادانه و بدون هیچ شک و تردیدی این راه را انتخاب کرده است .

فراموش نکنید تا هنگامی که شما خطا نکرده اید در موردتان قضاوت بد نخواهد شد. آیا خود شما تا به حال مرد یا زنی را به خاطر رفتار بی ادبانه و احمقانه و صدای بلند همسرش توبیخ و سرزنش کرده اید ؟ همچنین توجه کنید که قانون شکنی و رعایت نکردن حقوق دیگران ، مختص یک نفر نیست.

شما یک ایده خاص اجتماعی دارید که خود انتخاب کرده اید و به آن عمل می کنید و آن ، ذهنیت و طرز تفکر شما را نشان می دهد. وقتی که شما در حال ارزیابی و علت یابی ناراحتی و نگرانی خود هستید بازتاب این عمل ، بیشتر و سریع تر از بی نزاکتی همسرتان در شما اثر و شما را آشفته می کند. شما می توانید اقدامات مؤثری برای بهبود رفتار او انجام دهید و به جای متهم کردن و سرزنش همسرتان، درباره خواسته ها و توقعات خود با او صحبت کنید، برای مثال به او بگویید: " من شوخ طبعی تو را دوست دارم ، اما همیشه باید از لطیفه های غیرمؤدبانه و زشتی که در حضور مادرم تعریف می کنی خجالت بکشم . ممکن است به خاطر من کمی خودت را کنترل کنی ؟"

 این روش قطعاً بیشتر از انتقاد در او اثر می کند و باعث می شود که کمتر در مقابل شما حالت تهاجمی و دفاعی به خود بگیرد، یا به او بگویید :"هنگامی که ما میهمانی برپا می کنیم نیاز دارم که تو تمام مدت در کنارم باشی ". این گفته ها که شما در کمال نزاکت و آرامش به او می گویید بی نهایت در او اثر می گذارد.

 هنگامی که شما از همسرتان درخواست می کنید که رفتار های خود را به خاطر سازگاری بیشتر با شما تغییر دهد او را متوجه این امر کنید که در خواستتان به این دلیل است که او زندگی آرامتری داشته باشد و اگر به حرفها و توصیه های شما درمورد نحوه لباس پوشیدن و طرز صحبت عمل نکرد او را حمایت و پشتیبانی نخواهید کرد. شاید شما بتوانید عادت و روشی را ایجاد کنید تا او بتواند کم کم خودش را تغییر دهد.

 این گونه سیاست های بی غرضانه به شما کمک خواهد کرد که میزان صبر و تحمل خود را بالا ببرید. برای مثال ، هنگامی که او برای جلب نظر دیگران به خود، حرکات نابجا انجام می دهد میزان صبر و تحمل خود را افزایش دهید و به خودتان بگویید که همسرتان لحظات خوب و خوشی دارد. به هر حال ، گاهی اوقات نگرانی های شما در مورد رفتار همسرتان ممکن است برای مردم عاقلانه و قابل قبول نباشد.

 روشی بهتر از انتقاد

وقتی که همسر شما می گوید :"دوست ندارم مرا در جمع سرزنش کنی" رفتار او دقیقاً شما را تحت تأثیر قرار می دهد. فرض کنید همسرتان این نظرات را به شما تحمیل کرد . رفتار او دقیقاً در واکنشهای شما بروز می یابد. مثلاً شما از شخصی عذرخواهی کرده اید، زیرا نتوانسته اید به دعوت او برای رفتن به میهمانی پاسخ گویید . همسر شما در حضور آن شخص علت نرفتن شما را به میهمانی فاش می کند و می گوید که در آن ساعت مشغول تماشای تلویزیون بوده اید یا این که شما نمی خواهید کسی متوجه شود که عمل جراحی کوچکی داشته اید ، اما همسر تان این موضوع را به صورت حکایتی سرگرم کننده برای مردم افشا می کند. دردناک تر از اینها آن که او در حضور دیگران ازشما شکایت یا انتقاد کند و به شما با سخنان اهانت آمیز طعنه زند یا بعضی از مسائل و مشکلات زناشویی شما را در حضور دیگران فاش کند. زوجین مسئولیت های فراوانی در قبال یکدیگر دارند؛ محرمانه نگه داشتن هر یک از مسائل خصوصی میان آنها، از آن جمله است ؛ زیرا طرف مقابل باید بتواند در اجتماع ، وجهه خود را حفظ کند و اگر او بداند که خصوصی ترین مسائل زندگی اش برملا شده احساس سرافکندگی خواهد کرد. اگر همسر شما اعتبار و آبرویتان را از این راهها از بین برد رفتار او در درازمدت احتیاج به بحث و گفتگو دارد.

 اصلاح رفتار با گفتگو


هنگامی که زوجین از یکدیگر انتقاد می کنند و ایرادی می گیرند و منظورشان توهین یا تحقیر طرف مقابل نیست ولی باعث رنجش و ناراحتی یکدیگر می شوند چه راهی را باید در پیش گرفت و چه باید کرد؟ همسری که روی زخمها و دردها و عقده های ما نورافکن روشن می کند باعث می شود که روابط عاطفی و رفتاری با او سرد شود.

" شما می توانید با نزدیکی و کنترل ماهرانه خود از لغزشها و اشتباهات همسرتان جلوگیری کنید و قبل از این که خطایی مرتکب شود اعمال و رفتارش را تحت کنترل در آورید."

چگونه رابطه میان خود و همسرمان را استحکام بخشیم؟


ما در اینجا تعدادی روش مفید را برای تقویت و بهبود روابط میان همسران پیشنهاد می کنیم . البته باید دانست که حتماً نباید همه آنها را با هم و در یک زمان به کار برد.

شما می توانید با توجه به ویژگی های خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب کرده و در مواقع لزوم به کار برید:

۱) رفتارهای مثبت همسرتان را تحسین کنید و او را به انجام هر چه بیشتر آن رفتارها ترغیب نمایید. به او بگویید که چقدر به وجودش افتخار می کنید و دوست دارید همواره در کنارش باشید.

۲) وقتی همسرتان در حال صحبت کردن با شماست، به هیچ وجه حرفش را قطع نکنید. صبر کنید تا کاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بیان کنید.

۳) همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسیر خود نسازید. وقتی کاری از او می خواهید خودتان هم در عوض کاری برایش انجام دهید. دقت کنید که این کار حتماً نباید مسئله مهمی باشد. شما هم می توانید با انجام کارهای کوچک و به ظاهر کم اهمیت و حرفهایی محبت آمیز او را شاد کنید و خستگی را از تنش بیرون آورید.

۴) خیلی از مواقع ما با حرفها و حرکاتمان همسرمان را نسبت به خود عصبانی و ناراحت می کنیم. سعی کنید تا حد امکان از کارها و رفتارهایی که سبب دلزدگی و ناراحتی همسرتان می شود بپرهیزید. حتی اگر به آن کارها علاقه دارید به خاطر همسر و زندگی مشترکتان آنها را کنار بگذارید.

۵ ) برای ایجاد صمیمیت بیشتر سعی کنید با هم کتابی انتخاب کنید و آن را به نوبت بخوانید. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نمایید. اگر اهل کتاب نیستید، می توانید به جای آن با هم فیلمی را تماشا کنید و بعد درباره اش حرف بزنید.

۶) در مورد روزهای اول آشنایی تان و ویژگی هایی که سبب شد نسبت به هم علاقمند شوید گفتگو نمایید. ولی دقت کنید که اگر ویژگی های خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده اید بهتر است در مورد آنها حرفی نزنید. چرا که هدف ما صحبت در مورد ویژگیهای ظاهری و فیزیکی نیست. به جای آن سعی کنید آزادانه و صادقانه در مورد ویژگیهای مثبت روحی و شخصیتی یکدیگر گفتگو نمایید.

۷) زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهید. مثلاً یک بعدازظهر با هم به پارکی بروید که هیچ کس حتی فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعی کنید از این با هم بودن لذت ببرید.

۸ ) در آخر باز هم می گوییم: هیچ وقت احترام گذاردن نسبت به یکدیگر را فراموش نکنید. (احترام به افکار، عقاید و دیدگاههای همسرتان باعث می شود او نیز چنین احساساتی را نسبت به شما پیدا کند )

مسئله دیگری که پس از گذشت چند سال در زندگی های زناشویی رخ می دهد این است که افراد اغلب با تعجب به احساسات شورانگیز خود در روزهای اول ازدواج می نگرند و با خود می گویند چرا اینقدر زود ازدواج کردم ، یا این که آیا این فرد همان کسی است که من می خواستم؟

البته این بدان معنا نیست که آنها دیگر همسرشان را دوست نمی دارند، بلکه بدان معناست که دچار نوعی روزمرگی شده اند. در چنین حالاتی فرد مثل یک قطار مسیری را دائم طی می کند و دیگر هیچ چیز این مسیر برایش تازگی و جذابیت ندارد. متأسفانه با بروز چنین احساساتی افراد اغلب حس می کنند که دیگر چیز تازه ای برای هم ندارند و به بن بست رسیده اند. ولی باید دانست که در این مواقع فقط زندگی زناشویی به نوعی به خواب رفته است و تنها کاری که باید بکنید این است که بیدارش کنید. هر صبح پس از برخواستن از خواب کمی فکر کنید و بیندیشید که چه کاری می توانید بکنید تا همسرتان زندگی بهتری داشته باشد. سعی کنید در روز حداقل یک کار که سبب رضایت او است انجام دهید. رفته رفته این کار به نوعی عادت تبدیل می شود و به این ترتیب همواره همسر شما جزء اولین مسائلی می شود که ذهنتان را به خود مشغول می سازد.

متأسفانه امروزه کانونهای خانوادگی زیادی ، تنها به دلیل همین مسئله عادی شدن روابط و رسیدن به نوعی روزمرگی از هم پاشیده می شوند. زن و شوهر باید قدر زندگی زناشویی خود را بدانند. باید توجه کنید که زندگی قرار نیست همیشه بر وفق مراد شما باشد. روزهای خوب و بد همیشه وجود دارند و این حقیقت زندگی است. پس سعی کنید به هنگام بروز نارضایتی ها در زندگی صبر را پیشه خود سازید و کوچکترین بهانه ای را برای دعوا قرار ندهید. سعی کنید همراه با هم روزهای سخت زندگی را تحمل کنید و همچون روزهای شیرین، در سختی ها نیز با هم باشید. به خاطر داشته باشید که شما ازدواج کرده اید که یک تن شوید و همه چیزتان با هم مشترک شود. نه این که تبدیل به رقبایی شوید که همواره در حال حسادت و نیش و کنایه زدن به یکدیگر هستند. همانطور که از همسرتان توقع دارید بعضی از کارها را بکند یا نکند ، به او نیز اجازه دهید همین توقع را از شما داشته باشد. ولی توقعات بی جا از همسرتان نداشته باشید. زن و شوهر حتی می توانند در میان جمع بدون بیان کلمه ای ، با اشاره و طرز نگاه یکدیگر را تشویق و حمایت کنند و به این ترتیب به او بفهمانند که علیرغم تمام مشکلات و اختلافات او را دوست دارند و درکش می کنند. تا جایی که می توانید از یکدیگر انتقاد نکنید. البته راهنمایی و گوشزد کردن ایرادات طرف مقابل با انتقادات بیجا فرق می کند. انتقاد مستقیم اغلب سبب رنجیدگی خاطر طرف مقابل می شود، بهتر است نکات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتی کاملاً غیر مستقیم به همسرمان بگوییم . چرا که شرط اول زندگی مشترک ، پذیرفتن بدون قید و شرط یکدیگر است. حتماً نسبت به هم اعتماد داشته باشید. در غیر این صورت عشق و علاقه واقعی میانتان شکل نخواهد گرفت. همیشه و تحت هر شرایطی برای کمک به همسرتان آماده باشید. مگر قرار نیست شما بهترین دوست او باشید؟ پس توجه به او و نیازهایش و درک شرایط او را در اولویت کارهای خود قرار دهید.

 ۲۴ نشانه خانواده خوشبخت


وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ

و از نشانه های او ( خدا ) این که از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی که می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.

( سوره روم آیه ۲۱ )

طبیعی ترین شکل خانواده ، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند . کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است که نظام خانواده ، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد که ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می کنیم . امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.

۱) در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

۲ ) افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

۳ ) تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

۴) با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

۵) به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می کنند.

۶) نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

۷) به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

۸) نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند . اگر چنانچه مشکلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشکل را دارند.

۹) در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

۱۰) برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.

۱۱) از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند . صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

۱۲) برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می کنند.

۱۳) افراد به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی . یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

۱۴) همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

۱۵) در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

۱۶) علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می کنند.

۱۷) از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

۱۸) اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.

۱۹) هریک از طرفین پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند .

۲۰) زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

۲۱) زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

۲۲) با درخواست های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

۲۳) زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.
۲۴) خانواده های خوشبخت تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 19:11  توســط fAtEmEh  | 
صفات همسر خوب

مردان و زنان همواره تلاش می کنند تا همسرداری کنند. همسر داری امری طبیعی است و هر انسان متعادل از نظر شخصیت می کوشد تا این مهم را برآورده سازد. با این همه، تفاوت هایی وجود دارد که همسرداری را به دو دسته همسرداری و همسرداری خوب تبدیل می کند.    

هر کسی می کوشد تا همسری خوب داشته باشد. از این رو دغدغه هر دختر و پسری دست یابی به همسری شایسته است و پس از ازدواج نیز نخستین پرسش دیگران این است که آیا همسری خوب دارد یا نه؟

برخی ها در مساله دچار اشتباه فاحش شده و میان همسر خوب و همسر آرمانی تفاوتی نمی بینند و در جست وجوی همسری آرمانی هستند که به نظر می رسد برای بیش تر مردم، ناشدنی و یا حتی محال باشد. البته همسر آرمانی با توجه به بینش و نگرش و خواسته های شخص متفاوت است و نمی توان معیار یگانه و واحدی را برای آن بیان داشت. با این همه همسر آرمانی را می توان همسری دانست که از هیچ نظر با خواسته های مرد مخالفت نورزد و همه آن چه را نیاز دارد برآورده سازد. به طور طبیعی چنین چیزی شدنی نیست؛ زیرا هر کسی می کوشد تا خواسته های خود را برآورده سازد که در این میان تفاوت هایی در سلیقه و علاقه و اموری دیگر ولو جزیی وجود دارد که اجازه چنین تحرکی را نخواهد داد. بنابراین آن چه می تواند مطلوب هر کسی باشد همسر خوب است که آن نیز با توجه به بینش و نگرش و گرایش اشخاص متفاوت است ولی از اموری دست یافتنی است و می توان همسری یافت که به مفهوم واقعی آن همسری خوب باشد.

مردان و زنان همواره تلاش می کنند تا همسرداری کنند. همسر داری امری طبیعی است و هر انسان متعادل از نظر شخصیت می کوشد تا این مهم را برآورده سازد. با این همه، تفاوت هایی وجود دارد که همسرداری را به دو دسته همسرداری و همسرداری خوب تبدیل می کند. در روایت اسلامی نیز از تبعل و حسن تبعل سخن رفته است که به معنای شوهرداری و شوهرداری خوب و نیکوست.

در نوشتار حاضر با توجه به آموزه های قرآن کوشش شده تا همسر خوب شناخته و صفات و ویژگی های او بازگو شود و بر پایه معیارهای قرآنی شیوه همسرداری خوب بیان شود.

قرآن و ملاک های همسر خوب

در تحلیل قرآنی، زن و مرد لازم و ملزوم یک دیگرند. بنابراین هیچ گاه نمی توان کمالی را بی یک دیگر جست. دست یابی به کمال مطلق زمانی شدنی است که زن و شوهر به عنوان جفت و همسر در کنار هم قرار گیرند و برای تعالی و تکامل یک دیگر بکوشند. ارتباط میان زن و شوهر همانند ارتباط جزء و کل است که به یکدیگر نیاز جدی دارند و نمی توانند بدون هم کامل باشند. کمال در این جا به معنای ضدنقص است. به این معنا که زن بی مرد و یا مرد بی زن موجودی ناقص است و زمانی به کمال می رسد که در کنار هم زوج را تشکیل دهند. هر چند که می توانند وجود داشته باشند ولی وجودی ناقص هستند. اگر تشبیه گول زننده و فریبنده نباشد مانند دو لنگه کفش هستند. آن دو در کنار هم و با زوجیت است که از نقص بیرون می آیند و در کنار هم می توانند به کمالی دست یابند که فراتر از حد تصور است. در این جا مراد از کمال، حالتی تکاملی و فراتر از مطلوب عادی است. گام های بلند تکاملی به سوی کمال مطلق، زمانی شدنی و فراهم تر است که زن و مرد در کنار هم زوجیت را تشکیل دهند.

 زن و مرد لازم و ملزوم یکدیگر

بنابراین در تحلیل قرآنی زن و مرد لازم و ملزومی هستند که بی یک دیگر معنا و مفهوم درستی نخواهند یافت و به تکامل مطلق دست نمی یابند؛ زیرا آرامش زن به مرد است و مرد بی زن از نقص وجود خود رنج می برد. از این رو نمی توانند بی یک دیگر حتی مقدمات تکامل را فراهم آورند چه رسد که بتوانند پر پرواز را به دست آورند.

قرآن بر عنصر زوجیت در هستی بسیار تاکید می ورزد و می گوید که همه چیز را برپایه زوجیت آفریده است. زوجیت در انسان نخستین، به شکل تکوینی و تشریعی انجام شد و در بقیه انسان ها به حکم تشریعی این اجازه داده شده تا خود به عنوان انسان مختار و با اراده همسر و جفتی مناسب برای تکامل خویش برگزیند.

انسان ها در تحلیل قرآنی همانند جنیان، تنها موجودات مختار و صاحب اراده و دارای حق انتخاب در امور مهم هستند، ولذا موجوداتی تصویر می شوند که در امور اعتقادی و بینشی و نگرشی دارای تفاوت های جدی و مهمی می باشند. دسته بندی قرآن نشان می دهد که هر کسی می تواند در دو سوی کفر و ایمان و یا حالتی میانه در نفاق باشد. این گونه است که تفکر و بینش هر کسی می تواند در چگونگی انتخاب و رفتار وی تأثیر اساسی به جا بگذارد. همسری که دنیا را از دریچه کفر و مادیت می نگرد با همسرش به گونه ای رفتار می کند که جهان بینی او را تشکیل می دهد. حالت نفاق در حوزه دینی به نفاق در رفتار خانوادگی نیز گسترده می شود. آدم هایی که با خدای خویش نفاق می ورزند به طور حتم با همسر خویش نیز رفتار منافقانه در پیش می گیرند.

ویژگی های همسر مناسب

از این رو قرآن در مسئله انتخاب همسر به عنوان زوجی که کامل کننده وجود و شخصیت او می باشد، تأکید فراوان می ورزد و معیارهایی را برای انتخاب همسر بیان می کند. قرآن، درباره لزوم رعایت شایستگی و اهمیت اوصاف همسری که انسان برمی گزیند یا اگر ازدواج با همسر نامناسبی صورت گرفته، باید این شایستگی را در او پدید آورد، مباحثی را مطرح کرده و درباره همسران نامناسب که گاه در حد دشمن می توانند کانون خانواده را فاسد کنند، هشدار می دهد: «یاایها الذین ءامنو ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاخذوهم...» (تغابن، آیه۱۴)

تکیه قرآن در موارد متعدد بر صلاحیت و شایستگی همسر، مفهومی عام است و شامل جنبه های گوناگون ظاهری همانند زیبایی جسمی و معنوی (دینی و اخلاقی) نیز می تواند باشد (انبیاء آیه۹۰).

از دیگر ویژگی های همسر مناسب آن است که از نظر جسمی سالم باشد و بتواند نیازهای مرد را به عنوان همسر برآورده سازد. نازایی یکی از مشکلاتی است که برخی از زنان دچار آن هستند. هر چند که این مسئله به طور عادی پیش از ازدواج دانسته نمی شود ولی در ادامه زندگی خلل وارد می کند و آسایش را از خانه ها بیرون می برد، مگر آن که همسر از نظر روحی و روانی در مرتبه ای از تقوا باشد که بتواند بی فرزندی را تحمل کند و یا با حفظ همسر و ازدواج دیگری این خواسته خود را برآورده سازد.

قرآن در گزارشی به مسئله نازایی همسران برخی از پیامبران از جمله به حضرت ابراهیم خلیل الله(ع) و زکریا(ع) اشاره می کند. در گزارشی که از مسئله اجابت دعای زکریا(ع) به دست می دهد بیان می کند: «واصلحنا له زوجه»؛ ما همسر و جفت زکریا را از نظر جسمی اصلاح کردیم. برخی این آیه را به اصلاح ظاهری و جسمی معنا کرده و گفته اند: همسر زکریا عقیم بود، خداوند نازایی او را از بین برد یا پیر و شکسته بود و خداوند او را جوان کرد. البته برخی از مفسران، آیه را به اصلاح اخلاقی معنا کرده و گفته اند: خداوند، همسر زکریا را خوش اخلاق قرار داد. به نظر می رسد که تفسیر اخیر با دعای آن حضرت ناسازگار است؛ زیرا آن حضرت پس از دیدار با حضرت مریم(س) خواستار فرزندی صالح و نیکوکار شد و از آن جایی که همسر وی نازا بود خداوند با اصلاح این نقص جسمی وی را توانا به آبستنی کرد.

شاخصه زنان صالحه

خداوند در آیه۳۴ سوره نساء، زنان صالح و درستکار را کسانی می داند که در برابر نظام خانواده خاضع هستند و نه تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او مرتکب خیانت مالی و ناموسی نمی شوند و حقوق او را مراعات می کنند: «فالصاحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله...» در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «تزوجوا فی الحجر الصالح فان العرق دساس»؛ با خانواده شایسته ازدواج کنید؛ زیرا خصایص والدین و اجداد، به نسل بعد سرایت می کند.

در برخی آیات، خوش عاقبتی، برای همسران است (رعد، آیه۲۳) این فرجام نیک در آیه۸ غافر، در قالب دعای فرشتگان حامل عرش انسان، در گرو صلاحیت آنان قرار داده شده الهی، برای همسران صالحه نقل شده، و در سوره فرقان، آیات ۶۳به بعد، پس از بیان ویژگی های عبادالرحمن، دعای آنان را نقل می کند که پروردگارا! همسران و فرزندان ما را مایه چشم روشنی ما قرار ده: «والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین» (فرقان آیه۲۵).

یکی از دعاهای مشهور مسلمانان هنگام حج این دعا است: «ربنا ءاتنا فی الدنیا حسنه و فی الأخره حسنه » (بقره. ۱۰۲، ۲) که در حدیثی از پیامبر، این گونه تفسیر شده است: کسی که خدا به او قلبی شاکر و زبانی مشغول به ذکر حق و همسری با ایمان که او را در امور دنیا و آخرت یاری کند، ببخشد، نیکی دنیا و آخرت به او داده، و از عذاب آتش بازداشته شده است.

صفات همسران شایسته

در برخی آیات، صفاتی مشخص، برای همسران شایسته ذکر شده است؛ از جمله در آیه ۰۹ انبیاء به سه ویژگی برای خانواده زکریا اشاره شده: اینکه اولاً در انجام کار خیر شتاب می کردند و در همه حال، خدا را می خواندند و همواره در برابر او خشوع داشتند.

خداوند در آیه ۵ سوره تحریم، ۶صفت را برای همسران شایسته برشمرده که الگوی خوبی برای همه مسلمانان، هنگام انتخاب همسر است: ۱- «اسلام»؛ ۲- «ایمان» یعنی اعتقادی که در اعماق قلب انسان نفوذ کند؛ ۳- «اطاعت» در برابر خدا یا شوهر، همراه با خضوع؛ ۴- «توبه»، یعنی استغفار و عدم اصرار بر گناه؛ ۵- «عبادت خداوند»، عبادتی که روح و جان او را پاک و پاکیزه کند؛ ۶- «اهل گناه نبودن».

بنابراین همسر خوب، همسری است که در برابر شوهر مقاومت نکند و با اطاعت و فرمانبرداری از همسر در چارچوب رفتارهای پسندیده و اخلاقی و قوانین شرعی، از محدوده حق و حقیقت تجاوز نکند. البته همواره مراد از اطاعت که در برخی از روایات و آیات آمده اطاعت در حوزه های اخلاقی و شرعی و هنجاری است؛ زیرا در روایات آمده است: لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق؛ هیچ گونه اطاعتی که موجب معصیت مخلوق باشد روا نیست.

احسان، اصل اساسی زندگی

در قرآن افزون بر مسأله حق و عدالت به مسأله احسان نیز توجه داده شده است. احسان امری فراتر از عدالت است؛ زیرا محسن کسی است که در حوزه هنجاری و اعمال نیک و صالح گام از وظیفه فراتر می نهد و با عنایت ویژه ای به دیگران کمک می رساند. از مصادیق احسان می توان به عفو و گذشت و ایثار و از خودگذشتگی اشاره کرد.

در زندگی خانوادگی هرچند همانند دیگر حوزه های فردی و اجتماعی، اصالت با عدل و عدالت است و هر کسی می بایست حقوق طرف مقابل را بر پایه اصول عدالت رعایت کند ولی زندگی خانوادگی به گونه ای پیچیده است که انسان بی اصل احسان نمی تواند زندگی کامل و موفقی داشته باشد و احساس خوشبختی نماید. در بسیاری از موارد ضروری است که همسر از حق خویش بگذرد و کوتاه آید و به حکم احسان رفتار نماید. از این رو گفته اند که اساس زندگی خانوادگی و همسرداری، عفو و گذشت و احسان است. حقوق و عدالت می تواند بنیادهای ابتدایی آن را استوار بخشد ولی نمی تواند جاذبه های یک زندگی کامل و خوشبخت را پدید آورد. حقوق و عدالت به جهت حضور قوی عقل و عقلانیت از خشکی خاصی برخوردار است و اصول عاطفی و روانی در آن کم تر یا اصلاً مورد توجه و ملاحظه نیست. برخلاف احسان که اصولاً بر پایه اصول عاطفی شکل می گیرد.

عشق و محبت، رهاورد احسان در خانواده

نیکوکاری و احسان، خانواده را با عشق و محبت به سمت و سویی می برد که در اصطلاح آن را خوشبختی می نامند. عشق و محبت تنها در احسان خودنمایی می کند و در عدالت و حقوق تنها عقل و موازین عقلی و عقلایی است که حکومت می کند.

از آن جایی که آسایش در پناه اصول عقلی و عدالت و حقوق می تواند فراهم آید اما تنها به حضور آسایش عادی در زندگی می توان امیدوار بود درحالی که آرامش زمانی حضور خواهد یافت که کلماتی چون حق و حقوق همسری به احسان و نیکوکاری و گذشت و عفو دو سویه تبدیل گردد. در این هنگام است که خانه و خانواده به معنای واقعی و درست آن شکل می گیرد و آرامشی که مطلوب ایجادی خانواده و همسرگزینی است حضور خود را نشان می دهد.

 ملاک همسر آرمانی

بنابراین همسر خوب و آرمانی به مفهوم درست و واقعی همسری است که ملاک و معیار در زندگی مشترک و زوجیت را احسان و عفو و گذشت قرار دهد و با عاطفه و احساسات، زندگی درونی خانواده را مدیریت کند. این بدان معنا نیست که شخص، اصول عدالت و عقل و احکام آن را نادیده گیرد. بلکه از آن جایی که احسان امری فراتر و برتر از عدالت است کسی که احسان می کند به طریق اولی اهل عدالت است و همان گونه که از عاطفه و احساس برای مدیریت خانواده بهره می گیرد از عقل و عدالت برای ساماندهی آن نیز به بهترین شکل ممکن سود می برد.

هرکسی همان گونه که در انتخاب همسر می بایست سعی و تلاش جدی نماید و با توکل و استمداد از حق در گزینش همسری خوب و باوفا بکوشد در ادامه این زوجیت نیازمند آن است که با بهره گیری از احسان و نیکوکاری و گذشت، زندگی خویش را به بهشتی کوچک تبدیل کند.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 18:37  توســط fAtEmEh  | 

کلیدهای خوشبختی در زندگی زناشویی

عوامل مؤثر در دوام ازدواج هر یک در جای خود مهم است؛ ولی مهمتر از همه، عوامل اخلاقی و روانی است. بسیاری از کسانی که ازدواج هایشان از هم گسیخته است؛ علت را عدم توافق اخلاقی ذکر می کنند. هر چند ممکن است این سرپوشی برای پوشاندن سایر عوامل باشد ولی واقعیت این است که <عدم توافق اخلاقی> محکمترین ضربه را بر پیکر خانواده می‌زند.‌

عوامل اخلاقی و روانی متعددی در توفیق و حفظ زناشویی مؤثرند، و باید قبل از ازدواج در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند. مواردی دیده شده است که خصوصیات اخلاقی افراد تحت تأثیر مشکلات زندگی تغییر کرده و زندگی شیرین خانوادگی به تلخی و تباهی کشیده شده است. بنابراین ثبات در ویژگی های اخلاقی و شخصیت از عواملی است که در ازدواج نقش مهمی به عهده دارد.‌

عوامل توفیق در زناشویی علاوه بر آن که در انتخاب مهم است، در حفظ و تداوم زندگی نیز اهمیت دارد. از این رو فردی که همسر مناسبی اختیار کند، باید متوجه باشد که بزرگترین نعمت در زندگی نصیبش شده است. او باید در نظر داشته باشد که نگهداری و حفظ نعمت، از به دست آوردن آن مهم‌تر و مشکل‌تر است.‌

مهمترین عوامل توفیق و حفظ زناشویی:‌

۱) حوصله و بردباری: حوصله و بردباری در زندگی زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار است. کسانی که در قبال مسائل خانوادگی و اختلافات بین خود و همسرشان حوصله به خرج نمی‌دهند و‌ پس‌از کوچکترین موضوع مورد اختلاف، عکس‌العمل نشان می‌دهند، زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری و ناشادی پیش می‌برند. ‌

۲) صداقت: پایه و اساس زندگی خانوادگی است. چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان کنند یا به دروغ متوسل شوند، اعتماد و اطمینان آنان از یکدیگر سلب می‌شود و زندگی زناشویی با مشکل مواجه می‌شود. ‌

۳) خلوص: منظور از خلوص، سادگی، پاکی و بی‌آلایشی است. اگر بین زن و شوهر ریا و تظاهر حکمفرما باشد، زندگی صفا و صمیمیت خود را از دست خواهد داد. ریاکاری و تظاهر به مهربانی و صداقت بدون آن که واقعیت داشته باشد، بنیاد زناشویی را سست خواهد کرد.‌

۴) مهربانی: زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته و نسبت به هم مهربان باشند؛ در غم و رنج یکدیگر شریک ، و در همه حال یاریگر هم باشند.‌

۵) از خود گذشتگی: در زندگی زناشویی چنانچه گذشت نباشد زندگی به سختی می گذرد. بنابراین زن و شوهر باید در مقابل یکدیگر گذشت داشته باشند و وضعی پیش نیاورند که با لجاجت، زندگی را بر خود تلخ کنند. زن و شوهری که در موارد اختلاف، از خود گذشت نشان می‌دهند و خطاهای یکدیگر را تحمل می‌کنند، در جهت سعادت و زندگی شاد و شیرین زناشویی پیش می‌روند. چنانچه روابط بین همسران صمیمانه باشد، هیچ‌کدام از طرفین انتظار ندارد در ازای از خود گذشتگی، چیزی دریافت کنند که این امر نشانه عشق و صمیمیت زیاد بین آنهاست. فقط زوج‌های ناموفق در اندیشه جبران خوبی های خود هستند.‌

۶) صمیمیت: صمیمیت حالتی است که بین زن و شوهر پرده و حجابی نباشد. آنچه در دل دارند بگویند و یار و غمخوار یکدیگر باشند. صمیمیت آینه‌ای است که آنچه در ذهن و رفتار است در آن منعکس می‌شود.‌

۷) اعتماد و اطمینان: یکی از پایه های مهم زندگی شاد و خوشایند، اعتماد و اطمینان زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. زندگی زناشویی که در آن اعتماد حاکم نباشد، نتیجه‌اش اضطراب و نگرانی و بدبینی و بالاخره نابسامانی است. اگر پایه اعتماد و اطمینان در خانواده‌ای سست باشد؛ زندگی از نظر روانی وضع نامناسبی پیدا خواهد کرد. بنابراین رفتار و حرکاتی که ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند؛ باید کنترل و ترتیبی فراهم شود که زوجین از همه جهات نسبت به یکدیگر تفاهم کامل داشته باشند.‌

۸) نظم و انضباط: یکی از عواملی که همیشه بین زن و شوهر منجر به بحث و گفتگوی اعتراض‌آمیز می‌شود، عدم رعایت نظم و انضباط در امور داخلی خانه است. زن یا شوهری که جوراب و لباسش وسط خانه افتاده باشد ، و یا نظافت و بهداشت خانه را رعایت نکند، مورد اعتراض قرار می‌گیرد. زمانی که هر دو طرف بی‌نظمند شاید مشکل کمتر باشد. ولی اگر یکی منظم و منضبط و دیگری بی‌قید و بی‌نظم باشد، مشکل بیشتر خواهد بود.‌

۹) همکاری: بیشتر امور خانه نیاز به همکاری دارد. این همکاری، ممکن است جنبه غیر ذهنی داشته باشد؛ مانند کمک در انجام امور خانه از قبیل شستن ظروف، خرید لوازم مورد نیاز، جارو کردن و...؛ و ممکن است جنبه ذهنی داشته باشد مانند همفکری برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های مالی، بررسی امور مربوط به فرزندان و مشابه آن. زن و شوهر باید در هر دو زمینه با هم همکاری نمایند تا مشکلات خانواده حل گردد. آنچه به بی‌سر و سامانی خانه و خانواده می‌انجامد‌؛ خودرا‡یی و عدم احساس مسئولیت یکی از طرفین است.‌

۱۰) سازگاری: وضعیت خانواده ممکن است در شرایط مختلف از نظر روانی و رفاه دگرگونی‌هایی داشته باشد. مثلاً نان آور خانه شغل خود را از دست بدهد و درآمد خانواده کم شود یا شغل او تنزل پیدا کند و یا با رویدادهای پیش‌بینی نشده دیگری مواجه گردد. در این مواقع چنانچه زوجین قدرت سازگاری داشته باشند و بتوانند خود را با شرایط تطبیق دهند، بقای خانواده تضمین می‌شود؛ در غیر این صورت احتمال از هم پاشیدگی خانواده می‌رود.‌

۱۱) تعهد: زن و مردی که عقد ازدواج بسته‌اند باید به تعهدات خود در طول عمر زناشویی پایبند باشند و همواره در نظر داشته باشند که عدول از تعهدات زناشویی از عواملی است که ریشه‌های این پیوند مقدس را سست می‌کند.‌

۱۲) سخاوت: خسّت هر یک از طرفین از عواملی است که ادامه زندگی را برای آنها مشکل می‌کند؛ مرد باید در اقتصاد خانواده میانه‌روی را اختیار کند و همسر خود را در هزینه‌های زندگی بیش از اندازه محدود نسازد. زن و مرد باید بین اسراف و خسّت ، نقطه میانه‌روی و اعتدال را انتخاب کنند و در این زمینه با هم همآهنگ شوند. دادن کادو و چشم روشنی به مناسبت‌های مختلف، محبت و گرمی خانوادگی را افزایش می‌دهد و موجب استحکام پایه‌های زندگی زناشویی می‌گردد.‌

۱۳) وفاداری: زن و شوهر آنچه لازمه همسری است باید تا آخر عمر، مورد نظر قرار دهند و حقوق همسر خود را رعایت نمایند. تعهد و وفاداری دو خصلت حمیده است که ستون‌های کاخ زناشویی را تشکیل می‌دهد. همسران متعهد به رعایت حقوق یکدیگر تا پایان عمر به هم وفادارند و به هیچ وجه از وظایف و مسئولیت‌هایی که در این زمینه پذیرفته‌اند شانه خالی نمی‌کنند.‌

۱۴) احساس مسئولیت: عدم احساس مسئولیت زن و مرد در امور خانه و زندگی یکی از عواملی است که می‌تواند زندگی زناشویی را با بحران مواجه سازد. بنابراین هر یک از زوجین باید در حدود وظایفی که در روابط با خانواده به عهده دارند، احساس مسئولیت نمایند و نسبت به انجام آنها با جدیت اقدام کنند.‌

۱۵) مودّت و حسن تفاهم: یکی از عوامل حفظ و گرمی زندگی، مودّت و حسن تفاهم بین زن و مرد است. زن و مرد برای آن که از لذایذ زندگی برخوردار باشند، باید نسبت به یکدیگر در حد اعلای دوستی رفتار کنند و رفتار و روابط خود را براساس حسن تفاهم استوار نمایند.‌

۱۶) انعطاف‌پذیری: گاه عواملی موجب اختلاف‌هایی بین همسران می‌گردد. در اینجا حل مشکل با انعطاف‌پذیری است. با انعطاف‌پذیری زن و مرد می‌توانند در جهات و ابعاد مختلف تنش‌های موجود را کاهش دهند، و از دامن زدن به اختلاف‌ها جلوگیری نمایند، زیرا گذشت حالتی از انعطاف‌پذیری است و این امر نقش مؤثری در استحکام بنای زناشویی دارد.‌

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 18:23  توســط fAtEmEh  | 

ریشهٔ مسائل زندگی مشترک در کجاست؟

   

در ازدواج موفق، زوج‌ها به تجربه متوجه می‌شوند که بعضی از عدم تفاهم‌ها و مشکل‌ها را نمی‌توان تغئیر داد و حل کرد و باید آن‌ها را پذیرفت.    

