مي خواهم با تو زندگي كنم

مي خواهم با تو زندگي كنم


 

آيا كنترل زندگي زناشويي خود را از دست داده‌ايد؟ آيا درباره اين مسئله با خود فكر كرده‌ايد كه براي حفظ زندگي‌ام چه كاري مي‌توانم انجام دهم؟به شما مژده مي‌دهم كه براي ممانعت از طلاق راه‌حل‌هايي وجود دارد كه براي حفظ زندگي‌تان به شما كمك مي‌كند.

 اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه خونسرد باشيد و شرايط خود را ارزيابي كنيد. درباره راه‌حل‌هايي فكر كنيد كه ممكن است در مشكلات رايج زندگي زناشويي شما تأثير داشته باشند. اين مثل معروف كه مي‌گويد «در و تخته با هم جورند» مثلي درست و بجاست. زماني كه همسرتان اشتباهي مرتكب مي‌شود، شما هم به همان اندازه مقصر هستيد. با اينكه عقيده داريد همسرتان مسبب ايجاد مشكلات است، عكس‌العمل شما نيز عامل ديگري براي به‌وجود آمدن آن مسئله است.

 رفتارها و گفتارهاي منفي تنها به ضرر شما خواهد بود. به‌منظور جلوگيري از طلاق و حفظ زندگي‌تان، بايد از واكنش نشان دادن به رفتارهاي همسرتان بپرهيزيد و دست به انجام اقدامات ضروري كه زندگي شما را به حالت اول بازمي‌گرداند، بزنيد. با وجود اين دلايل، انتقاد از روي عصبانيت هم فقط اوضاع را بدتر مي‌كند.

 تغيير برخورد و رفتار كمك زيادي در مانع شدن از پايان يافتن زندگي زناشويي به شما مي‌كند. عواطف و احساسات شما در برابر همسرتان مطابق با رفتار شما با اوست و احساسات همسرتان در برابر شما براساس رفتاري است كه او با شما دارد. آيا تا به حال با ديگران با عشق، مهرباني و روش‌هاي متعهدانه برخورد كرده‌ايد؟ شما نمي‌توانيد چگونگي تفكرات و احساسات همسرتان را كنترل كنيد، اما مي‌توانيد واكنش‌هاي خود را نسبت به همسرتان تغيير دهيد. يادتان باشد تنها كسي كه مي‌توانيد بر او كنترل داشته باشيد، فقط خودتان هستيد.

 اغلب، زندگي زناشويي به‌دليل گرفتاري‌هاي زن، نظير كار، فرزندان و مسئوليت‌هاي روزانه در نگهداري خانواده، تازگي خود را از دست مي‌دهد و باعث بي‌توجهي به روابط زناشويي مي‌شود. وقتي رابطه‌اي به اين نقطه مي‌رسد،به‌ راحتي از همسر خود دلسرد مي‌شويد و اجازه مي‌دهيد تا هر چيز پراهميت ديگري در زندگي جاي همسر و زندگي زناشويي‌تان را بگيرد. همچنين، در زندگي‌هايي كه به اين مرحله رسيده باشند، احتمال جدايي زوج‌ها بيشتر است.

 براي همسر خود وقت بگذاريد. بنشينيد و درباره مسائلي كه اتفاق افتاده به‌طور طبيعي صحبت كنيد. درباره آنچه از زندگي مشتركتان مي‌خواهيد و به آن نياز داريد و آنچه عقيده داريد باعث مشكلات مي‌شوند، گفت‌وگو كنيد. گفت‌وگو كردن، مشاجره كردن و متهم كردن نيست.

 بيشتر مشكلات ريشه در روابط بد يا عدم‌ارتباط دارند، به همين دليل، بيشتر اوقات در زندگي مشترك وقتي يكي حرف طلاق را به ميان مي‌آورد، طرف مقابل كاملا غافلگير مي‌شود

 به همان اندازه كه انسان‌ها دستخوش تغيير مي‌شوند، زندگي زناشويي نيز دائما تغيير مي‌كند. به‌منظور حفظ زندگي مشتركتان بايد دلايلي كه باعث رسيدن به مرحله جدايي شده است را به درستي مورد ارزيابي قرار دهيد؛ مشكل هر چه باشد، اميدي براي حفظ زندگي وجود دارد.

 اين رهنمودها در صورتي قادر خواهند بود در آغاز مسيري براي حفظ زندگي زناشويي به شما كمك كنند كه خود شما هم براي ممانعت از طلاق مصمم باشيد و شما در اين راه، نياز به طرحي قابل اطمينان خواهيد داشت.

 «آيا براي نجات زندگي زناشويي اميدي هست؟» با بازديد از هر محكمه‌اي كه مربوط به طلاق يا ازدواج است، سؤال بالا براي شما پيش مي‌آيد. وقتي در بحبوحه پريشاني و ناراحتي قرار مي‌گيريد، گاهي يافتن يك راه‌حل، دشوار خواهد بود. اما پاسخ اين سؤال اين است كه «بله، در بيشتر موارد براي نجات زندگي اميدي هست».بيشتر مشكلات ريشه در روابط بد يا عدم‌ارتباط دارند، به همين دليل، بيشتر اوقات در زندگي مشترك وقتي يكي حرف طلاق را به ميان مي‌آورد، طرف مقابل كاملا غافلگير مي‌شود.

 آيا تا به حال به مشكلي جزئي اجازه داده‌ايد كه آن‌قدر بزرگ شود كه شما در برابر آن عكس‌العملي جدي نشان دهيد؟ حتي اگر مشكلات زندگي بيش از حد بزرگ شده باشند هم هنوز اميدي براي نجات زندگي مشترك وجود دارد، به شرط آنكه براي حل‌ مشكلات از ديگران كمك بگيريد.

كمك كنيد تا زندگي‌ام را حفظ كنم

اگر دريابيد كه زندگي زناشويي‌تان در حال از دست رفتن است و آخرين چيزي كه شما مي‌خواهيد طلاق است، چه كاري مي‌توانيد انجام دهيد؟ مي‌خواهم بدانيد كه اميدي هست. بسياري از زندگي‌هاي زناشويي، فقط به خاطر اينكه زوجين مي‌خواهند خود را مصمم‌تر از ديگري نشان دهند، به طرز وخيمي به شكست مي‌انجامد و پايان مي‌پذيرد.

 اين پرسش‌ها را از خود بپرسيد:

 آيا رابطه‌اي درست برقرار مي‌كنيد؟

 تنها تصميمي كه در ميان مسائلي كه زندگي مشترك شما را تهديد مي‌كند، هرگز نمي‌توانيد آن را عملي كنيد، فارغ شدن از برقراري ارتباطي تأثيرگذار است؛ ارتباطي نه با مجادله و تهديد، بلكه با درست گفت‌وگو كردن. يك ارتباط حقيقي تقريبا هميشه در زندگي‌هاي مشتركي كه آشفته هستند، از بين مي‌رود.

 آيا به همسر خود احترام مي‌گذاريد؟

 هميشه بين زوج‌هاي موفق احترام متقابل وجود دارد. رفتارهاي پر از نفرت و تعبيرات كوته نظرانه پر شور، باعث اهانت به همسر و ويران كردن عشق مي‌شود. شما نمي‌توانيد بي‌احترامي‌كردن‌هاي خود را مخفي كنيد زيرا اين مسئله از سخنان و رفتارهايتان آشكار مي‌شود.در اين زمان همسرتان نسبت به شما احساس يأس مي‌كند و هيچ كاري درست پيش نمي‌رود؛ بدون احترام متقابل زندگي زناشويي سالمي نخواهيد داشت.

به چه ميزان متعهد هستيد؟

 كار، دوستان، سرگرمي‌ها، كارهاي خانه، خانواده گسترده، همه و همه ليستي از مواردي است كه براي افراد متعهد اهميت دارد. در رأس اين ليست بايد زندگي زناشويي شما قرار بگيرد. دقت كنيد كه اجازه ندهيد كسي يا چيز ديگري قبل از زندگي زناشويي‌تان بيايد.

 از مشكلات دوري نكنيد.

 هر چه بيشتر از مشكلات دوري كنيد، زندگي زناشويي‌تان بيش از پيش آسيب خواهد ديد. زندگي‌هاي مشتركي كه در نقطه شكست قرار دارند، همين حالا به يك طرح عملياتي نياز دارند. به‌منظور حفظ زندگي، شما به طرحي نياز داريد كه اجازه درك مشكلات و تمركز بر بازيابي عشق و تعهد را كه سابق بر اين جزئي از زندگي مشترك شما بوده، بدهد.