چرا گروهی از خانواده‌ها، مسائل زندگی را با تفاهم، سازگاری و به راحتی سروسامان می‌دهند و از زندگی مشترک سالم، شاد و بانشاطی برخوردارند، در حالی‌که گروهی دیگر، حتی در حل مسائل ساده زندگی هم، ناتوان و سردرگم بوده و دچار آشفتگی و مشکل‌های فراوان هستند؟

هر فردی با ویژگی‌های ژنتیکی پایدار و استعدادهای خاص خود و تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی و اجتماعی، با عنایت به این که در شرایط مطلوب و یا غیرمطلوب و چگونه بزرگ شده است، دارای ویژگی‌های خاصی است. به‌عبارت دیگر هر زن و مردی دارای باورها و ویژگی‌های منحصر به‌فردی است که تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و اکتسابی خاص خودش رشد یافته است. بنابراین، همه زن‌ها و مردها دارای یک رشته رفتارها و عادت‌های خوب و رفتارها و عادت‌های بد هستند و طبیعی است دو انسان با شخصیت متفاوت و با عادت‌های خوب و بد و متفاوت، وقتی زندگی مشترکی را شروع می‌کنند، با مسئله‌ها و مشکل‌های متعددی روبه‌رو شوند.

در اوایل آشنائی و ازدواج، همه چیز خوب، مطبوع و دلنشین است. برای این‌که همه چیز تحت تأثیر اندیشه‌ها و احساس‌های مثبت و دل انگیز زوج‌ها قرار دارد؛ چراکه به طور تقریبی هر حرفی که زده می‌شود یا کاری که انجام می‌شود، با طرز تلقی مثبت، مورد استقبال قرار می‌گیرد.

عروس و داماد در شروع زندگی مشترک، تحت تأثیر احساس عشق یا شیفتگی و شوریدگی، در جهت حل مسائل و کنترل موقعیت‌ها، به فرهنگ و بینش همسر خود با نظر مثبت و توجه کامل نگاه می کنند.

در آغاز زندگی مشترک، زن و مرد تحت تأثیر احساس عشق یا شیفتگی تصور می‌کنند ازدواج آن‌ها متفاوت از دیگران است و رابطه‌شان محکم، قوی و خلل ناپذیر است. عشق و مهر و محبت عمیق‌شان، پشتوانهٔ زندگی مشترک و جاودانی‌شان بوده و مادام‌العمر خواهد بود ... ”که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها“ ... ولی پس از مدتی به‌علت متفاوت بودن بینش‌ها، شخصیت‌ها، هویت‌ها و تفاوت‌های جنسیتی، زوج‌ها در جریان عادی زندگی با ایده‌ها و اختلاف‌های فکری و احساسی روبه‌رو می‌شوند که بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. به این معنی که، زن و شوهرها در جریان عادی زندگی با دو دیدگاه متفاوت و حتی متضاد، رویدادها را مورد بررسی قرار می‌دهند و نتیجه‌های متفاوتی به‌دست می‌آورند. هریک از همسران با توجه به دیدگاه خود تصور می‌کند که نظریه و عقیده خودش درست‌تر و قابل اجراتر است و حتی هر دو، ناآگاهانه فرهنگ، رسوم، آداب و دانسته‌های خود را برتر از دانسته‌های همسرش می‌داند و به اندیشه‌ها، احساس‌ها و اعمال خود بیشتر بها می‌دهد. در واقع زن‌ها و مردها هرکدام با ارزش‌های خاص خود، با باورهای ویژهٔ خود و با اندیشه‌ها، احساس و رفتارهای خاص خود با رویدادها برخورد می‌کنند و هر یک با پیش‌داوری‌ها و تفسیرهای درست و نادرست حتی گمراه کننده به نتیجه‌های خاصی می‌رسند که متفاوت با دیگری است. چرا که زن و شوهرها به طور دقیق و عمیق درک نمی‌کنند که نیازها، خواسته‌ها و آرمان‌های‌شان با هم بسیار متفاوت هستند و به طور دقیق نمی‌دانند که نحوه کار و برنامه‌ریزی مغز زن‌ها و مردها با یکدیگر بسیار متفاوت است و هرکدام توانائی‌ها و تمایل‌های متفاوتی دارند و در برخورد با یک مطلب به دو نتیجه متفاوت می‌رسند. در نتیجه، به‌علت عدم توجه و آگاهی به موارد بالا است که با بروز مسائل، تضادها، تکرار مشاجره‌ها و دلگیری‌ها، منجر به افزایش بی‌قراری‌ها، نومیدی‌ها، دلتنگی‌ها و داوری‌های اشتباه و نتیجه‌گیری‌های شتاب‌زده می‌شود.

بیشتر همسران جوان نمی‌دانند مشکل آن‌ها از کجا سرچشمه می‌گیرد و از آمادگی لازم جهت حل آن‌ها نیز بی‌بهره‌اند. بنابراین شادابی، کامیابی و احساس رضایت از ازدواج به میزان آگاهی و توانائی زوج‌ها در حل مسائل، رویاروئی با مشکل‌ها، ایجاد رابطهٔ صمیمانه و هماهنگ بین خود، رفع سوء‌تفاهم‌ها، دوری از هراس‌های پنهان، ارزیابی درست رابطه‌ها، پذیرش تفاوت‌ها و احترام گذاشتن به اندیشه‌ها، احساس‌ها و عملکردهای طرف مقابل خود است.

به طور کلی، در مقابل بسیاری از مسائل و مشکل‌ها به‌علت پیچیدگی و سخت بودن، نیاز به آگاهی، مهارت، شجاعت، صبوری و مقاومت در برابر آن‌ها احساس می‌شود. ارائه راه حل مسائل، می‌بایست به کمک کارشناس‌ها و متخصص‌های امر صورت گیرد نه توسط اطرافیان عروس و داماد که خبره و کارشناس نیستند. به‌ویژه تجربه‌های بسیاری از آن‌ها مربوط به گذشته بوده و برای دیگران قابل استفاده و مفید نیستند. به قول معروف، تاریخ مصرف تجربه‌های مادر و پدر و اطرافیان عروس و داماد مربوط به گذشته است و اگر تجربه آن‌ها مفید هم بوده باشد، مربوط به دوران خودشان بوده و به درد جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله امروزی نمی‌خورد. بنابراین به پدر و مادرهای عروس و داماد توصیه می‌شود برای پیاده کردن نظر و ایده‌های خود در زندگی عروس و داماد، زیاد اصرار نکنند و در صورت بروز مشکل بین عروس و داماد برای اخذ نتیجه درست، آن‌ها را به روانشناس‌ها و کارشناس‌های امر معرفی نمایند. شگفتی در این‌جاست که پدر، مادر و اطرافیانی که خود زندگی زناشوئی ناموفقی داشته‌اند، با تأکید و اصرار بیشتر، اندیشه و عقیده منفی خود را به دیگران دیکته می‌کنند. کسانی‌که خود زندگی زناشوئی ناموفقی داشته و فاقد صلاحیت لازم هستند، چگونه می‌توانند دیگران را به‌درستی راهنمائی کنند و نسخه‌های شفابخش برای دیگران بپیچند؟

به طور کلی مسئله‌ها و مشکل‌ها خانواده‌ها درسه گروه قابل بررسی هستند:

۱) مسئله‌های ساده، راه حل‌های ساده دارند. هر عروس و داماد با کمی تفکر، همیاری و هم کوشی، می‌توانند گرفتاری‌های ساده را تشخیص داده و راه حل آن‌ها را پیدا کنند. بنابراین مشکل‌های ساده به طور معمول به آسانی قابل حل هستند.

۲) حل مسئله‌ها و مشکل‌های سخت، پیچیده و تنش زا حتی ریشه‌یابی و درک درست آن‌ها، به آگاهی و مهارت‌های لازم و تحقیق و تخصص نیاز دارد. بیشتر زوج‌های جوان با وجود حسن نیت و تلاش برای حل آن‌ها، چون فاقد دانش و آگاهی و تجربهٔ لازم هستند، نمی‌توانند آن‌ها را درست و به طریق علمی برطرف کنند، می‌مانند چه کار کنند. چرا که ریشه‌های اصلی گرفتاری در لایه‌های عمیق ذهن قرار داشته و از انظار پنهان می‌باشند و به طور معمول به دوران کودکی می‌رسند.

در این شرایط، زوج‌های جوان به‌جای این‌که به‌کارشناس و متخصص مراجعه کنند و از آن‌ها چاره‌جوئی نمایند تا مسیر درست را بیابند، توصیه‌های فامیل و دوستان خود را به‌کار می‌گیرند، در نتیجه، در بیشتر مواقع نه تنها مشکل‌ها حل و فصل نمی‌شود، بلکه پیچیده‌تر و سخت‌تر هم می‌گردد؛ به این ترتیب، زوج‌ها در آغاز زندگی در دریای پرتنش رها شده و در نگرانی و فرسودگی جسمی و روانی قرار می‌گیرند. زوج‌ها ناآگاهانه و از روی ندانم‌کاری، با شکایت، انتقاد، تحقیر و برخورد دفاعی با مسائل، موارد اختلاف‌ها را حادتر می‌کنند و با مبارزه منفی و کارشکنی، هرنوع ارتباط مثبت و خوبی بین خود را هم نابود می‌سازند و روز به روز از نظر احساسی، جسمی و ... از یکدیگر دورتر می‌شوند، به‌جای مصالحه و سازش، ناآگاهانه و بر سر موضوع‌های ثابت و همیشگی غیرقابل تغئیر، باهم به مشاجره می‌پردازند و تصور نمی‌کنند که نمی‌توان از خیابان بن‌بست عبور کرد!

در ازدواج موفق، زوج‌ها به تجربه متوجه می‌شوند که بعضی از عدم تفاهم‌ها و مشکل‌ها را نمی‌توان تغئیر داد و حل کرد و باید آن‌ها را پذیرفت. زوج‌های موفق، به‌جای تحمل کردن عدم تفاهم و مسائل و وارد آوردن فشارها به‌خود و همسر و دیگران، عدم تفاهم‌های غیرقابل حل را می‌پذیرند و خود را از فشارهای متعدد رها می‌سازند، چرا که امکان ندارد همه عدم تفاهم‌ها و ناهماهنگی‌ها را تغئیر داد و به‌علاوه، به‌جای تکیه به نکته‌های منفی و ضعف همدیگر، روی نقطه‌های مثبت هم تأکید کرده و زندگی زناشوئی خود را با صمیمیت و رفتار مسالمت‌آمیز، مطبوع و شیرین می‌سازند.

در ازدواج‌های ناموفق و متزلزل، زوج‌ها با مشکل‌ها برخورد منفی می‌کنند و با تکیه کردن به عدم تفاهم‌ها و تحریک یکدیگر، هرنوع ارتباط مثبت و خوب را نابود می‌سازند و در نتیجه، روز به روز از یکدیگر رنجیده تر و دورتر می‌شوند؛ محبت‌ها، تحسین‌ها، احترام‌ها، شور و شوق و عشق و نشاط، یکرنگی و گذشت ... جای خود را به تفکر‌های منفی و دلسردی، اضطراب، ناکامی، کشمکش‌های لفظی، کینه، حسادت، بدخواهی نسبت به همسر، فامیل و دوستان همسر و ... می‌دهد. در چنین شرایطی، زوج‌ها ندانسته به گسترش حالت‌های بحرانی و پرتنش خود و همسرشان می‌پردازند ... هر دو سوهان روح یکدیگر شده و در تخریب همدیگر می‌کوشند ... این همه تلاش برای مبارزه و آزردن طرف مقابل، به خاطر این است که در شرایط پیش آمده و تحت تأثیر باورهای منفی خویش، هریک از زوج‌ها تصور می‌کنند که حق با آن‌هاست ... به این ترتیب، زن و شوهر، آرام آرام به پرخاشگری پرداخته و یا به انزوا پناه می‌برند. و فاصلهٔ احساسی، عاطفی و جنسی بین آن‌ها به‌تدریج از هم بیشتر و بیشتر می‌گردد... هر دو احساس می‌کنند که محبتشان نسبت به یکدیگر روزبه روز کمتر می‌شود و هر دو احساس ناکامی و شکست می‌کنند.

۳) مشکل‌های هویتی و شخصیتی که جزئی از زندگی افراد بوده و به طور معمول ماندگار هستند. زوج‌های جوان تصور می‌کنند مشکل‌های هویتی خود و همسر را می‌توان به راحتی برطرف کرد. باتجربه و آگاهی اندک و چه بسا غلط، دست به تلاش می‌زنند و به طور معمول، موفق به انجام آن نمی‌شوند و در نهایت امر، خود را در مسیر تنش‌های عدم تفاهم بیشتری قرار می‌دهند. باید بدانیم تغئیر هویت و شخصیت خود یا همسر بسیار مفید بوده و فقط به کمک افراد متخصص و روانشناس امکان‌پذیر است.

‌”خدایا به من کمک کن آنچه را می‌توانم، تغییر دهم

بپذیرم آنچه را، نمی‌توانم تغییر دهم.

و دانائی به من بده تا تفاوت‌های بین آن دو را تشخیص دهم‌“.

زوج‌ها باید یاد بگیرند که مسئله‌ها و مشکل‌ها و تفاوت‌های قابل حل و غیرقابل حل را تشخیص داده و بین آن‌ها فرق بگذارند. به این معنی که، عدم تفاهم و ناهماهنگی و مشکل‌های قابل حل را به آرامی و با همیاری و حتی با کمک متخصص‌ها حل و فصل کنند، مشکل‌ها و عدم تفاهم‌های شخصیتی و غیرقابل حل را بپذیرند (نه تحمیل کنند).

کلید موفقیت در ازدواج موفق این نیست که همسری بی‌عیب و نقص داشته باشیم، بلکه مهم این است که چگونه خود را با شرایط تطبیق دهیم، انعطاف‌پذیر و پذیرنده باشیم و بدانیم با عادت‌ها و رفتارهای خوب و بد ‌”خود‌“ و ‌”همسرمان‌“، درست برخورد کنیم. این مهم میسر نمی‌شود مگر این که آگاهی، دانش و مهارت خود را برای شناخت عمیق ‌”خود‌“ و ‌”همسرمان‌“ و چگونگی برخورد درست با عادت‌ها و رفتار خوب و بد ‌”خود‌“ و ‌”همسرمان‌“، دستیابی به رفع نیازهای ‌”خود‌“ و ‌”همسرمان‌“ و ... بالا ببریم و بدانیم که ناآگاهی، تاریکی است و مسبب مسائل و مشکل‌های فراوان است و فقط با آگاهی، توجه و احترام به عادت‌ها، تفاوت‌ها و رفع نیازهای همدیگر است که زندگی مشترک دلنشین، جذاب و دوست داشتنی می‌شود و ازدواج و زندگی مشترک در مسیر بلوغ و شکوفائی قرار می‌گیرد.

 ویژگی خانم‌ها

 برای بیشتر خانم‌ها، گفت و شنود و هم‌دلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است.

 زن‌ها در هنگام گفتگو، جروبحث و بگومگوهای مختلف، مسائل را با عواطف و احساس‌های خود در هم می‌آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود بیشتر و قوی‌تر استفاده می‌کنند.

 در صحنه‌های زندگی اجتماعی، خانم‌ها بیشتر تساوی طلب هستند و همدردی، همدلی و ملاطفت بیشتری از خود بروز می‌دهند.

در جریان زندگی، خانم‌ها بیشتر به گذشته توجه می‌کنند و به زمان حال و آینده عنایت کمتری دارند.

زن‌ها بیشتر از مردها دچار افسردگی می‌گردند ولی کمتر به الکل و مواد مخدر رومی‌آورند.

 ویژگی آقایان:

برای بیشتر آقایان ‌”گفتگو‌“ وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می‌آید.

مردها در هنگام گفت و شنود، جر و بحث و بگومگوها، بدون این که عواطف و احساس‌های خود را بروز دهند، می‌توانند خویشتن‌دار باشند، منطقی سخن بگویند و مستقل از احساس‌های خود عمل کنند.

در صحنه‌های اجتماعی، مردها برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای تفوق و برتری خود، بیشتر تلاش می‌کنند؛ مردها بیشتر از زن‌ها پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیراخلاقی بیشتری از خود نشان می‌دهند.

 آقایان بیشتر به آینده توجه و عنایت از خود نشان می‌دهند و به راحتی گذشته را می‌توانند فراموش کنند.
 

مردان کمتر از زنان به افسردگی دچار می‌شوند، ولی در زمینه مصرف الکل و مواد مخدر پیشتاز هستند.  

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 18:11  توســط fAtEmEh  | 
    خانم ها چه خصایصی را دوست دارند؟
     
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند...    
 
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند.

شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

۱) مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

۲) نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود.

خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند. حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد.

بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

۳) داشتن شهوت جنسی شدید

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند.

اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

۴) مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است.

همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

۵) حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند.

اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

۶) آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند.

برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود.

البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد.

مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

۷) پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.

شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند.

خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

۸) سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد. اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

 همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید.

بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.


+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 17:54  توســط fAtEmEh  | 
مردان بدبین
درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند لیکن نه بحدیکه به وسواسیگری منتهی شود.بعض مردها به بیماری بدگمانی و سوءظن مبتلا هستند.بی جهت نسبت به همسرانشان بدبین هستند.درباره آنان احتمال خیانت میدهند.

هر مردیکه بدین بیماری خانمانسوز مبتلا شد زندگی را به خودش و خانواده اش تلخ میکند. ایراد و بهانه جویی میکند.نسبت به اعمال وحرکات همسرش به نظر بدبینی نگاه میکند و مانند سایه او را تعقیب مینماید.چون سوءظن دارد از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا میکند.

چیزهایی را که اصلا دلیل خیانت نیستند به منزله ادله قطعیه غیر قابل انکارمیشمارد.مثلا: چون فلان مرد برایش نامه نوشته لابد با هم سر و سری دارند.چون با فلان مرد سلام و تعارف کرد معلوم میشود خیانتکار است.

چون جوان همسایه از پشت بام باو نگاه کرد معلوم میشود خواهان یکدیگرهستند.چون از فلان مرد تعریف کرد معلوم میشود دل بسته اوست.چون نامه اش را از من مخفی نمود لابد از معشوقش بوده است.چون کمتر ازسابق اظهار محبت میکند معلوم میشود زیر سرش بلند است.چون قیافه دخترم با همسرم شباهت ندارد معلوم میشود خیانت کرده است.

این قبیل امور بلکه کوچکتر از آنها را دلیل قطعی خیانت میشمارد.

بدتر از همه اینکه گاهی مادر یا خواهر یا یکی از همسایگان در اثرغرض ورزی و کینه توزی عقیده اش را تایید نماید در اینصورت جرم وخیانت یقینی میشود.

بدبخت خانواده ایکه به مرض بدگمانی مبتلا شوند.آسایش وخوشی ندارند.آب خوش از گلوی هیچکدامشان پایین نمی رود.مرد همانندیک پلیس مخفی دائما از اعمال و حرکات همسرش مراقبت مینماید.از درو دیوار شاهد و دلیل می تراشد و در رنج و عذاب دائم بسر می برد. زن بیچاره هم ناچار است همانند یک متهم بیگناه همواره در شکنجه و عذاب روحی و در حال محدودیت و تحت نظر زندگی کند.بنیاد چنین خانواده ای همواره در معرض خطر قرار دارد. ممکن است طلاق و جدایی به میان آید و زن و شوهر هر دو بدبخت شوند.ممکن است در اثر بدبینی قتل و جنایت بوجود آید.

مردانیکه در اثر سوءظنهای بیجا همسران بیگناه خویش را بقتل رسانده و حتی خودشان انتحار کرده اند نمونه های فراوانی دارند.

در چنین موردی که واقعا یکی از مواقع حساس و خطرناک زناشویی است مرد و زن باید دست از لجبازی بردارند و قبل از وقوع حوادث ناگوار با عقل و تدبیر در صدد چاره بر آیند.زن و مرد اگر اندکی بخود آیند و خطر بزرگی را که در کمینشان نشسته در نظر بگیرند و بااحتیاط کامل و عاقبت اندیشی در صدد حل مشکل برآیند پیروز خواهندشد.

مرد باید تعصبهای غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار کند.نسبت خیانت به کسی دادن موضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتی است.تا موضوع خیانت با دلیل وشاهد قطعی به اثبات نرسد نمی توان کسی را متهم کرد.خداوند متعال درقرآن میفرماید:ای کسانیکه ایمان آورده اید از بسیاری از گمانهای بداجتناب کنید زیرا بعض گمانها گناه است (۱) .

 رسول خدا (ص) فرمود:هر کس همسرش را (بی جهت) متهم به زنا کند همانند مار که از پوستش خارج میشود از حسناتش خارج خواهدشد.و به تعداد موهای بدنش هزار گناه در نامه اعمالش ثبت خواهد شد (۲) .

پیغمبر اسلام (ص) فرمود:هر کس به مرد یا زن مؤمنی بهتان بزند خداوند متعال در قیامت او را بر تلی از آتش نگه میدارد تا به کیفر بهتانش برسد (۳) .

مادامیکه با ادله و براهین شرعی خیانت زن به اثبات نرسد مرد حق ندارد او را متهم سازد.و تهمت زدن به او گناه بسیار بزرگی است که درشرع مقدس اسلام هشتاد تازیانه برای آنان مقرر شده است.

به صرف احتمال یا به وسیله شواهد و علائم خیالی نمی توان یک چنین موضوع مهمی را اثبات نمود.مثلا اگر در روزگار جوانی برای کسی نامه فرستاده یا برایش نامه یا عکس فرستاده اند دلیل خیانت او نیست.

درست است که نباید چنین عملی را انجام داده باشد لیکن ممکن است در اثر سادگی و نادانی مرتکب این اشتباه شده باشد و واقعا عفیف وپاکدامن باشد.

برای جوانان از این قبیل اشتباهات اتفاق می افتد.اگر مردی برایش نامه فرستاده البته نباید نامه اش را قبول کند لیکن اگر از روی نادانی نامه اش را پذیرفت یا از ترس اتهام مخفی ساخت نمی توان صرف این نامه را دلیل خیانت شمرد.

اگر با مرد بیگانه ای سلام و تعارف کرد گر چه کار خوبی نکرده که با بیگانه ای گرم گرفته است لیکن تنها اینکار را نمی توان دلیل خیانت شمرد.شاید به عقیده خودش می خواسته خوش اخلاقی بخرج بدهد یامنظور دیگری داشته است.شاید از دوستان پدر یا برادرش بوده است.

شاید به مناسبتی سابقه آشنایی داشته اند.

اگر از مردی تعریف کرد دلیل آن نمی شود که به او دلبسته است.

البته زن کار خوبی نمیکند که نزد شوهرش از مرد دیگری تعریف میکندلیکن شاید از روی سادگی و عدم توجه باشد و نباید از علائم خیانت محسوب شود.

اگر نامه اش را مخفی ساخت یا در مورد معاشرتهایش مرتکب دروغ و خلافگویی شد دلیل خیانت نیست.شاید از ترس اتهام نامه اش را مخفی ساخته یا مرتکب دروغ شده باشد شاید مطلب دیگری در آن نامه بوده خواسته از شوهرش مخفی بماند.شاید برای خلافگویی منظور دیگری داشته است.

اگر کمتر از سابق اظهار محبت میکند دلیل آن نیست که نسبت به دیگری دلبسته است.شاید از شوهرش دلخوری داشته باشد.شاید غم وغصه ای به دل داشته باشد،شاید بیمار باشد.شاید در اثر بی توجهی و عدم اظهار محبت شوهرش،نسبت به زندگی دلسرد شده باشد.

به هر حال،در این قبیل امور که از علائم خیانت شمرده میشود دههااحتمال صحیح عقلایی وجود دارد که اگر با وجدان پاک و بی آلایش مورد سنجش قرار گیرد احتمال خیانت یک احتمال مرجوح و غیر عقلایی محسوب خواهد شد.

آقای محترم!ترا به خدا سوگند دست از سوءظن و وسواسیگری بردار.مانند یک قاضی با انصاف در محکمه داوری بنشین و ادله و شواهدخیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسی کن و مقدار دلالت آنها رابسنج و ببین آیا قطعی هستند یا ظنی یا احتمالی؟

من نمیگویم لاابالی و بی غیرت باش بلکه میگویم:بهر دلیلی به مقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر.چرا برای بعضی توهمات بیجا و شواهد پوچ زندگی را به خودت و خانواده ات تنگ میکنی؟اگر کسی باهمین قبیل شواهد خیالی خودت را متهم سازد چه حالی پیدا میکنی؟ چراانصاف و وجدان نداری؟چرا آبروی خودت و همسرت را میریزی؟چرابر احوال زار و پریشان او ترحم نمیکنی؟هیچ فکر نمیکنی که ممکن است در اثر همین بددلیها و تهمتهای بیجا همسر پاکدامنت از وادی عفاف خارج شود و دامنش به فساد آلوده گردد.

حضرت علی علیه السلام به فرزندش امام حسن فرمود:مواظب باش در غیر موضع غیرت، غیرت بخرج ندهی.زیرا این عمل افراد صحیح را به سوی فساد و افراد پاکدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت (۴) .

اگر نسبت به همسرت بدبین هستی مطلب را با هر کس در میان نگذار زیرا ممکن است در اثر دشمنی یا نادانی یا تظاهر به خیرخواهی،بدون دقت و بررسی،عقیده ترا تایید نمایند بلکه شواهد بی اساس دیگری را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدینوسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.مخصوصا با مادر و خواهرت در این باره صحبت نکن زیرا اکثر آنها باطنا با همسرت میانه خوبی ندارند.چه بسا در این مواقع حسد و کینه توزی آنان تحریک شود و بدون عاقبت اندیشی بدبینی ترا زیادتر گردانند.

اگر خواستی از راهنمائیهای دیگران استفاده کنی بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت اندیش مشورت کن.بهتر ازهمه اینکه نسبت بهر یک از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستی مطلب رابالصراحه با خودش در میان بگذاری و توضیح بخواهی.لیکن منظورت این نباشد که مطلب را باثبات برسانی.

بلکه حس بدبینی را و لو موقتا کنار بگذار و خودت را خالی الذهن بگیر.و مانند یک قاضی با انصاف که بخواهد درباره دیگران داوری کندبه توضیحات همسرت گوش بده.اقلا احتمال صدق درباره اش بده،فرض کن شوهر خواهرت برای داوری بنزد تو آمده و برای خیانت همسرش یک چنین شواهدی را ذکر میکند ببین درباره او چطور قضاوت میکنی درباره همسرت نیز همانطور حکم کن؟چرا گریه و زاریها و دلیل و برهانهای اودر دل سنگ تو اثر نمیکند؟و به عنوان یک مجرم قطعی به سخنانش نگاه میکنی؟

بردبار و عاقل باش.مبادا به مجرد این شواهد پوچ همسر بیگناهت را طلاق بدهی و خودت و او را بدبخت گردانی.گیرم این زن را طلاق دادی و توانستی با تحمل خسارتهای زیاد همسر دیگری انتخاب کنی ازکجا که او بهتر باشد؟حالت بدبینی تو آنوقت هم خواهد بود.وانگهی فکربچه های بیگناهت را نمیکنی؟آخر آنها چه کرده اند که باید فدای مرض بدبینی تو شوند؟ به چشمهای معصوم و رنگ پریده آنان نگاه کن و دست ازبددلی بردار.

مبادا در اثر بدبینیهای بیجا دست بخودکشی بزنی یا همسر بیگناهت را بقتل رسانی.از یک طرف مرتکب قتل نفس که بدترین گناه است و خدابدان وعده دوزخ داده بشوی،از طرف دیگر زندگی را از هم بپاشی وخودت را سیه روز و بدبخت گردانی.

این مطلب را بدان که کمتر خونی است که مخفی بماند.بالاخره آثار خون بروز میکند.آنگاه به کیفر اعمالت یا کشته میشوی یا برای همیشه باید در زندان بسر بری. اگر مطلب را قبول نداری به آمار محکومین که مقداری از آنها درصفحات مجلات و روزنامه ها منعکس میشود بنگر تا عواقب این قبیل جنایتها برایت روشن گردد.

همسران یک چنین مردانی نیز وظیفه بسیار سنگینی بر دوش دارند.

باید برای نجات خودشان و شوهر و فرزندانشان فداکاری کنند.باید واقعاشوهرداری کنند.در یک چنین مواقع دشوار است که مراتب لیاقت وکاردانی و عقل و تدبیر بانوان ظاهر میگردد.

خانم محترم!قبل از هر چیز این مطلب را بدان که شوهرت به یک بیماری خطرناک روانی مبتلا است.بی جهت نمیخواهد زندگی را به خودش و تو تلخ کند بیمار است.آری وسواسیگری نیز یکی از بیماریهای خطرناک است.با بیمار باید مدارا نمود تا بیماریش برطرف گردد.

تامیتوانی به او اظهار عشق و محبت کن.آنقدر اظهار علاقه کن تا یقین کندکه جز او کسی در دل تو راه ندارد.اگر ایراد و بهانه جویی میکند تحمل کن.در مقابل تندیها و خشونتهایش بردباری بخرج بده.در مقابل سختگیریهایش مدارا کن.

داد و قال راه نینداز.قهر و دعوا نکن.در مقابل پیشنهاداتش لجبازی نکن.اگر احساس کردی که نامه ها و معاشرتهایت راکنترل میکند اصلا برویش نیاور.تمام اعمال و رفتار و حوادث روزانه رابرایش تشریح کن.هیچ حادثه ای را از وی مخفی مدار.

در هر موردی توضیح خواست حقیقت را بدون کم و زیاد در اختیارش بگذار.از دروغ وکتمان واقع جدا اجتناب کن زیرا اگر یک مرتبه دروغت آشکار شد آنراسند جرم و دلیل قطعی خیانت محسوب میدارد و باین آسانیها بدبینی اوبرطرف نخواهد شد.اگر گفت: با فلان کس معاشرت نکن و فلان کار را انجام نده بدون چون و چرا بپذیر و سرسختی نشان نده که سوءظنش زیادتر میشود.

از کارهاییکه اسباب بدگمانی و تهمت میشوند جدا اجتناب کن.

حضرت علی (ع) فرمود:هر که نفس خویشتن را در موضع تهمت قرار دهد نباید کسانی را که به او گمان بد میبرند ملامت کند (۵) .

اگر نسبت به شخص معینی حساسیت دارد او را به طور کلی رها کن.

تو اگر بتوانی شوهر و زندگی خودت را حفظ کنی بهتر است تااینکه دوستی با افراد مخصوصی را نگهداری کنی.پیش خود نگو مگر من اسیر و بنده زر خرید شوهرم هستم که مجبور باشم اینقدر مدارا کنم.البته بنده نیستی لیکن همسر یک مرد بیمار هستی.

در آن هنگام که با هم پیمان زناشویی بستید متعهد شدید که درمشکلات و گرفتاریها یار و غمخوار یکدیگر باشید آیا رسم وفا است که بایک شوهر بیمار لجبازی و ستیزه گری کنی؟ احساسات خام را کنار بگذارهوشمند و عاقبت اندیش باش.به خدا سوگند برای حفظ شوهر وخانواده ات هر چه بردباری و فداکاری کنی ارزش دارد.هنر زن در اینست که در یک چنین مواقع دشوار با چنین مردانی سازگاری کند.

 امام صادق (ع) فرمود:جهاد زن در این است که در مقابل اذیتها وغیرتهای شوهرش بردباری کند (۶) .

کاری نکن که شوهرت بدبین یا بدبین تر شود.از مردان بیگانه مخصوصا آنها که شوهرت نسبت به آنها حساسیت دارد تعریف نکن.به مردان نامحرم خیلی نگاه نکن.پیغمبر اسلام (ص) فرمود:خداوند متعال برزن شوهرداری که چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند غضب شدید خواهدکرد (۷) .

با مردان بیگانه معاشرت و گفتگو نکن.بدون اجازه شوهرت به خانه آنها نرو.به اتومبیل آنها سوار نشو.عفت و پاکدامنی تو کافی نیست بلکه باید از اموری که اسباب سوء ظن می شود جدا اجتناب نمایی.ممکن است در اثر غفلت و سادگی کار کوچکی از تو سر بزند که شوهرت رابدبین گرداند.

به داستان زیر توجه فرمایید:
دختر ۲۷ ساله ای...در دادگاه گفت:در زمستان سال ۱۳۴۲ در یک روز برفی به تقاضای یکی از دوستانم به اتومبیل دایی او سوار شدم تا مرابه منزل برساند.و همین امر هشت سال است که مرا بلاتکلیف گذارده است،دو ماه قبل از واقعه موقعی که در کلاس ششم دبیرستان تحصیل می کردم عقد شده بودم.یک روز که برای حاضر کردن درس به خانه یکی از همشاگردیهایم رفته بودم برف شروع شد.

همشاگردی از من خواست که دایی اش مرا به منزل برساند.اتفاقا هنگامی اتومبیل حامل من به منزل رسید که شوهرم سر کوچه ایستاده بود.من که متوجه خطر شده بودم به راننده گفتم فرار کند او هم مانند یک مجرم فرار کرد و همین امر برسوءظن شوهرم افزود.بعدا نیز موقعی که مورد اعتراض قرار گرفتم جریان را انکار کردم و این امر سوءظن او را بیشتر کرد به طوری که بعداحتی شهادت همشاگردی و خانواده اش نتوانست خاطر او را آسوده سازد و مرا از اتهام برهاند.

شوهرم دیگر نه حاضر شد مرا به خانه ببرد و نه طلاقم گوید هشت سال است که همینطور بلا تکلیف مانده ام (۸) .

به نظر خوانندگان مقصر در این داستان کیست؟به نظر من عمده تقصیر به گردن زن است. اوست که در اثر سادگی و غفلت،خودش وشوهرش را به این روز انداخته است.

 اولا کار خطائی کرد که در اتومبیل مرد بیگانه ای سوار شد.برفرض اینکه شوهرش هم این قضیه را ندیده بود اصولا سوار شدن زن دراتومبیل یک مرد بیگانه کار زشت و خطرناکی است.

 ثانیا گیرم که در اثر غفلت این عمل را انجام داد لیکن وقتی دیدشوهرش سر خیابان ایستاده است باید فورا به راننده بگوید نگه دار.ازاتومبیل پیاده شود و با شوهرش به منزل برود و جریان را برای او شرح بدهد.

 ثالثا یکی از اشتباهات بزرگش اینست که به راننده دستور فرارداده.

 چهارمین اشتباهش اینست که بعدا قضیه را به کلی انکار نموده است.بعد از همه اینها جا داشت وقتی شوهرش را ملاقات می کرد تمام قضایا را برایش شرح می داد و اعتراف می کرد که من در اثر سادگی وخجالت اشتباه کردم.

البته مرد هم در مرتبه دوم بی تقصیر نبوده است.نباید تنها این حادثه را دلیل قطعی یانت بشمارد.باید احتمال بدهد که همسرش در اثر غفلت و سادگی و عدم تجربه مرتکب این خطا شده بعدا هم از ترس اتهام دستور فرار داده و به همین جهت هم اصل قضیه را منکر شده است.

در این صورت باید با کمال انصاف و بیطرفی در اطراف قضیه خوب تحقیق کند.وقتی به برائت او اطمینان حاصل کرد خطایش راببخشد و زیاد سختگیری نکند.

 زن خیانتکار

اگر با ادله و شواهد قطعیه باثبات رسید که زن خیانتکار است و بامردان بیگانه رابطه نامشروع دارد مرد با مشکل بسیار دشواری روبرومی شود.از یک طرف حیثیت و آبرویش در معرض خطر قرار دارد ازطرف دیگر تحمل چنین ننگی دشوار است.مرد در بن بست سختی گیرکرده که نجات از آن کار بسیار خطرناک و دشواریست.

در اینجا مرد چند راه در پیش دارد:

۱) برای حفظ آبرو و بقای خانواده اش دندان بر سر جگرنهاده موضوع خیانت همسرش را نادیده بگیرد و با وضع موجود تا آخرعمر بسازد.البته این راه درستی نیست.زیرا هیچ مرد غیرتمندی نمی تواندشاهد خیانتهای همسرش باشد و وجود اطفال نامشروع را تحمل کند.

غیرت برای مرد یکی از صفات پسندیده است و مرد بی غیرت نزد خدا ومردم خوار و فرومایه و بی آبروست.

واقعا چه زندگی کثیف و ننگ آوری دارند نامردانی که بدین خوی بد آلوده اند؟!

نه تنها مرد نیستند بلکه از حیوانات هم پست ترند. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

بوی بهشت از پانصد سال راه استشمام می شود لیکن دو دسته مردم از بوی بهشت محرومند: عاق والدین و دیوث.عرض شد:یا رسول الله دیوث کیست؟فرمود:مردی که میداند همسرش زناکار است (و در مقابل خیانت او سکوت می کند) (۹) .

۲) همسر خودش یا مرد خیانت پیشه را به قتل برساند.

البته بدین طریق می تواند انتقام بگیرد و به طور موقت تشفی قلب حاصل کند.لیکن کار بسیار خطرناکی است و عاقبت خوشی ندارد.زیرا کمتراتفاق می افتد که موضوع قتل برای همیشه مخفی بماند.

بالاخره قاتل شناخته و مورد تعقیب قرار خواهد گرفت.در دادگاه هم موضوع خیانت همسرش را به این آسانیها نمی تواند به ثبوت برساند.بدین جهت احتمال تبرئه شدنش بسیار ضعیف است.یا محکوم به اعدام می شود یا اینکه اقلامدت درازی را باید در زندان بسر برد.زندگی او از هم می پاشد.اطفالش بدبخت و بی سرپرست می شوند.بنابراین، عقلایی نیست که انسان تحت تاثیر احساسات خام قرار بگیرد و برای تشفی نفس و ارضای حس کینه توزی دست به چنین اقدامات خطرناکی بزند و جان خودش را درمعرض خطر قرار بدهد.

مرد باید عاقل و بردبار و عاقبت اندیش باشد.آنقدر قدرت نفس داشته باشد که دست به اقدامات جنون آمیز نزند تا اینکه چاره واقعی را پیداکند.

مردانی که به یک چنین بلیه زندگی گرفتارند باید قبل از هر گونه اقدام خطرناک،عواقب آن را بخوبی بسنجند و به آمار مردانی که همسرخویش یا مرد خیانت پیشه را به قتل رسانده اند، و در صفحات مجلات وروزنامه ها هر روز منعکس می شوند،مراجعه کند و نتیجه کارشان را ببیند وآنگاه تصمیم بگیرد.

۳) خودکشی کند تا خیانتهای همسرش را نبیند و از این زندگی ننگین نجات پیدا کند، البته این راه هم عقلایی نیست.زیرا از یک طرف مرتکب قتل نفس شده که از لحاظ شرع یکی از گناهان بزرگی است که خداوند متعال وعده دوزخ بدان داده است.

از طرف دیگر،خودش را نابود و از زندگی محروم نموده است.

این چه کار غیر عقلایی است که انسان برای انتقام از دیگران خودش را به هلاکت دنیوی و اخروی بیندازد؟!و همسرش را برای ارتکاب خیانت آزادی بیشتری بدهد؟شاید بدترین راهها همین راه باشد.

۴) در صورتی که خیانت همسرش به طور یقین به اثبات رسید و دید به هیچ قسمی حاضر نیست از کارهای غیر مشروعش دست بردارد بهترین و بی خطرترین و عقلایی ترین راه اینست که او را طلاق بدهد و از شر او نجات پیدا کند.

درست است که در اثر طلاق زندگی او از هم می پاشد و خسارتهای زیادی هم خواهد دید و تحمل اینکار دشوار است مخصوصا اگر بچه دارباشد لیکن به هر حال چاره ای جز این وجود ندارد.بهترین راه اینست که همسرش را طلاق بدهد و فرزندانش را تحویل بگیرد.زیرا صلاح نیست فرزندان بیگناهش را در اختیار یک زن فاسد قرار دهد.

البته نگهداری از بچه ها دشوار است لیکن باید مرد مطمئن باشد که چون برای رضای خدا این طریق را انتخاب نموده خدا هم یاریش می کند وبزودی یک زن پاکدامن و عفیف نصیبش می گردد و طولی نخواهد کشیدکه زندگی او در یک مسیر عادی و آبرومند قرار خواهد گرفت فرمود:استفاده از نعمتهای خدا جزء دین است (۱۰) .

پیغمبر اسلام (ص) فرمود:آدم کثیف بد بنده ای است (۱۱) .

 پیغمبر اکرم فرمود:آنقدر جبرئیل درباره مسواک به من سفارش کرد که بر دندانهایم ترسیدم (۱۲) .

 حضرت علی (ع) فرمود:خدا زیبا است و زیبایی را دوست دارد.ودوست دارد که آثار نعمتهایش را بر بندگانش ببیند (۱۳) .

پاکیزه گی و زیبایی اختصاص به زن ندارد.بلکه مرد هم باید به سرو وضع خویش برسد و تمیز و شیک باشد.بسیاری از مردها اصلا مقید به نظافت و لباس خوب نیستند.دیر به دیر به حمام می روند.به اصلاح سر وصورت چندان مقید نیستند.با لباسهای کثیف و موهای ژولیده در منزل ودر حضور مردم ظاهر میشوند.بوی عرق بدن و پاهایشان مردم را اذیت میکند.

البته شاید اکثر مردها به زینت کردن و نظافت و شیک پوشی مقیدباشند لیکن آن هم در خارج منزل و برای مردم است.اما در داخل منزل اصلا مقید نیستند.وقتی می خواهند به اداره یا بازار و خیابان یا مجلس مهمانی بروند سر و صورتشان را اصلاح میکنند،موهایشان را شانه ورنگ و روغن میزنند،بهترین لباسهایشان را پوشیده از منزل خارج می شوند اما وقتی به منزل بازگشتند فورا لباسهای اتو کرده و زیبا را درآورده لباسهای مندرس و کثیف را می پوشند.کمتر اتفاق می افتد که در منزل موهایشان را شانه بزنند و به آرایش و زیبایی مقید باشند.

بامداد که ازخواب برخاستند با همان موهای ژولیده و چشمهای قی کرده برای خوردن صبحانه سر سفره می نشینند.اگر اتفاقا یک یا چند روز از منزل خارج نشوند با همان وضع نامرتب بسر می برند.به طوری در منزل زندگی میکنندکه هیچکس نمی خواهد به او نگاه کند نظافت و آرایش و شیک پوشی رافقط برای خارج منزل و برای مردم بیگانه گذاشته است.و هیچ به فکرخانواده اش نیست.

آقای محترم!چنانکه تو از زن کثیف و ژولیده بدت می آید و ازهمسرت انتظار داری که در منزل به سر و وضع خودش برسد و تمیز وقشنگ باشد مطمئن باش او هم همین انتظار را از تو دارد.او هم از شوهرژولیده و بدقیافه بدش می آید دوست دارد همیشه شوهرش را زیبا و مرتب ببیند.

اگر تو در داخل منزل به وضع خودت نرسی چشم همسرت درخارج منزل به مردان شیک پوش و خوش قیافه می افتد و خیال میکند که آنان از آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند.

وقتی آنان را با تو مقایسه میکند از تو ناراضی و دلسرد میگردد.توهم در داخل خانه به سر و وضع خودت برس و تمیز و شیک باش تاهمسرت ببیند که تو هم از مردان دیگر کمتر نیستی. تا محبتش زیاد شود وبه خانه و زندگی بیشتر علاقه مند گردد و از فساد و انحراف سالم بماند.

اصولا چه ثمری دارد که برای مردان بیگانه و زنان کوچه و بازار زینت کنی با اینکه اصلا احتیاجی به آنها نداری لیکن برای همسرت که شریک زندگی است و به مهر و محبت او کاملا نیازمندی با بدترین وضع و قیافه ظاهر شوی؟!

بدین جهت،دین مقدس اسلام به مردان سفارش میکند که برای همسران خویش آرایش و زینت کنند.

پیغمبر اسلام (ص) فرمود:

بر مرد واجب است که غذا و لباس همسرش را تامین کند و باصورت و قیافه بد بر او ظاهر نشود.اگر چنین کرد حقش را ادا کرده است (۱۴) .

 رسول خدا (ص) فرمود:باید شما خودتان را برای همسرتان مرتب و آماده گردانید،چنانکه دوست دارید آنان خودشان را برای شما مهیاسازند (۱۵) .

حسن بن جهم می گوید:حضرت ابو الحسن علیه السلام را دیدم که خضاب کرده بود.عرض کردم خضاب کرده اید؟فرمود:آری.مرتب و مهیابودن باعث عفت زنان میشود.به واسطه نامرتبی و مهیا نبودن مردان است که زنان،عفت خویش را از دست میدهند.سپس فرمود:آیا دوست داری همسرت را نامرتب ببینی؟گفتم:نه.فرمود:او هم عینا مانند تو است. (۱۶) امام رضا علیه السلام فرمود:زنان بنی اسرائیل بدان جهت از طریق عفت خارج شدند که مردانشان به مرتب بودن و زیبایی مقید نبودند.سپس فرمود:همان انتظاری که تو از همسرت داری او نیز همان انتظار را دارد. (۱۷)
۱-اطلاعات ۲۶ بهمن ماه ۱۳۵۰
۲-اطلاعات ۲۷ بهمن ماه ۱۳۴۸
۳-سوره نور آیه ۳۰
۴ و ۵-وسائل ج ۱۴،صفحه ۱۳۸ و ۱۳۹
۶-و نمیدانند چرا؟ص ۱۴۰.
۷-شافی ج ۱ ص ۱۹۷
۸-شافی ج ۱ ص ۱۹۷
۹-بحار ج ۶۲ ص ۱۲۹
۱۰-شافی ج ۱ ص ۲۰۸
۱۱-شافی ج ۱ ص ۲۰۸
۱۲-شافی ج ۱ ص ۲۱۰
۱۳-شافی ج ۱ ص ۲۱۲
۱۴-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۴
۱۵-مستدرک ج ۲ ص ۵۵۹.
۱۶-وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۳
۱۷-بحار ج ۷۶ ص ۱۰۲    
تبیان
+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 17:48  توســط fAtEmEh  | 

به مردان قدرت دهید ، تا صمیمیت فوران کند   فقط خانمها بخوانند...

مردان قدرت دهید ، تا صمیمیت فوران کند . مرد موجودی عاشق قدرت است . مرد از این که قدرتمند باشد حظ میکند . در آسمان اوج میگیرد و شما را نیز همراه خود بالا می برد.

از اینکه توانا باشد یا احساس توانایی کند لذت میبرد. تا وقتی که مشغول کشتن این احساس در مردان هستید بدانید که تنها میتوانید خواب خوشبختی را ببینید.

گر قدرت مرد را نادیده بگیرید یا از آن انتقاذ کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود.او دنبال کسی است که به قدرتهایش ایمان داشته باشد. و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد.پس بدانید که:

۱) اگر خودتان دارای درآمد هستید ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید.حتی اگر درامد بیشتری داریدهرگز به روی خودتان هم نیاورید.بگذارید همسرتان فکر کند که همه چیز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره میشود.

۲) مطلقا او را با کسی مقایسه نکنید.شوهر خواهرم دو تا خانه داردفلانی اینقدر درامد دارد و تو مثل گداها هستی.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر میکنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید.انتقاد دشمن صمیمیت است.

۳) تو بی عرضه ای ، فاتحه خواندن بر صمیمیت است. تو بی عرضه ای یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه " تو بی عرضهای " فاتحه ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.

۴) شوهر خود را حلال مشکلات بدانید. مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کند.و تایید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است.

۵) به مردان اندرز ندهید.مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند.و اگر به شما چیزی نمیگویندیعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل کند.و در صورت لزوم با شما در میان میگذارند.با نصیحت نکردن زندگی خود را عاشقانه کنید.

۶) سکوت مردان را نشکنیداین اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است مدام به سمت آنها میروند و با آنها حرف میزنند.اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است.و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها این طور نیست.

۷) به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنیدتا با خود خلوت کندبا دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به انها این فضا را هدیه بدهید. انها نیز به شما عشق میورزند.

۸) مرد دوست دارد که از او قدر دانی شود. تشکر به مرد قدرت پرواز میدهد.از هر کار کوچکی که برای شما انجام میدهدتشکر و قدر دانی کنید.تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

۹) مرد باید تایید شود.تواناییهای مرد را تایید کنیدو تاکید کنید او صاحب بهترین تواناییها و شایسته ترین همسر( شوهر) است.

۱۰) باید مورد اطمینان باشد. به او اعتماد کنیدبا اطمینان خاط از اینکه او میتواند ، شما میتوانید به راحتی بسیاری از کارها را به بسپارید.

۱۱) مردها را تشویق کنیدمرد عاشق تشویق است.کف زدن ها را فراموش نمیکند.. مرد، افرین شما را تا عمر دارد به خاطر می سپارد.

من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی برای همیشه به خاطر دارم.

نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده ( و البته بی هزینه ) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل می شود.

موارد بالا برای خانمها است . به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که اقایان باید رعایت کنند که با رعایت انها از سوی اقایان و رعایت نکات بالا از سوی خانمها قطعا" صمیمیت در زندگی پر رنگ تر خواهد شد .آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ میشوند و حاضر نخواهید بود که انرا با دنیا عوض کنید.

مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت میخواهیم؟ مگر نه اینست که حتی ان کسی که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟   

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 17:39  توســط fAtEmEh  | 

آنچه باید درباره همسرتان بدانید

همه همسران دوست دارند خوشبخت باشند و در زندگی مشترک اعتماد و علاقه و صمیمیت را تجربه کنند.
در این میان نکاتی هست که چنانچه دو طرف از آنها آگاه باشند زندگی بهتر پیش می‌رود. برخی از این نکات مختص خانم‌هاست که باید سعی کنند با رعایت آنها احساس اطمینان و امنیت را به همسرانشان بدهند و برخی نکات نیز اگر مردان رعایت کنند، از بسیاری از کشمکش‌ها و درگیری‌ها جلوگیری می‌شود.

ما قصد داریم در این بخش به مواردی که رعایت آنها برای مردان ضروری است بپردازیم:

 مرتب به همسرتان نشان دهید برایش ارزش خاصی قائلید.

مراقب باشید در حضور همسرتان از دست پخت خانم دیگری که حتی می‌تواند مادر یا خواهرتان باشد تعریف نکنید. اگر هم چنین کاری می‌کنید، باید بلافاصله از او نیز به نوعی تعریف و قدردانی کنید تا خیالش راحت شود که شما قدر او را می‌دانید.

این موضوع ممکن است برای برخی از آقایان خنده‌دار به نظر برسد، اما واقعیت این است که خانم‌ها بسیار عاطفی‌تر از مردان هستند و دوست دارند همواره در زندگی همسرشان اولویت اول باشند.

اگر شما در مورد خانم دیگری تعریف کنید یا خوبی او را بگویید، همسرتان فکر می‌کند توجه شما به او نیست یا این‌که کارها و زحماتش شما را راضی نمی‌کند. این کار حس بدی به او می‌دهد و ممکن است در مقابل فرد مذکور نیز جبهه‌گیری کند.

پس به همسرتان اطمینان دهید شخص اول زندگی‌تان است و این موضوع را بارها و بارها با کلمات و رفتار و گفتار ثابت کنید.

 به همسرتان تاکید کنید دور بودن شما از منزل به معنای تمایل تان به دوری از او نیست.

بسیاری از مردان مشاغلی دارند که موجب می‌شود ساعات زیادی را دور از منزل باشند. برخی از آنها دوست دارند بعد از کار نیز به یک باشگاه ورزشی بروند، ورزش کنند یا این‌که به تماشای مسابقه فوتبال مورد علاقه خود بنشینند.

اما هیچ یک از اینها بدین معنا نیست که نمی‌خواهند زمانی را با همسرشان خلوت کنند.

گاهی اوقات همسرشان احساس می‌کند آنها تمام روز را دور از آنها برای خود برنامه‌ریزی می‌کنند. پس حتما با دور بودن از آنها راحت‌ترند. در صورتی که این طور نیست و چنانچه مردان از این راز آگاه باشند، با یک تماس تلفنی چند دقیقه‌ای از بیرون یا گفتن یک جمله محبت‌آمیز یا حاکی از قدردانی از درک و همراهی او موضوع را حل کرده و از ناراحتی‌های بعدی جلوگیری می‌کنند.

البته جالب است بدانید این موضوع در مورد آقایان هم صدق می‌کند. یعنی اگر خانمی ‌در یک روز تعطیل برای خود برنامه‌های شخصی داشته باشد، همسرش ناراحت می‌شود و دوست دارد بیشتر به او محبت شود.

پول در آوردن برای مردان به منزله احساس قدرت بیشتر است.

از سال ۱۹۸۱ که بر تعداد زنان شاغل افزوده شد و از آن زمان به بعد بسیاری از زنان پا به پای مردان کار کرده‌اند یا در مواردی حتی درآمدی بیش از همسرشان داشته‌اند، در بسیاری از مباحث خانوادگی همسران تصور می‌کنند که شوهرانشان قصد دارند بیشتر کار کنند تا بیشتر پول درآورده و به عبارت دیگر با آنها رقابت کنند یا این‌که برتری خود را نشان دهند.

در صورتی که مردان باید برای همسرانشان توضیح دهند که پول درآوردن موجب می‌شود تا آنها احساس مهم بودن کرده و به نوعی نیازشان به اهمیت و احترام ارضاء شود.

 وقتی هم که در مورد پول و درآمد صحبت می‌کنند، به خاطر تایید و تثبیت موقعیت خود به عنوان رکن مهم در زندگی است نه این‌که نقش و توانایی‌های همسرشان را زیر سوال ببرند.


وقتی عصبانی هستید از زیر مسوولیت‌ها در نروید.

آقایان باید به یاد داشته باشند که زندگی امروزه استرس و فشارهای روحی خاص خود را به همراه دارد و گاهی اوقات نیز خشمگین یا عصبانی شدن، طبیعی و غیرقابل اجتناب است. اما وقتی از سر کار یا جای دیگری عصبانی هستید و همسرتان می‌گوید چراغ آشپزخانه خراب شده است، چنانچه آن را تعمیر نکنید، فکر خواهد کرد از آنجایی که به او اهمیت نمی‌دهید می‌خواهید چراغ آشپزخانه که برای کار او بسیار لازم است خاموش بماند تا او ناراحت شود.

در چنین مواردی باید به او اطمینان خاطر دهید که حتما آن را درست می‌کنید، اما حالا نیاز به کمی ‌استراحت و خلوت دارید تا بتوانید با انرژی کافی و بهتر به آن کار بپردازید.

 به او اطمینان دهید او را همان‌گونه که هست می‌خواهید.

گاهی اوقات وقتی خانم‌ها درباره مادر، خواهر یا افراد دیگر خانواده خود صحبت می‌کنند و موضوعی را مطرح کرده و بیان می‌کنند که رفتار یا واکنش آن فرد در مقابل این مساله چیز خاصی است و همسرشان تایید نمی‌کند، خانم تصور می‌کند که آقا آن عضو خاص از خانواده همسر را قبول ندارد یا به او احترام نمی‌گذارد. در این گونه موارد آقا باید به همسرش بگوید برای آن فرد احترام قائل است، اما نمی‌خواهد همسرش تبدیل به آن فرد خاص شود.

 به صحبت‌های همسرتان علاقه نشان دهید.

یکی از تفاوت‌های مردان با زنان در این است که خانم‌ها چیزهای ظریف و ریز را می‌بینند و مردان کل را. به همین سبب خانم‌ها وقتی قرار است موضوعی را تعریف کنند، راجع به تمام مقدمات و حواشی آن نیز صحبت می‌کنند، اما آقایان منتظر اصل و جان مطلب هستند. به همین سبب ممکن است خانم‌ها تصور کنند همسرشان تمایلی به گوش کردن به صحبت‌های آنها ندارد.

بهتر است آقایان با صبوری بیشتری گوش کنند و در مواردی هم سوالاتی بپرسند تا توجه ایشان را نشان دهد، اما در عین حال خواستار خلاصه‌تر شدن ماجرا هستند.

به خواست او احترام بگذارید.

گاهی اوقات فقط یک جمله کوتاه که نشانگر توجه و علاقه شما به راحتی همسرتان است از بسیاری از ناراحتی‌ها جلوگیری می‌کند.

در مواردی وقتی همسرتان از چیزی ناراحت است یا بشدت خواهان چیزی است فقط یک جمله محبت‌آمیز نظیر «هر طور که تو دوست داری» منجر می‌شود به این که همسرتان از بسیاری از موارد گذشت و چشمپوشی کند و آرام شود.

مشکل این است که بسیاری از آقایان معتقدند مسائل گفتن ندارد و اگر بتوانند خواسته‌های همسرشان را عملی کنند، این کار را انجام خواهند داد و این نیازی به یادآوری ندارد، اما خانم‌ها نیازمند شنیدن بسیاری از جملات هستند تا راحت و آرام و با اعتماد بیشتری زندگی را به پیش ببرند. پس آن را دریغ نکنید.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 15:55  توســط fAtEmEh  | 
شوهرانی که عشق را در زندگی مي كشند

مطلب زیر که برگرفته از سایت همدردی است به مردان کمک می کند تا بدانند آیا همسران خوبی برای زندگی زناشویی خود هستند یا نه؟ همچنین به خانم ها نیز کمک می کند تا همسزلتشان را خوب بشناسند.    

شوهر شما چگونه مردی است؟يا شما چگونه مردی هستيد؟آیا در خانه شما عشق جریان دارد؟ آیا نسیم محبت در خانه شما می وزد؟ آیا شما مردانی مهربان و دوستداشنی برای همسرانتان و پدری دلسوز برای فرزندانتان هستید؟آیا می دانید با چه برخوردی عشق را در سینه همسرانتان که عاشقتان بودند از بین می برید؟ مطلب زیر که برگرفته از سایت همدردی است به مردان کمک می کند تا بدانند آیا همسران خوبی برای زندگی زناشویی خود هستند یا نه؟ همچنین به خانم ها نیز کمک می کند تا همسزلتشان را خوب بشناسند

۱) شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند:

خانمش را چون یکی شی» می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع; رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع; سرزدن به دوستان ممنوع; درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع; داشتن شغل ممنوع; اردو و مسافرت ممنوع; استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع; خندیدن با صدای بلند در محیط خانواده و محارم ممنوع; تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع; رفتن کنار پنجره ممنوع; نامه نوشتن ممنوع; بیرون رفتن از منزل ممنوع.

۲) شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده:

چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی; تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن; تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون; تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او; انتخاب رنگ پرده; انتخاب نوع مبل; انتخاب رنگ و نوع فرش; انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان; انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان; دستور به خانمشان در مورد چگونه فکرکردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن.

۳) شوهران بی مسئولیت:

این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرت ها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی برسر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنج هایشان را به خانواده می ریزند و لذت هایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استیشن، با یک رایانه و اینترنت و...، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند.

۴) شوهران بی احساس و سخت کوش:

برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلا» وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری و...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و... هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل، همسر و فرزندان خود ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده. مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند ولی از نظر عاطفی، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی، همدلی، همدردی با همسر را نیاموخته اند.

حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال، خانمشان باید کلی به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله ۳ کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند. اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزادسازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند. این مردان مهارت های گوش دادن، مهارت های ارتباطی، مهارت های هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین نکرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند. برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوج هایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند. یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه محبت آمیز، یک نوازش و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری; از آرزوهای هرگز برآورده نشده، خانم این دسته از آقایان است.

۵) شوهران وابسته و غیر مستقل:

این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روزبه روز مستقل تر شوند، روزبه روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.

۶) شوهران کمال گرا و خسیس:

این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند و فردای آنها که باعث نگرانی شان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح، مسافرت، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند.
+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 15:48  توســط fAtEmEh  | 

او شریک زندگی من است 


یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازد‌واج، د‌ر نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است . به جرأت می‌توان گفت بیشترین مشکلاتی که د‌ر زند‌گی مشترک به وجود‌ می‌آید‌ به خاطر این است که د‌ختر و پسر ، همسر مناسب خود‌ را انتخاب نکرد‌ه‌اند‌ و پس از چند‌ سال زند‌گی، متوجه می‌شوند‌ که مناسب یکد‌یگر نبود‌ه‌اند‌. پس جا د‌ارد‌ برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم. ملاک‌هایی که د‌ر انتخاب همسر باید‌ د‌ر نظر گرفته شود‌، د‌و نوع است: الف ـ آنهایی که رکن و اساس‌اند‌ و برای یک زند‌گی سعاد‌تمند‌انه، حتماً لازم‌اند‌. ب ـ آنهایی که شرط کمال هستند‌ و برای کاملتر شد‌ن زند‌گی لازم‌اند‌.

 مذهب

یکی از معیارهایی که باید‌ حتماً د‌ر ازد‌واج د‌ر نظر گرفته شود‌، عامل مذهب و نگرش فرد‌ مقابل نسبت به مذهب است. اگر شما فرد‌ی هستید‌ که به اصول و فرامین مذهبی معتقد‌ید‌، ولی شخص مورد‌ نظرتان ، نسبت به مذهب بی اعتماد‌ یا بی تفاوت است، شما با هم زند‌گی خوبی نخواهید‌ د‌اشت. انسان متد‌ین، همسری متد‌ین می‌خواهد‌، اگر یکی متد‌ین و د‌یگری بی د‌ین و بی‌قید‌ باشد‌، خوشبخت نخواهند‌ شد‌. بنابراین از این لحاظ باید‌ فرد‌ی را انتخاب کنید‌ که همانند‌ شما فکر کند‌.

تناسب

یکی د‌یگر از مسائل، تناسب خانواد‌گی است. ازد‌واج با یک فرد‌، مساوی است با پیوند‌ با یک خانواد‌ه، فامیل و یک نسل؛ خانواد‌ه د‌ختر و پسر باید‌ با یکد‌یگر سنخیت و تناسب د‌اشته باشند‌. د‌ر انتخاب همسر معقول نیست شما بگویید‌ «من می‌خواهم با این فرد‌ زند‌گی کنم و کاری با خانواد‌ه‌اش ند‌ارم» چرا که این فرد‌، جزیی از همان خانواد‌ه و فامیل و شاخه‌ای از همان د‌رخت است. این شاخه، از ریشه همان د‌رخت تغذیه کرد‌ه؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواد‌ه و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد‌ منتقل شد‌ه است، این فرد‌ د‌ر د‌امن همان خانواد‌ه بزرگ شد‌ه است. باید‌ موقع ازد‌واج، ارزش‌های د‌رون خانواد‌ه فرد‌ را بررسی و با ارزش‌های د‌رون خانواد‌ه خود‌تان مقایسه کنید‌. اگر این ارزش‌ها با یکد‌یگر تناسب د‌اشته باشند‌، شما زند‌گی آرامی خواهید‌ د‌اشت. د‌ر مقایسه ارزش‌ها د‌قت د‌اشته باشید‌. برای مثال اگر د‌ر خانواد‌ه شما، تحصیل یک ارزش است، د‌ر خانواد‌ه فرد‌ مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد‌، اگر د‌ر خانواد‌ه شما حجاب یک ارزش است، د‌ر خانواد‌ه طرف مقابل حجاب ضد‌ ارزش نباشد‌. آنچه د‌ر تناسب اجتماعی باید‌ د‌ر نظر د‌اشت، ارتباطات و رفت و آمد‌های خانواد‌گی است. این که خانواد‌ه با چه افراد‌ی رفت و آمد‌ می‌کنند‌ و د‌ارای چه جایگاهی هستند‌، آیا شهرت اجتماعی د‌ارند‌ یا خیر، مهم است.

همه اینها د‌ر جایی جمع می‌شود‌ که به آن تناسب اجتماعی می‌گوییم. د‌ر حقیقت، مرد‌م د‌وست د‌ارند‌ با افراد‌ی

رفت و آمد‌ کنند‌ که از جایگاه اجتماعی خوبی برخورد‌ار باشند‌. د‌و خانواد‌ه باید‌ از این حیث با یکد‌یگر تناسب د‌اشته باشند‌. مسئله د‌وم، تناسب رفتار اجتماعی د‌ختر و پسر است.

بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسر د‌ر نظر گرفتن تناسب اجتماعی د‌و خانواد‌ه است و چقد‌ر خوب است که پسر و د‌ختر د‌ر یک رد‌یف اجتماعی با هم ازد‌واج کنند‌.

 اقتصاد‌

یکی د‌یگر از موارد‌ی که باید‌ د‌ر ازد‌واج د‌ر نظر گرفت مسائل مالی و اقتصاد‌ی است، هر چقد‌ر د‌و خانواد‌ه از لحاظ مالی د‌ر یک سطح باشند‌ ازد‌واج، ازد‌واج خوبی است. صلاح نیست د‌ختر و پسر و خانواد‌ه‌هایشان از لحاظ مالی و ثروت، تفاوت زیاد‌ی با هم د‌اشته باشند‌، ازد‌واج د‌و طبقه متضاد‌ اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد‌ د‌اشت.

شما نمی‌توانید‌ با فرد‌ی زند‌گی کنید‌ که از نظر اقتصاد‌ی د‌ر رد‌یف شما نیست، هرگز این کار را نکنید‌. برای مثال کسی که از نظر اقتصاد‌ی د‌ر یک طبقه بالای اجتماعی است، د‌ر ناز و نعمت بزرگ شد‌ه، همه چیز برایش مهیا بود‌ه، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی ند‌اشته است، حالا با فرد‌ی از خانواد‌ه بسیار پایین از نظر اقتصاد‌ی ازد‌واج می‌کند‌ که سبک زند‌گیش با این فرد‌ متفاوت بود‌ه است. فرهنگ خانواد‌گیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می‌شود‌ این د‌و با یکد‌یگر به مهمانی بروند‌، شخص اول هر لباسی می‌پوشد‌ خجالت می‌کشد‌، احساس می‌کند‌ نازیباست ، مورد‌ تأیید‌ش نیست، د‌ر عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می‌رود‌ احساس کد‌خد‌ایی می‌کند‌. خانه سطحش پایین است. این احساسات د‌ر وی ایجاد‌ تعارض می‌کند‌. عصبانی می‌شوند‌، با هم د‌عوا می‌کنند‌، د‌عوا بر سر یک قضیه بسیار ساد‌ه زند‌گی است ولی ریشه اش د‌ر عد‌م همخوانی و تناسب طبقه اقتصاد‌ی است، اکثر د‌عواهای چنین زن و شوهرهایی، بعد‌ از میهمانی‌ها شروع می‌شود‌.