 بسياري از زندگي‌هاي زناشويي، فقط به خاطر اينكه زوجين مي‌خواهند خود را مصمم‌تر از ديگري نشان دهند، به طرز وخيمي به شكست مي‌انجامد و پايان مي‌پذيرد

 بياموزيد چگونه طرحي اثبات‌شده را به فعل دربياوريد و براي نجات زندگي مشترك خود بار ديگر به همسرتان بپيونديد؛ شما، همسرتان و زندگي مشتركتان شايستگي آن را داريد 

طبق آمارها، نيمي از ازدواج‌ها در 7سال اول زندگي مشترك پايان مي‌پذيرد؛ اين بدين معناست كه نيمي از آنها به زندگي ادامه مي‌دهند. آيا زندگي شما هم تداوم خواهد داشت؟

او طلاق مي‌خواهد، اما من نه 

همسرتان به شما گفته كه مي‌خواهد از شما جدا شود و شما را دچار سردرگمي كرده است. شما خواهان طلاق نيستيد ولي نمي‌دانيد چه اقدامي كنيد. در دل احساس درد و رنج زيادي داريد، نه مي‌توانيد چيزي بخوريد و نه مي‌توانيد بخوابيد؛ حقيقت اين است كه شما آشكارا از انجام هر كاري ناتوان مي‌شويد.

در درجه اول، سعي كنيد خونسردي خود را حفظ كنيد و شرايط عادي را به زندگي خود بازگردانيد؛ شما به قرار گرفتن در يك وضعيت فكري مناسب، به‌منظور نجات زندگي‌تان از طلاق، نيازمنديد.در درجه دوم، نبايد تسليم شويد.

اگر تا به حال عشقي در زندگي مشتركتان وجود داشته، اين ارزش جنگيدن را دارد.براي پيدا كردن راهي براي حفظ زندگي، مسير همواري در پيش رو نداريم، اما هر تلاش با نفوذي در درازمدت مطمئنا شايسته زندگي زناشويي است.

منبع: همشهري آنلاين

پیش از قهر، آشتی کن!

پیش از قهر، آشتی کن!


اختلاف نظر، اختلاف رأی و عقیده، همه جا وجود دارد و انکار هم نمی شود، بین هر دسته و اجتماعی با هر شیوه و طرز فکر و عقیده ای، بالأخره یک سری اختلافات وجود دارد یا به وجود می آید .

چند صباحی این اختلافات، ذهن و وقت دو طرف را به خود معطوف و مشغول می دارد؛ تلاش های منفی، برداشت و قضاوت، گاه مغرضانه، جملات دردآور و تأسف بار و سرانجام، یک اتفاق، ما را بر سر یک میز می نشاند. دو طرف دعوا (دو نفر، دو حزب، دو طرز فکر، دو گروه و حتی دو کشور) چندین و چندبار می نشینند، به حرف هم گوش می دهند، دلیل و برهان برای رد دیگری و اثبات خویش ارائه می دهند (یک حرف مشترک با دو برداشت کاملاً متضاد) کمی گلایه، کمی چاشنی عذرخواهی و سرانجام، پس از کشمکشی کاملاً آرام و دلپذیر، این مجادله، سوءتفاهم یا اختلاف، ختم به خیر می شود.

 بیایید پیش از قهر، آشتی کنیم تا نیازی به قهر نباشد.

بیایید پیش از هر کاری، بنشینیم، آرام و معقول به حرف هم گوش فرادهیم، برای اثبات و یا رد عقاید طرفین، دلیل و برهان بیاوریم، پیشاپیش برای مشکلات ریز و درشت غیرقابل پیش بینی، از هم عذرخواهی کنیم و در یک کلام، آماده ی آشتی و همراهی شویم. این جا دیگر به فرمول زشت قهر، نیازی نیست چراکه قبلاً آشتی کرده ایم و چون در سلسله مراتب وجودی، قهر پیش از آشتی ست، نوبت به قهر نخواهد رسید.

 آشتی بدون قهر، یعنی کاری که قراراست بعدها با هزاران خواهش، التماس و انواع و اقسام واسطه ها در یک محیط سراسر خجلت و شرم انجامش دهیم، بیایید صاف و پوست کنده، روبه روی هم بنشینیم و مشکل را پیش از بروز، حل کنیم. می شود سخت نگیرید، حتماً ممکن است پیش از قهر، آشتی کرد.

منبع: سیمرغ

امان از سکوت مردانه

امان از سکوت مردانه


 ممکن است همسرتان در جمع های خانوادگی کم صحبت کند و یا بعد از برگشتن از محل کار توضیحی از کار روزانه و اتفاقاتی که افتاده ندهد و در مقابل سوال و اعتراض شما به اتاقی رفته، در را به روی خویش ببندد.

 می‌خواهم موضوعی را بگویم كه شاید بسیاری از خانم‌ها نشنیده باشند. بهتر است بی‌پرده بگویم اینكه آقایان بر خلاف تصور خانم‌ها چندان هم كم حرف نیستند. بسیاری از زنان تصور می‌كنند كه همسرانشان قوی ولی خیلی كم حرفند. در واقع خانم‌ها در شگفتند كه این همسران قوی چرا درباره احساسات و افكار خود چیزی نمی گویند یا به‌ اصطلاح همه اش توی خودشان هستند.

 اما، واقعیت این است كه مردان هم دوست دارند در باره امید‌ها و آرزو‌ها، ترس‌ها و افكار، احساسات و عواطف خود حرف بزنند. شما سعی می‌كنید ساعتی را با همسرتان و به دور از جار وجنجال بچه‌ها تنها بمانید به آن امید كه شاید كمی هم در باره خودتان و زندگی مشتركتان با هم گفتگو داشته باشید اما، غالبا مثل مجسمه ابوالهول ساكت می‌ماند.

 آن وقت است كه از خودتان می‌پرسید: چی شده؟ چرا چشم از تلویزیون بر نمی دارد؟ چرا از خودش، روابطمان یا مسائل و مشكلات مالی كه داریم حرفی نمی‌زند؟ چرا به سر و وضع خانه نمی‌رسد؟ چرا نمی تواند 10 دقیقه، فقط 10 دقیقه، از خودش، كارهاش و از خودمان برایم بگوید؟!

 در واقع، از هر 5 زن، یكی از اینكه همسرش با او ارتباط كلامی خوبی ندارد، گله مند است. 30 در صد آقایان هم مهم‌ترین دلیل اختلاف در زندگی مشتركشان را، ناتوانی آنان در ایجاد ارتباط كلامی با همسرانشان می‌دانند. به راستی چرا؟

 پاسخ این است: حتی مردانی كه علاقه‌مندند در باره احساسات و عواطف و خواسته‌های خود با همسرانشان حرف بزنند یا درد دل كنند؛ یعنی با آنها رابطه كلامی برقرار كنند، این را كاری ساده و راحت نمی بینند.

 دلا یلی وجود دارد كه باعث می ‌شود مردان به جای بیان احساسات خود لب فرو بندند؛ ممکن است کم حرفی همسرتان ناشی از عوامل زیر باشد:

 محصول فرهنگ خانواده ای است که در آن افراد خانواده کمتر ارتباط برقرار می کردند.

 تجربه مثبت از گفتگو با همسر خود ندارد. زنان، همیشه در صحبت كردن گوی سبقت را از دیگران می‌ربایند. البته، آقایان این را به‌خوبی می‌دانند؛ ونیز می دانند كه بیش از یک سوم زنان عقیده دارند كه مردها به‌ كلی نمی توانند با همسرانشان رابطه كلامی خوبی بر قرار كنند و قادر به درک آنان نیستند و نتیجه اینكه، مردها از حرف زدن خیلی می‌ترسند؛ چون اگر ضمن صحبت اشتباه كنند، دچار درد سر می‌شوند.