 تحصیل

یکی د‌یگر از معیارهایی که باید‌ د‌ر ازد‌واج د‌ر نظر گرفته شود‌، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله ند‌اشته باشند‌ و د‌ر رد‌یف یکد‌یگر باشند‌ تا تفاهم بیشتر د‌ر زند‌گی شان به وجود‌ آید‌. مهم است که زن و شوهر سطح د‌انششان به هم نزد‌یک باشد‌، زنی که تحصیل کرد‌ه و د‌انشگاهی است، نمی‌تواند‌ همسر یک مرد‌ بی سواد‌ یا کم سواد‌ باشد‌. اگر هم توانست، مد‌ت کوتاهی می‌تواند‌ ولی د‌ر د‌رازمد‌ت خیر. ممکن است یک آد‌م بی‌سواد‌ بسیار فرهیخته باشد‌، مهربان و سطح آگاهیش هم بالا، کلاً شخصیت خوبی د‌اشته باشد‌ ولی د‌ر اینجا تشابهاتی وجود‌ ند‌ارد‌، بالاخص این که تفاوت یک زن تحصیل کرد‌ه با یک مرد‌ تحصیل کرد‌ه بسیار زیاد‌ است.

غالباً خانم تحصیل کرد‌ه از تحصیلاتش د‌ر طول زند‌گی استفاد‌ه می‌کند‌ ولی مرد‌ تحصیل کرد‌ه کمتر. برای مثال می‌توانید‌ آثار هنری خانمی‌که د‌ر رشته هنر تحصیلات د‌انشگاهی د‌ارد‌، را د‌ر تمامی خانه ملاحظه کنید‌، اما ممکن است آقای مهند‌س برق د‌ر سیستم برق خانه‌اش کلی اشکال د‌اشته باشد‌! به نظر می‌رسد‌ زند‌گی با زن تحصیل کرد‌ه راحت‌تر است. او خیلی زود‌تر مسائل را می‌فهمد‌ و نیاز نیست که خیلی تکرار کنید‌. متقابلاً مرد‌ی که د‌ارای تحصیلات عالی است، نمی‌تواند‌ با زنی که د‌ارای تحصیلات پایینی است ازد‌واج کند‌. حتی بهتر است مرد‌ان یا زنان پزشک با هم رد‌یفان خود‌ ازد‌واج بکنند‌. یکی از چیزهایی که باید‌ د‌ر ازد‌واج رعایت شود‌، فاکتورهای حرفه‌ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه د‌ر زند‌گی زناشویی بسیار مهم است.

 تفکرات

حالا که به مسئله تحصیل اشاره کرد‌یم، خوب است که به تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مرد‌ان ما بسیار مقید‌ند‌ که همسر زیبا د‌اشته باشند‌، د‌ر صورتی که زیبایی د‌ر آمار جهانی بهد‌اشت فقط ۲۵ نمره د‌ارد‌ د‌ر حالی که به تفکر ۳۰۰ نمره د‌اد‌ه‌اند‌. د‌ر مورد‌ عروس خانم همیشه می‌پرسند‌ آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی د‌وره محد‌ود‌ی د‌ارد‌، ولی ما نمی‌توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مرد‌م ما د‌ر ازد‌واج، جایی برای تفکر باز نگذاشته‌اند‌.

 هوش

اولین چیزی که د‌ر تفکر جلوه گر می‌شود‌، عامل هوش است. زند‌گی با یک آد‌م کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید‌ چگونه می‌شود‌ هوش یک نفر را قبل از ازد‌واج تشخیص د‌اد‌؟

پاسخ بسیار آسان است. افراد‌ی که د‌رجه هوشی خیلی پائین د‌ارند‌، کاملاً د‌ر رفتار و کرد‌ارشان مشخص است، پختگی لازم را ند‌ارند‌، قد‌رت تشخیصشان ضعیف است. عامل د‌یگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کرد‌ن یعنی بیرون کشید‌ن و تفکر انتزاعی یعنی توانایی استنباط و د‌رک مفاهیم از موقعیت‌های کلی. این نوع تفکر، ابعاد‌ش بسیار گسترد‌ه است، افراد‌ی که تفکر انتزاعی د‌ارند‌، خیلی زود‌ شما را می‌فهمند‌. لازم نیست که د‌ائم برایشان تکرار کنید‌. بُعد‌ د‌یگرش، تفکر حل مسئله‌ای است، تفکری که د‌ر آن انسان می‌تواند‌ مسائل خود‌ش را حل کند‌. کسانی که این نوع تفکر را ند‌ارند‌، د‌ائم د‌ور خود‌شان می‌چرخند‌، گیج‌اند‌، د‌ائم می‌پرسند‌ چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود‌.... کسی که این نوع تفکر را ند‌ارد‌ به همسری برنگزینید‌. گاهی اوقات افراد‌ از روی ترحم با فرد‌ی ازد‌واج می‌کنند‌ که از نظر هوشی د‌ر سطح پایینی است، می‌خواهند‌ ایثار کنند‌ ولی سخت د‌ر اشتباهند‌. زند‌گی با افراد‌ کم هوش، بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی د‌ارد‌، کیفیت فراوان د‌ر مد‌یریت د‌ارد‌. یکی از ارکان اصلی مد‌یریت ، تفکر خوب است.


 پیشینه

یکی د‌یگر از معیارهایی که باید‌ د‌ر ازد‌واج د‌ر نظر گرفت، گذشته افراد‌ است. یعنی، باید‌ تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فرد‌ی که می‌خواهید‌ با وی ازد‌واج کنید‌ باشد‌. اگر این تشابهات بود‌، آن وقت شما به د‌رک متقابل خواهید‌ رسید‌. بسیاری از مرد‌م می‌گویند‌ همسرم مرا د‌رک نمی‌کند‌. د‌رک چه موقع صورت می‌گیرد‌؟ زمانی که ما سرنوشت مشابهی د‌اریم، شما کسی را د‌رک می‌کنید‌ که د‌ر زند‌گی تان باشد‌، یک غریبه را نمی‌شود‌ د‌رک کرد‌. اگر گذشته فرد‌ی که می‌خواهید‌ با وی ازد‌واج کنید‌ خیلی شیک بود‌ه، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته‌اند‌، و گذشته شما همه اش د‌رد‌ و رنج و زحمت بود‌ه و د‌ائم خون د‌ل خورد‌ه اید‌؛ رهایش کنید‌ این فرد‌ مناسب زند‌گی شما نیست.

گذشته بسیار مهم است. این فرد‌ نمی‌تواند‌ شما را د‌رک کند‌. نمی‌تواند‌ بفهمد‌ موقعیت فعلی را به چه قیمتی به د‌ست آورد‌ه اید‌؛ برایش اهمیتی ند‌ارد‌. تمام آنچه با زحمت به د‌ست آورد‌ه اید‌ را جزء بد‌یهیات و لوازمات زند‌گی می‌د‌اند‌، حتی گاهی اوقات اصرار می‌کند‌ موقعیت فعلی، را نیز از د‌ست بد‌هید‌ د‌ر حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. د‌ر ازد‌واج به سراغ فرد‌ی بروید‌ که گذشته‌ای مشابه شما د‌اشته باشد‌ و شما را د‌رک کند‌

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 15:43  توســط fAtEmEh  | 
حالا میگه نمی خوامت      

چه کار کنیم که یک زندگی با ثبات داشته باشیم؟   
سازمان ثبت احوال کشور چند وقت پیش اعلام کرد که در شش ماهه اول امسال , ۴۷ درصد از طلاق ها مربوط به زوج هاییبوده که کمتر از ۴ سال از ازدواجشان گذشته.

طبق این آمار تقریبا نیمی از طلاق ها مال جوان هایی است که حتی آنقدر با هم زندگی نکرده اند که طعم زندگی مشترک را بچشند.

بنویسید ... بگویی که همه بدانند ... حرف های عشقی مال همان دوروز اول است , بعدش زندگی واقعی می شود و با حرف نمی شود زندگی کرد....

پیاده روی میدان ونک همچنان شلوغ است.زن ها و مردها از در دادگاه بیرون می آیند و پی کارشان می روند.خیلی از آنها , دختر و پسر های جوانی هستند که تا چند ماه یا چند سال پیش هرگز فکرش را هم نمی کردند که روزی گذرشان به اینجا بیفتد اما حالا افتاده است.

حالا بعد از چند ماه و چند سال , برگشته اند به آن پیاده رویی که روزی فقط از عبور میکردند با عمر های گذشته و امید های بربادرفته.کمی آنطرف تر از در یک ساختمان چهار طبقه دختر و پسر دیگری در میان خانواده هایشان بیرون می آیند.بالای ساختمان تابلوی کوچکی خود نمایی می کند; دفتر ازدواج شماره ۳۴۳.

دختر و پسر و خانواده هایشان از پیاده رو میگذرند, بی آنکه حتی نگاهشان به سر در ساختمان سنگی بیفتد; دادگاه خانواده , شعبه ونک ....

 چه کار کنیم که یک زندگی با ثبات داشته باشیم؟

 چشمان تمام باز

فکر می کنید چرا بعضی زن و شوهر های جوان , این قدر زود به تیپ هم می زنند و زندگی مشترک را بی خیال می شوند؟اینها چند تا نکته به ظاهر ساده است که به تان کمک می کند طرفتان را قبل از ازدواج , با چشم بازتری انتخاب کنید و بعد هم از زندگیتان لذت ببرید.

زحمت جمع آوری این نکته ها را فرهنگسرای خانواده کشیده.

پر این نکته ها چکیده تحقیقات و کتابهای زیادی است که حالا به صورت هلو , به پر تو گلو در اختیار جوان هایی قرار گرفته که حوصله خواندن این همه کتاب و مشاوره با روانشناسان و بزرگترها را ندارند .

پس بخونید دعاش رو به جون برو بچه های فرهنگسرای خانواده کنید.

اشتباهات رایج در فرایند آشنایی:

 عدم طرح سئوالات کافی به خاطر مقررات غلط

 نشانه های هشدار دهنده را نادیده می گیریم

سازش زود هنگام و عجولانه

 تسلیم نیاز جنسی شدن

 تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری شدن

 تعهد را مقدم بر تفاهم دانستن

 نادیده گرفتن تردیدها

مقدم دانستن تفاهم بر علاقه و محبت

فکر می کنیم که می توانیم تغییرش بدهیم

 فکر می کنیم که بعد از ازدواج مشکلات کمتر می شود.

 دلایل درست برای ازدواج:

مصاحبت و همراهی

عشق و صمیمیت

 شریک حمایت کننده

شریک جنسی

والد شدن

 دلایل نادرست برای ازدواج:

 شورش علیه والدین

جست و جوی استقلال

 التیام یک ارتباط شکست خورده

 فشار خانواده یا اجتماع

 ازدواج اجباری

 نیاز جنسی

 دلیل اقتصادی

 تنهایی و استقلال

احساس گناه یا ترحم

احساس کمبود یا تهی بودن

 افرادی که برای ازدواج مناسب نیستند:

 افراد معتاد

 افرادی که به سرعت و شدت خشمگین می شوند

 افرادی که مسئولیت زندگی خود را به دوش نمی گیرند

افرادی که دیگران را کنترل می کنند

افرادی که اختلال جنسی دارند

 افرادی که کودک مانده اند و بلوغ آنها شکل نگرفته

▪ افرادی که عواطف و احساسات خود را بیان نمی کنند

▪ افرادی که از روابط قبلی هنوز التیام نیافته اند

 افرادی که خانواده آزار دهنده دارند و نمی توانند در برابر آزار آنها از همسر خود دفاع کنند

 افرادی که اختلال شخصیت دارند

 روابطی که مناسب ازدواج نیست:

 رابطه ای که شما بیشتر عشق می ورزید

 رابطه ای که شما کمتر عشق می ورزید

 رابطه ای که در آن احساس می کنید فرد مقابل نیاز به تغییر دارد

 رابطه ای که در آن می خواهید دیگری را نجات دهید

 رابطه ای که در آن به همسر آینده خود به چشم یک الگو یا آموزگار نگاه می کنید

 رابطه ای که به دلیل چند ویزگی خاص ایجاد شود و تداوم یابد

 رابطه ای که به دلیل یک نفاهم خاص ایجاد شود و تداوم یابد.

 رابطه ای که به دلیل لجاجت و سرکشی از خانواده ایجاد شود و تداوم یابد

 رابطه با کسی که در تضاد کامل با معشوق یا نامزد قبلی باشد

 رابطه با فردی که با یک نفر دیگر است

 ملاک ها و معیارهای ازدواج موفق:

 قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند

 هر دونفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند , خودشان را هم دوست داشته باشند

 هر دو نفر بتوانند همانگونه که از با هم بودن لذت می برند از تنها بودن نیز لذت ببرند

 هر دو نفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند

 هر دو نفر خود آگاه باشند و خود را بشناسند

هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته ای خود را قاطعانه بیان کنند

هر دو نفر سعی کنند خود خواه نباشند و خواسته های دیگری را برآورده کنند

موفق باشید

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت 22:4  توســط fAtEmEh  | 

ده گام برای اینکه شوهری ایده آل باشید     

الان وقت آن است که آتش عشقتان را بار دیگر روشن کنید و به یاد همسرتان بیاورید که چرا با او ازدواج کرده اید و دلایل او برای ازدواج با شما چه بوده است. ازدواج شما هم برای اینکه زنده بماند احتیاج به تغذیه دارد. در اینجا ۱۰ راه برای اینکه بهترین شوهر سال شوید آورده ایم.

۱) نسبت به آن چیزی که همسرتان به آن احساساتی است علاقه نشان دهید.

برای کسانیکه خشک و خشن هستند این کار سخت است. اگر کسی به چیزهایی که ما علاقه نداریم علاقه داشته باشد به نظر ما احمقانه است. این کار ساده ای نیست اما علاقه نشان دادن به چیزی که او دوست دارد بسیار او را خوشحال می سازد و این نشان می‌دهد که به او و احساساتش اهمیت می‌دهید.

۲) خواباندن بچه ها در تختشان:

اجازه دهیدحداقل یک بار در هفته او آزاد باشد و شما بچه ها را در تخت بگذارید. او هم نیاز دارد که هنگام خواب حمام گرمی بگیرد، مطالعه کند و ایمیل هایش را چک کند و حداقل یک شب بچه ها را فراموش کند، این کار همسرتان را به شدت شگفت زده خواهد کرد و از لحاظ رتبه بندی برای او، بین خرید جواهرات ارزان قیمت و سفر با هواپیما در آخر هفته قرار دارد.

۳) عذر خواهی را یاد بگیرید.

این کار از آسانترین و سخت ترین کارهاست! ازدواج مانند دوی ماراتن است، باید همیشه سرعتمان را کنترل کنیم، اگر کنترل از دست ما خارج شود خشم بر ما چیره می شود و کارهایی خواهیم کرد که بعد پشیمان خواهیم شد.

هنگامیکه اشتباه از شما بوده است، بهترین کار این است که بلند شوید و از او معذرت خواهی کنید. باور کنید این کار شما را شگفت زده خواهد کرد که چقدر زود آتش مشاجره احمقانه شما را خاموش خواهد کرد، آن طور که شما حتی فکرش را هم نمی‌کنید.

۴) از همسرتان برای تحمل کردن شما تشکر کنید.

شروع نکنید لیستی از عیبهایتان را به او بگویید و یا کارهای اشتباهی که نباید می‌کردید و انجام دادید را برای او بگویید و از او تشکر کنید که شما را تحمل می‌کند. نه! فقط از او برای تمام صبر و تحمل هایش در برابر شما تشکر کنید و اجازه دهید که او درباره این موضوع فکر کند. نباید او فکر کندکه شما آسانترین شخص در دنیا بوده اید که با او زندگی می کند.

۵) مراقب پاکیزگی خود باشید.

مراقب خوراک شبانه و تخمه های جلوی تلویزیون باشید. قرار دادن ظروف کثیف در سینک یک چیز است و شستن آنها چیز دیگر. اگر برای مدتی درخانه تنها بودید، اجازه ندهید بوی غذاهای مانده و کنسرو لوبیای شما همه جا را پر کند. لیوانهای روی پیشخوان را هم بشویید.

مطمئن باشید او از اینکه خانه تمیز و مرتب است لذت خواهد برد.

۶) زمانی را برای خودتان دو نفر اختصاص دهید.

حداقل یک بار در ماه او را توسط سپردن بچه ها به مادر یا نزدیکانتان و سفارش پیتزا برای آنها و رفتن شما به بیرون از منزل شگفت زده کنید. نیازی به رزرو صندلی در بهترین رستوران نیست. نیت شما از این کار برای او اهمیت دارد، خوردن یک همبرگر هم در کنار شما به تنهایی و بدون سر و صدای بچه ها برای او لذت بخش خواهد بود.

۷) همیشه آراسته باشید.

هنگامیکه همراه او به بیرون از خانه می‌روید مایه خجالت او نباشید. گوشها و بینی و گردنتان را از موهای زاید پاکیزه کنید، این موارد جزو نبایدها برای شما می باشند. او تنها نمی خواهد رفتار شما دوستانش را شگفت زده کند بلکه نظر دوستانش درباره ظاهر شما هم برایش بسیار اهمیت دارد.

۸) وقتهایی هم تنها باشید.

این مورد یکی از ضرورتها می‌باشد. همراه دوستانتان به یک مسافرت کوتاه بروید مدتی را دور از مسؤلیتهایتان باشید شما هم نیاز دارید گاهی باطریهایتان را شارژ کنید، این کار باعث می‌شود شما شاد و سرزنده شوید.

۹) رسیدگی به امور اقوامتان.

به همسرتان کمک کنید انتظارات خانواده شما را برآورده کند. از او نخواهید که به خانواده تان اطلاع دهد که آنها نمی‌توانند برای دیدن نوه هایشان در عید امسال بیایند. تلفن را بردارید و خودتان این کار را بکنید. این قبیل کارها می‌تواند برای همسرتان بسیار سخت باشد.

۱۰) تربیت خود را حفظ کنید.

به خاطر داشته باشید او همسرتان است، یکی از رفقای شما نیست. در طی شام آروغ نزنید یا ذرت های بو داده را در هنگام دیدن فیلم در دهان خود نچپانید. کارهایی که در قرار عشقی خودتان بد می دانستید تا الان هم بد می‌باشند.
تلاشتان را ادامه بدهید و او را تحت تأثیر خود قرار دهید هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا آتش عشقتان زنده بماند و بجنگید که اشتیاق و علاقه شدید در بین شما از بین نرود. مکانهای جدید و عاشقانه را برای خوردن شام یا دیدن پیدا کنید، شاد باشید و بخندید و او را مطمئن کنید که او چقدر برای شما اهمیت دارد

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت 21:57  توســط fAtEmEh  | 

 سه قانون ساده و اساسی در زندگی مشترک


هر ازدواج ، دارای دست اندازهایی است که شاید گاهی مشکلاتی را در مسیرخود به وجود آورد؛ باید درست راندن را یاد بگیریم، قبل از این که با یکی از همین دست اندازها در چاله بیفتیم.

مهم نیست چقدر در بزرگراه زندگی مشترک پیش رفته اید، باید قوانین ساده و اساسی مسیر را بلد باشید. پیروی از این قوانین آسان نیست، اما بسیار مهم است. عمل کردن به آن ها پیوند ازدواج تان را محکم تر می کند، و همه چیز- لذت، روابط زناشویی، اعتماد و عشق- بهتر از همیشه خواهد بود.

۱)در عشق خود تعادل ایجاد کنید.

ملالت، سرخوردگی و آزردگی های روزمره می تواند شعله های عشق میان شما و همسرتان را خاموش کند. برای شعله ور کردن آن باید مواد لازم را گرد هم آورید. با این روش می توانید این کار را بکنید:

اول از همه توجه کنید که برای جبران آسیب حاصل از یک جمله ی منفی، یک چشم غره، یا یک آه گفتن عجولانه گاهی تا ۲۰ حرکت مثبت لازم است. پس مورد دوم را بیشتر از اولی به کار ببرید. از کفش های جدید همسرتان، یا لباس آبی تازه شوهرتان تعریف کنید. از شوهرتان به خاطر کمک در کارهای خانه تشکر کنید. به دفتر کار همسرتان زنگ بزنید تا فقط به او بفهمانید به فکرش هستید.

باید مطمئن شوید که این تعریف و تشکرها صمیمانه و ویژه هستند؛ مثلاً "رانندگی تو خیلی خوبه. همیشه می تونم برای داشتن یه سفر خوب روی تو حساب کنم" یا " این رومیزی جدید خیلی قشنگه، سلیقه ی تو همیشه باعث می شه خونه دلنشین تر به نظر بیاد." وقتی لبخند می زنید یا از همسرتان تعریف می کنید، به چشم هایش نگاه کنید. طولی نمی کشد که در می یابید همیشه، بهترین فرصت برای کارهای کوچک عاشقانه است. وقتی به خانه می آیید به همسرتان بفهمانید که از دیدنش خوشحالید. خطاهای همسرتان را نادیده بگیرید و به خاطر نقاط قوتش خوشحال باشید. شما برای فرزندان تان کارهایی می کنید، چرا برای همسرتان نکنید؟

۲) با هم متّحد باشید.

زوجی که در کنار هم متحد باشند می توانند از هر توفانی به سلامت بگذرند. چطور این همبستگی را ایجاد می کنید؟ در وهله اول باید از شریک روح تان پشتیبانی کنید. اگر در دنیای بیرون مشکلی پیش آمد، تا حد ممکن طرف همسرتان را بگیرید. اسرار او را پیش خود نگه دارید، حتی وقتی همکاران تان اسرار همسرشان را فاش می کنند. جز در مواقع ضروری، نگذارید کسی یا چیزی زمان متعلق به "ما" را مختل کند.

صحبت از زمان متعلق به "ما" شد: این تعهد را ایجاد کنید که تا ۳۰ دقیقه در روز به گپ زدن با هم در مورد نقشه ها، هدف ها و حتی رویاهای روزانه بپردازید. یک قانون: هیچ صحبتی از مدیریت منزل یا "رابطه مان چه می شود" نکنید. حالا وقت شکل دهی یک رابطه دوستانه است. مطالعات نشان می دهد دوست بودن با یکدیگر به مرور زمان به موفقیت می رسد و رابطه را صمیمانه تر و هیجان انگیزتر می کند. فراموش نکنید که برای ایجاد صمیمیت وقت بگذارید، حتی اگر مجبورید آن را در برنامه روزانه تان بگنجانید. برای روابط زناشویی نیز می توانید برنامه ریزی کنید؛ اما لحظه های خاص را از دست ندهید.

یک چیز دیگر که نباید در موردش تردید کنید: فرصت برای جشن گرفتن موفقیت ها. فوتبالیست های برتر، قهرمانان کشتی، برندگان مدال های طلای اسکی، همگی یک نقطه اشتراک دارند: وقتی برنده می شوند، جشن می گیرند. حتی موفقیت های کوچک هم ارزش دارند. اگر سالروز ازدواج تان نزدیک است، همین به تنهایی ارزش جشن گرفتن دارد. برای شام به جایی بروید که اولین شام عاشقانه را در آن جا خوردید. یا برای یک سفر کوتاه هیجان انگیز برنامه بریزید. شما لیاقتش را دارید!

۳) به یاد داشته باشید: هیچ کس کامل نیست.

وقتی در مورد ازدواج تان احساس خشم، ناامیدی، ملالت یا عدم تعهد و نگرانی می کنید، دوست دارید همسرتان را سرزنش کنید. بعد طولی نخواهد کشید که به این نتیجه می رسید که او باید برای بهبود رابطه تان تغییر کند.

این کار شانه خالی کردن است. تلاش برای بهتر کردن همسرتان، در او حالت تدافعی ایجاد می کند و باعث افسردگی شما می شود. نتیجه؟ هیچ کس تغییری نمی کند. هیچ کس مسئولیت را نمی پذیرد. هر دوی شما غمگین خواهید بود و این تصور که همسرتان "بد" است به این معناست که شما ۹۰ درصد خوبی های او را نادیده گرفته اید.

 تصمیم درست: خودتان را تغییر دهید.

وقتی به عیب های خودتان می پردازید و "بهترین ها" را در همسرتان می جویید "جادو" می شود، خوش بینی بیشتر می شود و همسرتان احساس بهتری پیدا می کند: چرا که احساس می کند مورد "ستایش" است، نه سرزنش. و هر دوی شما برای تغییر ، انگیزه پیدا می کنید.

یک نکته برای کمک به ایجاد این احساس در شما: از فلسفه ژاپنی "ناکامل بودن" پیروی کنید "وابی سابی" که در مورد عشق در زندگی واقعی کاملاً صدق می کند. دفعه ی بعد که همسرتان کار ناراحت کننده ای انجام داد، زیر لب بگویید: وابی سابی و به یاد بیاورید که نیت او خوب است، اگر چه عملش این طور نبوده است. در عین حال از خوبی های او غافل نمانید. این ماه هر روز یک چیز کوچک یا بزرگ را که در مورد همسرتان دوست دارید، در نظر بگیرید. بعد برای آن اسم بگذارید: "همسرم به فکر من است" یا "شوهرم مرا می خنداند." سپس یک کار خاص که نشان دهنده ی این ویژگی است به یاد بیاورید: "هفته پیش برف های روی شیشه جلوی ماشینم را پاک کرده بود" یا " هر وقت دلم می گیرد، با شوخی هایش مرا از این حالت بیرون می آورد."

در آخر: ناکامل بودن خود را بپذیرید. گاهی اوقات ما خودمان را به خاطر وضع نابسامان زندگی مشترک مان سرزنش می کنیم. احساس گناه بیش از حد می تواند انسان را فلج کند. بنابراین خصوصیاتی را که برای تان ارزش دارند در نظر بگیرید. به خود بگویید که دارای این خصوصیات هستید. و مصداق هایی واقعی برایشان بیابید: " من مهربان و بخشنده هستم، دیروز آخرین کلوچه را به همسرم دادم." یا " من راستگو هستم به همسرم می گویم که واقعاً چه فکری می کنم

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت 21:37  توســط fAtEmEh  | 
من چی میگم ...... اون چی میگه
 شاید الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پو ست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است...    

در جواب به دعوت دوستی شما

۱) اگه به شما گفت : "نمی خواهم دوستیمان را خراب کنم."

منظورش اینه که: "از تو به عنوان یک دوست پسر خوشم نمی آید و اینقدرها برایم جذاب نیستی که با تو بیرون بروم، اما به عنوان دوستی معمولی قبولت دارم."

چرا این کار را می کند: احتمالاً می خواهد دوستی عادیش را با شما حفظ کند و نمی خواهد که با گفتن بی علاقگیش به شما احساساتتان را جریحه دار کند.

شما چه باید بکنید: آن را به خود نگیرید. او فقط به اندازه ی شما بهتان علاقه ندارد. سعی کنید دوستی نرمالتان را با او ادامه دهید.

۲) اگه به شما گفت: " الان سرم از نظر کاری خیلی شلوغ است."

 منظورش این است که: دوست ندارم تو را هم جزئی از برنامه ی روزانه ام قرار دهم.

چرا این کار را می کند: می خواهد به راحت ترین شیوه شرتان را از سرش کم کند. به جای اینکه با بی ادبی این کار را بکند، طوری حرف می زند که خودتان موضوع را بگیرید.

 شما چه باید بکنید: اگر زنی یک مرد را دوست داشته باشد، همیشه می تواند برایش وقت پیدا کند. هر چقدر هم که برنامه ی کاریش سنگین باشد. پس خودتان را گول نزنید که ممکن است این وضعیت تغییر کند. دنبال کار خودتان بروید.

۳) اگه به شما گفت: "آیا در حال حاضر با کسی رابطه داری؟"

 منظورش این است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.

چرا این کار را می کند: می خواهد بداند که وقتش را برای مردی که کس دیگری را زیر سر دارد تلف نمی کند.
 شما چه باید بکنید: صادقانه به او جواب دهید و بعد منتظر عکس العملش شوید.

 هنگام قرار ملاقات

۱) اگه به شما گفت: "آیا واقعا می خواهی به آن رستوران/سینما/مهمانی بروی؟"

 منظورش این است که: من آنجا را دوست ندارم.

چرا این کار را می کند: نمی خواهد به آنجا برود ولی نمی خواهد سمج و لجباز هم به نظر بیاید. امیدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه دیگری بریزید.

شما چه باید بکنید: اگر واقعاً دوست دارید که به آن مکان بروید، سرسختی کنید. در غیر اینصورت مجبور خواهید بود که برای خوشحال کردن او از تصمیم خود منصرف شوید. اما همیشه این را به یاد داشته باشید که زمانی او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نیز خوشحالش کرده باشید.

۲) اگه به شما گفت: "تو رابطه ی خیلی خوبی با بچه ها داری، آنها هم تو را خیلی دوست دارند."

منظورش این است که: دوست دارم بچه ای از تو داشته باشم و می خواهم نظر تو را هم بدانم.

چرا این کار را می کند: می خواهد غیر مستقیم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جویا شود بدون اینکه شما را عصبانی کند.

 شما چه باید بکنید: عصبانی نشوید. او احتمالاً منظورش آینده ی خیلی دور است. اما اگر فکر می کنید که هیچوقت قصد بچه دار شدن ندارید، بهتر است همان موقع آن را با او در میان بگذارید.

۳) اگه به شما گفت: "این رابطه به کجا می رود؟"

منظورش این است که: دوست دارم به رابطه مان حالت جدی تری بدهیم.

چرا این کار را می کند: دوست دارد این شما باشید که پیشنهاد جدی کردن رابطه تان را می دهید.

 شما چه باید بکنید: این به نظر شما در مورد آینده ی رابطه تان بستگی دارد. اگر علاقه مند هستید، چنین پیشنهادی بدهید. اما اگر نمی خواهید، به او بگویید که دوستش دارید اما الان زمان این کار نیست.

۴) اگه به شما گفت: "من احساس نزدیکی زیادی به تو می کنم. تو مرا خوب می شناسی."

 منظورش این است که: احساس علاقه مندی می کند و می خواهد که به شما بگوید دوستتان دارد اما نمی خواهد او اول این حرف را زده باشد.

 چرا این کار را می کند: برای کسی دفعه ی اول گفتن جمله ی "دوستت دارم" بسیار دشوار است. آسان تر است که کمی به این مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شوید.

شما چه باید بکنید: اگر واقعا دوستش ندارید تحت هیچ شرایطی این جمله را به زبان نیاورید. اما اگر دوستش دارد، به او بگویید. اما به یاد داشته باشید که هیچوقت دروغ نگویید.

۵) اگه به شما گفت: "احساس می کنم که رابطه ی ما دچار یکنواختی شده است."

منظورش این است که: می خواهم که تو کمی رمانتیک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهی من را غافلگیر کنی. می خواهم توجه بیشتری به نیازهای من داشته باشی.

 چرا این کار را می کند: او نمی خواهد احساساتتان را جریحه دار کند و بگوید که شما باعث این یکنواختی شده اید.

 شما چه باید بکنید: نیازی نیست که شخصیتتان را به کل تغییر دهید، اما اگر کمی هم در رابطه تان تغییراتی دهید مطمئناً صدمه ای نمی خورید. سعی کنید ناراحتی های او را از بین برده و کمی غافلگیرش کنید.

۶) اگه به شما گفت: "مردی در محل کارم گاهی به من خیره میشود."

 منظورش این است که: باعث حسودیت می شود؟

 چرا این کار را می کند: می خواهد به شما بفهماند که مردان دیگر هم هستند که به او بسیار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اینکه با او هستید افتخار کنید.

شما چه باید بکنید: آنطور که او می خواهد عکس العمل نشان ندهید. عصبانی نشده و حسودی هم نکنید. در عوض کمی تحسینش کنید، مطمئناً استقبال خواهد کرد.

۷) اگه به شما گفت: "آیا تو با مادرت راه می آیی؟"

 منظورش این است که: آیا مرد خانواده دوستی هستی؟

 چرا این کار را می کند: مردی که می تواند با مادرش راه بیاید و رابطه ی خوبی با او دارد، فرد وفادارتر، احساسی تر و علاقه مند تر است.

 شما چه باید بکنید: در مورد رابطه ی خودتان با مادرتان با او صحبت کنید. و به او اطمینان دهید که رابطه ی خوبی با او دارید.

 هنگام جدایی

۱) اگه به شما گفت: "الان آمادگی متعهد شدن برای یک رابطه را ندارم."

 منظورش این است که: نمی خواهم به تو تعهدی داشته باشم، هیچوقت هم نمیخواهم.

 چرا این کار را می کند: این کار را می کند تا کمی از ناراحت کنندگی جریان کم کند.

شما چه باید بکنید: تا زمانی که آمادگی لازم برای رابطه با شما را پیدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخید.

۲) اگه به شما گفت: "فکر می کنم ما می توانیم دوستانی معمولی باقی بمانیم."

منظورش این است که: می خواهم تو را کم کم از زندگیم خارج کنم.

چرا این کار را می کند: به نظرش می رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگیش بهتر باشد از اینکه یکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شاید هم می خواهد شما را در آب نمک بخواباند.

شما چه باید بکنید: اگر دوست دارید، دوست او باقی بمانید. اما اجازه ندهید که شما را توی آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشید که به این دلیل است که کس دیگری را پیدا نکرده است.

ببینید چه در دل خانم هاست....

شاید الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پو ست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است. فقط می گویم که زن ها و مردها برای بیان احساساتشان راه های مختلف و متفاوتی دارند
+ نوشــته شــده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت 20:37  توســط fAtEmEh  | 

محبت 

همه مردم تشنه دوستی و محبتند.دوست دارند محبوب دیگران باشند.دل انسان به محبت زنده است.کسیکه بداند محبوب کسی نیست خودش را بیکس و تنها میشمارد.همیشه پژمرده و افسرده است.خانم محترم،شوهر شما نیز از این احساس غریزی خالی نیست.او هم تشنه عشق و محبت است.قبلا از محبتهای بی شائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آنهنگام که پیمان زناشویی بستید خودش را در اختیار تو قرار داد.

انتظار دارد محبتهای آنها را جبران کنی و از صمیم قلب دوستش بداری.

رشته دوستی را از همه بریده و به تو پیوند کرده انتظار دارد تو تنها،باندازه همه دوستش بداری.شب و روز برای آسایش و رفاه تو زحمت میکشد وحاصل دسترنج خویش را در طبق اخلاص نهاده تقدیم تو میکند.شریک زندگی و مونس دائمی و غمخوار واقعی تو است.حتی از پدر و مادرت بیشتر به سعادت و خوشی تو عنایت دارد.قدرش را بدان و از صمیم قلب دوستش بدار.اگر او را دوست بداری او هم بتو علاقه مند خواهد شد.زیرامحبت یک پیوند دو طرفی است و دل به دل راه دارد.مهربانی و اظهارمحبت واقعا اعجاز میکند.یک پسر بیست ساله شهرستانی که برای درس خواندن به تهران آمده بود عاشق صاحب خانه که بیوه ۳۹ ساله ای بود شد.زیرا این زن با مهربانیهای خود جای مادر را در قلب او گرفته بود و خلاءدوری از مادر را پر کرده بود. (۱)

اگر محبت دو طرفه شد بنیان زناشویی استوار میشود و خطرجدایی برطرف میگردد.

مغرور مشو که شوهرم با یک نگاه دوستم داشت و عشق او همیشه پایدار خواهد ماند،زیرا عشقی که با یک نگاه بیاید دوامی نخواهد داشت.

اگر میخواهی عشق او پایدار بماند با رشته محبتهای دائمی آنرا نگهداری کن.اگر شوهرت را دوست بداری همیشه دلش شاداب و خرم است.درکسب و کار دلگرم و به زندگی علاقه مند است.و در همه کارها موفقیت خواهد داشت.اگر بداند محبوب واقعی همسرش میباشد حاضر است برای تامین سعادت و رفاه خانواده اش تا سر حد فداکاری کوشش کند،مردیکه کسری محبت نداشته باشد کمتر اتفاق میافتد به امراض روحی وضعف اعصاب مبتلا گردد.خانم گرامی اگر شوهرت بداند دوستش نداری از تو دلسرد میشود،به زندگی و کسب و کار بیعلاقه میگردد،به پریشانی وبیماریهای روانی گرفتار میشود،از خانه و زندگی فرار میکند،و در میدان زندگی سرگردان میگردد.ممکن است از ناچاری به مراکز فساد پناه ببرد.

پیش خود فکر میکند چرا زحمت بکشم و حاصل دسترنجم را بافرادی تقدیم کنم که دوستم ندارند.بهتر است دنبال عیاشی و خوشگذرانی بروم وبرای خودم دوستهای واقعی پیدا کنم.

خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بینداز و بدینوسیله بخانه و خانواده جلبش کن. ممکن است شوهرت را قلبا دوست بداری لیکن اظهار نکنی اما این مقدار کافی نیست.باید آنرا به زبان بیاوری بلکه باید از رفتار و گفتار و حرکاتت آثار عشق و علاقه نمایان باشد.چه مانع دارد گاه گاه بگویی:عزیزم واقعا ترا دوست دارم؟اگر از سفر آمد لباس نویا دسته گلی تقدیمش کنی و بگویی:خوب شد آمدی دلم برایت تنگ شده بود.وقتی در سفر است برایش نامه بنویس و از فراق و جدایی اظهار دلتنگی کن.اگر در محل کار شوهرت تلفن هست و در منزل نیز تلفن داریدگاهی بوسیله تلفن احوال پرسی کن اما نه زیاد.اگر از موقع معمول دیرتر به خانه آمد اظهار کن:در انتظار مقدمت بودم و از دیر آمدنت ناراحت شدم.

در غیاب او نزد دوستان و خویشان از او تعریف کن.بگو:واقعا چه شوهر خوبی دارم،دوستش دارم.اگر کسی خواست بدگویی کند دفاع کن،هر چه بیشتر اظهار عشق و علاقه کنی بیشتر به تو علاقه مند میشود.درنتیجه پیمان زناشویی شما استوارتر و خانواده خوشبخت تری خواهید بود.

شکسپیر میگوید:چیزیکه در زن قلب مرا تسخیر میکند مهربانی اوست نه روی زیبایش.من زنی را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد.

خداوند بزرگ در قرآن شریف به محبت و علاقه ایکه در بین زن وشوهر وجود دارد اشاره فرموده آنرا یکی از آیات قدرت خویش شمرده میفرماید:

یکی از آیات خدا اینست که همسرانی برایتان آفریده تا بدانهاآرامش پیدا کنید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد.

حضرت رضا علیه السلام فرمود:بعض زنها برای شوهرشان بهترین غنیمت هستند:زنانیکه به شوهرشان اظهار عشق و محبت کنند.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:بهترین زنان شما،زنهایی هستند که دارای عشق و محبت باشند.

امام صادق علیه السلام فرمود:وقتی کسی را دوست داری باو خبر بده.

 احترام شوهر

هر کسی به شخصیت خویش علاقه مند است.خودش را دوست دارد.دلش میخواهد دیگران به شخصیت او احترام بگذارند.هر کس شخصیت او را محترم بشمارد محبوبش واقع میشود.از توهین کنندگان متنفر است.خانم محترم حب ذات و علاقه به احترام یک امر غریزی است لیکن همه کس حاضر نیست احساس درونی شوهر شما را اشباع کند و به وی احترام بگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بی ادب برخورد میکند و بسا اوقات مورد توهین قرار میگیرد.و به شخصیتش لطمه وارد میشود.از شما که یار و غمخوارش هستید انتظار دارد اقلا در خانه احترامش کنید و شخصیت تحقیر شده اش را زنده گردانید. بزرگداشت اوشما را کوچک نمیکند لیکن به او نیرو و توانایی می بخشد و برای کوشش و فعالیت آماده اش میگرداند.خانم گرامی به شوهرت سلام کن.همیشه بالفظ شما او را مخاطب قرار بده.موقع سخن گفتن کلامش را قطع نکن.


جلو پایش برخیز و به او احترام کن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن.

اگر با هم به مجلسی میروید او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلکه بانام فامیل و لقب مخاطب قرار بده.در حضور دیگران از او تجلیل و تعریف کن.به فرزندانت سفارش کن از پدرشان احترام کنند.و اگر بی ادبی کردندتوبیخشان کن.در حضور مهمانها نیز احترامش بگذار و باندازه آنها بلکه زیادتر از او پذیرایی کن.مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت را نادیده بگیری و تمام توجهت به مهمانها معطوف باشد.وقتی درب منزل را میزندسعی کن خودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش بروی.آیا میدانی همین عمل کوچک چه اثر نیکویی در روح شوهرت خواهد گذاشت؟شاید در خارج منزل با دهها مشکل مواجه بوده و با روح پژمرده وارد منزل شود.استقبال کردن شما با لب خندان روح تازه ای درکالبد خسته او دمیده دلش را آرامش میدهد.ممکن است خانمها از این سخن تعجب نموده بگویند:چه پیشنهاد عجیبی!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگوید!شخص بیگانه و غریبی نیست تا احتیاجی باستقبال وخوش آمد داشته باشد.

تسقط الآداب بین الاحباب.البته این طرز تفکر از تربیت غلط ماپیدا شده،کی گفته که دوستان و خویشان لازم نیست ادب و احترام رارعایت کنند.مهمانی بمنزل شما وارد میشود از او استقبال میکنید،خوش آمد میگوئید،احترام میکنید،پذیرائی مینمائید.

و این عمل را یک رفتار عقلائی و یکی از اداب و رسوم زندگی میشمارید.البته چنین است،از مهمان باید احترام کرد لیکن از شماانصاف میخواهم مردی که از صبح تا شب برای تامین زندگی و رفاه وآسایش شما تلاش میکند،و در این راه با صدها مشکل روبرو شده،آنگاه حاصل دسترنج خویش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را میکوبد که برایگان در اختیار شما بگذارد،آیا ارزش آنرا ندارد که برای خوشنودی واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرمایید و با لب خندان یک خوش آمد گفته دلش را شاد گردانید؟

نگو:چون با هم مانوس و خصوصی هستیم انتظار احترام ندارد، بلکه از شما بیشتر از دیگران انتظار احترام دارد.اگر احترام نکردید وسکوت کرد دلیل آن نیست که توقع ندارد،بلکه برای رعایت شما ازخواسته درونی خویش صرف نظر نموده است.

خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت. رشته محبت در میانتان استوارتر و پیمان زناشویی با دوام تر خواهد شد.به خانه و زندگی و کسب و کار دلگرم میشود،ونتیجه اش عائد شما می گردد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:وظیفه زن این است که تادرب خانه به پیشواز شوهرش برود و به وی خوش آمد بگوید. (۶)

امام صادق علیه السلام فرمود:هر زنی که از شوهرش احترام کند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود. (۷)

پیغمبر اسلام فرمود:زن موظف است برای شوهرش طشت و حوله حاضر کند و دستهایش را بشوید. (۸)

مواظب باش به شوهرت توهین و بی ادبی نکنی،ناسزا نگوئی،دشنام ندهی،بی اعتنائی نکنی، بر سرش داد نزنی،نزد دیگران آبرویش رانریزی،با لقبهای زشت صدایش نزنی.اگر به او توهین کردی او نیز به توتوهین خواهد نمود.قلبا از هم مکدر میشوید،عقده روحی و کینه پیدامیکنید،صفا و محبت از میانتان برطرف میشود،دائما در حال نزاع وکشمکش خواهید بود.اگر به زندگی ادامه بدهید بطور یقین زندگی خوشی نخواهید داشت.کینه های روحی و عقده های روانی ممکن است تولید خطرکند و باعث جنایت شود.از داستانهای زیر عبرت بگیرید:

مرد ۲۲ ساله ای بنام...همسر ۱۹ ساله خود را به علت اینکه وی راخر کور خطاب کرده بود با ۱۵ ضربه چاقو بقتل رسانید.وی در دادگاه گفت:یکسال پیش با...ازدواج کردم.در آغاز زندگی مرا شدیدا دوست میداشت.ولی بزودی تغییر رویه داد و بنای ناسازگاری را گذاشت.بر سرهر مساله کوچکی به من فحاشی میکرد و حتی مرا بخاطر اینکه یکی ازچشمهایم کمی چپ است «خر کور»خطاب میکرد.در روز حادثه شوهرخود را خر کور خطاب میکند.او چنان خشمگین میشود که به جان همسرش افتاده او را با ۱۵ ضربه چاقو از پای در میآورد.

مرد ۷۱ ساله ای که زنش را کشته در علت قتل او میگوید:ناگهان رفتار...نسبت به من تغییر کرد.بی اعتنا شد.یک بار هم مرا پیرمرد غیرقابل تحمل صدا کرد.با این حرف نشان داد که دوستم ندارد.دچارسوءظن شدم و با دو ضربه تبر او را کشتم.

شکایت و درد دل

هیچکس نیست که ناراحتی و گرفتاری و درد دل نداشته باشد.

هر کسی دوست دارد غمخوار و محرم رازی پیدا کند،گرفتاریهای خویش را برایش شرح بدهد.حس ترحمش را تحریک نموده دلش را کباب کند.

و بدینوسیله غمی از دل خودش برداشته آرامش خاطری بدست آورد.لیکن هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.برای درد دل نیز موقعیت مناسب لازم است.در هر جا و هر زمان و با هر شرایطی نباید شکایت را شروع کرد.

خانمهاییکه نادان و خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهرداری بی اطلاعند آنقدر ظرفیت و حوصله ندارند که مشکلات را تحمل نمایند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخیر بیاندازند.هنگامی که شوهر بیچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل میشود تا دمی بیاساید از همان ساعت اول با شکایتها و درد دلهای همسر نادانش مواجه میشود و از خانه وکاشانه بیزار میگردد:

مرا با این بچه های جوانمرگ شده رها کردی و رفتی،احمدجوانمرگ شده شیشه درب اتاق را شکست.منیژه با پروین دعوا کردند.ازسر و صدای بچه ها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،دیوانه شدم.تکلیف مرابا این بچه های شیطان معلوم کن.آخ از دست بهرام.جوان مرگ شده اصلادرس نمیخواند.امروز کارنامه اش را از مدرسه فرستادند چند نمره تک داشت.حیف از من که برای اینها زحمت میکشم.از صبح تا حال بقدری کار کردم که از حال و کار افتادم.کسی بفریادم نمیرسد.

این بچه ها هم که دست به سیاه و سفید نمیگذارند.کاش اصلا بچه نداشتم.راستی امروز خواهرت آمد اینجا.نمیدانم چرا با من سر دعواداشت،خیال میکرد ارث پدرش را خورده ام. امان از دست مادرت،رفته اینطرف و آنطرف پشت سرم بدگویی کرده.من از دست اینها به تنگ آمده ام.حیف از من که در یک چنین خانه ای زندگی میکنم.وای دستم راببین رفتم غذا بپزم کارد آشپزخانه دستم را برید.راستی دیروز رفتم مجلس عروسی سهراب.کاش اصلا نرفته بودم.آبرویم پاک رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهایی!!خدا بخت و شانس بدهد.مردم چقدر زنهایشان را دوست دارند.چه لباسهایی برایش خریده بود.

اینها را میگویند شوهر.وقتی وارد مجلس شد همه باو احترام کردند.بله مردم فقط به لباس نگاه میکنند.آخر چی چی من از او کمتره که باید اینقدر افاده کند.بله بخت و اقبال داره شوهرش دوستش میداره،مثل تو نیست.من که دیگر نمیتوانم در خانه خراب شده برای تو و بچه هایت جان بکنم هر فکری داری بکن.

خانم محترم،این رسم شوهرداری نیست.تو خیال میکنی شوهرت برای تفریح و خوشگذرانی از خانه بیرون رفته است.برای کسب و کار وتهیه روزی خارج شده است.از صبح تا حال با صدها گرفتاری مواجه بوده که تو تاب تحمل یکی از آنها را نداری.از گرفتاریهای اداری یا کسبی اواطلاع نداری.نمیدانی با چه اشخاص بدجنس و حیله باز و موذی برخوردنموده و چه عقده هایی در روحش گذاشته اند.از روح پژمرده و اعصاب خسته او خبر نداری.اکنون که از گرفتاریهای خارج فرار کرده و به خانه پناه آورده شاید دمی استراحت کند،به جای آنکه غمی از دلش بر داری هنوز نرسیده در شکایت و نق نق را باز میکنی.آخر این بدبخت چکند که مرد شده،در خارج منزل با آن همه گرفتاریها مواجه است در خانه هم باشکایتها و ایرادها و بهانه جوئی های تو مواجه میشود.انصاف خوب است.

قدری هم به فکر او باش.در این حال جز این چاره ای ندارد که یا داد وفریاد راه بیندازد تا از شکایتهای بیجا و زخم زبانهای تو نجات پیدا کند یااز خانه فرار کند و به یک قهوه خانه یا مهمانخانه یا سینما یا جای دیگرپناهنده شود.یا واله و سرگردان در خیابانها پرسه بزند. خانم گرامی،برای رضای خدا و برای حفظ شوهر و خانواده ات از این شکایتها و نق و نق های بیجا دست بردار،زیرک و دانا باش وقت شناس باش.اگر هم واقعا درد دل داری قدری صبر کن تا شوهرت استراحت کند،اعصابش راحت شود.آنگاه که سر حال آمد.و موقعیت مناسبی پیدا شد میتوانی مطالب لازم و ضروری را به عنوان مشورت نه اعتراض،با او در میان بگذاری و در صدد چاره جویی بر آیید.اما اگر به شوهر و خانواده ات علاقه داری از ذکر وقایع و حوادث جزئی و غیرضروری بهر حال خودداری کن.و با نق نق های دائمی اعصاب شوهرت راخسته نکن.بگذار به کار خود برسد.او هم به قدر کافی گرفتاری دارد.به داستان زیر توجه فرمایید:

خانمی به نام...میگوید:من از اول زن نق نقویی بودم.هر روزنق نق های من بیشتر و شدیدتر می شد.تا آنجا که پس از هشت سال زندگی مشترک با...چند جمله بود که تقریبا هر شب با اندکی تغییر بین ما رد وبدل می شد.آن هم از وقتی که شوهرم وارد خانه می شد تا وقتی شام بخوردو توی رختخواب برود:وای خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس کارکردم.کارهای این خانه بی صاحب مانده هم که تمام نمی شود.هر طرفش رابگیری باز یک طرفش روی زمین است.

- آخر این کارهای تو چیست که تمام نمی شود؟

- آه چه میدانم همین کارهای لعنتی است.آب،جارو،ظرفشویی،رختشویی،غذا پختن،راست و ریس کردن اوضاع خانه،تر و خشک کردن بچه ها.

- عزیزم این کارها که تو میگویی همه جا هست توی همه خانه ها همه زنها این کارها را میکنند.تو چرا سر من منت میگذاری؟

- وای منت،چه منتی؟جانم به لب رسیده پدرم در آمده تو چه می فهمی؟همین میروی و پشت میز اداره می نشینی و پول میگیری و می آیی خانه.دیگر چه میدانی خانه چطور مرتب شده چطور نظافت شده؟

- ای وای خانم جان بس کن.

- خوب بله آقا حوصله شنیدنش را هم نداری.من پدرم در آمده مریض شده ام دارم می میرم.

- عزیزم مریض شده ای برو دکتر.

- با کدام پول؟

- ای ناشکر این همه پول از من میگیری باز هم...

- کدام پول،چه پولی؟همه اش خرج زندگیت میشود.آن هم چه زندگی همه اش پر از بدهکاری، قسطهای عقب افتاده.امروز مجبور شدم از کسبه سر محله نسیه کنم.

و بعد شوهر بیچاره ام وقتی از این همه نق نق جانش به لب می آمدلحاف را روی سرش می کشید و می خوابید.مادرم غالبا در جریان زندگی مابود و بارها مرا نصیحت میکرد که دست از این نق نق ها بردارم.و من گوش نمیدادم تا یک روز وقتی شوهرم سر کار رفته بود به من گفت:هر چه نصیحت کردم گوش ندادی حالا بکش که سزایت همین است.شوهرت...

من مثل دیوانه از جا پریدم.نه باور نمی کنم.

بسیار خوب حالا که باور نمی کنی تحقیق کن تا بدانی.تا ساعت دو بعد از ظهر که شوهرم...از سر کار بیاید خونم خونم را می خورد.وقتی آمد اول با عصبانیت بعدا با گریه موضوع را در میان گذاشتم.گفت:میدانی تو زندگی را برای من کوفت میکردی.هیچوقت فکر نمی کردی که من روزی دو سرویس کار میکنم تا چرخ زندگیمان بگردد.شب خسته و کوفته به خانه می آیم، حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم که تو دیگر حق نداری با حرف زدن از کارهای خانه مرا از زندگی بیزار کنی.ولی تو این کار را میکردی و هنوز هم میکنی.واقعا مرا از زندگی بیزار کرده ای.گاهی فکر کرده ام که اگر صاحب بچه نبودیم بهتر بود از هم جدا شویم.از این جهت تصمیم گرفته ام در جایی آرامش پیدا کنم و پیدا کردم.

- من درست شش ماه زحمت کشیدم تا مجددا شوهرم را به زندگی علاقه مند کنم ولی این برایم تجربه ای شد که دیگر شوهرم را که در خارج به اندازه کافی خسته می شود در خانه با شرح ملال خودم خسته تر نکنم.

حالا فهمیده ام که خانه جای استراحت مرد است نه جای عذاب

پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:هر زنیکه به وسیله زبان شوهرش را اذیت کند نمازها و سایر اعمالش قبول نمیشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را برای تهجد و عبادت برخیزد،و بنده هایی آزاد کند وثروتش را در راه خدا انفاق نماید.زنیکه بد زبان باشد و بدینوسیله شوهرش را بیازارد نخستین کسی است که داخل دوزخ میشود. (۱۲)

رسول خدا فرمود:هر زنیکه شوهرش را در دنیا اذیت کندحور العین به او میگویند:خدا ترا بکشد.شوهرت را اذیت نکن.این مرد ازشما نیست و لیاقت او را ندارید بزودی از شما مفارقت نموده به سوی مامیآید. (۱۳)

نمیدانم منظور خانمها از این غرغرها چیست؟اگر میخواهند توجه شوهر را جلب نموده خودشان را محبوب و زحمتکش و خیرخواه جلوه دهند،مطمئن باشند که نتیجه معکوس خواهند گرفت.نه تنها محبوبیتی پیدانمیکنند بلکه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.و اگر منظورشان اینست که اعصاب شوهرشان را ناراحت کنند تا از کار و زندگی سیر شود و به بیماریهای اعصاب مبتلا گردد و از خانه فرار کند و برای تخدیر اعصاب به اعتیادهای خطرناک گرفتار شود و به مراکز فساد قدم بگذارد و بالاخره دق کش شود البته بدانند که موفقیت و پیروزی آنها حتمی است.

خانم محترم،اگر به شوهر و زندگی علاقه داری از این رفتار زشت و غیر عقلائی دست بردار.آیا احتمال نمیدهی که شکایتهای بیجای توباعث قتل و جنایتی شود یا کانون خانوادگی شما را متلاشی سازد؟به داستان زیر توجه کن:

«وقتی...به خانه آمد همسرش در حالیکه دختر سه ساله اش را دربغل داشت به شوهرش گفت: دو نفر از همکاران او به منزل آمده ناسزاگفتند.مرد سخت ناراحت شد و در اثر جنون آنی چاقویش را در شکم فرزند خردسالش فرو کرد و به قتل رسید.مرد به چهار سال زندان محکوم شد. »

یک پزشک در دادگاه میگوید:«در تمام مدت زندگی ما،همسرم حتی یکبار رفتاری که شایسته یک زن خوب و کدبانو است نداشت.خانه ما همیشه نامرتب و درهم است.فریادها و بهانه جوئیها و دشنامهای زننده او مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر میشود با پرداخت پنجاه هزار تومان پول از شر او خلاص شود.و با خوشحالی میگوید راستش را بخواهید اگرتمام ثروت و حتی مدرک پزشکی ام را میخواست میدادم تا زودتر خلاص شوم.»

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 23:27  توســط fAtEmEh  | 

چهل نکته بهترین همسران دنیا



 آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

۱) شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

۲) صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

۳) منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

۴) کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

۵) مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

۶) خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

۷) یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

۸) شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

۹) مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

۱۰) به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

۱۱) خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

۱۲) به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

۱۳) ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

۱۴) با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

۱۵) محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

۱۶) راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

۱۷) محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

۱۸) به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

۱۹) به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

۲۰) بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

۲۱) با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

۲۲) قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

۲۳) احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

۲۴) برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

۲۵) الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

۲۶) خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

۲۷) به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

۲۸) میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

۲۹) با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

۳۰) روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

۳۱) به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

۳۲) همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

۳۳) با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

۳۴) برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

۳۵) سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

۳۶) فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

۳۷) تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

۳۸) از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

۳۹) روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

۴۰) مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 23:17  توســط fAtEmEh  | 

روشهای واداشتن مردان برای بیان احساست درونی

   
۱) مردان حقیقی از عدم پذیرش وحشت دارند -- واقعا!

این درست است. اغـلب مـردها احساس می کنند که زنها در مورد آنها بسیار منتقدانه رفتار می نمایند، و نگران این هستند که نکند بعد از بیـان آنچـه کـه در ذهنشان میگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذیش او تحقیر شوند. برای زنها مهم اسـت بدانند کـه نفس و شخصیت یک مرد شکننده تر از نفس و شخصیت آنها بوده و آسانتر مورد تهدید قرار میگیرد.

این موضوع بخصوص زمانیـکه یک مرد در رابطه ای نـزدیـک و صمـیـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بیشتر نمود پیدا می کند: او مشتاق تصدیق و عکس العملهای مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند که موجب خشنودی او شده است.بنابراین اگر مردی احساس نماید که شما تصمیم دارید در موردش قضاوت کنید، و یا بدلیل گفتـه هـایش به گونه ای متفاوت به او نگاه کنید، مطمئن باشید که وی صحبت نخواهد کرد.

داوری کردن در مورد شریک زندگی به معنای اجازه دادن به او بـرای بیان ذهنیاتش نبوده و شما را مشتاق برای شنیدن حرفهای او نشان نخواهد داد.منـظور این نیست که شما نظر و ایده ای نداشته باشید و یا نتـوانید آن را در فرصـتی بیان کنید.

یک مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس کند بدلیل آنچه کـه هست مورد پذیرش حقیقی قرار گرفته، نه به دلیـل آنـچه که ممکن است شما دوست دارید باشد. صبر و بردباری نمایید. اگـر عـجـولانـه تـوسط پیشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتی از قبیل خوب، اشتباه میکنی، من قبول ندارم یا از کجا این فکر مسخره بـه ذهنـت رسیــده ، در برابر عقاید او عکس العمل نشـان دهیـد، هـر مـردی از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ایستاد.

آنها نگران آن هستند که مبادا حرفی بسیار خصوصی از دهانشان خارج شـود کـه مطابق با تصور ذهنی شما از آنها نبوده و یا تصویری که بروز از خودشان در ذهن شما ایـجاد کرده اند را مخدوش کند.

یـک مرد دارای ایده های متفاوت بسیاری در موضوعات مختلف زندگیش اسـت -- حتـی در طـول یـک هفـتـه و یـا یـک روز می تواند بسیار متفاوت عمل نماید.

به او اجـازه دهـیـد جنبه های مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانید از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقیقتا سعی در شناخت هویت و ماهیت او نمایید،وی فورا این موضوع را حس کرده، احساس راحتی زیادی نموده و از صحبت کردن با شما لذت خواهد برد.

۲) شما نیز درون خود را آشکار کنید

بین زوجین بیان احساسات درونی باید به صـورت متقـابـل انـجام بگیرد. هر فردی دارای مشکلات، دغدغه ها و مسائل پنهانی در صندقچه قلبش می بــاشد.

بسیاری از مردان تصور می کنند اگر این مسـائـل را به او بگویم، ترکم خواهد کرد. شما مجبورید نشان دهیـد کـه جـریان ایـن نیست. به این منظور برای او از خود چیزی را فاش کنید که نشان دهد به همان اندازه ای که او به شما اعتماد دارد، شما نیز به او اعتماد دارید.

هنگامیکه او شروع بـه بـیان احساسات دورنی خود میکند، به آنچه که میگوید گوش فرا داده، قدمی به جلو بـرداشته و در عـوض پیشنهادی مثبـت ارائـه دهیـد.

بعد از اینکه وی مسئله ای خصوصی را ابراز نمود، چیزی شبیه این بگوید &#۰۳۹;&#۰۳۹;خوب، اینکه چیز بدی نیست من بدتر از اینها بودم. یا من واقعا آن چیزی که اتفاق افتاده را تحسین می کنـم. و آن چیزی از داستان را که واقعا می پسندید انتخاب کنید. ( از مسائل ساختگی دوری کنید چون موضـوع لوس شده و تبدیل بـه دست انداختن خواهد شد.

مردم همیشه میتوانند متوجه شوند که کسی آنها را دسـت انـداخـته و این موضوع هیچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهید بداند که شما جانبدار او هستید و با تجربیاتش تنها نخواهد ماند.

در حالیکه عملا نشان میدهید، مطمئن شوید که از او طرفداری میکنید. بسیاری از زنها فقط به این دلیل به داستانهای شوهرشان گوش می دهند که به او بگویند که چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداری شخص دیگری را میکنند. با ایـن حـال مـهـم است که موضوع را از این نقطه نظر بنـگرید: اکنـون زمـان درس دادن بـه او نـیست، بلکه زمـان ایـجاد دوستی و مودت است.

وقتی دو نفر پیمان دوستی می بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربیات خود پرداخته، و به همین دلیل احساس نزدیکی و آسودگی می کنــند. این جـا شـما در حال ایجاد سازگاری و تفاهم می باشیـد، احساسی که هر دوی شما سیاره ای یکسان را اشغال نموده و در دنیایی متشابه زندگی می کند.

اینکه چه تعدادی از مردان احساس تنهایی شدید مینمایند، شگفت انگیز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت کـه هـمیشه سـاکـت بـاشـنـد، ایـن تـصور غلط نیز در ذهـنشان پـرورانده شـده که صحـبـت نـمودن در مورد احساسات درونی عملی به دور از شان و منزلت مردان بشمار میرود.عـکس العملهای مثبت و صادقانه شما بسیار ضروری است.

اگر بـه ایـن نـحو رفـتـار نـمایید، شـوهر شما احساس خواهد کرد که کسی وجود دارد که او را درک کند، و آنگاه حتی بیشتر و بیشتر از ذهنیاتش برایتان خواهد گفت.

۳)گذشته را فراموش کنید

آیـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود گـفـتـگویی داشـتـه ایـد که به بگو مگوهای مـربـوط بـه نارضایتی های گذشته،اشتباهاتی که انجام داده،اذیت و آزارهایی که بشما روا داشته، و آنچه که اکنون مدیون شما است، منتهی شده باشـد؟ چنـیـن مـوضوعی تقریبا در هر رابـطـه ای اتــفاق می افتند اما واقعیت باقی می مـاند؛ مـردها وقـتـی آمـدنـش را حـس میکنند، آشفته حال شده و عقب می نشینند.

وقتی مردی از این وحشت دارد که صحبتهایش در آینده تـحـریف و سـوء تـعبـیر شده، به دیـگران گــفته شده و یا علیه خودش مورد استفاده قرار گیرد، بیان احسـاسـات بـرایـش غیر ممکن می شود. و تنها راه عبور از این تله ارتباطی این اسـت کـه بدانید آنچه که در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه که او انجام داده و یا گفته، شما نیز درگـیـرش بوده اید. روابط همگی مانند رقص هستند. هیچکس خوب مطلق و یا بد مطلق نیست.

در واقـع، بجای در نظر گرفتن یک فرد به عـنـوان شخصی بد یا خوب، بهتر است که نقشهای بازی شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهایـی که قدرت رها ساختن خود را از آنها نداریم، مورد توجه قرار داده شوند.

بـرای مثـال بـرخـی از زنـها عـاشق بازی نمودن با قربانی عشق خود هستند. آنها برای اعتبار بخشیدن و توجیه کردن احساسـات خودشان و نیز احساس قدرتـمندی در بـرابـر شریک زندگی خود، اشتباهات و خطاهای گذشته او را بهانه میــکنند. در حقیقت ممکن است با این روش مدتی او را برای خود نگه دارند ولی آنچه که مشخص است این رابطه متزلزل بوده و در آستانه شکست قرار دارد.

اگر میخواهید این وضعیت تاسف بار زندگی زناشویی را تغیـیـر داده و یـا از آن پیشگیری کرده و به شوهرتان کمک نمایید تا راحت با شـما حـرف بـزند، این راه را امتحان کنید: به سهم خود در شرایطی که پیش آمده مسئولیتی را بعهده بگیرید و ببینید که به چه نحو در مورد اتفاقی که روی داده مـمکن است دخیل بوده باشید. البته این موضوع به معنای مقصر دانستن خود نیست. به شرایـط با دیدی باز بـنـگرید. به روی تمام مسـائلی که او درست، و نه غلط انـجـام داده، تمرکـز کـنـیـد.

اگـر نــیاز به راهنمایی بیشتر داشتید، لیستی از آنچه که در رابطه تان عاید شما شده است، و آنـچـه که شما در عوض نصیب شـوهـرتـان نـموده اید، تـهیه کنیـد. بـه زمان هـایی کـه شما نیز مرتکب کوتاهی و قصور شده اید، و به راه هایی کـه هـر دوی شـما تـوسـط آن رشد یافته و تغییر کرده اید، توجه نمایید.

توانایی بخشش دیگران ممکن است فقط بـسادگی دانستن این باشد که آنچه در مورد او یکسال پیش حقیقت داشته ( و نیز در مورد خـود شما ) شاید اکنون حقیقت نداشته باشد. در زمان حال متمرکز باشید

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 23:9  توســط fAtEmEh  | 
همسرتان را مجذوب خود کنید.!


در کـانون خـانواده آنـچه که باعث تداوم و بقای صـمیـمیـت مـیگردد رفتارها و اعمال زن و مرد نسبت به هم می‌باشـد. در این میان نقش یک زن می‌تواند در ایجاد فضایی دلپذیر و جذاب بسیار مهم و قابل توجه باشد.

تاثیر پذیری مـردان در بـرابـر رفـتـار زنان امری بدیهی بــوده و مـی‌تواند حتـی در سرنوشت یک رابطه و کامیابی‌های زندگی مؤثر باشد. در ایـن بـخش به ۶ روش آسان که هر زنی می‌تواند بـرای مجذوب نمودن شوهر خود بکار بندد را ملاحظه می‌کنید.

۱) متفاوت باشید

با آنکه ممکن است جذابیت مهم باشد اما کافی نیسـت. تعریف جذاب و دلربا به چشم تمام مردان یکسان نمی‌باشد. حال پرسش اینجا اسـت که شما چگونه می‌توانید متفاوت باشید؟ بگذارید برایتان مثالی بیاورم:اگـر شما دارای لهجه مــنحصر بفردی هستید، آن را از دیگران پنهان ننموده و یـا جواهر آلات عجیب و غـریـب و لـوازم نا متعارف با خود حـمـل کـنـیـد تـا سبب متمایز شدن شما از دیگران گردد.

هر گاه شبیه باقی زنان باشید زود فراموش می‌گردید و این چیزی نیست که می‌خـواهـید. شما مـایـلـیـد از خـود اثـری بـجای بـگذارید که مرتبط به یک یـا دو خصوصیت منحصر بفرد شما باشد.

۲) یک کار غافلگیر کننده انجام دهید

ایـن کـار اندکی ریسک برانـگیـز اسـت چـون مـمـکن اسـت شوهر شما اهل ماجراجویی نـبـوده و وحـشت زده گردد. امـا اگـر وی مـاجراجـو بـاشد بـسیار از آن لـذت برده و فـردای آن روز نیز ممکن است منتظر ماجراجویی باشد .

پـیشنـهاد دیـگر مـن بـه شما آن است که کـارهایی که دور از انتظار شوهرتان می‌باشد را انجام دهید مثلا با پوشیدن لباسهای غیر معمول و هر آنچه که فکر می‌کنید بیاد ماندنی خواهد بود. .

۳) خصوصیت استثنایی خود را رو کنید

شگفت انگیز است که اغلب زنان فراموش می کـنـنـد بـه کارهایی که در آنها تبحر دارند اشاره نمایند. اگر به زبان دیگری صحبت می‌کنید، در گذشته در کــشور خارجی زندگی می‌کرده اید، شغلهای داوطلبانه ای را قبول کرده بوده‌اید و یا در تابستان در بیابان اردو زده بـوده‌اید، حتما در مــورد آنـها صحبت به میان بیاورید. اگر ایـن کار را بکنید شوهرتان به شـما همانند یک فرد منـحصر بفرد و جـالب تـوجه نگاه خـواهد کــرد. نـیازی نیست که حــتما فرد بامزه و شوخ طبعی باشید.

بامزه بودن برای اکثر مردم دشوار است چون اگـر نتوانید به طـور واقعی بامزه باشید و مصنوعی رفتار کنید خود را مضحکه دیگران خواهید کرد. اما اگر داســتان جالب تــوجـهی برای گفتن داشتـه باشیـد هــمه ساکت شده و به شما گوش فرا خواهند داد.