زن در ایجاد فضای گرم و صمیمی در ارتباط با شوهر نقش بسزایی دارد. در چنین فضایی است که شوهر با احساس آرامش، عظمت و بزرگی، به راحتی با همسر خود ارتباط برقرار می کند و زن نیز از نظر روحی ارضای کامل می شود

 زن از شوهرش بیش از اندازه انتظار دارد. مرد‌ها در خانه نیاز به آرامش دارند؛ از نظر یك زن، وقتی مرد قدم به خانه می‌گذارد باید از سیر تا پیاز همه آنچه را كه طی روز در بیرون از خانه برایش اتفاق افتاده با همسرش در میان بگذارد. بنا براین، وقتی مرد از محیط كاری پر تنش به خانه بر می‌گردد و با همسری روبرو می شود كه انتظار دارد با او وارد یك بحث جدی بشود، تنها یك راه برایش می‌ماند؛ گریز از ورود به بحث و البته گاهی اوقات هم برعكس تسلیم می شود. مرد‌ها دوست ندارند در تنگنا قرار گیرند و مثل یک شاهد عینی یا مجرم از سوی همسر خود زیر بمباران سؤال قرار گیرند. وقتی زن از همسرش می خواهد كه بیشتر با او به گفتگو بنشیند و مرد در مقابل این خواست همسرش مثل گذشته بر خورد می كند، اختلافات آنها بالا می‌گیرد.

 احساس می کند حرف اساسی ندارد و اگر حرف بزند کوچک می شود. چرا که مردها كمی وحشتزده هستند؛ بی‌تردید، زنان در ایجاد رابطه با دیگران مهارت بسیار دارند.

زنان معمولا بعداز نوشیدن یكی دو فنجان چای و كمی گپ زدن، شروع به پرسش می‌كنند؛ با تمام انرژی حرف می‌زنند؛ از همه چیز سر در می‌آورند؛ از هر دری سخن می‌گویند؛ و در این كار چنان استادانه عمل می‌كنند و تمامی مهارت‌ها و ترفند‌های خود را به‌كار می برند كه همواره و در بسیاری از مواقع سر رشته كلام را در دست می‌گیرند.

با توجه به علل فوق، زن در ایجاد فضای گرم و صمیمی در ارتباط با شوهر نقش بسزایی دارد. در چنین فضایی است که شوهر با احساس آرامش، عظمت و بزرگی، به راحتی با همسر خود ارتباط برقرار می کند و زن نیز از نظر روحی ارضای کامل می شود. برعکس هر گونه سرزنش، تحقیر و یا مقایسه کردن با دیگران، علاوه بر افزایش کم حرفی او، رابطه عاطفی بین آنها را نیز خدشه دار می کند.

هر انسانی بنا به فطرت اولیه خویش به بر قراری ارتباط و گفتگو با دیگران علاقه مند است و اگر شرایط درست آن فراهم شود، حتماً ارتباط برقرار می کند. اگر به هر دلیلی حتی به وهم و خیال، احساس ناامنی کند، ارتباط خود را قطع می کند. اگر زن فضای محبت آمیز و همراه با مقبولیت برای شوهر خود فراهم کند از ارتباط شوهرش برخوردار خواهد شد. نکته مهم این است که انسان ها با یکدیگر متفاوت هستند و هر کدام با توجه به شخصیت خود رفتار می کنند.

 «بگو هر انسانی بر حسب ساختار روانی خود عمل می کند.»

 مثلاً افراد درون گرا، معمولاً کم حرف می زنند و افراد برون گرا، خیلی سریع ارتباط برقرار می کنند و با افراد گفتگو می کنند؛ از این رو نباید از افراد درون گرا رفتار برون گرا را انتظار داشته باشیم. در زندگی جمعی مخصوصاً در زندگی خانوادگی باید انتظار ما از افراد متناسب با روحیه و توانایی آنها باشد.

 برای اینکه شما بتوانید از ارتباط بهتری با همسرتان برخوردار باشید، می بایست به نکات زیر توجه کنید:

 تفاوت روانی مرد و زن را بپذیرید. مردان دوست ندارند مورد پرسش همسرشان قرار بگیرند، از این رو منتظر باشید او خودش اگر صلاح دید، مطالبی از وقایع بیرون را بازگو کند.

 به تفاوت های فردی توجه کنید. همسر خود را با هیچ کس مقایسه نکنید و او را همان گونه که هست بپذیرید.

 با فراهم کردن فضایی پر از محبت و آرامش، از گفتگوی شوهر خود بیشتر بهره مند شوید.

  از هر گونه سرزنش و تحقیر همسر خود بپرهیزید؛ سرزنش و تحقیر مرد موجب قطع ارتباط کلامی با شما خواهد شد. همواره شوهر خود را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید.

منبع: همشهری آنلاین

راهکاری جالب برای رابطه بادوام بین همسران

راهکاری جالب برای رابطه بادوام بین همسران

مراقبت از روابط بین زوجین به طور موثر، کمی غیر ممکن است. عاشق شدن کار ساده ای است، اما تداوم بخشیدن به آن مشکل است...

 تعهد چیزی که به تلاش زیادی نیاز دارد. در دنیای امروز، چگونه قادریم کار خود را اداره و یا بچه ای را بزرگ منیم؟ عملا معجزه است که رابطه ای برای سالیان دوام پیدا کند.

کسی را در زندگی شریک قرار دادن بهترین و شگرف ترین کار است. تنهایی در هر زمانی تجربه ای ناگوار است. از این رو چگونه از عشق خود نگهداری کنیم؟ چگونه از احساس شگرف خود که در ابتدای عاشقی داشتیم نگهداری کنیم؟ حقیقت، ساده و مشکل است. چه خوب می شد اگر آسان بوده، اما هیچ چیز با ارزشی، آسان به دست نمی آید. 

از رهنمودهای زیر بهره بگیرید تا روابط خود را تداوم ببخشید:

۱- یکدیگر را ببوسید.

اولین باری را که یکدیگر را بوسیدید به خاطر آورید. این کار ساده زوجین را به هم نزدیک می سازد و عشق بازی را زنده نگه می دارد.

۲- دست کم روزی ۲۰ دقیقه یکدیگر را در آغوش بگیرید.

محققان کارولینای شمالی در تحقیقی دریافتند که بغل گیری و در آغوش گرفتن هورمون اکسی توسین را افزایش و خطر بیماری قلبی را کاهش می دهد. در حقیقت، زمانی که زوجین همدیگر را در بغل گرفتند، سطح هورمون اکسی توسین آنها- که در زمان کودکی و شیرخوارگی آزاد می شود- افزایش یافت. آنهایی که روابط عاشقانه ای داشتند بیشترین میزان را پیدا کردند.

۳- به یکدیگر گوش بدهید.

از گفت و شنود همیشه در ساخت رابطه صحبت می شود. اما آنچه را که ما فراموش می کنیم، شنیدن است. اطمینان حاصل کنید که به حرف های شریک خود گوش می دهید.

۴- نسبت به دیگری مهربان باشید.

در شروع رابطه، طبیعی است که نسبت به فرد مقابل مهربان باشید. اما گاهی به نظر می رسد که با گذشت زمان، با همسر خود به گونه ای رفتار می کنید که انگار نه انگار ایشان هم انسان است. احترام خود را به همسرتان نشان دهید.

۵- با همسر خود بیرون بروید.

گاهی اوقات با همسرتان به تفریح و بیرون از منزل بروید. وقتی می توانید با یکدیگر برای گریز از همه چیز برنامه ریزی کنید. وقتی هم نمی توانید برای در خانه ماندن برنامه ریزی نمایید. با برنامه ریزی به فکر زندگی خود باشید. نگران سیمای خود باشید.

۶- از همسر خود تعریف و تمجید کنید.

به احتیاجات طرف مقابل خود توجه کافی داشته باشید. کارها، ظاهر و موقعیت های او را تمجید کنید. عادت تان شود که از وی تشکر نمایید.

۷- چیزهای جدید را با یکدیگر کشف نمایید.

با همسر خود رشد کنید. چیزهای جدید را به همراه هم یاد بگیرید. فعالیت و سرگرمی جدید را با همسر خود امتحان کنید و پروژه جدیدی را به همراه وی شروع نمایید.

۸- پیاده روی طولانی مدت بروید.

هر روز ساعتی را به این کار اختصاص بدهید و در حین قدم زدن، بدون حواس پرتی های روزمره، صحبت کنید و گوش بدهید.

۹- به همسرتان هدیه بدهید.

در مناسبت های ویژه هدیه دادن را فراموش نکنید. با این کار عشق و علاقه خود را نشان می دهید. جمله یا پیامی محبت آمیز نیز بنویسید.

۱۰- بزمی و شامی دوستانه ترتیب بدهید.