۴) گوش دهید،گوش دهید وباز گوش دهید

بـیـشـتر مردان دارای این تصور غلط می‌باشند که زنان زیاد حرف می‌زنـنـد. شـمـا باید اطمینان یابید که به اندازه کافی گوش می‌دهیـد. در اینجا نیاز دارید تا مرد خود را دقیقا بشناسید. بسیاری از مردان کم حرف می‌باشند و نه تنها شما باید با آنها بسیار صحبت کنید بلکه آنها را باید به صحبت کردن نیز وادارید. می‌توانید با یـک مـوضـوع دلـخـواه خود شروع کرده و پرسشهای کوتاهی از وی بپرسید. این کار واقعا یک هـنر است و شما نیاز به تمرین خواهید داشت.

هنگامی که پاسخ کوتاهی دریافت کردید می‌باید پرسشهای متوالی دیگر از وی بپرسید تا او را به صحبت کردن بیشتر وادارید. می‌توانید نظرات خود را نیز ما بین آنها بگنجانید که مانند بازجویی جلوه نکند. مطمئن باشید وقتی شـما را ترک می‌کند با خود خواهد گفت: "اون واقعا به من علاقه داره"

۵) فرد دلپذیری باشید

هـیـچ انـسـانی وجـود نـدارد که مفتون و شیفته یک فرد دلپزیر و نازنین نگردد. از سخنان منفی به هر شکل جدا خودداری کنید. اگر عــقیده مصرانه ای راجع به مباحثی همچون سیاست و یا مذهب دارید بهتر است که موضوع بحث را مؤدبانه تغییر دهید.

چیز دیگری که باید مراقب آن باشید دوری از بحث و مجادله ‌می‌باشد. نظرات و عقاید هر کس محترم است و هیچ دلیلی ندارد که شما تلاش کنید تا عقاید دیگران را تغییر دهید.

ایـن خـیلی خوب است که نظرات خود را راجع به موضوعات بحث انگیز با دیگران قسمت کنـید بدون آنکه فرد مقابل خود را مجبور گردانید که بپذیرد در اشتباه است. و یـا آنکه او را بر اساس عـقـایدش مورد ارزیابی قرار دهید.

در آخر آنکه او را خجالت زده نکنید. هـیـچ کـس کـامل نیست و همه ما اشتباه می کنیم. به خـاطر داشته باشید که هیچ چیز بدتر از شرمنده شدن نمی‌باشد.

۶) خود را آراسته کنید

مـردان موجودات احساساتی نبوده و بیشتر به قوه بینایی خود متکی هستند بنابر این بهتر است خود را بـرای شوهرتان بیارایید.برای راضی کردن همسرتان کـافی اسـت آنچه را که دوست دارند بر تن کنید.
+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 22:17  توســط fAtEmEh  | 

چه چیز سبب موفقیت زندگی مشترک می شود؟ 


تحقیقات به روشنی اثبات کرده اند که در جریان یک بحث خانوادگی دو راه حل در پیشروی زوجین قرار دارد: یا می توانند به طور کلی دیوانه شوند و از شدت عصبانیت به در و دیوار بد و بیراه بگویند و یا اینکه تصمیم بگیرند به طور کلی از وارد شدن به بحث و مشاجره خودداری کنند؛ اما آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که از هر ۶ نفر، ۵ نفر ترجیح می دهند که وارد مشاجره شوند و تنها ۱ نفر از دعوا کردن صرفنظر می کند.

اگر از آینده ارتباط خود نگران هستید و نمی دانید که آینده ارتباط مشترکتان به کجا ختم می شود، اصلاً نگران نباشید (!) چون تنها نیستید. بر طبق گزارش های موسسه ملی آمار می توان گفت که در حدود نیمی از ازدواج های اول نهایتاً به طلاق ختم می شود، و جالب است بدانید که ۶۰ % از ازدواج های دوم نیز به طلاق ختم می شود. و نکته ای که شاید کمتر کسی به آن توجه می کند این است که چرا هیچ کس دلیل سست شدن بنیان های خانوادگی را نمی داند؟

در جستجوی حقیقت پیرامون این مطلب که چه چیز سبب از بین رفتن زندگی زناشویی می شود و چه چیز توانایی آنرا دارد که پایه های ازدواج را محکم کند، به این نتیجه دست پیدا کرده ام که همه چیز به نحوه برقراری ارتباط کلامی بستگی دارد. اغلب روند گفتگوها حتی در حضور مشاورها نیز درست پیش نمی رود. اگر با دید مثبت به خیلی از مواردی که سبب ایجاد مشکل می شوند، نگاه کنیم دور از انتظار نیست که خودشان می توانند به عنوان نوعی منبع وحدت بیشتر به شمار روند و پیوندهای عاطفی میان زوجین را بیش از پیش تقویت نمایند. حتی دعوا کردن، جر و بحث و گله و شکایت کردن جزء موارد طبیعی ارتباطی هستند و نشان از سلامت یک ارتباط دارند.

درسی که من از ۲۰ سال کارم در زمینه ازدواج و روابط زناشویی و مطالعه و تحقیق دقیقی که بر روی زندگی بیش از ۲۰۰۰ زوج انجام دادم بدست اوردم این است که زوج هایی می توانند در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنند که مشکلاتی را که از نظر دیگران غیر قال حل است، با گفتگوی مناسب و همدلی حل نمایند. تعداد بسیار زیادی از افراد هستند که تصور می کنند اگر دعوا نکنند ثبات و سلامت ارتباط خود را تضمین کرده اند و اکثراً تلاش می کنند که پرچم "ما اصلاً دعوا نمی کنیم" را بر فراز خانه خود افراشته نگه دارند. عقیده من این است که موفقیت حقیقی زمانی حاصل می شود که دو نفر بتوانند تفاوت های ذاتی یکدیگر را متوجه شده، آنها را بشناسند، و بپذیرند. تنها در این صورت است که دو نفر می توانند عشق واقعی خود را نثار یکدیگر کرده و از ثمرات واقعی ازدواج بهره بگیرند.

موفقیت و یا عدم موفقیت هر ازدواجی را می توان از ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد اما به نظر من این شدت مشاجرات خانوادگی و توانایی برقراری تعامل کلامی است که می تواند زندگی دل انگیزی را به زن و شوهر هدیه دهد. در تحقیقات شخصی من برای تشخیص موفقیت زندگی های مشترک زوج ها را بر اساس فراوانی تعداد دفعات مشاجرات خانوادگی، سیمای ظاهری زوجین در حین جر و بحث، و واکنش های فیزیکی (نظیر بالا رفتن ضربان قلب، و میزان تعرق) در گروههای مختلف طبقه بندی نمودم. تیم آزمایشگاهی ما همه این موارد را زمانیکه بحث میان زن و شوهر بالا می گرفت تجزیه و تحلیل می کردند. در این میان کلماتی که از زبانشان خارج می شد و لحن ادا کردن این کلمات نیز مورد ارزیابی قرار گرفت.

اما خانم ها و آقایون همواره باید به این مطلب توجه داشته باشند که تنها دانستن این مطلب که چگونه می توانند به درستی با یکدیگر مشاجره کنند زندگی موفقی را به آنها مژده نمی دهد و برای رسیدن به موفقیت نهایی در زندگی مشترک خود باید چیزهای زیاد بسیاری را نیز آموزش ببینند. شما هیچ دو زوجی را پیدا نمی کنید که مشکلاتشان را با اتکا به یک شیوه ی همسان حل کنند و همچنین تعریف زوجها از مقوله ی "حل کردن مشکل" نیز به طور کلی از یک خانواده به خانواده دیگر کاملاً متفاوت است. با تحقیقات فراوان به این نکته دست پیدا کردم که خانواده های سالم عموماً از سه تکنیک زیر برای حل مشکلاتشان بهره می گیرند:

بررسی و تائید: اغلب با اتکا به این روش زوجین با یکدیگر مصالحه و سازش می کنند، و مشکلاتشان را برای رسیدن به توافق دو جانبه حل می کنند.

دگرگونی متغیر: دو طرف جوش می آورند و یک بحث داغ راه می افتد و نهایتاً هر کس بحث را به سوی دلخواه سوق می دهد.

 اجتناب و فرار از مشاجره: زوجین با هم توافق می کنند که کاملاً طبیعی است که در موردی خاص با هم موافق نباشند و سعی می کنند تفاوت ها را همانگونه که هستند بپذیرند و به زندگی ادامه دهند.

پیش از این مشاوران خانوادگی تصور می کردند که تکنیک فرار و یا اجتناب از مشاجره خطرناک بوده و می توانند منجر به نابودی ازدواج شوند اما طی تحقیقاتی که من انجام دادم به این نتیجه رسیدم که هر سه شیوه کاملاً به یک اندازه مفید هستند و هر زوجی بسته به شرایط شخصیتی زن و مرد می تواند در شرایط مختلف آنها را به کار گیرد.

شیوه های یک ازدواج "سالم"

یکی از اولین نکاتی که در ازدواج باید آنرا رعایت کنیم "ادب" است. زمانی که شادی و خنده از میان می رود و جای خود را به خشم و نفرت می دهد، چیزی جز درد و انتقاد در انتظار زوج ها نیست. در این حالت دیگر هیچ شانسی برای برگرداندن ارتباط کلامی به حالت عادی وجود ندارد و الگوهای رفتاری درست در فضای خصمانه و سرشار از افکار منفی به طور کلی از میان می روند؛ اما هنوز یک مطلب جالب وجود دارد: خانواده هایی هستند که دعواهای آنها به سهمگینی طوفان است اما هنوز هم زندگی های شاد و قانع کننده ای را دنبال می کنند.

سه زوجی را که در زیر به شما معرفی می کنیم هر یک سه شیوه مختلف ارتباطی را برای خود برگزیده اند و هر سه از زندگی خود خشنود و راضی هستند.

بردیا و حنانه ۳۰ ساله هستند و هر دو از خانواده ها ی می آیند که در آنها والدینشان تمایلی به برقراری ارتباط کلامی نداشته اند. به همین دلیل این دو تصمیم می گیرند که اصل اول ازدواج خود را بر روی برقراری ارتباط کلامی مفید پایه گذاری نمایند و در این کار هم موفق شده اند. هر چند گاه و بی گاه با هم مشاجره دارند اما پیش از اینکه به مرحله عصبانیت برسند، ابتدا در مورد تفاوت های موجود خود با هم صحبت می کنند و کنفرانس هایی را ترتیب می دهند که در آن هر کدام آزادانه نقطه نظرات خود را برای دیگری توضیح می دهد و اصولاً در آخر کار با هم بر سر مسائل به توافق رسیده و کارشان به مصالحه و سازش ختم می شود.

مجید ۴۰ ساله و آنیتا ۲۵ ساله دومین زوج ما هستند. آنها خودشان هم قبول دارند که بیش از هر زوج دیگری با هم مشاجره و دعوا می کنند. آنها اصولاً در حین مشاجره حرف یکدیگر را قطع می کنند و فقط از نظرات خود دفاع می کنند و هیچ توجهی به اینکه نظر طرف مقابل چیست و در حال توضیح چه مطلبی است ندارند. به هر حال با این اوضاع و احوال قادرند که در نهایت به نوعی سازش دست پیدا کنند و به نحوی با هم کنار بیایند. هر چند گاهی تنش زیادی به ارتباط آنها وارد می شود، اما به نظر می رسد که پس از اتمام دعوا خیلی سریع همه چیز را فراموش می کنند و به روال عادی زندگی باز می گردند.

جهان ۲۹ ساله و ملیکا ۲۷ ساله اظهار می کنند که تقریباً نظرشان در مورد بیشتر مسائل یکی است، و از آغاز کار هم همین تشابه بود که آنها را به هم جذب کرد. هر چند می توانند ساعت های متمادی از یکدیگر دور باشند، اما زمانی را که در کنار هم سپری می کنند بسیار لذت بخش است و کمتر اتفاق می افتد که بر سر موضوعی با هم اختلاف سلیقه داشته باشند؛ اما زمانی هم که بر سر مسئله ای با هم دچار مشکل می شوند، تصمیم می گیرند که هر یک جداگانه به پیاده روی برود و یا دوش بگیرند زیرا آب خود باعث تمدد اعصاب می شود و این دو نفر فکر می کنند که این شیوه خیلی بهتر از جر و بحث کردن است.

جای تعجب نیست که بردیا و حنانه هنوز هم به مدت ۵ سال است که با هم زندگی می کنند و تا کنون هیچ گونه مشکلی نداشته اند و همینطور مجید و آنیتا و جهان و ملیکا. با این وجود زندگی های زناشویی مثل بردیا و حنانه برای مدت زمان زیادی به عنوان تنها الگوی یک ازدواج موفق و ایده آل شناخته می شد. این دو نفر حتی زمانیکه در مورد مسائل حساس صحبت می کنند باز هم این توانایی را دارند که احساسات خود را به طور کامل کنترل کرده، آرامش خود را حفظ کنند، و تا زمانیکه به درستی متوجه عقاید و احساسات طرف مقابل نشده اند از جای خود تکان نمی خورند.

به همین خاطر هم هست که من این قبیل زوج ها را در گروه "برسی و تائید" جای می دهم. حتی در داغترین نقطه ی بحث هم باز این اجازه را به همسر خود می دهند که حرف های دلش را بزند و به او این اعتبار را می دهند و حرف های او را با ارزش می پندارند حتی اگر نظر شخصی شان چیز دیگری باشد و اصلاً با او موافق نباشند. با بکارگیری این شیوه به مرور زمان نوعی احترام دو جانبه در ارتباط حکمفرما می شود و به مرور زمان از تعداد دفعات بحث و مشاجره ای که ممکن است زوجین با آن روبرو شوند کاسته می شود.

مجید و آنیتا موضع کاملاً متفاوتی نسبت به بردیا و حنانه دارند، اما باز هم پیوند های عاطفی آنها به قوت خودش باقی مانده. حال چطور افرادی که نحوه صحیح جر و بحث را نمی دانند باز هم می توانند زندگی خوب و خوشی را دنبال کنند؟ البته حقیقت اینجاست که همه زوج هایی که تا این حد با هم دعوا و جر و بحث می کنند، اینقدر خوشحال نیستند و زندگی پایداری را دنبال نمی کنند. به همین دلیل هم هست که ما آنها را "دگرگونی متغیر" نام نهاده ایم، چرا که در یک لحظه تا آخرین حد با هم دعوا می کنند، اما لحظه ای بعد هیچ چیز به دل نمی گیرند و دعوا را به دست فراموشی می سپارند و چون از حس بخشش بالایی برخوردار هستند به آسانی می توانند در کنار هم به آرامش برسند.

افرادی که در این گروه جای می گیرند احساس می کنند که حق آنها در زندگی به اندازه همسرشان است. به تمام انسان ها به یک چشم نگاه می کنند، حقوق همه افراد را مساوی می دانند، و افراد مستقلی هستند و انگیزه ی آنها برای ازدواج نمایان ساختم خصوصیت ها منحصر بفردشان می باشد. در حقیقت در بیان احساسات خود به یکدیگر خیلی راحت هستند، هیچ تعللی در ابراز احساسات خود نشان نمی دهند، و افراد رک و روراستی هستند.

این قبیل ازدواج ها خیلی شور و هیجان بالایی دارند و افراد نسبت به هم احساسات زیادی دارند. و اما کسانیکه از شیوه "اجتناب و فرار" استفاده می کنند مانند جهان و ملیکا مثل این است که اغتشاشات، آشوب، و جنجال یک طوفان سهمگین را به قصد رسیدن به آبهای آرام ساحل تابستان ترک می نمایند. اتفاقات خاصی در این قبیل زندگی ها نمی افتد. نام دقیقتر این قبیل زوج ها "کوچک کننده مشاجرات" است. با جای اینکه که بیایند و بنشینند و در مورد اختلافاتشان با هم بحث کنند جریان را خیلی ساده گرفته و از آن می گذرند و به نوبه خود در ازدواج موفق هستند.

شاید تفاوت های بسیار زیادی را در این سه نمونه زندگی مشاهده کنید. یکی بی توجهی می کند یکی مشکلات را هدف قرار می دهد و یکی پا به فرار می گذارد؛ اما نکته ای که هست این است که خانواده هایی هستند که به طور مجزا هر یک از سه شیوه فوق ر به کار می گیرند و موفق هم هستند. در حقیقت در مثال های بالا هر یک از سه گروه شیوه منحصر بفرد خود را انتخاب نموده تا در کنار همسرش به آرامش و آسایش دست پیدا کند.

 علم عادت شناسی ازدواج

ماهیت احساسی هر ازدواج به میزان تعادلی که میان احساسات مثبت و منفی زوجین وجود دارد بستی دارد. این تعادل عامل مهمی است که به مثابه یک ترموستات عمل می کند و کار آن تعدیل هارمونی احساسی در زندگی مشترک است. به عنوان مثال اگر زوجین به یکدیگر توهین کرده و یکدیگر را تحقیر کنند، باید بدون معطلی عذرخواهی کرده و با انتقال احساسات مثبت به طرف مقابل ناراحتی ایجاد شده را از دل او در بیاورند. حالا لازم نیست که حتماً این کار را همان لحظه انجام دهند، اما به هر حال دیر یا زود می بایست این کار را انجام دهند.

چیزی که اساساً زوج های راضی را از زوج هایی که در بدبختی گیر افتاده اند، جدا می کند تعادل موجود میان احساسات مثبت و منفی است که نسبت به یکدیگر دارند.

به عنوان مثال زوج های جزء گروه "دگرگونی متغیر" دعواهایی که میانشان اتفاق می افتد را بعداً با مقدار بسیار زیادی عشق و محبت جبران می نمایند، البته منظور ما از تعادل یک رقم ۵۰ – ۵۰ نیست. به عنوان بخشی از تحقیقاتم من مدت زمانی را که زوجین با هم به بحث و مشاجره می پرداختند و زمانی را که به هم انرژی مثبت می دادند، یکدیگر را ناز و نوازش می کردند، به هم لبخند می زدند، از هم تعریف می کرند، و غیره را جدول بندی نمودم و به این نتیجه رسیدم که نسبت بسیار جالبی میان زمانهای مثبت و منفی وجود دارد که در تمام ازدواج های موفق تقریباً مشابه است.

این نسبت ۵ به ۱ بود. به این معنا که زمانهای خوشی و مثبت ۵ برابر بیشتر از زمان های مشاجره و کدورت است. یک چنین زندگی در طول زمان ثبات و دوام خواهد داشت. در مقابل زوج هایی که نهایتاً کارشان به طلاق کشیده می شود معمولاً لحظات خوبی و خوشی کمتری با هم داشتند و عمده زمانی را که با هم سپری می کردند به بحث و مشاجره می پرداختند.

علائم خطر: چهار اسب سوار

اگر شما جزء افرادی هستید که در یک ازدواج نادرست قرار گرفته اید، شاید احساس کنید که به هیچ وجه قادر نیستید از مخمصه ای که در آن گرفتار شده اید بیرون بیایید. بیشتر زوج ها قبل از اینکه راهی دادگاههای خانواده شوند، به هیچ وجه قادر به تغییر روند روابط کلامی خود نیستند و همین امر سببب ایجاد جدایی میان آنها می شود و پایان تلخی را برای زندگی آنها در پی دارد.

پیش بینی این مسئله که احساسات و عکس العمل هایی که متعاقب آنها از افراد سر می زند می تواند شانس نجات یک ازدواج را افزایش دهد. من معتقدم که زوجین با تجزیه و تحلیل موانعی که سبب ایجاد بی ثباتی در روابط آنها می شود می توانند راه خود را به سمت تجربه یک زندگی شیرین باز کنند و ماجراجویی های زندگی مشترک خود را از نو آغاز نمایند.

اولین آبشاری که زوجین باید در دمادم آشفتگی های زندگی از آن عبور کنند "چهار اسب سوار" است که ۴ فاکتور مصیبت بار برای تعامل کلامی هستند و قادرند تا تلاش شما را به طور کامل برای برقراری ارتباط کلامی مقتضی پایمال کنند. زمانیکه زوجین به این نوع جبهه گیری ها عادت کنند رفته رفته حس منفی آنها به هم بیشتر شده و بنیان زندگی خانوادگی از هم پاشیده می شود. نهایتاً کور و کر می شوند و به هیچ وجه قادر به رویت تلاش های طرف مقابل برای ایجاد صلح و آرامش نمی شوند. زمانیکه پای یک اسب سوار جدید به رابطه باز می شود، او راه را برای ورود دیگری هموار می سازد و خیلی بی سر و صدا کلیه آمال و آرزوهای زوجین را با خاک یکسان می کند.

اولین اسب سوار: انتقاد

زمانیکه سلما و رضا سال اول دانشگاه با هم آشنا شدند و ازدواج کردند همه تصور می کردند که خوشبخت ترین زوج روی زمین هستند. اما پس از مدتی مشکلات خودشان را نشان دادند. به عنوان نمونه آنها در زمینه صرفه جویی با هم اختلاف نظر داشتند. سلما احساس می کرد که همسرش بیش از اندازه ولخرج است. در ابتدا به او تذکر می داد اما زمانیکه متوجه شد حرف هایش به هیچ وجه بر روی رضا اثر نمی گذارند، تصمیم گرفت تا موضع خودش را تغییر دهد و اتفاقی که نباید می افتاد به وقوع پیوست و کاری را انجام داد که چیزی جز مرگ و ویرانی را برای ارتباطشان به همراه نداشت: به جای اینکه مستقیماٌ در مورد این رفتار رضا گله و شکایت کند، شروع کرد به انتقاد کردن از او.

اکر با نگاهی سطحی به این موضع نگاه کنید، شاید به نظرتان هیچ گونه تفاوتی میان انتقاد و شکایت جود نداشته باشد؛ اما انتقاد عبارت است از حمله کردن به شخصیت طرف مقابل و زیر سوال بردن ماهیت درونی وی و معمولاً با سرزنش همراه است. مثلاً وقتی سلما می گوید: "تو همیشه فقط به خودت فکر می کنی" او به رضا توهین می کند و نه تنها کاری که رضا انجام داده است را زیر سوال می برد بلکه او را فرد خودخواهی نیز تصور می کند.

از آنجایی که تنها تعداد کمی از زوج ها هستند که می توانند به طور کامل از انتقاد خودداری کنند اغلب زوج ها گهگاه از هم انتقاد می کنند و اولین اسب سوار اصولاً بسیار وارد است و به خوبی می داند که باید چگونه پای خود را به زندگی های زناشویی باز کند. یکی از دلایلش هم این است که انتقاد یک میان بر برای گله و شکایت است. البته ما منکر این امر نیستیم که نشان دادن ناراحتی و عدم موافقت یکی از شیوه هایی است که اگر به روش صحیح ابراز می شود می تواند بنیان های خانوادگی را محکم تر کند.

مشکل از زمانی شروع می شود که یکی از طرفین احساس می کند طرف مقابل برای حرف های او هیچ گونه ارزشی قائل نیست و بدون توجه به شکایات همسر خود برای دفعات مکرر آن کار را تکرار می کند و به طرف مقابل آسیب می زند. زمانیکه چنین وضعیتی پیش می آید با هر بی توجهی فرد به یاد تمام بی توجهی های که همسرش از بدو شروع زندگی مشترک نسبت به او داشته می افتد و به تدریج فرد شروع می کند به انتقاد کردن از همسر و به جای اینکه تنها از کاری که همان لحظه انجام داده ایراد بگیرد و ناراحتی خود را ابراز کند، کل شخصیت او را زیر سوال می برد.

یکی از رایج ترین انواع شکایت ها این است که فرد لیست بلند و بالایی از کلیه گله و شکایت های بی پاسخ مانده خود در ذهن درست می کند و تحویل طرف مقابل می دهد. من این کار را تشبیه به "سینک ظرفشویی" می کنم. شما هر چیزی که در آشپزخانه به چشمتان می خورد را داخل سینک پرت می کنید. نوع دیگر انتقاد این است که همسرتان را غیر قابل اعتماد می کنید، به این ترتیب که می گویید: "من به تو اعتماد کرده بودم و فکر می کردم تو لیست کارها را چک می کنی ولی تو با بی توجهی این کار را انجام ندادی و باعث شرمندگی من شدی، این بی توجهی و بی اهمیتی تو نسبت به مسائل اطرافت واقعاً مرا شگفت زده می کند". فرق میان شکایت و انتقاد این است که شکایت فرد را متهم به ارتکاب جرم نمی کند و در حقیقت نارضایتی فرد از یک امر بخصوص را به تصویر می کشد اما انتقاد دارای یک چنین ماهیتی نیست.

یکی دیگر از جنبه های انتقاد کیفیت تعمیم دادن و گرفتن نتایج کلی در مورد طرف مقابل است. یکی از نشانه های انتقاد استفاده مکرر از کلماتی نظیر: "تو هیچ وقت" و "تو همیشه" است.

ـ شکایت: "ما به اندازه ای که من دوست دارم بیرون نمیریم"

ـ انتقاد: "تو اصلاٌ من رو هیچ وقت بیرون نمی بری"

شاید کسی که انتقاد می کند خودش هم متوجه نباشد که در حال انجام چه کاری است و بادست های خود در حال نابود کردن رابطه اش می باشد. زمانیکه جو انتقاد بوجود می آید، مشکلات فراوان دیگری نیز وارد رابطه می شوند که وضعیت را از قبل هم بدتر می کنند. زمانیکه یک چنین اتفاقی می افتد جارچی خبر ورود دومین اسب سوار را هم می دهد که شما را بیش از پیش دچار دردسر می کند.

دومین اسب سوار: اهانت

اولین سالگرد ازدواج رضا و سلما فرا رسید اما آنها هنوز نتوانسته بودند اختلافات مالی را که با هم داشتند حل و فصل نمایند. متاسفانه دعواهایی که با هم داشتند شدت بیشتری پیدا کرده بود و جنبه شخصی به خود گرفته بود. سلما دیگر مانند گذشته حس خوبی نسبت به رضا نداشت. در حین همین جیغ و فریاد ها بود که یکروز سلما می گوید: "چرا اینقدر بی مسئولیت هستی؟" دیگر میزان عصبانیت او به اوج می رسد و شروع می کند به تحقیر کردن و اهانت به رضا. رضا هم کاسه صبرش لبریز می شود و می گوید: "خفه شو، احمق، از دستت خسته شدم" و همین جاست که دومین اسب سوار "اهانت" وارد میدان می شود.

تفاوت میان انتقاد و اهانت این است که با اهانت طرف مقال را کوچک و حقیر می کنیم و از نظر روحی و روانی به او آسیب وارد می آوریم. با کلمات و زبان بدنی ضربات مهلکی به قلب شریک زندگی خود وارد می کنید. منبع تغذیه آن هم داشتن افکار و احساسات منفی نسبت به شریک زندگی تان است. با خود فکر می کنید او احمق وبی لیاقت است.

زمانی که یک چنین اتفاقی به وقوع می پیوند، زوجین به این موضوع فکر می کنند که اصلاً به چه دلیل عاشق هم شده اند؟ و به محض اینکه چنین فکری به ذهنشان خطور می کند دیگر از وجود هم لذت نمی برند، از هم تعریف نمی کنند، و هیچ جذابیتی در نظر یکدیگر ندارند و نقطه کانونی ارتباط آنها تبدیل به فحاشی و بد زبانی می شود.

متاسفانه تجربه سلما و رضا چیز نادری نیست. زمانیکه اهانت و تحقیر پای خود را به رابطه باز می کند، شما به مرور زمان خصوصیات مثبت شریک زندگی تان را به دست فراموشی می سپارید و در زمانیکه عصبانی هستید حتی یک خوبی هم نمی توانید در وجود او پیدا کنید.

تشخیص اینکه شما و همسرتان دچار این آسیب شده اید کار ساده ای است. از جمله بارزترین نشانه ها می توان به موارد زیر شاره کرد:

ـ دشنام

ـ مسخره کردن

ـ زبان بدنی – نیشخند، چپ نگاه کردن، پیچش لب بالایی

در روابط موفق هم حتی انتقاد و اهانت وجود دارد زیرا همه ما انسان هستیم و بروز این موارد در وجود بشر کاملاً طبیعی است. اما اگر تا این حد پیش رفتید برای از بین بردن این قبیل اهانت ها و بازگرداندن شادی به زندگی به محض اینکه متوجه شدید بحث رو به دشنام دادن حرکت می کند حداقل باید تا مدتی از صحبت کردن بر سر مسائل مشکل زا با شریک زندگی خود بپرهیزید.

سومین اسب سوار:حالت تدافعی گرفتن

زمانیکه اهانت و تحقیر وارد یک خانه می شود ارتباط زناشوی از بدهم بدتر می شود. زمانیکه یکی به دیگری اهانت می کند، او هم حالت تدافعی به خود می گیرد و واکنشی به مراتب بدتر از خود نشان می دهد. هر یک از این دو نفر تصور می کند که قربانی این ارتباط شده است و هیچ یک تمایلی به آن ندارد که کوتاه بیاید و برای حل مشکل اصلی قدم بردارد. در حقیقت هر یک خودش را بی گناه می داند.

مشکل اصلی از اینجا نشات می گیرد که چون فرد خودش را به نوعی قربانی محسوب می کند به همین دلیل هیچ اشکالی نمی بیند که دست به دفاع از خودش بزند؛ و این کار به جای اینکه مشکل افراد را حل کند مانعی بر سر راه آنها خواهد بود. اگر حالت تدافعی به خود بگیرید، در حقیقت با این نگرش مشکلات زناشویی خود را دو چندان کرده اید. خود را با علائم "حالت تدافعی" آشنا کنید تا بتوایند آنها را آنچنان که ماهیت واقعی شان هست تشخیص دهید:

عدم مسئولیت پذیری. بدون توجه به این مطلب که شریکتان مرتکب چه خطا و یا اشتباهی شده است شما پافشاری می کنید که باید او سرزنش شود و معتقدید که هیچ کار خطایی از شما سر نزده است.

بهانه جویی: شما ادعا می کنید که شرایط خارجی که فرای قدرت کنترل شما هستند شما را مجبور کرده اند که یک چنین واکنشی از خود نشان بدهید.

مخالفت به دلیل ذهن خوانی منفی انگارانه. گاهی اوقات ممکن است همسرتان در مورد احساسات شخصی و خصوصی تان حدس و گمان هایی بزند: "من می دانم تو در این مورد چه فکری می کنی" و یا "من می دانم تو فکر میکنی این وقت تلف کردن است". زمانیکه این نوع ذهن خوانی به سمت افکار منفی متمایل می شود، سبب ایجاد حالت تدافعی در شما می شود.

شکایت ممزوج – شما با شکایت و یا انتقاد همسرتان مواجه می شوید و سریعاً خودتان هم شروع می کنید به شکایت کردن از او و اصلاً هیچ توجهی نمی کنید که همسرتان مشغول صحبت کردن پیرامون چه امری بوده است.

تکرار مکررات – به جای اینکه تلاش کنید تا نقطه نظرات همسرتان را متوجه شوید، به دفعات زیاد حرف های خودتان را بی توجه به دیدگاه طرف مقابل تکرار می کنید. هر دو فکر می کنند که حق با آنهاست و تصور می کنند که فکر کردن به نظریات طرف مقابل وقت تلف کردن است.

اولین راه برای رهایی از دام دومین اسب سوار این است که احساس نکنید همسرتان با هر حرفی که می زند قصد دارد به شما حمله کند. سعی کنید خودتان را با او همدل کنید، شاید انجام این کار در زمان عصبانیت ساده نباشد اما بعداً که قدری آرام تر شدید به راحتی می توانید از عهده آن برایید. وقتی این کار را انجام دهید متوجه خواهید شد که می تواند چه تاثیرات معجزه آسایی را در بر داشته باشد. اگر با آغوش باز از حرف های او استقبال کنید، همسرتان نیز انتقاد را کنار می گذارد و در زمان اختلاف سلیقه لازم نیست که افراد حالت تدافعی به خود بگیرند.

چهارمین اسب سوار:دیوار سنگی

از آنجایی که رضا از نحوه برخورد و حملات سلما خسته و درمانده شده بود به مرور زمان تصمیم گرفت که جواب او را ندهد و شرایط آنها هر روز بدتر می شد و دیگر خبری از گفتگو و تبادل نظر نبود. دعواهای آنها اینگونه بود که سلما شروع می کرد به داد و فریاد زدن و رضا هم می نشست و چیزی نمی گفت و سلما با جیغ و فریاد می گفت: "تو فقط بلدی یک گوشه بنشینی و هیچ چیز نگویی، مثل این است که من با دیوار حرف می زنم."

اصولاً در زمان صحبت کردن، کسی که شنونده است پس از اتمام حرف گوینده از خود عکس العملی نشان می دهد، اما کسی که مثل دیوار میشود هیچ گونه واکنشی نسبت به حرف های طرف مقابل از خود نشان نمی دهد و فقط سکوت می کند.

کسانیکه این کار را انجام می دهند، شاید خو

دشان هم خبر نداشته باشند که با انجام یک چنین کاری باعث بیشتر کردن فاصله میان خود و همسرشان می شوند. قصد دارند که با این کار عدم رضایت خود را نشان دهند اما در واقع خود را انسان خود بین و از خود راضی نشان می دهند. این مسئله به ویژه زمانی صدق می کند که آقا یک چنین واکنشی را در برابر همسرش از خود نشان می دهد. بیشتر آقایون زمانیکه خانم ها یک چنین کاری را در مقابلشان انجام می دهند، بیش از اندازه از نظر روحی احساساتشان تحت الشعاع قرار نمی گیرد؛ اما زمانیکه خانم ها با یک چنین عکس العملی مواجه می شوند ضربان قلبشان بیش از اندازه بالا می رود.

زمانیکه افراد به یک چنین وضعیتی می رسند، باید گفت که احتمال از هم پاشیدن زندگی مشترک نیز بالا می رود. اغلب زن و شوهر تصمیم می گیرند که از هم جدا زندگی کنند و کمتر همدیگر را ببینند و نهایتاً نیز طلاق می گیرند. نجات زندگی مشترک در یک چنین شرایطی نیازمند کار بسیار زیاد و همدلی روحی است.

زمانیکه پای چهارمین اسب سوار به زندگی مشترک باز می شود، خطرات دیگری هم در پی آن ایجاد می شود. زن و شوهر احساس اولیه ای که نسبت به یکدیگر داشته اند را از یاد می برند، افکار منفی نسبت به یکدیگر وجودشان را فرا می گیرد و کلیه این امور خود به خود به فاصله گرفتن و تنهایی هر یک از زوجین دامن می زند، اما اگر خانم و آقا به درستی تشخیص دهند که دچار چه وضعیتی شده اند و چه اتفاقی برای ازدواج خوبشان روی داده باز هم می توانند الگویی برای بهبود وضعیت خود گسترش دهند و مجدداً کنترل امور را به عهده بگیرید.