داشتن دوستان مشترک، زوجین را به یکدیگر نزدیک می سازد و استرس موجود در روابط را از بین می برد.این رهنمودها رابطه را رهایی نخواهد بخشید. فقط تعهد و تلاش چند ساله زوجین را در کنار هم نگه می دارند. تلاش بی وقفه به روابط تداوم می بخشد. تکنیک موجود در این مقاله فقط ایده هایی برای به کار بستن تلاش تا تداوم روابط هستند.

5 نیاز اساسی و مهم همه زوجین  

5 نیاز اساسی و مهم همه زوجین


پنج نیاز اساسی داریم و وجود آنها برای مردها و زنان فرقی نمی‌کند. شاید من به اندازه‌ای زیاد به قدرت نیاز داشته باشم، اما نیاز فرد دیگری به قدرت خیلی کمتر از من باشد ؛همه افراد به هر حال این نیاز را دارند، فقط ممکن است مقدار آن در هر کدام فرق کند.

 پیامبر (ص) با آن همه مناجات و جایگاهی که داشت و رحمت‌اللعالمین بود باز هم مناجات می‌کرد و به دعا علاقمند بود، اما کسی مثل بایزد بسطامی با کمترین مناجات به درجه اوج می‌رسید، چون هر کدام از این افراد ظرف وجودی خود را داشتند.

 بنابراین همه افراد مثل یکدیگر نیستند. پنج نیاز اساسی داریم که در همه افراد یکسان است.

اول میل به آزادی است. اینکه بتوانی خودت تصمیم‌گیر زندگی‌ات باشی.

دوم میل به قدرت. اینکه به تو امر و نهی نشود و قدرت انتخاب داشته باشی.

سوم بقا، در بحث بقا مادیات مطرح است؛کار،مسکن ، مسایل جنسی و ...،

 چهارم تفریح است. هر کسی نیازها و علایقی دارد که از کودکی همراه او بوده است.

 پنجم میل به عشق و محبت است. این میل در هر کسی متفاوت است. وقتی افراد تست سازگاری بدهند از میزان وجود این نیازها در طرف مقابل‌شان آگاه می‌شوند.

این پنج اصل مهم‌ترین مواردی هستند که در حال حاضر در بحث مشاوره قبل از ازدواج روی آنها کار می‌کنیم. بررسی می‌کنیم که افراد دراین زمینه‌ها در چه جایگاهی هستند و آیا در آینده دچار مشکل می‌شوند یا نه. 

به همسرتان اعتماد کنید  

به همسرتان اعتماد کنید


اگر در بین زن و مرد اعتماد وجود نداشته باشد مشکلاتی در ازدواج بروز می کند. شاید بتوان گفت اعتماد مهم ترین بخش در پی ریزی یک رابطه صمیمانه میان زن و مرد است. اعتماد را می توان در یک جمله خلاصه کرد: «فراهم ساختن محیطی آرام، امن و دلپذیر برای همسر.»

محیط خانه نباید به صورتی باشد که زن و مرد از بیان احساسات و عقاید خود هراس داشته باشند.

برای داشتن اعتماد در زندگی مشترک به توصیه های زیر توجه کنید:

۱) به طور مستمر برای تقویت مهارت های ارتباطی تلاش کنید. 

سعی کنید شنونده خوبی باشید. فراموش نکنید شنیدن یکی از دشوارترین مهارت های شنونده خوب بودن به این مفهوم است که سخنان همسرتان را قطع نکنید. این کار نیاز به عواملی مثل نظم و احترام دارد.

یادبگیرید که از همسر خود بپرسید؛ «آیا سخنانت تمام شد؟ از درک کامل سخنان طرف مقابل اطمینان حاصل کنید.

راه ساده ای برای رسیدن به این هدف وجود دارد و آن استفاده از «تکنیک آینه» می باشد. شما سخنان طرف مقابل را بازتاب می دهید. شاید باورتان نشود ولی استفاده از این شیوه بسیار مؤثر است. 

به عنوان مثال به همسرتان بگویید: «آیا درست متوجه شدم؟ تو از من می خواهی که...» 

بهتر است حتی به لحن همسرتان نیز توجه داشته باشید. به عنوان مثال: «به نظر می رسد که تو واقعا از دست من ناراضی و از من می خواهی دفعه بعد بیشتر مراقب باشم...»

یکی از طرق مهم ایجاد رابطه خوب استفاده از کلمه «من» در اول جمله است. این کار باعث صمیمیت زوجین می شود، در حالی که جمله ای که با «تو» آغاز می شود دور شدن را در پی دارد.

به تفاوت این دو جمله توجه کنید: «من احساس می کنم...» و «تو باعث می شوی احساس کنم...» 

جمله ای که با «تو» آغاز شود همیشه حالت تهاجمی دارد. ولی با استفاده از «من» در اول جمله نشان می دهیم که مسئولیت پذیر هستیم و همسرمان را سرزنش نمی کنیم.

۲) خواسته های خود را به طور شفاف و صریح بیان کنید.

وقتی یک نفر احساس می کند که نمی تواند خواسته های خود را به طرف مقابل بگوید اعتماد فیمابین لطمه می بیند. ما معمولا به دو دلیل خواسته های خود را بیان نمی کنیم: ترس از مخالفت و شرم. وقتی زوجی به طور مستمر در جریان خواسته های طرف مقابل قرار گیرند. در رابطه آنها اعتماد شکل می گیرد.

۳) خوشبین باشید.

ما طبیعتاً به کسانی اعتماد داریم که با ما رفتار خوبی دارند. اعتماد نکردن به افرادی که ما را دوست دارند کار بسیار سختی است!

قبل از اینکه از همسرتان انتقاد کنید حداقل پنج نکته مثبت را در مورد او به زبان آورید. تنها در آن زمان اجازه دارید مطلبی انتقادی یا منفی بگویید. 

۴) اجازه ندهید مشکلات، حل نشده باقی بمانند.

یک زن و شوهر باید واجد مهارت های حل مشکلات باشند، اگر مشکلات را حل نکنید بغرنج تر می شوند و در نتیجه اعتماد متقابل از بین می رود.

۵) رعایت انصاف در مشاجرات را یاد بگیرید.

 شاید تعجب کنید ولی مشاجره بخشی از یک ازدواج موفق است! برخی از مردم بر این باورند که در ازدواج های موفق، زوجین هرگز با یکدیگر مشاجره نمی کنند. مشاجره فی نفسه مشکلی محسوب نمی شود بلکه نحوه مشاجره است که می تواند مشکل ساز باشد. 

اگر شما در مشاجرات انصاف را رعایت نکنید اعتماد از بین می رود ولی اگر منصف باشید اعتمادسازی خواهد شد.

برای اطمینان از رعایت انصاف در مشاجرات، به توصیه های زیر توجه داشته باشید: 

الف) هرگز طرف مقابل را تحقیر نکنید.

ب) هرگز مسائل گذشته را پیش نکشید. دلیلی وجود ندارد که هر بار در مورد مشکلات گذشته بحث کنید.

پ) هرگز از عبارات مطلقی مثل «تو هرگز...» و یا «تو همیشه...» استفاده نکنید.

ت) هرگز پای اعضای خانواده همسرتان را به میان نکشید.

در مورد شیوه قطع مشاجره با همسرتان توافق کنید.

ج) هرگز آخر شب یعنی زمانی که شما و همسرتان خسته هستید و کنترل کمی بر روی احساسات خود دارید به مشاجره نپردازید. 

چ) به جای جملاتی که با «تو» شروع می شود جملاتی را به کار ببرید که با «من» آغاز می گردد.

 اعتمادسازی فرایندی وقت گیر است ولی از سوی دیگر امکان دارد در مدت کوتاهی همه تلاش هایتان به باد رود. مراقب رفتار خودتان باشید. بسیاری از مردم اعتقاد دارند در یک ازدواج موفق نیازی نیست زوجین مراقب گفتار و رفتار خود باشند ولی این باور، کاملا اشتباه است.

 در یک ازدواج موفق، زوجین باید همواره مراقب رفتار خود باشند. تنها در این صورت است که آنها می توانند رابطه ای مستحکم و توأم با اعتماد را پایه ریزی کنند.

شوهر من، دوست من است

شوهر من، دوست من است

این درست است که بسیاری از ما سعی در عوض کردن مردی که با او ازدواج کرده ایم داریم، ما سال های  زیاد و ارزشمند و غیر قابل بازگشت از زندگی شیرین زناشویی خود را به خاطر این کار تلف می کنیم تا به او تلقین کنیم که چه باید بکند و چگونه باید باشد. بعد از چند سال اکثر قریب به اتفاق ما مشاهده می کنیم که هنوز در جای اول خود هستیم و در این کار هیچ موفق نبوده ایم.


این روش هیچگاه مفید و موثر نخواهد بود. شوهر بیچاره به درون غار تنهایی خود می خزد تا خودش را در برابر این یورش حفظ کند، در حالی که با خودش عهد و پیمان می بندد که ارتباطش را با یک چنین زن بی رحمی که زمانی عروس، همسر و همه چیز او بود، قطع کند.

 یک مرد نیاز دارد همان گونه که هست پذیرفته شود، دقیقاً همان طوری که هست. این نوع پذیرش کامل و همه جانبه، وی را متقاعد می کند که شما به راستی او را دوست دارید، نیاز او به پذیرش کامل، خیلی عجیب نیست، من نیز همین احساس را دارم. آیا شما یا هر کس دیگری این احساس را ندارید؟ آیا شما دوست صمیمی ندارید که به درددل های شما گوش بدهد و شما را آن گونه که هستید بپذیرد، مهم نیست که چه حرفی باشد. وقتی با دوستتان درددل می کنید، بعد از مدت زیادی صحبت، در درون احساس سبکی می کنید و می توانید بدون هیچ واهمه ای از احساس نپذیرفتن و یا شنیدن انتقاد و نصیحتی، تمام حرف هایتان را با او بزنید. دوستتان هرگز شما را تحقیر نکرده و مسخره نمی کند. شما صد در صد احساس آزادی می کنید، زیرا می توانید خودتان باشید بدون اینکه نقش بازی کنید. او فقط به حرف های شما گوش می دهد. او شما را همان گونه که هستید، دوست دارد و برایتان در گوشه ای از قلبش جایگاه با ارزشی را در نظر گرفته است. شما او را دوست دارید، چون او هم شما را دوست دارد.

 این حداقل کاری است که می توانید برای شوهرتان انجام دهید. آیا قادر نیستید وی را به عنوان یک دوست بپذیرید، همان گونه که این کار را درباره یکی از دوستانتان می کنید؟ شوهر شما هم نیاز دارد که با این پذیرش از طرف شما، عقده های دلش را خالی کند. اگر پاسخ مثبت است، او برای نزدیک شدن به شما به وقت بیشتری نیاز دارد. موانعی که میان شما دو نفر وجود دارد، با پذیرش قلبی یکدیگر به سرعت برطرف خواهد شد.

 اگر می خواهید بدانید که در قلب همسرتان چه جایگاهی دارید، ببینید او در قلب شما چه جایگاهی دارد.

 بالاترین مرحله ارتباط دو انسان به ویژه یک زن و شوهرش، دوستی و رفاقت است و خوشا به حال زن و شوهری که بهترین دوست زندگی خود را هر روز در خانه اش می بیند. یک مرد ترجیح می دهد که نیش مرگبار یک مار را تحمل کند ولی زخم زبان و تکرار سرزنش های زنش را نشنود. اگر شما از نظر عاطفی نیاز به نیش زدن دارید، خیلی بهتر است که به یکی از دوستان خود که مورد اعتماد شماست، تلفن کرده و تخلیه بارهای منفی ذهن خود را تقدیم او سازید. نه اینکه سر به سر شوهر خسته خود بگذارید. زخم زبان و خرده گیری سبب ایجاد ابرهای تیره در زندگی و تزلزل در بنیان های ازدواج بوده و به تغییر رفتار و شخصیت شوهر کمک نمی کند.

 شوهر شما دقیقاً همان کسی است که روزی دوستش داشتید و او را همان گونه که بود برای همسری خود انتخاب کردید. پس اکنون بهتر است او را به همان شکل که هست، بپذیرید و از جنگ قدرت در تغییر شخصیت همسر خود دست بردارید. این اصل، از زمانی که زندگی آغاز شده وجود داشته است. خداوند، ما را همان طور که هستیم آفریده و به عنوان بندگان خویش پذیرفته، هر چند که شایسته آن پذیرش نباشیم، اما او باز هم ما را دوست دارد. پس ما می توانیم با یاری خداوند دیگران را هم در قلب خود بپذیریم و دوست بداریم. به ویژه شوهرمان را که شریک اصلی ما در زندگی می باشد.

 اول، اگر شما عشق به شوهرتان را از دست داده اید، چرا از خدا نمی خواهید که آن را به شما برگرداند؟

 مطلب دوم، اگر صادقانه از او بخواهید قادر خواهید بود که یک زندگی همراه با نور و گرمای محبت در قلب خود ایجاد نمایید. حق انتخاب و تصمیم گیری با شماست، شما می توانید انتخاب کنید که یا با خشم و آزردگی یا بی تفاوتی یک عمر در زیر یک سقف با او زندگی کنید و یا اینکه شوهرتان را بدان گونه که هست، پذیرا شوید و در کنارش با آرامش زندگی کنید.

 اگر شما راه حل دوم را انتخاب می کنید، چگونه می خواهید این کار را شروع کنید؟ به سادگی تصمیم بگیرید که او را همان گونه که هست قبول کنید. صادقانه تصمیم بگیرید که سعی در تغییر دادن او نداشته باشید. این بزرگترین نشانه عشق است.

 بردباری و تحمل به معنای پذیرش نیست. تحمل شما فقط شوهرتان را وادار می کند که احساس نقص و ناشایستگی بکند و به این یقین برسد که مورد قبول همسرش قرار نگرفته و در نتیجه قادر نخواهد بود که شما را کاملاً دوست بدارد.

 شوهر شما در مواقعی که دچار شکست آشکار می شود، بیش از هر زمان دیگر به پذیرش و حمایت روحی شما نیاز دارد. اگر افسرده است، او را افسرده تر نکنید. هرگز او را با افراد دیگری مقایسه نکنید و به خاطر داشته باشید که اگر احساس کند از او خرده می گیرید یا قصد تغییر دادنش را دارید هرگز به شما اعتماد نخواهد کرد زندگی کوتاه تر از آن است که به نقاط ضعف او بپردازید، بلکه باید متوجه نقاط قوت او شد. 

همسر شما نیاز دارد که احساس کند از اهمیت برخوردار است، دوستش می دارند و وی را می پذیرند. اگر شما ویژگی های فردی او را نپذیرید، پس چه کسی باید پذیرای آنها شود؟ یک زن کامل، به علاقه های خاص شوهرش توجه می کند، خواه این علاقه ها به غذای خاص جسمی یا به عواطف روحی یا روابط جنسی باشد. یک زن کامل، خانه را تبدیل به پناهگاه شوهرش می کند، مکانی که می تواند آن را اداره کند. او به شوهرش امکان می دهد که از «پذیرشی» بی قید و شرط و گرانقدر برخوردار شود.

منبع:تبیان

به امید یه آشتی!

به امید یه آشتی! 


با او قهر کرده ایم اما دلمان می خواهد آشتی کنیم دلمان برایش تنگ شده و دوست داریم دو کلمه حرف  بزنیم اما غرورمان اجازه نمی دهد و... قهر کردن یکی از مهم ترین اتفاقاتی است که همه تجربه کرده اند. قهر هایی که همیشه به آشتی ختم نشده است و توانسته رابطه چندین ساله بین دو نفر را به طور کلی خراب کند. پس گاهی باید این قهر کردن ها را جدی گرفت و بی خیال شد!!!