کلید ارتقا و بهبود ازدواج

زمانیکه احساس در هم شکستگی به شما دست می دهد، تعمداً تلاش کنید تا خودتان را آرام کنید. این استراتژی به شما کمک می کند تا بتوانید حالت تدافعی کمتری به خود بگیرید و تبدیل به یک دیوار سنگی نشوید. بر طبق نمونه های آزمایشگاهی زمانیکه ضربان قلب هر یک زوجین بالا می رود، دیگر قادر به ادامه گفتگوی سالم نیستند و اساس ارتباط موجه از بین می رود. اگر افراد یاد بگیرند که چگونه می توانند در تمام طول بحث خونسرد بمانند و در تمام شرایط آرامش خود را حفظ کنند، مشاجرات بی حاصل میان آنها کاهش پیدا می کند و دیگر لازم نیست که از صحبت های ضروری فرار کنند.

همچنین اگر زوجین آموزش ببینند که در طول بحث حالت تدافعی به خود نگیرند، عادات مخرب دیگر نیز از زندگیشان حذف خواهد شد. اگر شنونده غیر تدافعی باشید، منفی گرایی کمتری در ذهن شما جایگزین می شود و همچنین کمتر تصور می کنید که باید نقش یک دیوار سنگی را ایفا کنید؛ به ویژه برای آقایون. اما به خاطر داشته باشید که حالت تدافعی گرفتن یک خیابان دو طرفه است و اگر به دور از حالت تدافعی صحبت کنید، مطمئن باشید که طرف مقابل هم با یک چنین لحنی با شما صحبت خواهد کرد.

یکی از مواردی که می تواند برای ارتباط سودمند باشد این است که به طرف مقابل بفهمانید که او را درک می کنید. این مسئله دقیقاً نقطه مقابل انتقاد، اهانت، و حالت تدافعی گرفتن است. به جای اینکه به نظرات طرف مقابل حمله کنید و یا نسبت به آنها بی توجهی به خرج دهید، بهتر است برای یک لحظه هم که شده خودتان را جای او بگذارید و از دید او این مطلب را بررسی کنید و شاید به این نتیجه برسید که حرف های او زیاد هم بیراه نیستند.

زمانیکه در مشاجرات از این تکنیک استفاده کرده و به موفقیت برسید، ترجیح می دهید که دفعات بعدی نیز همین کار را انجام دهید. به این منظور باید تلاش فراوانی کنید و تکنیک مورد نظر را به دفعات تکرار نمایید. به مرور زمان این نوع نگرش در وجود شما به صورت خودکار جایگزین واکنش های غیر اصولی می شود و حتی زمانیکه خسته هستید باز هم می توانید مکالماتی داشته باشید که نهایتاً به نفع دو طرف به پایان برسند.

 تمرین: مقایسه کنید

این تمرین به شما این شانس را می دهد که میزان تداوم و قدرت زندگی مشترک خود را با زوج های دیگر مقایسه کنید.

۱) هر یک از شما نام چهار زوجی را که هر دو می شناسید بر روی یک برگ کاغذ یادداشت کنید. دو نمونه زوجی که تصور می کنید ازدواج "موفق" داشته اند و دو نمونه "ازدواج ناموفق"

۲) حال با هم اسم ها را بررسی کنید و هر یک دلایل این امر را که چرا فکر می کنید ازدواج آنها موفق و یا ناموفق بوده را بیان کنید. شاید یکی را به خاطر نحوه بزرگ کردن فرزندان ستایش می کنید و دیگری را به خاطر اهانت کردن به یکدیگر در جلوی جمع سرزنش کنید.

۳) در میان این زوجها جایگاه زندگی مشترک خود را مشخص کنید. ببینید شما و همسرتان برای عبور از شرایط سخت چه واکنش هایی را انجام می دهید و چگونه مشکلات موجود در زندگی را اداره و کنترل می نمایید. آیا به رفتارهایی برخورد می کنید که آنها را نمی پسندید و تمایل به تغییر دادن آنها داشته باشید؟ آیا برخوردهایی هستند که بخواهید آنها را در زندگی خود راه دهید؟

۴) ببینید توانایی شما به عنوان یک زوج برای برطرف کردن موانع و مشکلات تا چه حد است. آیا مشکلاتی در زندگی شما بوده اند که از آنها با موفقیت عبور کرده باشید و اگر چنین است این کار را چگونه انجام داده اید؟

 جبران آسیب ها

خوشبختانه در همه روابط بالاخره راهی برای درست کردن اوضاع و احوال آشفته وجود دارد که معمولاً زمانی به آنها نیاز می شود که هر دو نفر ناامید و عصبانی هستند. خانواده های خوشبخت برای خود یکسری عبارات و اعمالی دارند که در حین مشاجرات با اتکا به آنها از بروز افکار منفی در ذهن طرف مقابل جلوگیری بعمل می آورند و اجازه نمی دهند که رفتار خود و همسرشان غیر قابل کنترل شود. این واکنش ها از نظر روانشناسی مانند چسبی عمل می کند که زن و شوهر را همچنان متصل بهم نگه می دارد. از جمله این موارد می توان به چند نمونه زیر اشاره کرد:

۱) سعی کنید نظرات خود را لحظه به لحظه در مورد خود بحث اعلام کنید، مثلاً: "اجازه بده حرفم را تمام کنم" و یا "فکر می کنم از موضوع اصلی بحث منحرف شده ایم" و یا "این حرف تو احساسات مرا خدشه دار کرد" و...

۲) همان موقع که چیزی در حال وقوع است نظر خود را اعلام کنید و اجازه ندهید تا افکار منفی در مورد مسئله ای خاص آنقدر رشد کنند که ذهن شما را احاطه نماید.

۳) به همسرتان یاد آوری کنید که با وجود بحث ها و مشاجراتی که با هم دارید، باز هم او را دوست می دارید و برایش احترام قائل هستید.

۴) از عباراتی نظیر: "بله، متوجه شدم" ، "ادامه بده" ، "درسته" استفاده کنید تا طرف مقابل متوجه شود که برای حرف هایش ارزش قائل هستید. این مسئله از نظر روحی روی طرف مقابل تاثیر زیادی می گذارد و جزء تکنیک هایی است که زوج های موفق در آن تبحر خاصی دارند

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 21:49  توســط fAtEmEh  | 
شش اشتباه‌ رایج بین زنان 



 اشتباه اول:

زنان در حق مردان مادری کرده و آنان را با بچه‌ها اشتباه می‌گیرند. ‌این جمله یعنی اینکه زنان بیش از حد در حق مردان مفید واقع می‌شوند و کارهایی را که خودشان ‌می‌بایست انجام ‌دهند، برایشان انجام می‌دهند.به دلیل حس مادرانه‌ای که در وجود همه زنان است و آنها هنگامی که دختر کوچکی بودند همین رفتار را از ‌مادر خود دیده‌اند و همان الگو را عینا تکرار می‌کنند، مسلما مردها هیچ مخالفتی با این عمل ندارند چون ‌راحت‌تر هستند که کس دیگری کارهایشان را انجام دهد، اما به یاد داشته باشید این کار بعد از مدتی شما ‌را کلافه و خسته می‌کند.‌اما چرا بعد از مدتی با وجود تمام این فداکاری‌ها، باز هم روابطتان خراب می‌شود؟‌علی رغم اینکه در ابتدا این روابط جوانب مثبتی دارد اما بعد از گذشت زمان، همسرتان از ‌شما منزجر می‌شود چون الان او همانند یک پسر بچه‌ای است که همیشه آرزوی این را دارد که خانه، ‌همچنین مادر خود را ترک گفته و مستقل زندگی کند. با امر ونهی مداوم به همسرتان او احساس می‌کند ‌که بی‌لیاقت است و باعث به وجود آمدن یک چرخه‌ معیوب در زندگی می‌شود.

 راه حل:

‌۱) از انجام دادن کار‌هایی که همسرتان خودش می‌تواند انجام دهد پرهیز کنید.

۲ ) با همسرتان مانند شخصی لایق، دانا و قابل اعتماد رفتار کنید. سعی ننمایید به جایش فکر کنید ‌و یا تقویم او باشید. یک بار که وقت دکترش را فراموش کرد دفعه‌ بعد آن را به خاطر می‌سپارد.

۳) مسئولیت‌ها را به او واگذار کنید و اگر از انجام آنها برنیامد سعی نکنید مسئولیت‌ها را از او سلب ‌نمایید.

 اشتباه دوم:

زنان، خود و ارزش‌هایشان را زیر پا گذاشته و در مقایسه با مردان، خود را در مرتبه ‌دوم قرار می‌دهند! ‌تصور کنید بر سر میز شام یک تکه ماهی بزرگتر ازآن یکی است آن را به چه‌کسی می‌دهید؟ چرا به ‌همسرتان؟ و خودتان را در رتبه دوم قرار می‌دهید.‌ما علاقه، عادت‌ها و فعالیت‌های خود را به خاطر همسرمان کنار می‌گذاریم چون این علایق ‌خوشایند او نیست و معمولا زنان می‌گویند که وارد مرحله جدیدی شده‌اند ودیگر این فعالیت‌ها برایشان ‌جذابیتی ندارد در حالی که خودشان را گول می‌زنند و اغلب اوقات بعد از اتمام این روابط (طلاق) دوباره زنان ‌به همان فعالیت‌های سابقشان باز می‌گردند و یا اینکه بسیاری از مردان سعی دارند شما را از کسانی که ‌دوستشان دارید (پدر، مادر، دوستان و...) جدا کنند. مردانی که از درون احساس ناامنی زیادی دارند، شما را ‌از سیستم‌های حمایتی تان جدا می‌کنند، زیرا آنها نیاز دارند که احساس کنند همسرشان در کنترل کامل آنهاست. اما اگر کس دیگری این کار را با خودشان انجام دهد و آنها را در کنترل خود بگیرد شکوه سر می‌دهند و ‌اینکه زن در کنترل مرد باشد دو اثر سوء دارد:

‌الف ) ‌ بیش از حد به مرد خود وابسته می‌شوید چون جز او کسی را ندارید.

‌ب) شما منزوی و گوشه گیر شده و قادر به برقراری ارتباط با دیگران نخواهید بود. ‌از لحاظ احساسی و برای اینکه مردتان را راضی کنید به هر شکلی که او می‌خواهد در ‌می‌آیید؛ یکی از معمول‌ترین راه‌هایی که ارزش‌تان را زیر پا گذاشته و خود را در درجه‌ دوم اهمیت قرار ‌داده و همه چیز خود حتی قیافه، رفتار و عقاید تان را تغییر داده تا به شکل زن ایده‌ال او در آیید جراحی‌های خطرناکی است که فقط به خاطر اینکه همسرتان، شما را با قیافه و یا هیکل دیگر ‌بیشتر دوست بدارد و بپسندد.

 ‌راه حل:

۱) از تمامی رویا‌ها و خواسته‌های گذشته‌تان که به‌خاطر عشق شوهرتان زیر پا گذاشته‌اید لیستی تهیه ‌کنید (درسته که سخته اما این کار را انجام دهید) تا در آینده دیگر مرتکب چنین کاری نشوید.

۲) رویاهایتان را تعقیب کنید و شخصیت خود را تمام و کمال به خاطر بسپارید و به خاطر دیگران به هر ‌رنگی در نیایید. به امید اینکه مردی را بیابید که بتواند شما را اغنا کند. هر چقدر کامل‌تر باشید احتمال ‌اینکه مستاصل شوید کمتر است و ارزش‌هایتان را کمترزیر پا می‌گذارید. ‌

 اشتباه سوم :

زن‌های عاشق توانایی‌های یک مرد می‌شوند.آیا از این که مدام استعدادهای مرد زندگی تان را شکوفا می‌سازید به خود می‌بالید؟ آیا همیشه ‌احساس می‌کنید همسرتان تنها به این دلیل در کارهایش موفق نبوده که تا به حال کسی پیدا نشده او را ‌واقعا دوست داشته باشد؟ و حال که شما از راه رسیده‌اید این کار را می توانید بکنید؟ چگونه عاشق ‌پتانسیل‌های یک مرد می‌شویم؟ما به ماموریت نجات روحی می‌رویم و مردهایی را می‌یابیم که مایل نیستند به خود کمک ‌کنند اما ما سعی داریم به آنها کمک کنیم. ‌مردهایی را می‌یابیم که ما را دوست ندارند و یا با ما خوش رفتار نیستند . اما ما همچنان به این ‌رابطه ادامه می‌دهیم و با این تعریف و تمجید‌ها می‌خواهیم که آنان را شیفته خود بکنیم.زنانی که این ‌گونه هستند با خود می‌گویند : اگر به او محبت بیشتری بکنم حتما او عوض می‌شود . زنانی که عاشق ‌پتانسیل‌های یک مرد می‌شوند غالبا اعتماد به نفس چندانی نداشته و احساس خوبی نسبت به خودشان ‌ندارند و فکر می‌کنند برای اینکه دوست داشته شوندباید سخت تلاش کنند . داشتن رابطه‌ای سالم ‌با یک مرد به معنای عشق ورزیدن به کسی است که در زمان می‌باشد ، نه عشق ورزیدن به کسی که در ‌آینده به آن تبدیل خواهد شد .

 ‌راه حل: ‌انرژی‌های خلاقتان را ابتدا متوجه زندگی و شغل خود کنید. مردی را پیدا کنید که ‌مسئولیت سر و سامان دادن به زندگیش را خود به عهده بگیرد. به طوری که مجبور نباشید دائم به جای او ‌کار کنید.

 ‌اشتباه چهارم:

استعدادها و توانایی‌های خودتان را دست کم گرفته و حتی گاهی ‌اوقات آنها را مخفی می‌کنید.آیا مدام عادت دارید درحضور مردی که دوستش دارید، خودتان را پایین بیاورید؟ آیا استعداد و توانایی‌هایی ‌دارید که همسرتان از آن‌ها خبر ندارد؟ اغلب ما از ترس اینکه مبادا زندگی مان را بدین وسیله تهدید کرده ‌باشیم استعداد و موفقیت‌هایمان را پنهان می‌کنیم .‌

راه حل: هر گاه تعریف و تمجیدی از شما شد به جای اینکه آن را رد کنید همان لحظه به خود بیاموزید تا این کار را ترک کنید وآن وقت بزرگی و عظمت خود را جشن بگیرید و دفعه ‌بعد که کسی از شما تعریف کرد نفس عمیقی بکشید و بگویید: متشکرم. به دنبال مردی باشید که تمایل ‌داشته باشد ، بزرگی و درخشش شما را ببیند.

 ‌اشتباه پنجم: ‌

متاسفانه زن‌ها عادت دارند که با دیگران از موضع ضعف برخورد ‌کنند و قدرت را به دست مردان ‌زندگی‌شان می‌دهند. برای زن‌هایی که مرتکب این اشتباه می‌شوند به امید اینکه مردهای شان بیشتر ‌دوستشان داشته باشند یک اسمی گذاشته‌اند؛ " قربانیان عشق ." قربانی عشق، کسی است که خود را ‌به علتی برتر فدا می‌کند و در این راه اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد تنها به این دلیل که همسرش او را ‌بیشتر دوست داشته باشد.

‌راه حل: شاید فکر می‌کنید که با این کار احساسات یکدیگر را بهتر درک می‌کنید و بسیار بخشنده و مهربان ‌هستید. اما حقیقت این است که به بدترین وجه ، قربانی عشق هستید و به همسرتان ‌این اجازه را می‌دهید که با شما بدرفتاری کند.

 ‌اشتباه ششم:

زنان هنگامی که نیازهایشان را از مردان مطالبه می‌کنند مانند دختر ‌بچه‌ها رفتار می‌ نمایند.

راه حل : وقتی گریه می‌کنید از خودتان بپرسید آیا واقعا عاملی وجود دارد که من به خاطرش گریه کنم و این طور ‌عصبانی باشم ؟ این جمله خیلی مهم است!‌اگر با نشان دادن خشمتان مشکل دارید، می‌توانید به جای آن که گریه کنید احساسات واقعیتان را ‌ مانند یک بزرگسال ابراز کنید نه اینکه پشت اشک‌هایتان مخفی شوید البته این بدین معنی نیست که ‌نباید به خودتان اجازه بدهید که گریه کنید.قبل از آن ‌که منتظر مردی باشید که بیاید و شما را نجات دهد ،فکر کنید که تنها هستید و باید به تنهایی از این ‌مشکل فائق‌آیید، بعضی از مشکلات ریشه در دوران کودکی افراد دارد و ترک آنها ساده نخواهد بود. اجازه ‌دهید زن قوی و فوق‌العاده‌ای که در درون شماست، بیرون بیاید
+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 21:30  توســط fAtEmEh  | 
آیا نسبت به همسرتان جاذبه جنسی کافی احساس می کنید ؟     

درزیرآزمونی است که به شما کمک می کند تا بفهمید آیا همسرتان از لحاظ جنسی برایتان جذاب هست یا نه .این آزمون ، متفاوت با آزمونی است که میزان رضایت شما را از روابط جنسی با همسرتان تعیین می کند .زیرا این آزمون تنها تعیین کننده ی احساس شما نسبت به جذابیت جنسی همسرتان است ، نه قابلیت و توانایی او در عشق ورزی و تکرار دفعات همبستر شدن تان .


ـ می توانید این آزمون را دررابطه با همسر فعلی خود پاسخ دهید .

ـ می توانید این آزمون را در رابطه با همسر /همسران قبلی خود پاسخ دهید (درگذشته چگونه احساسی نسبت به آن ها داشتید ).

ـ از همسر خود بخواهید تا او نیز این آزمون را انجام دهد .

می دانم که صادق بودن با خودتان در این رابطه می تواند کمی ترسناک باشد ، اما از آن سرباز نزنید .هرچه چیزهای بیشتری را درباره ی رابطه تان بدانید ، به همان میزان نیز احتمال آنکه لطمه ببینید ،کمتر خواهد شد .بنابراین با صداقت کامل به سؤالات پاسخ دهید .

 ضریب بیوشیمی جنسی شما

هر یک از جملات زیر را بخوانید و از خود بپرسید تا چه میزان توصیف کننده ی احساسات شما هستند .

چنانچه تقریباً همیشه چنین احساسی دارید .....به خودتان ۴ امتیاز بدهید چنانچه بارها چنین احساسی دارید ........به خودتان ۳ امتیاز بدهید چنانچه بعضی وقتها چنین احساسی دارید......به خودتان ۲ امتیازبدهید چنانچه هرازگاهی چنین احساسی دارید.....به خودتان ۱ امتیاز بدهید. چنانچه به ندرت چنین احساسی دارید .....به خودتان ۰ امتیاز بدهید.

۱) ظاهر همسرم را در لباس دوست دارم و می پسندم .

۲) همسرم را هنگامی که «برهنه »است ،می پسندم و دوست دارم .

۳) پوست همسرم را می پسندم و لمس کردن پوست او را دوست دارم .

۴) بوی همسرم را می پسندم و دوست دارم .

۵) مزه ی همسرم را می پسندم و دوست دارم .

۶) طوری را که همسرم مرا در آغوش می گیرد می پسندم و دوست دارم .

۷) طوری را که همسرم مرا می بوسد می پسندم و دوست دارم .

۸) طوری را که همسرم مرا لمس می کند (هنگامی که همبسترنشده ایم ) می پسندم و دوست دارم .

۹) طوری را که همسرم مرا لمس می کند (هنگامی که همبستر شده ایم ) می پسندم و دوست دارم .

۱۰) چشم انتظارم که با همسرم همبستر شوم .

۱۱) هنگامی که همبستر شدن با همسرم را تصور می کنم ، از لحاظ جسمانی تحریک می شوم .

۱۲) هنگامی که بدن همسرم بر روی بدنم فشار می آورد ، از لحاظ جنسی تهییج می شوم .

۱۳) هنگامی که مدتی است با همسرم همبسترنشده ام ، به راستی دلتنگ می شوم .

۱۴) طوری را که همسرم بدنش را حرکت می دهد ، می پسندم و دوست دارم .

۱۵) فکرمی کنم که همسرم جذاب و تحریک کننده است .

 حال امتیازات خود را جمع بزنید :

ـ ۶۰ ـ ۵۰ امتیاز :همسرتان به راستی شما را از لحاظ جنسی ذوب می کند . همسرتان به طرز فوق العاده ای برای شما جذاب است و تحریک کردن شما برایش بسیار ساده است . اطمینان پیدا کنید که در زمینه های دیگر رابطه تان نیز با همسرتان تفاهم داشته باشید . بیوشیمی جنسی مشترک میان شما چندان قوی است که چنانچه رابطه تان متعادل نباشد، ممکن است قربانی «کوری جنسی »شوید .به پرسش هایی که امتیاز پایین تری گرفته اید توجه کنید و با همسرتان درباره ی این آزمون صحبت کنید .

ـ ۴۹ ـ ۳۶ امتیاز :همسرتان از جذابیت طبیعی برخوردار است ، اما مشکلاتی وجود دارند که با قابلیت شما در اینکه از یکدیگر لذت جنسی بیشتری ببرید ، تداخل می کنند .در اینجا مشکل اصلی بیوشیمی جنسی نیست . بدین معنا که بیوشیمی جنسی زیادی میان شما وجود دارد .اما شاید موانع احساسی و عاطفی (انزجار ، خشم و ...)دارید که مانع از نزدیکی و صمیمیت جنسی هر چه بیشتر شما شده اند .این امکان نیزوجود دارد که از روش ها و راهکارهای عشق ورزی همسرتان رضایت کامل نداشته باشید ، یا در تمایلات جنسی خود مشکلات و موانعی دارید که شما را از لذت همه جانبه در رابطه تان باز می دارند.درباره ی این مسائل و مشکلات خود فکر کنید و با همسرتان در زمینه هایی که مشکل دارید ، صادقانه گفت وگو کنید .

ـ ۳۵ ـ ۲۱ امتیاز :ممکن است ، نخواهید آن را بپذیرید ، اما حقیقت این است که همسرتان برایتان جذاب نیست .امکان دارد هرگز در گذشته نیز برایتان جذاب نبوده است ، یا شاید مشکلاتی در رابطه تان وجود دارد که هرگونه جاذبه ی جنسی نسبت به همسرتان را در شما کشته است .از خود بپرسید ، دلیل اینکه در این رابطه مانده اید چیست ؟ آیا فقط به این دلیل است که تأمین می شوید و راحت هستید ، یا می ترسید که نتوانید رابطه ی بهتری به دست بیاورید ؟ آیا از همسر یا بچه هایتان مراقبت می کنید ؟ واقعیت این است که از لحاظ جنسی با این شخص خوشبخت نیستید .کمک حرفه ای دریافت کنید . یا اینکه سعی کنید شور و حرارت از دست رفته را باز گردانید .درغیر این صورت رابطه را ترک کنید .

ـ ۲۰ ـ ۰ امتیاز :همسرتان هرگونه جاذبه ای را در شما خاموش کرده است !

دلیل رابطه تان چیست ؟ نهایتاً نتیجه این خواهد بود که یا همواره نسبت به او متنفر یا منزجرخواهید بود ، یا اینکه مجبورید خودتان را کرخت و بی احساس کنید ، یا تا حد ممکن از همسرتان کناره بگیرید .ممکن است اعتماد به نفس شما به قدری پایین باشد که فکر می کنید این همان چیزی است که استحقاق اش را دارید .ممکن است به سبب ضربات و لطمات عاطفی گذشته ، مشکلات و موانع جنسی جدی ای دارید .شما مستحق آن هستی که خوشبخت تر باشید .از دروغ گفتن به خودتان دست بردارید و به این رابطه پایان دهید .

به یاد داشته باشید که این آزمون تفاهم کلی شما را نمی سنجد ، بلکه تنها تعیین کننده ی این است که همسرتان تا چه حد برایتان جذاب است .بنابراین :

ـ امکان دارد امتیاز فوق العاده بالایی در این آزمون کسب کرده باشید (۶۰ ـ ۵۰ امتیاز)اما رابطه شما در مجموع بد باشد .

ـ امکان دارد ، امتیاز متوسطی در این آزمون کسب کرده باشید (۴۹ ـ ۳۶ امیتاز)اما رابطه مستحکمی داشته باشید که از قضا ، با برخی مشکلات جنسی و عاطفی رو به روست .

چنانچه امتیازتان در این آزمون بسیار پایین بوده است (۳۵ ـ ۰)لطفاً با دقت تمام به اطلاعات داده شده در این مقاله فکر کنید .به احتمال قوی جاذبه ی جنسی شما نسبت به همسرتان به حدی نیست که بتواند رابطه ی جنسی و رمانتیک ارضاء کننده ای را برای شما به دنبال داشته باشد .ازانتظار برای اینکه این جاذبه ناگهان خلق شود ، دست بردارید و توجه خود را به احتیاجات و نیازهایتان معطوف کنید و با آن ها تماس برقرار کنید .عشق چنین احساسی نیست .

هنگامی که با همسرتان تفاهم جنسی ندارید .

آیا به یاد دارید که بیوشیمی (جاذبه ی)جنسی همان تفاهم جنسی نیست ؟ امکان دارد جاذبه ی جنسی فوق العاده ای نسبت به همسرتان داشته باشید ، اما فاقد هر گونه تفاهم جنسی با او باشید .درزیر برخی از عواملی آورده شده است که موجب عدم تفاهم جنسی شما با همسرتان می شوند .

دلایل عدم تفاهم جنسی

۱) شما و همسرتان از لحاظ جسمانی (فیزیکی )با یکدیگر تناسب ندارید .

۲) نیاز شما و همسرتان به روابط جنسی به لحاظ تکرار زمانی و دفعات یکسان نیست .

۳) شما و همسرتان از سبک های جنسی یکسانی برخوردار نیستید .

۴) شما و یا همسرتان اعتیاد یا اختلالات جنسی دارید .

۱) شما و همسرتان از لحاظ جسمانی (فیزیکی )با یکدیگر تناسب ندارید .این موضوع تنها هنگامی برایتان جالب و سرگرم کننده است که برای خودتان اتفاق نیفتاده باشد .اما چنانچه با آن رو به رو بوده اید ، خواندن این بخش برایتان خنده دار نخواهد بود .بدن بعضی از افراد به لحاظ اندازه و ابعاد ، با بدن بعضی دیگر ، از تناسب بیشتری برخوردار است . درحالی که بدن بعضی با بدن بعضی دیگر به هیچ وجه جفت و جور نمی شود .به کرات نامه های دردناکی از طرف مردها و زن هایی دریافت می کنم که ازدواج شان به علت عدم تناسب جسمانی با همسرشان با شکست مواجه شده است .نامه های بسیاری از زنانی دریافت کرده ام که اندام جنسی شوهرشان چنان بزرگ بوده است که هرگونه نزدیکی را عملاً ناممکن می ساخته و یا آنقدرکوچک بوده است که اصولاً آن را حس نمی کرده اند .نامه های بسیاری ازمردان دریافت کرده ام که اندام جنسی همسرشان چنان کوچک بوده است که دخول را برای مرد بسیار دردناک می کرده یا چنان بزرگ بوده است که نزدیکی را بسیار غیر ارضاء کننده و بیهوده می ساخته است .چنین همسران نامتناسبی نهایتاً از روابط جنسی وحشت زده خواهند شد ،چرا که بسیاردردناک بوده است و به سادگی امکان پذیر نیست.این مشکل تنش فوق العاده ای را در رابطه ی زن و شوهر ایجاد می کند .

چنانچه تفاوت های جسمانی (فیزیکی )حاد نباشند ،یک زوج می توانند با همکاری ،رفتارجنسی خود را با یکدیگر وفق دهند و مشکلات شان را از میان بردارند .گرچه هنگامی که این تفاوت ها شدید باشند ، یک زوج به سادگی نخواهند توانست که از لحاظ جنسی با یکدیگر خوشبخت باشند .

چنین وضعیتی هنگامی که زن و شوهر اولین تماس جنسی خود را پس از ازدواج تجربه کنند ، به مراتب پیچیده تر می شود .اخیراً زنی را ملاقات کردم که داستان غم انگیزش را با من در میان گذاشت .او و شوهرش سی و دو سال بود که ازدواج کرده بودند ، اما در خلال این مدت هرگز با یکدیگر همبستر نشده بودند .اینطور به نظر می رسید که اندام جنسی شوهر این زن چنان بزرگ بوده که دخول را برای زن که تا پیش از عروسی اش باکره بوده است ، همراه با درد و کبودی وحشتناک کرده است .کار این زن آن شده بود که مدام از این دکتر به آن دکتر برود ، اما هیچ یک از آن ها موفق نشده بودند که راه حلی برای مخمصه ی ناراحت کننده ی این زوج ارائه بدهند .از آنجا که زن از اینکه با همسرش رابطه ی جنسی برقرار کند ، خودداری می کرده است ، پس از گذشت پنج سال از ازدواج شان ، شوهرش شروع به روابط نامشروع با این و آن می کند .روابطی که زن نیز از آن ها خبر داشته، اما به دلیل شرایط و مقتضیات شان آن ها را تحمل می کرده است .نهایتاً این زن و شوهر تصمیم گرفتند که پس از سی و دو سال عدم تفاهم جنسی ، از یکدیگر جدا شوند .

روزی یک زن در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود در یکی ازسمینارهایم رو به حاضران کرد و گفت :«من یک کاتولیک هستم و به من آموزش داده شده بود صبر کنم ، اما از شما خواهش می کنم که اشتباه مرا تکرار نکنید .حتماً پیش از آنکه ازدواج کنید، اطلاعاتی کسب کنید تا دریابید از لحاظ جسمانی با همسرتان تناسب دارید یا خیر ».

نمی توانم در رابطه با روابط جنسی پیش از ازدواج به شما توصیه ای بکنم ، اماهمچون این زن بد اقبال ، من نیز نگران دختران و پسرانی هستم که پیش از ازدواج هیچگونه دانش و اطلاعات جنسی نسبت به یکدیگر ندارند .چنان چه در نظر دارید تا شب عروسی تان هیچگونه رابطه ی جنسی نداشته باشید ، دست کم وقت صرف کنید و به منظور جلوگیری از مسائل و مشکلاتی که ممکن است در شب عروسی تان پیش آید ، با صراحت و روشنی درباره ی تفاهم جنسی ، با نامزدتان به صحبت و گفتگو بنشینید !

۲) نیاز شما و همسرتان به روابط جنسی به لحاظ تکرر زمانی و دفعات یکسان نیست .

ـ «روابط جنسی را چندین بار در هفته می خواهم اما زنم ، فقط آن را چندین بار در ماه می خواهد .مدام بر سر آن دعوا می کنیم و این موضوع رابطه مان را مسموم کرده است .چه کار کنم ؟ »

ـ «شوهرم می خواهد دست کم روزی یکبار و گاهی اوقات نیز آخر هفته ها دو بار در روز رابطه ی جنسی داشته باشیم.در ابتدای ازدواج مان از این موضوع که تا این حد برای او تحریک کننده و جذاب هستم به خود می بالیدم . اما حالا طوری شده است که از روابط جنسی وحشت دارم و برایم مثل یک کار «زورکی »شده است .آیا می توانید به ما کمک کنید ؟ »

ـ «شوهرم می تواند ماه ها بدون رابطه ی جنسی سر کند ، اما من مدام احساس شهوت می کنم .نمی خواهم هر روز رابطه ی جنسی داشته باشم ، اما چند بار در هفته خیلی خوب است .هنگامی که در این باره با او صحبت می کنم می گوید روابط جنسی اهمیت چندانی برای او ندارد .اما برای من خیلی مهم است .آیا فکر می کنید ما با یکدیگر تفاهم نداریم ».

همگی این زوج ها در یک چیز مشترک هستند :تفاهم جنسی آنان از ناحیه ی نیازهای متفاوت آنان به روابط جنسی به لحاظ تکرر زمانی و دفعات ، مورد تهدید قرار گرفته است .موضوع این نیست که ریتم جنسی کدام یک از آن ها صحیح است

و کدام یک صحیح نیست ،بلکه موضوع این است که این دو ریتم به حدی متفاوت هستند که می تواند موجب درگیری و برخورد شوند .هیچ دو انسانی را نمی توانید پیدا کنید که دقیقاً یکسان باشند ، بنابراین کاملاً طبیعی است که تمایلات و نیازهای جنسی زن و شوهر همزمان و مصادف با نیازهای دیگری نباشند .ممکن است شبی که شما تمایل دارید ، شوهرتان به واسطه ی کار روزانه خسته باشد ، یا صبح روز بعد که ناگهان تحریک شده است ، ممکن است که شما با گرفتگی عضلانی و احساس درد بیدار شده باشید .این اوقات که درآن تمایلات شما و همسرتان از همزمانی و انطباق برخوردار نیستند ، درروابط دراز مدت کاملاً طبیعی محسوب می شوند . مشکل هنگامی به وجود می آید که تمایلات شما و همسرتان تقریباً در تمامی اوقات مصادف و همزمان نباشند که این نیز به دلیل تفاوت بیش از حد ریتم های جنسی شما دو نفر است .

نکته ی امید بخشی که دراین رابطه وجود دارد این است که در بسیاری از موارد شما و همسرتان می توانید با دریافت کمک حرفه ای و برقراری ارتباط و گفت وگوی صادقانه ، براین بحران فائق آیید .شاید مردی که نیاز دارد هر روزرابطه ی جنسی داشته باشد ، از روابط جنسی به عنوان وسیله ای برای کاهش استرس و تنش درونی خود استفاده می کند نه به عنوان راهی برای عشق ورزی به همسر خود .این مرد می تواند با استفاده از روش ها و ابزارهای دیگرکاهش دهنده ی استرس مثلاً :ورزش ، تمرکز ، با مشکلات خود برخورد کردن و با آن ها کنارآمدن به جای روی گردانی از آن ها ، نیاز خود را به روابط جنسی مداوم کاهش دهد و آن را متعادل و طبیعی کند .شاید زنی که فقط دو بار در ماه با شوهرش رابطه ی جنسی دارد ، از صمیمیت با او سرباز می زند یا روش های شوهرش را در عشق ورزی با او نمی پسندد و یا مسائل و مشکلات جنسی ای در گذشته داشته است که هرگونه جاذبه ی جنسی و علاقه به روابط جنسی را در او از بین برده اند .این امکان نیز وجود دارد که احساس خوبی نسبت به بدن و تمایلات

و گرایش های جنسی خود ندارد و خود را نسبت به این بخش از روابط شان کرخت کرده است .

دلایل متعددی وجود دارند که چرا شما به روابط جنسی تمایل دارید یا آن را نمی خواهید .کشف این دلایل و گفت وگو و مذاکره درباره ی احساسات تان با همسری که خوب درک می کند ، می تواند به شما و همسرتان در توافق بر سر دفعاتی که به روابط جنسی نیاز دارید ، کمک کند .به طوری که رضایت هر دوی شما را دربرداشته باشد .چنانچه همسرتان همچنان اصرار می ورزد که :«من همین طوری هستم و نمی خواهم که تغییرکنم و هیچگونه علاقه ای به سازش و برقراری ارتباط و گفتگو باشما نشان نمی دهد ، باید با این واقعیت رو به رو شوید که درگیری ها و برخوردهای ناشی از نیازهای متفاوت شما به روابط جنسی به لحاظ تکرر و دفعات موجب عدم تفاهم شما با همسرتان خواهد شد .