● چرا قهر می کنیم؟

فکر نکنید چون قهر می کنید آدم غیر طبیعی هستید یا دارید کار غیر طبیعی انجام دهید، چون روان شناسان معتقدند قهر یک نوع مکانیسم طبیعی محسوب می شود که ما آدم ها در شرایط مختلف از آن استفاده می کنیم. در واقع قهر کردن بیان یک ناراحتی و بیان یک هیجان منفی است و وقتی ما با کسی قهر می کنیم در واقع ارتباط مان را به صورت کلامی و گاهی دیداری قطع می کنیم. وقتی از دست یک نفر ناراحت هستیم، وقتی یک نفر ما را رنجانده، وقتی توقع انجام یک کار یا رفتاری را از کسی داریم یا نداریم یا وقتی کسی به ما توهین می کند و یا حتی دوست داریم جلب توجه کنیم، قهر را انتخاب می کنیم. مثلا اگر خواسته های ما مورد توجه دیگران قرار نگرفته باشد و بخواهیم به آن دست پیدا کنیم قهر می کنیم. این مدل قهر کردن آدم را یاد بچگی هایش می اندازد زمانی که می خواستیم به مادرمان بگوییم این غذا را دوست نداریم قهر می کردیم! به طور طبیعی وقتی دیگران ما را می رنجانند و ما از دست آن ها ناراحت و یا خشمگین می شویم از قهر کردن برای ابراز استفاده می کنیم. یا گاهی وقتی می خواهیم یک نفر را تنبیه کنیم و نشان دهیم کارش به شدت اشتباه است، از قهر استفاده می کنیم. قهرهای ما می توانند موقتی و طولانی مدت باشند. یعنی گاهی از قهرهای گاه و بیگاه استفاده می کنیم و در یک ساعت شاید ۱۰ بار قهر کنیم و ۱۰ بار آشتی کنیم در این حالت ما دچار یک مکانیسم اشتباه در ابراز وجود شده ایم یعنی به جای این که بتوانیم خواسته ها و احساسات خودمان را بیان کنیم، زود حالت قهر به خودمان می گیریم و بعد زودی هم آشتی می کنیم. این نوع قهر کردن شاید در ظاهر ایرادی نداشته باشد چون به آشتی می انجامد اما به شدت می تواند یک رابطه را دچار آسیب کند، ارتباطات دو نفر را خراب کند اما در قهر های طولانی مدت ما برای یک موضوع که از آن ناراحت شده ایم به مدت خیلی زیادی با یک نفر قهر می کنیم این موضوعات معمولا موضوعات خیلی مهم زندگی است که آدم ها چون نتوانسته اند آن را به طور منطقی حلش کنند از قهر استفاده می کنند. این نوع قهرها خیلی کم به آشتی می انجامد و قهرهای خشن هستند.

● کیا بیشتر قهر می کنند؟!

آدم هایی که زیادی از دیگران توقع دارند، آدم هایی که نمی توانند درست احساسات و عواطف خود را ابراز کنند، افرادی که نمی توانند از خود دفاع کنند، آدم هایی که جرات ندارند در مسائل مختلف قاطعیت داشته باشند و خلاصه آدم هایی که نمی توانند هیجانات خود را کنترل و بیان کنند زودتر از بقیه قهر می کنند. مثلا آدم های پر توقع از همه انتظار کمک و همراهی دارند و اگر کسی به آن ها کمک نکند زود قهر می کنند یا وقتی از دوست تان سر دیر آمدن یا بدقولی اش ناراحت هستید اما نمی توانید این را به صورت کلامی بیان کنید، از قهر کردن برای نشان دادن ناراحتی خود استفاده می کنید. یا وقتی شما جرات این را ندارید که با نظر والدین تان در مورد انتخاب رشته تان مخالفت کنید قهر می کنید و... البته جالب است بدانید آدم هایی که اعتماد به نفس کمی دارند و نمی توانند قاطعانه از نظر، ایده و عقیده خود دفاع کنند هم قهر می کنند. به همه این ها آدم هایی که کمبود محبت دارند یا دوست دارند مورد توجه دیگران واقع شوند هم اضافه کنید که برای جلب توجه بین دوستان همکاران و اعضای خانواده هی قهر می کنند تا دیگران توجهی به آن ها داشته باشند. 

به طور کلی روان شناسان معتقدند مردان بیشتر از زنان قهر می کنند، چون زنان در یک رابطه وقتی می خواهند ناراحتی خود را نشان دهند ارتباط کلامی خود را قطع می کنند و این به معنی قطع کل رابطه نیست و آشتی در ادامه وجود دارد، اما مردان از قانون همه یا هیچ استفاده می کنند یعنی یا یک رابطه از نظرشان کلا قطع است یا به آن ادامه می دهند و هیچ نقطه بین وسطی در یک رابطه برای خودشان قائل نیستند و البته چون مردان نسبت به زنان در رابطه کلامی ضعف دارند، برای همین نمی توانند از قهر به عنوان یک ابزار ابراز ناراحتی استفاده کنند، به این ها، این را هم اضافه کنید که مردان به اشتباه قهر کردن را مخصوص زنان می دانند و آن را نشانه ضعف می دانند.

● قهرم قهر درستش خوبه!

راستش را بخواهید در کل قهر کردن چیز خوبی نیست، چون هم باعث آسیب رسیدن به شما می شود و هم با آزار دادن دیگران و هر دوی این اتفاقات به رابطه شما و دیگران لطمه می زند، شما وقتی با یک نفر قهر می کنید بیشتر به حالت ها، گفتار و رفتار های منفی طرف مقابل تان توجه می کنید و این باعث می شود بیشتر دچار ناراحتی شوید و می تواند برای ما استرس آور باشد چون اگر طرف مقابل مان معنی درست قهر ما را نفهمد و یا متوجه خواسته ما نشود، دائم در استرس سرانجام این قهر به سر می بریم و به خودمان آسیب می زنیم. حالا اگر شما گیر داده اید و می خواهید قهر کنید حداقل مثل یک آدم درست و حسابی قهر کنید. یعنی یک قهر درست و منطقی داشته باشید! برای این کار اولا موضوع اصلی قهر خودتان را مشخص کنید و به طرف مقابل تان هم بگویید و این طور نباشد که او در گیجی و گنگی دلیل قهر شما بماند. دوم، هیچ وقت در جمع قهر نکنید این طوری شخصیت خودتان را زیر سئوال برده اید و قهر بودن خودتان را بعدا اعلام کنید. سوم، موقعی که قهر می کنید جوگیر نشوید و هر چی از دهان تان در می آید نگویید چون این جوری همه راه های آشتی را به روی خودتان بسته اید. چهارم خیلی قهرتان را لفتش ندهید! یعنی طولانی مدتش نکنید اگر طرف مقابل تان برای آشتی اقدام می کند خودتان را لوس نکنید و زود تمامش کنید.

● فقط به خاطر آشتی

همه مان خوب می دانیم وقتی داریم قهر می کنیم در بیشتر مواقع به آشتی هم فکر کرده ایم یعنی ۹۰ درصد قهرهای ما به امید یک آشتی لذت بخش و دوست داشتنی اتفاق می افتد اما گاهی رفتارهای نادرست ما می تواند این آشتی شیرین را از ما بگیرد. برای این که بتوانید آشتی کنید ما چند راه پیشنهادی داریم:

۱) ببخشید اگر طرف مقابل شما به هر دلیلی باعث ناراحتی و رنجش شما شده است او را ببخشید و گذشت کنید. بخشش و گذشت اولین گام در آشتی کردن است.

۲) غرور را کنار بگذارید. فکر نکنید اگر شما برای آشتی پا جلو بگذارید شخصیت تان کوچک می شود، به این فکر کنید که ساعت ها و روز هایی که از دوستان یا خانواده تان دور هستید می تواند بهترین ساعت زندگی تان باشد، پس بی خیال این حساب و کتاب ها شوید، چون این رابطه ها ارزش بیشتری دارند. 

۳) توقعات و انتظارات خود را کم کنید و به دیگران حق بدهید. دلیل خیلی از قهرها همین انتظارات شما از آدم های مختلف است. وقتی توقع دارید که همه آدم ها روز تولد شما را به یاد داشته باشند یا توقع دارید هر زمانی که شما می گویید دیگران برای شما وقت بگذارند آخرش به قهر ختم می شود. چون وقتی این توقعات از طرف دیگران پاسخ داده نشود شما قهر می کنید. برای آشتی کردن اول میزان انتظارات خود را کنترل کنید و بعد به دیگران به خاطر رفتارهای شان حق بدهید.

۴) هدیه بخرید. گاهی لازم نیست برای آشتی کردن با یک نفر آپولو هوا کنید، یا دو ساعت برایش سخنرانی کنید. یک هدیه کوچک هم می تواند هر آدمی را خوشحال کند و راه آشتی را برای تان باز کند.

۵) خیلی وقت ها آدم ها مهارت ابراز وجود را بلد نیستند یا چون توانایی ارتباط کلامی ندارند زود قهر می کنند. برای این که بتوانید قهر کردن های خود را کم کنید و یا الان بتوانید آشتی کنید سعی کنید این مهارت ها را یاد بگیرید، چون آن وقت می توانید بروید مثل یک بچه آدم ناراحتی خود را بیان کنید و باعث آشتی شوید.

علاقه مند شدن به فردی دیگر ، تنها دلیل جدائیست ؟  

علاقه مند شدن به فردی دیگر ، تنها دلیل جدائیست ؟

 


اما هرچه زنان و مردان در عرصه کار پیشرفت کردند و استقلال مالی بیشتری پیدا کردند، همه چیز  شروع به تغییر کرد.

اگر تاریخچه ازدواج را در نظر بگیریم، همه قبول می کنیم که ازدواج همزمان با خلقت آغاز شده است. زن و مرد هم از نظر بیولوژیکی و هم ذهنی با هم متفاوت هستند. اما اگر زن و مرد کنار هم نمی آمدند، خلقت ادامه نمی یافت. نیازهای جسمی و احساسی ،مرد و زن را به سمت هم آورده و ازدواج اتفاق می افتد. تا قبل از قرن بیستم، ازدواج با یک نفر تا آخر عمر بسیار شایع بود. طلاق پدیده ای بسیار نادر بود. اما هرچه زنان و مردان در عرصه کار پیشرفت کردند و استقلال مالی بیشتری پیدا کردند، همه چیز شروع به تغییر کرد. وابستگی زنان به مردان از بین رفت و حتی اختلافات کوچک آنقدر بزرگ شد که به نظر رسید بر فردیت ما تجاوز می کند.

در زیر ۱۵ دلیل اصلی جدا شدن زوج ها از هم را قید می کنیم :

۱) میل به استقلال

۲) علاقه مند شدن به فردی دیگر

۳) خیانت

۴) ناسازگاری جسمی

۵) عدم علاقه جنسی به طرف مقابل

۶) نگهداری نکردن از وضعیت خوب بدن مثل چاق شدن 

۷) اختلاف در عقاید و امیال 

۸) بحث و مشاجره زیاد

 ۹) مقایسه مداوم همسر با دیگران

۱۰) نصیحت کردن اجباری

۱۱) اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی

۱۲) زوال سلامتی یک طرف یا ابتلا به بیماری های لاعلاج مثل ایدز

۱۳) سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری 

۱۴) نادیده گرفتن یا بی احترامی به دوستان و اقوام همسر

۱۵) ناباروری

این دلایل ازجمله مهمترین دلایل برهم خوردن ازدواج ها است. گاهی اوقات، یک دلیل به تنهایی برای جدایی کافی است اما در موارد بسیاری، ترکیبی از چند دلیل موجب طلاق می شود. در این لیست، علاقه مند شدن به فردی دیگر و خیانت به نظر یکسان می آیند اما این دو یک تفاوت مهم با هم دارند. در اولی، فرد ممکن است به شخصی دیگر غیر از همسرش علاقه مند شود و تصور کند که در کنار او زندگی بهتری داشته و خوشبخت تر خواهد شد و ازاینرو قبل از تماس جسمی با آن فرد، زندگی مشترک خود با همسرش را خاتمه می دهد. ازطرف دیگر، در خیانت رابطه جنسی خارج از ازدواج صورت می گیرد که در موارد بسیار یکی از مهمترین دلایل طلاق است.

در برخی ازدواج های خاص وقتی زن و مرد بدون شناخت قبل از ازدواج با هم ازدواج می کنند، باگذشت زمان ممکن است متوجه ناسازگاری خود شده و از هم جدا شوند. به همین ترتیب، ناباروری در مرد یا نازایی در زن چه بلافاصله بعد از ازدواج و چه سالها بعد هم یکی دیگر از دلایل طلاق است. کاهش میل جنسی بعد از چند سال هم یکی دیگر از دلایل جدایی است. اگر سلامت مرد یا زن به شدت رو به زوال باشد یا یکی از طرفین به یک بیماری لاعلاج مثل ایدز مبتلا شوند، ازدواج ممکن است برهم بخورد. حتی توجه نکردن به وضعیت تناسب اندام و بیش از حد چاق یا ضعیف شدن می تواند باعث برهم خوردن رابطه شود.

سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری یک دلیل دیگر طلاق هاست. تمایلات سادیسمی در هرکدام از زوج ها که موجب شکنجه جسمی روحی طرف مقابل شود معمولاً موجب جدا شدن دو طرف می گردد. اعتیاد زیاد به موادمخدر یا الکل هم یکی دیگر از دلایل شکست ازدواج هاست. بحث و دعوا و مشاجره زیاد هم باعث طلاق می شود. یک دلیل مشابه دیگر مقایسه کردن همسر با دیگران است که باعث صدمه زدن به احساسات طرف و ایجاد عقده خودکم بینی می شود.

حتی بیش از اندازه نصیحت کردن هم یکی از دلایل جدا کردن زوج ها بوده است. قسمت خنده دار قضیه اینجاست که روانشناسان برای همان نصیحت هایی که همسرتان مجانی در اختیارتان قرار می دهد، مبلغ هنگفتی از شما می گیرد. هر چیزی زیادش حتی یک رابطه خوب را هم خراب می کند. همینطور اختلاف علایق که قبل از ازدواج به نظر جزئی و پیش پا افتاده می رسد، بعد از ازدواج بزرگتر و برجسته تر شده و موجب دعوا و مرافعه می شود. اگر مرد یا زن نسبت به دوستان یا خانواده و اقوام همسرش بی احترامی کند یا آنها را نادیده بگیرد، موجب سوء تفاهم و ناراحتی می شود. به تدریج زوج از هم دور شده و در آخر به طور کامل جدا می شوند.

 و آخر اینکه، استقلال مالی زن موجب تغییر رفتار او می شود. این زنان تصور می کنند که فردیت آنها باید محترم شمرده شود و نباید در آن دخالتی صورت گیرد. وابستگی مالی زنان به مردان این روزها درمقایسه به گذشته بسیار کمتر شده است. همچنین کارهای جدای مرد و زن نه تنها جدایی جسمی آنها را بیشتر می کند بلکه جدایی روحی و فکری هم می آورد. همه این دلایل، چه به تنهایی و چه در کنار هم، موجب طلاق و جدایی دو طرف می شود. اما اگر مرد و زن هر دو صبر و تحمل بیشتری داشته باشند، داشتن یک رویکرد مهربانانه و سیاست دادن و گرفتن دوجانبه از بروز طلاق جلوگیری می کند.

منبع : mardoman.net

هیچ کس کامل نیست  

هیچ کس کامل نیست

یکی از مهمترین مسائلی که زوجها را در دوران نامزدی دچار مشکل میکند، کمالگرایی و انتظار کامل بودن طرف مقابل است. در روزهایی که شما در حال کشف شخصیت طرف مقابل‌تان هستید، ممکن است به نقاط ضعف زیادی برسید که قبلا پیش‌بینی اش را نکرده بودید. در این بین واکنش شما چیست؟ عصبانی می‌شوید و زیر همه چیز می‌زنید یا سعی می‌کنید به نامزدتان کمک کنید تا خود را کامل‌تر کند و برای شروع یک زندگی مشترک آماده شود؟

متأسفانه معمولاً افراد وقتی قبل از ازدواج میبینند که با فرد مقابل دربرخی زمینه ها اشتراک دارند تصور میکنند که در همه زمینه ها مشترکند. مثلاً فکر میکنند چون هردو از یک رنگ، یک موسیقی یا یک غذا خوششان میآید، پس تفاهم دارند و در زندگی مشترک مشکلی نخوتهند داشت. اما به این موضوع توجه نمیکنند که هر یک از آنها دارای روحیات، طرز فکر و ویژگی های متفاوتی هستند که آنها را منحصر به فرد میسازد.

هر یک از آنها در یک خانواده با ویژگی های فرهنگی و تربیتی خاص رشد کرده اند.

تجربه های زندگیشان متفاوت است و حتی خواسته ها، آرزوها و انتظارات آنها از زندگی نیز متفاوت است.

بنابراین یک زوج با وجود شباهت هایی که ممکن است  با هم داشته باشند از بسیاری جهات نیز متفاوت خواهند بود. این تفاوتها گاهی منجر به  تضاد در انتظارات، نوع نگاه به مسائل و ناهماهنگی در برخورد با مشکلات می شود.