۳ ـ شما و همسرتان از سبک های جنسی یکسانی برخوردار نیستید .هر یک از ما سبک جنسی به خصوصی داریم که منعکس کننده ی بسیاری از جوانب و زوایای شخصیتی ما هستند .دراین رابطه می توان «خانم رمانتیک » ، «آقای سرعتی »و یا «آقای حساس »را نام برد !

سبک جنسی شما منعکس کننده موارد زیر است :

ـ تجارب شما در گذشته

ـ برنامه ریزی احساسی شما در رابطه با مسائل و روابط جنسی .

ـ میزان راحتی یا ناراحتی (معذب بودن )شما با بدن تان.

ـ میزان اعتماد به نفس شما .

ـ میزان گشادگی یا ترس احساسی (عاطفی )شما .

ـ نگرش و برخورد شما در رابطه با صمیمیت

ـ میزان عشق و لذتی که خود را مستحق آن می دانید

ـ سطح آگاهی و میزان دانسته های شما درباره ی روابط جنسی .

سبک جنسی یک فرد همچنین می تواند با گذشت زمان تغییرکند و این تغییر در واقع نیز اجتناب ناپذیرخواهد بود .بدین معنا که به موازت تغییرات جسمانی ، عاطفی ،فکری و روحی فرد ، تغییر خواهد کرد .

هر چه سبک جنسی شما و همسرتان از شباهت بیشتری برخوردار باشند ، تفاهم جنسی بیشتری خواهید داشت .درمقابل هرچه سبک های جنسی شما از یکدیگر دورتر باشند ، از تفاهم جنسی کمتری برخوردار خواهید بود .

چگونه می توانید ، سبک جنسی همسرتان را تشخیص بدهید ؟ متأسفانه تنها راهی که در این زمینه وجود دارد این است که با او رابطه ی جنسی داشته باشید .به زودی همه چیز را دراین باره خواهید دانست !یا از او خوش تان نخواهد آمد یا از آن متنفر خواهید بود یا بعضی از بخش های آن را خواهید پسندید و از برخی دیگر خوشتان نخواهد آمد .همسرتان نیز در ارتباط با سبک جنسی شما نظریات خود را خواهد داشت .

ـ دریک ازدواج خوب ، شما و همسرتان سبک جنسی ای ایجاد خواهید کرد که ترکیب و برگزیده ای از بهترین بخش های سبک های جنسی و جداگانه ای هر یک از شما خواهد بود.برای نمونه ،هنگامی که آلن و ویکتوریا ازدواج کردند ، سبک های جنسی کاملاً متفاوتی داشتند .ویکتوریا بسیار رمانیتک و احساسی بود ، درحالی که آلن بیشتر به طرزی جسمانی عشق ورزی می کرد . آلن با دقت به خود و ویکتوریا آموخت که در بستر ازلحاظ روحی بازتر شود و به خود اجازه دهد که کمی احساسی تر باشد و ویکتوریا نیز به خود اجازه داد تا کمی شهوانی تر باشد .به موازات شکوفا شدن رابطه ی آن ها تفاهم سبک های جنسی آن ها به طرز قابل ملاحظه ای نیز بیشتر شد .

ـ در یک ازدواج بد ، یکی ازطرفین سبک جنسی خود را زیر پا می گذارد و آن را برای جلوگیری از درگیری و جلب رضایت دیگری تعدیل می کند و تغییر می دهد .سوزانا در ابتدای ازدواج اش با چارلی بسیار نسبت به او جاذبه داشت ،اما از سبک جنسی او ناراضی بود .چارلی روابط جنسی آنچنانی ، آمیخته با خیالپردازی های بسیار ، فیلم های پورنوگرافی ، اجرای نقش های مختلف در بستر را می پسندید درحالی که سبک جنسی سوزانا ، بیشتر بر اساس صمیمیت و عشق بنا شده بود .ازآنجایی که نمی خواست چارلی را از دست بدهد ، هرکاری را که چارلی از او در اتاق خواب می خواست ، انجام می داد .اما پس ازچند هفته انزجار او از چارلی به حدی شد که دیگر نمی خواست با چارلی همبستر شود .چارلی نیز مأیوس و سرخورده شده بود و سرانجام از سوزانا جدا شد .درواقع چارلی با این کار خود لطفی درحق سوزانا کرد ، چرا که رابطه اش سالم نبود .چنانچه سبک جنسی شما و هسمرتان با یکدیگر برخورد دارند، سایر قسمت های رابطه تان را بررسی و ارزیابی کنید .احتمالاً درگیری های مشابه دیگری نیز خواهید یافت، چرا که سبک جنسی و روابط جنسی هر شخص ، نشان دهنده ی شخصیت عاطفی و فکری او نیز هست .بنابراین چنانچه سبک احساسی (عاطفی )، روحی و فکری شما با سبک احساسی (عاطفی )،روحی و فکری همسرتان از تفاهم برخوردار نیستند ، سبک های جنسی شما نیز به احتمال قوی فاقد تفاهم خواهند بود .(برای اطلاعات بیشتر درباره ی «تفاهم کلی »

حال اگر سبک جنسی شما با همسرتان بیش از حد متفاوت باشد و سبب بروز مشکلاتی در زندگی شما شده باشد چه ؟ برخی از زوج ها به رغم تفاوت سبک های جنسی شان با همکاری جهت آموختن هرچه بیشتر درباره ی یکدیگر و عواملی که در سبک جنسی تأثیرگذار هستند، جهت حل مشکلات شان کار می کنند .با برقراری ارتباط مداوم ، تمایل طرفین به نجات رابطه و در صورت لزوم مشاوره ی حرفه ای ، یک زوج عملاً می توانند روابط جنسی خود را بهبود بخشند .برخی زوج های دیگر که از سبک های جنسی بسیار متفاوتی برخوردار هستند ، به

رغم تلاش جهت حل مشکلات شان متأسفانه، با شکست رو به رو می شوند . زیرا میزان تفاوت هایشان بسیار زیاد است و همچنین در زمینه های دیگر نیزبا یکدیگر تفاهم ندارند .موفقیت در این زمینه تماماً به شما و همسرتان و تمایل تان به اینکه به مسائل جنسی خود به مثابه ی فرصتی جهت آموختن درباره ی خودتان بنگرید ، بستگی خواهد داشت .

حقیقیت که وجود دارد این است که :سبک های جنسی متفاوت ، گاهی اوقات می توانند موجب عدم تفاهم جنسی شما با همسرتان شوند .اما درعین حال نیز می توانند همچون انگیزه ای در جهت همکاری زن و شوهر باشد که مانند یک تیم کمک کنند و سبب شوند تا در عشق ، پختگی و بلوغ فکری ، رشد کنند .

۱) شما و همسرتان اعتیاد و یا اختلالات جنسی دارید .دراینجا یادآوری سه دسته رفتار مختل جنسی را مجدداً آورده ام :

۲) اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی.

۲) عدم عزت نفس و نجات جنسی .

۳) مشکل در اجرای عمل جنسی .

چنانچه شما یا همسرتان در یکی از سه زمینه فوق مشکل دارید ، ممکن است از لحاظ جنسی تفاهم پیدا نکنید .نهایتاً به این بستگی خواهد داشت که مشکل تان تا چه حد جدی است و تمایل شما و همسرتان برای تغییر و دریافت کمک به چه میزان است .

صرف نظر از اینکه تا چه حد یکدیگر را دوست دارید و به هم عشق می ورزید ، به سادگی نخواهید توانست خود را در برابر درد و رنجی که از ناحیه ی اختلالات جنسی همسرتان تجربه می کنید ، ایمن نگه دارید .

چنانچه خواندن این بخش برایتان ناراحت کننده است و می دانید که این همان مشکل شماست .

هنگامی که بیوشیمی جنسی ناپدید می گردد .

یکی از وحشت آورترین احسسات این است که یک روز صبح درکنار همسرتان از خواب بیدار شوید و همان طور که او خوابیده است به او خیره شوید و دریابید که دیگر از لحاظ جنسی برایتان جذاب نیست .اولین کتابم :« رازهایی درباره ی عشق »را به امید کمک به زوج هایی نوشته ام که مرتکب اشتباهات ارتباطی می شوند و در نهایت موجب تخریب شور و حال و حرارت رابطه شان می گردند .در بیشتر موارد اینگونه است که بیوشیمی جنسی از بین نرفته است ، بلکه در زیر خروارها احساسات بیان شده و حل و فصل نشده و نیز عادات بد ، مدفون گشته است .با کار سخت و آموزش دراین باره امکان دارد نه تنها شور و حال و حرارت از دست رفته را دوباره بازیابید ، بلکه به همان میزان روزهای اول احساس عشق و صمیمیت کنید .

گر چه برخی اوقات بیوشیمی جنسی به این دلیل که شما و همسرتان در دو سوی کاملاً متفاوت رشد کرده اید ، ناپدید می گردد ، همانطور که به یاد دارید ، بیوشیمی جنسی را رزنانس تعریف کردیم :

چنانچه شما و همسرتان در سطوح ارتعاشی کاملاً متفاوتی رزنانس کنید دیگر برای یکدیگر جذاب نخواهید بود .

درک این نکته بسیار مهم است .این طورنیست که چون همسرتان دیگر برایتان جذاب نیست، رابطه شکست خواهد خورد ، بلکه موضوع این است که چون رابطه موفق نبوده و شکست خورده است ، همسرتان دیگر برایتان

جذاب نیست .هنگامی که شما و همسرتان از لحاظ جسمانی ، احساسی ( عاطفی )و روحی دیگر با یکدیگر رزنانس نمی کنید ، ازلحاظ جنسی نیز رزنانس نخواهید کرد .

روز پیش ازنوشتن این مقاله، به خود استراحتی دادم و ناهار را با دوستی که در اینجا او را دایان خواهم نامید ، صرف کردم .دایان را خیلی دوست دارم زیرا او زنی است که خود را وقف رشد شخصی خویش کرده است .او پنج سال گذشته را صرف رویارویی با اعتیادات ، وابستگی اعتیادگونه و «انکار »کرده است و به عنوان گامی در آن راستا نیز اخیراً به رابطه ای ده ساله و دردناک پایان داده است .او از من پرسید مشغول نوشتن کدام مقاله از کتابم هستم .هنگامی که به او پاسخ دادم بر روی فصل بیوشیمی جنسی کار می کنم ، با خنده ای گفت :اتفاقاً وصف الحال من است .یکی از دلایل اینکه از اسپنسرجدا شدم نیز این بود که دیگر هیچگونه جاذبه ای نسبت به او نداشتم .عجیب است ، زیرا که درابتدای ازدواج مان دیوانه وار برایم جذاب بود ». مفهوم رزنانس جنسی را برای دایان توضیح دادم ، ناگهان چشمانش برق زدند .با تعجب گفت :«حالا می توانم آن را بفهمم ، ظرف پنج سال گذشته در بسیاری از زمینه های زندگی ام در حال رشد بودم .رژیم غذایی ام را تغییر دادم ،طرز ارتباط برقرار کردنم را تغییر دادم و از ذهنیت و روحیه ی قربانی به ذهنیت و روحیه ای آزاد و مختار تغییر وضعیت دادم .گرچه اسپنسر نیزتلاش می کرد ، اما موفقیت چندانی کسب نکرد .طبق آنچه شما گفتید، فرکانس ارتعاشات ما بسیارمتفاوت شده بودند ، لذا هیچگونه رزنانسی میان ما وجود نداشت .واقعاً این طور احساس می کردم که ناگهان دنیاهایمان فرسنگ ها فاصله پیدا کرده اند .هنوز او را دوست دارم ، اما دیگر مانند گذشته با او احساس ارتباط و نزدیکی چندانی نمی کنم ».

به او گفتم :«دلیل اینکه اسپنسر دیگر برایت جذاب نبود ، هم همین است. به این معنا که رزنانس کافی میان شما وجود نداشت تا بتواند بیوشیمی جنسی ایجاد کند .

از اینکه به دایان کمک کرده بودم تا درخصوص بیوشیمی جنسی و ازدواج اش با اسپنسر چیزهایی دستگیرش شود ، خوشحال بودم .امیدوارم که با این مقاله به شما نیز کمک کرده باشم تا چیزهای بیشتری در این باره درک کنید

روابط جنسی تنها همچون یک آیینه عمل می کنند .آیینه ای که حالات ذهن ، قلب و روح ما را منعکس می کند .با این دید ، روابط جنسی دیگر نه تنها رازگونه و گیج کننده نخواهد بود ، بلکه به چیزی بسیار روشنگر و اعجازگونه بدل خواهد شد .

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 21:18  توســط fAtEmEh  | 
چرا خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند؟
برخی از خانم ها تمایل دارند که با مردهای متاهل ارتباط برقرار کنند و این کار را تنها به خاطر ریسک و هیجانی که در بردارد انجام می دهند. واقعاً تاسف آور است. گاهی اوقات این افراد اصلاً متوجه نیستند که تا چه اندازه ضرر و زیان به بار می آورند. بعضی وقت ها یک چنین خانم هایی تنها به برقراری رابطه ی جنسی و پول فکر می کنند. در برخی موارد دیگر هم کار به جایی می رسد که یکی از طرفین نسبت به دیگری احساس پیدا کرده و به او علاقمند می شود. این برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد. همسر اول در کل این ارتباط بی گناه است.

این حق خانم نیست که آسیب های عاطفی شدیدی را تحمل کند و شاهد آن باشد که همسرش با زن دیگری ارتباط برقرار کرده. زمانیکه یک زن با احتساب به این امر که طرف مقابل دارای زن و زندگی می باشد، باز هم با او ارتباط برقرار می کند، فقط در پی رسیدن به نیات پلید و شیطانی خودش است. اصلاً برایش اهمیتی ندارد که ممکن است همسر اول این آقا چه آسیب هایی را متحمل شود. این زن فقط نیتش این است که زندگی او را از هم بپاشاند. یک چنین زن هایی معمولاً سعی می کنند رفتارهای خودشان را به طرق مختلف توجیه کنند و خیانت موجود را پیش برده و زندگی زن و شوهر را از هم بپاشند.

اکثر خانم هایی که خیانت پیشه می کنند و با مردهایی که دارای همسر هستند ارتباط برقرار می کنند این کار را تنها به دلیل احساس قدرت انجام می دهند. با این کار احساس می کنند که قدرت آن را دارند تا مرد را از همسرش جدا سازند. البته گاهی اوقات این کار جواب نمی دهد و در اکثر موارد مرد از همسر اولش جدا نمی شود. در چنین حالتی معمولاً مرد دوباره با احساس شرمندگی به سوی همسر اولش باز میگردد و سعی می کند که رابطه ای را که خراب نموده مجدداً بازسازی کرده و روابط خود را با همسرش بهبود بخشد. البته در برخی موارد هم دیده شده است که وقتی خانم با مردی متاهل ارتباط برقرار کرده، خودش هم نمی دانسته که این مرد متاهل است. برخی از مردهای متاهل در مورد وضعیت تاهل خود به خانم های دیگر دروغ میگویند.

به هر حال این امکان وجود دارد که چه مرد و چه زن هر کدام به نقطه ای برسند که احساس گناه به آنها دست بدهد و از خیانت کردن خود پشیمان بشوند. اگر این احساس گناه شدت پیدا کند، یکی از طرفین به این ارتباط پایان می دهد. برخی از آقایون تنها به این دلیل که قادر به تحمل تعارض و دوگانگی در زندگی خود نیستند به یک چنین ارتباطی پایان می دهند. احساس گناه مانند کنه به جانشان می افتد و آنها را رها نمی کند. البته در این میان مردهایی هم وجود دارند که به هیچ وجه احساس گناه نمی کنند و هیچ تمایلی هم به بهبود رابطه از خود نشان نمی دهند. این قبیل افراد معمولاً از همسر اول خود جدا می شوند و سپس با معشوقه ی خود ازدواج میکنند. البته زمانیکه هیچ امیدی برای بهبودی رابطه به چشم نمی خورد، شاید طلاق بهترین گزینه ی انتخابی باشد.

همسر اول معمولاً در یک چنین شرایطی احساس خشم، و عصبانیت می کند و اغلب این حس را پیدا می کند که شاید تقصیر او بوده که همسرش به او خیانت کرده و به این امر فکر میکند که چه خطایی از او سر زده است؛ اما حقیقت اینجاست که همسر این آقا هیچ کار اشتباهی انجام نداده، خیانت به این دلیل اتفاق افتاده است که آقا تصمیم گرفته به همسر خود خیانت کند. مردی که خیانت می کند این کار را علیرغم میل باطنی همسر خود انجام می دهد.

اگر یک مردی از زندگی خود احساس رضایت نمی کند، باید درخواست طلاق بدهد نه اینکه به همسر خود خیانت کند. واقعاً جای تاسف است که چرا برخی از آقایون زندگی مشترک خود را آنقدرها که باید و شاید جدی نمی گیرند.

آسیب زمانی به حد اعلای خود می رسد که شوهر، زن دوم را باردار می کند. بارداری مشکلات را هزار مرتبه پیچیده تر می کند. این مسئله برای همسر اول غیر قابل تحمل است.

خیانت را تنها زمانی می توان بخشید که هر دو نفر تصمیم بگیرند که واقعاً به صورت صمیمانه بر روی از بین بردن آن کار کنند. برای اینکه فرد بتواند طرف مقابل را ببخشد، زمان لازم دارد. بازسازی اعتماد و اطمینان مستلزم گذر زمان است. اگر کسی که یک بار خیانت کرده بود، مجدداً این کار را انجام دهد، واقعاً جای تامل وجود دارد چراکه یک مرتبه از خطای او چشم پوشی شده و این بار دومی است که مجدداً یک چنین خطای نابخشودنی را تکرار می کند.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 13:52  توســط fAtEmEh  | 
فواید در آغوش گرفتن




بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.

درواقع، وقتی زوجین ۲۰ ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.

ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."

دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "

در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:

- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.

- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند ۱۰ ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار ۵ ضربه در دقیقه بود.

دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.

ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.

مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که ۵ روز در هفته و به مدت ۴ هفته، ۱۵ دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن ۶ ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.

شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.

وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید

تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.

بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن... - احساس خوبی به شما می دهد.

- حس تنهایی را از بین می برد.

- بر ترس غلبه می کند.

- دریچه احساساتتان را باز می کند.

- اعتماد به نفس را بالا می برد.

- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

- روند پیر شدن را کندتر می کند.

- اشتها را فرو می نشاند.

- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

- با بیخوابی مبارزه می کند.

- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.

- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.

- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.

- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.

- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.

- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).

فواید بیشتر بغل کردن

- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)

- برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)

- قابل حمل است.

- به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.

- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)

- روزهای شاد را شادتر می کند.

- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.

- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند
+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 13:50  توســط fAtEmEh  | 
شوهرها بخوانند

اینجا مقرراتی آمده که منتظرش بودید، مقرراتی که شاید کسی به شما گوشزد نکرده باشد و یا فراموشتان شده باشد، ولی به نوعی منجی زندگی مشترکتان محسوب می شود.هیچ وقت پدرت، تو رو ننشونده که بهت بگه: "پسرم، وقتی ازدواج کردی، گاهی باید از کنترل تلویزیون بگذری" دوستای متأهلت هیچ وقت تو رو کناری نکشیدن که بگن: "وقتی ازدواج کردی دیگه مجرد نیستی پس برای پنج شنبه و جمعه با دوستات قرار نگذار" . هیچکس بهت نگفته که زندگی با جنس مخالف، قاعده و قانون داره. فراموش کردن یه سالگرد عروسی، گناه کبیره زندگی زناشوییه. اگه بشه با رعایت یک سری نکات یک کانون پر مهر و مصفا ساخت، چرا تنش؟ که زندگی به کام هر دو تلخ بشه.(نگران نباشید با همسرانتان هم حرف دارم)

مقررات رو می گم، عمل کن تا ببینی متقابلا چقدر همسرت برات مایه می ذاره.

یک اسباب برقی خانگی، هدیه نیست. ماکروفر یه ابزاره. تو ابزار رو دوست داری و اون هدیه رو.

«آنچه را برای دیگران بپسند، که خودشان می پسندند» این ضرب المثل قدیمی رو که میگه هر چه برای خود می پسندی، برای دیگران بپسند را فراموش کن.

عذر خواهی کن.چرا؟ چون کار اشتباهی کردی ولی هنوز نمی دانی چه کاری.

کنترل تلویزیون نشان مردانگی شما نیست

عاشق قدرتی میدانم. ولی معنی زندگی زناشویی سهیم شدنه و معنیش اینه که گاهی بذاری اون کنترل رو دست بگیره و تصمیم بگیره چی تماشا کنین.

مثل روزهای اول باش. گاهی در ماشین رو براش باز کن، در بدو ورود ببوسش و یه شاخه گل بده، متوجه آرایشی که برات کرده باش. یک کم براش خرج کن تا ببینی چه قدر برات خرج می کنه.

بگذار ابزار قدرت شما را ببیند حالا این فرصتیه تا مردونگی حقیقی خودتو نشون بدی. یک کار فنی منزل را انجام بده. شیری را که داره چکه می کنه درست کن، ترانس مهتابی رو که داره پرت پرت می کنه رو عوض کن. خیلی خوبه که کفایت و مردانگیت رو هر از گاهی نشون بدی و باورت کنه.

مهمون کن. یک روز جمعه، بساط منقل کباب پز رو به راه بینداز و محیط خونه رو با صفا کن.

کلیشه ای نباش.همیشه سر سفره آماده ننشین. غذاها خود به خود سر میز ظاهر نمی شوند، یه نفر هست که اونها رو اونجا می ذاره و اون یه نفر می تونی تو باشی.

همکاری کن .وقتی می خواهید از خانه بیرون برید، قبول کن که اون بیش از تو کار داره که انجام بده. پس اونطوری قدم نزن، در پوشاندن لباس بچه ها کمکش کن، کولر و چراغها رو خاموش کن...

مرتب دوش بگیر.تو یه مردی، عرق می کنی و بوی بد می دی. قبول کن.

وسایلتو جمع و جور کن.خیلی زشته منظره پیژامه ای روی زمین با دو جای پا، یا پیراهن روی مبل.

راه را بپرسید. گم شدی، بپذیر. درسته که بالاخره می رسی؟ درست، ولی بالاخره برای رسیدن زمان دیری است.

در صورت تأخیر تلفن بزن. آخه اون دوستت داره و غذا نخورده و منتظره تا در کنارت باشه!

واقعا گوش کنید. این کار یعنی گوش دادن به حرفهایی که میگه و فهمیدن آنها. نمی خواد زیاد راه حل بهش نشون بدی یا انتقاد کنی ، احساساتش را فقط از کلامش متوجه باش.

تاریخ های کلیدی رو به خاطر بسپار.یا در تقویمت یادداشت کن و نشون بده که به یاد داری.

خرید های بعضی کارهای منزل را هفتگی یا ماهیانه ، با هم و تفریحی انجام دهید.

عذر مردانه نیار. نگو«من یه مرد هستم، پس نمی تونم...فلان کار رو بکنم» مثلا بچه بیارم، حمام زایمان بگیرم، بچه شیر بدم.خیلی خوب، کسی هم ازت نخواست. ولی می تونی که هدیه ای برای حمام زایمان انتخاب کنی، یا شب شیر کمکی رو با شیشه به بچه بدی.

تقسیم کردن کارهای خونه این نیست که آشغالها رو ببری بیرون و منتظر شنیدن «ممنون» باشی.

از جاتون بلند شوید.فکر نکن وقتی از روی لیست خانم خرید می کنی، خریدهای مغازه رو جابجا می کنی، آشغالها رو دم در می گذاری ...، لطف می کنی. اینا اسمشون زندگیه. تو هم یه بازیگری نه یه تماشاگر.

این طور نباشه که فقط کف بزنی.

سیگار نکش یا لااقل بیرون از منزل بکش ، راستی بوی سیگار دهانت را چکار می کنی!

گاهی اوقات باید یه دوست رو، روی محراب ازدواج قربانی کرد .ممکنه کسی باشه که تو بهش توجه داری ولی رفتارش همسرتو می رنجونه.

بیش از حد انتظار او، به خودت رسیدگی نکن.

حتی یک شوخی بیجا با زنان دیگر نکنید. اگر نمی تونید بفهمید از این حالت چقدر خانمتون می رنجه می تونید یکبار نقشتون رو در این مورد عوض کنید. تا ببینید چقدر این عادت ناپسند و مخرب است.

دلیل عاشق شدنتان را به خاطر بسپارید. هر از چند گاهی، وقتی از دست او ناراحت و عصبانی هستی، یه قدم به عقب بردار. زنی که عاشقش شدی رو بخاطر بیار. همون زن، تو اتاق بغلی نشسته، اون که باهاش ازدواج کردی. او منتظرته.

سعی نکنید زنتان را تغییر دهید.او یه شخصه نه یه شیء. سعی نکن یک کمی بهش اضافه، یا کم کنی. تو با تغییر خودت می تونی به کمال او کمک کنی.

فی البداهه باشید.اون رو با چیزهای کوچک غافلگیر کن: شام، هدیه، یه کارت ناقابل. اون فقط می خواد بدونه که به او فکر می کنی و احساسش می کنی.

دست هم رو بگیرید و تو چشماش با مهربانی نگاه کنید و از اینکه در کنارتون هست احساس رضایت کنید.این کار احساس خوبی به هر دوی شما می ده.

از الفاظ خودمانی استفاده کنید. اون رو با اسامی عاشقانه مثل عزیزم، خانومم صدا کن.

زیادی یا کم هدیه ندهید.

گاهی اولین ملاقاتتون رو یاد آوری کنید. روزهای شیرین آغاز ازدواج رو .شیک و پیک کن، در ماشین رو براش باز کن، با هم به رستوران بروید، بهش بگو چقدر دوستش داری.

به زنتان بنازید.چرا که نه؟ اینو به تمام دنیا بگید. یا لااقل تو جمع خانواده پدری خودتون یا اون ابراز تشکر و قدردانی از زنتان بکنید.

ی زمانی را تنها و بدون دیگران بگذرانید و به تفریح بروید.

از همون اول حقیقت رو بگید.صادق باشید و راستگو. طرف حسابتون رقیب نیست، شریک زندگیتونه.

هماهنگ شوید. گاهی روابط زناشویی ناهماهنگ میشه. کمی موضع خودتو عوض کن. تو می خواهی کاری کنی ولی اون نمی خواد. خوب نکن. فقط ریتم رو عوض کن.مهم انجام هر کاریه که با هم انجام

بدید.

دعوا پیش می آید.دعوا بین کسانی اتفاق می افته که به هم اهمیت می دن. دعواها آخر دنیا نیستند.

وقتی دعوا میکنی می بازی. برای برنده شدن در دعواهای زناشویی پاداشی وجود نداره. در حقیقت، بُرد بدتر از باخته. بباز و برو با زندگیت حال کن.

هیچ وقت راجع به سیاست مجادله نکنید. فکر می کنید سیاستمدارا در مورد شما بحث می کنند.

عصبانی نمانید. فردا که بهش فکر کنی می بینی آنقدرها هم ارزش عصبانیت رو نداشته.

آشتی کنید. این تنها بخش خوب دعوا کردنه. این لذت رو از دست نده.

بوسه شب بخیر رو فراموش نکنید. این کار رو بدون استثنا انجام بده.

بچه داشته باشید.زندگی رو وزین می کنه و معنا می ده. پیش بچه ها از مادرشون قدردانی وتشکر کنید و بگویئد که چقدر خانم خوبی دارید. احساستون رو به بچه هاتون نشون بدید.

عکس بگیرید. یادآوری گذشته بهتر از آنچه که واقع شده بود، هست. شاید واقعا خوب بوده و تو قدر ندانستی.

تکامل پیدا کنید. به گذشته نچسبید، تغییر کنید، با هم ادامه بدید، تکامل پیدا کنید. بگذارید او از شما راحت انتقاد کنه. اگه اشتباه کنه از شما کم نمی شه و اگه درست بگه بر شما افزوده میشه.

پرستار خوبی باشید. در بیماری هر مراقبتی رو که او از تو می کرده رو ازش بکن. درسته اون به تنهایی می تونه ولی اگر درکنارش باشی ، یه احساس خوشایندی از دوست داشته شده بهش دست میده.

با هم مسن شوید. یه روز که خیلی زود می رسه، احساس پیری خواهی کرد. کی دلش می خواد این دوران رو به تنهایی پشت سر بذاره؟

«ما» باشید نه «من».

زندگی زناشویی آسان نیست، سعی کنید. تسلیم شدن آسونه. باید سعی کنی. چرا؟ چون ارزشش رو داره.

تفریح کردن رو فراموش نکنید. در کشاکش زندگی گم نشید.

یادت باشه، وقتی همسرت از تو و از زندگی راضی باشه، کاری می کنه تا تو هم از او و از زندگی راضی باشی

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 13:36  توســط fAtEmEh  | 

روشهایی برای زندگی زناشویی بهتر 

کوشش برای مستحکم نگهداشتن بنای زندگی زناشویی، به معنای رها کردن میل مداوم به کنترل همه جنبه های زندگیست. اما چگونه؟

*** مقدمه

رها کردن؟ اما آیا زندگی مشترک به معنای نگهداشتن نیست؟

نه همیشه. زمانهایی وجود دارند که رها کردن، میتواند یک رابطه را نجات دهد. به خصوص هنگامی که رها کردن به معنای آزاد شدن از طرز فکری منفی که سد راه خوشبختی شده، باشد. گاهی یک سری الگوهای فکری و رفتاری به این منظور شکل میگیرند که ما میخواهیم مدام دست بالا را داشته باشیم، همه کارها به روش ما انجام شود، در تمام بحثها برنده شده و زمان روابط زناشویی را تعیین کنیم. خبر خوب اینست که شما میتوانید آگاهانه از دست این طرز تفکر "حرف، حرف منه" رها شوید. به خصوص که بدون آن میتوانید زندگی زناشویی خود را به یک شراکت واقعی تبدیل کنید.

بعضی از تصمیمات کاملا تحت کنترل ما هستند. شما میتوانید بین "من باید درست بگویم" و "من باید خوشحال باشم" امتخاب کنید. اگر نیاز به خوشحالی و خوشبختی را انتخاب میکنید، حسی از فروتنی و لطف در وجودتان شکل میگیرد که بخش مهمی از هنر عشق ورزیدن است. کسب خوشبختی با این شیوه، همیشه ساده و آسان نیست، اما امکان پذیر است. باید ببینید که رها کردن در چه مواقعی نتیجه مثبتی در زنگی شما دارد.

۱) اگر رئیس شما هستید، به سرعت استعفا بدهید

آیا اصرار دارید که همه امور مربوط به منزل، کودکان، پول، رانندگی و...طبق نظر شما انجام شود؟ خطر!!! این طرز تفکر زندگی شما را به جای مشارکت به دیکتاتوری تبدیل خواهد کرد. "ما ازدواج نمیکنیم که دو نفر شویم، بلکه ازدواج میکنیم که یک زوج شویم."

تصمیم گیری مشترک میتواند به تجاربی بسیار غنی تر از زمانی که اصرار به تک روی داریم، منجر شود. شریک زندگی بودن به همین معناست. واضح است که یک زوج با تصمیم گیریهای مشترکی که در فضایی آرام و آسوده اتخاذ شود، بیشتر از زندگی خود لذت میبرند. ر اینجا روش من و روش تو، باید به "روش ما" تبدیل شود. پس هنگامی که شوهرتان فراموش کرد که طبق قول خود ماشین ظرفشویی را روشن کرده و یک ساعت قبل از شام به بچه ها هله هوله ندهد، به جای اینکه موهای خود را با خشم بکنید، دیدگاه خود را گسترش دهید. کارها میتوانند انجام شوند و نتیجه بدهند، حتی اگر ه شیوه شما انجام نگرفته باشند.

یک روش رهایی از بازی قدرت با همسر، تقسیم واضح و مشخص مسئولیتهاست. برای مثال شوهرتان میتواند مسئولیت پس انداز و سرایه گذاری درآمدتان را بر عهده بگیرد، به شرط اینکه شما بدانید این پول کجا میرود. از طرفی شما هم میتوانید مسئولیت تزئین و مدیریت امور خانه را بر عهده بگیرید و برای مثال رنگ اتاق نشیمن را تغییر دهید، به شرطی که شوهرتان در انتخاب رنگ نظر دهد.

همین روش در کار تربیت فرزندان هم قابل اجراست. شما باید در زمینه اجرای قوانین ابتدایی تربیتی همدل باشید، اما این امکان را به یکدیگر بدهید که این قوانین را به شیوه خود اعمال کنید. شاید ایده شما از رابطه خوب والدین و فرزندان، کشتی گرفتن و سرگرم بازیهای کامپیوتری شدن نباشد، اما اگر این کار ارتباط میان پدر و فرزند را مستحکم کرده و در ضمن به آنها خوش میگذرد، دلیلی برای مخالفت وجود ندارد.

۲) دست از خیالبافی بردارید

به یاد دارید که در روز عروسی، مدام به جمله "و آنها سالهای سال به خوبی و خوشی زندگی کردند" فکر میکردید؟ پس چرا حالا که با هم هستید، این هدف انقدر دور به نظر میرسد؟ شاید اگر او بیشتر پول درمی آورد، همه چیز بهتر بود؟ اگر کمی وزن کم میکرد و جورابهای کثیفش را درست کنار سبد لباسهای نشسته روی زمین نمی انداخت، بیشتر دوستش داشتم؟

شکی نیست که همه ما خیالبافی میکنیم. اما اگر شما بیشتر اوقات خود را به رویا بافی درباره اینکه "چه میشد اگر.." میگذرانید، خود را برای یأس شدید و حتی افسردگی آماده میکنید زیرا این آینده رویایی و بی نقص، هرگز به وقوع نخواهد پیوست. و از طرف دیگر، هرگز قدر فرصتها، لحظات خوش و نعمتهای زندگی پیش روی خود را نخواهید دانست.

اما چگونه از رویا درآمده و از حال حاضر لذت ببریم؟ کار را با نوشتن تمام مواردی که در زندگی خود دوست دارید و آن دسته از نیازهایتان که برطرف شده اند، آغاز کنید. این فهرست باید شامل اساسی ترین و بدیهی ترین نکات هم باشد. میتوانید از اینجا شروع کنید "من سقفی بالای سر و غذای کافی برای خوردن دارم." سپس فهرست را گسترش دهید و آنچه در وجود همسرتان دوست دارید، از قیافه او تا شلوارهای جین رنگ و رو رفته اش و اینکه هنگام تماشای تلویزیون دستش را رور شانه شما حلقه میکند، را هم بنویسید.

پس از تهیه این فهرست، بخش دوم را آغاز کنید و خود را عادت د