بنابراین ممکن است واکنش یکی در برخورد با مسائل مختلف زندگی از نظر دیگری اشتباه و خطا محسوب شود. دراین شرایط زوجها باید سعی کنند از اشتباهات یکدیگر بگذرند. اگر آنها به تفاوت های یکدیگر توجه نکنند، اشتباهات فرد مقابل را مطلق در نظر گرفته و او را سرزنش و گاه حتی تحقیر کنند، فرد مقابل را برای تلافی تحریک کرده و بدین شکل زوج وارد فرآیند زورآزمایی و جنگ قدرت می شوند. 

در جنگ قدرت هدف حل مشکلات، تعارضات و یا اختلاف نظرها نیست بلکه هدف اصلی تسلط یکی بر دیگری و تحمیل نقطه نظرها و پیش بردن خواستههای یکی از طرفین آن هم به هر قیمت و از هر طریقی است. در این بین، بخشش و گذشت چیزی است که اسلام و بزرگان علم و دین در این مواقع به آن اشاره میکنند و آن را مانند آبی حیات بخش برای زندگی میدانند. 

بخشیدن و گذشت کردن کار آسانی نیست اما اگر انگیزه های قوی برای شروع یک زندگی مشترک سالم و پرتکاپو وجود داشته باشد، فرد میتواند از خطاها و اشتباهات همسر خود چشم پوشی کرده و او را ببخشد. فراموش نکنید که گذشت شما از کاستی‌های نامزدتان، در او اثرات مثبتی دارد که کمک می‌کند به ارتقای شخصیت خود کمک کرده و زودتر خطاهایش را جبران کند 

البته گذشت یک طرفه فایدهای ندارد و به رابطه شما لطمه وارد خواهد کرد. بی پرده بگوییم، اگر از همین شروع زندگی، اجازه دهید رابطه گذشت یک طرفه شکل بگیرد، زندگی مشترکتان به دردسر می‌افتد و گذشت شما حکم وظیفه‌تان را پیدا می‌کند و یک عمر تنش، اضطراب و سردی را به زندگی شما تحمیل می‌کند.

چگونه ببخشید؟

1. ذهن خود را از جریان آزاردهنده آزاد کنید.

2. تصمیم بگیرید که نامزدتان را ببخشید.

3. در این راستا صبور باشید.

4. توجه داشته باشید که گذشتتان به معنی تأیید رفتار او نیست.

5. بدانید که ممکن است شما علت واقعی رفتار نامزدتان را نمیدانید.

6. با او در آرامش کامل در مورد جریان صحبت کنید و دلیل کارش را از او جویا شوید.

7. پس از فهمیدن دلیل وی و مشخص شدن جریان، آن را فراموش کرده و سعی نکنید اشتباه او را به رخش بکشید یا دائماً خطاهایش را در هر زمانی که با هم اختلاف نظر پیدا میکنید، یادآوری کنید.

چگونه درخواست بخشش کنید؟

1.  زمانی که از کار خود پشیمان هستید.

2. به سراغ نامزدتان بروید و از او بخواهید که شما را ببخشد.

3. تعهد بدهید که دیگر این رفتار را انجام نمیدهید.

4. تبعات رفتار آزاردهنده خود را بپذیرید. 

5. بدانید که گذشت کردن نیاز به زمان دارد و ممکن است کمی طول بکشد که نامزدتان شما را ببخشد. به او زمان بدهید.

6. سعی کنید با برخی اعمال و رفتار مانند خرید گل یا هدیه، خوشرفتاری و... اشتباه خود را جبران کنید.

برگرفته از:

-  تحکیم پیوند زناشویی، محمدکاظم عاطف وحید و همکاران، انتشارات آهنگ قلم، چاپ اول، مشهد: 1388

سازگاری و گذشت، جواد ایروانی، موسسه فرهنگی قدس، چاپ سوم، مشهد: 1388. 

علل اختلاف عروس و داماد جدید با خانواده ی همسر

علل اختلاف عروس و داماد جدید با خانواده ی همسر


 

وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند در واقع گستره ی وسیعی از ارتباطات اجتماعی را تشکیل می دهند. بخش عمده ای از این روابط بین زن و شوهر و سپس اقوام و دوستان و آشنایان و بخشی هم به ارتباطات خانواده های زن و شوهر برمی گردد که پس از شروع زندگی مشترک خود به خود به هم گره خورده اند. در این میان رابطه عروس با خانواده شوهر و داماد با خانواده زن در فرهنگ ما اهمیت ویژه ای دارد. طبیعی است که عضو جدید در هر خانواده باید پذیرفته شود. اما گاه پیش می آید که به دلایل مختلف، خانواده ها وجوه مشترک کمی با یکدیگر دارند. 

این جاست که پذیرش عروس یا داماد جدید با دشواری رو به رو می شود و ممکن است سرمنشاء اختلاف های جدی و درگیری های خانوادگی شود. از این رو طبیعی است که انتخاب صحیح همسر و توجه به طبقه اجتماعی و مشترکات بین خانواده در کاهش اختلافات احتمالی نقش اساسی دارد. از سوی دیگر روان شناسان توصیه می کنند زن و شوهر پس از ازدواج باید تفاوت های میان والدین خود و والدین همسر را فراموش کنند و آن ها را همان طور که هستند بپذیرند در این میان اگر بگوییم رابطه عروس و مادر شوهر جزو پیچیده ترین ، معنادارترین و پرفراز و نشیب ترین رابطه ها در گستره روابط اجتماعی فرد پس از ازدواج است بیراه نگفته ایم 

روان شناسان توصیه می کنند زن و شوهر پس از ازدواج باید تفاوت های میان والدین خود و والدین همسر را فراموش کنند و آن ها را همان طور که هستند بپذیرند.

در گذشته زندگی عروس با خانواده شوهر امری مرسوم بود. اما با گذشت زمان و حذف سنت های مختلف در حال حاضر کمتر عروسی به زندگی مشترک با مادر شوهر راضی می شود و جوانان امروزی از روز اول، زندگی مستقل و متکی به خود را می طلبند. با این همه اختلاف ها و معضلات بین عروس و مادر شوهر همواره و در تمامی طبقات اجتماعی وجود داشته است. البته در بسیاری از موارد رابطه داماد و مادر زن اغلب خوب است در حالی که رابطه عروس و مادر شوهر در برخی مواقع تیره و تار است. این مشکل در واقع یک مشکل فرهنگی است.

آنچه در این راستا بیشتر تنش ایجاد میکند این است که اصولا والدین و اعضای خانواده در تمامی طبقات اجتماعی جامعه به طور ناخودآگاه به دخترانشان میآموزند که وقتی به خانه بخت رفتند مواظب خواهر شوهر و مادرشوهر خود باشند و از آنها کم نیاورند. به این ترتیب آنها را با یک سپر دفاعی به خانه بخت میفرستند.

گویی او مجبور است در مقابل خانواده همسر همواره جبهه گیری کند . در حالی که هرگز به پسرشان که قرار است ازدواج کند چنین توصیه هایی نمی کنند.

متأسفانه در جامعه ی ما باب شده است که اگر تازه دامادی وارد خانواده شود ضمن ادای احترام و عزت فراوان، همه چیز برای رضایت خاطر او و دختر فراهم بوده و روابط حسنه می باشد اما همیشه با عروس جدید محتاطانه و از روی حس کنجکاوی برخورد می شود.

به عبارت دیگر از آن جا که توجه به مردان در خانواده های ایرانی بیش از زنان است کمتر دامادی با خانواده همسرش دچار مشکل می شود ، اما رابطه عروس و مادرشوهر اغلب با کوچک ترین سوءتفاهمی دستخوش تغییر شده و اختلافات بالا می گیرد. از طرف دیگر نداشتن مهارت های برقراری ارتباط، کم سن و سال بودن و نداشتن مهارت حل مسئله باعث می شود کوچک ترین مشکل زوج جوان در ابتدای زندگی با کشیده شدن به خانواده های طرفین به یک معضل بزرگ تبدیل شود.

اغلب خانواده ها 1تا2 سال پس از ازدواج می توانند عروس جدید خود را بپذیرند و به زمان نسبتا طولانی نیاز دارند. از سوی دیگر دختر نیز با یک سپر دفاعی پا به خانه مادرشوهر گذاشته همواره مترصد یک حرکت اشتباه یا گفته نسنجیده است که آن را بهانه شکایت از خانواده همسر قرار دهد.

بنابراین بهتر است عروس و داماد جوان برای پرهیز از به وجود آمدن تنش بین خود و خانواده ها به برخی نکات توجه کنند. 

1.  اولین گام احترام متقابل است. رابطه ای که در آن احترام حاکم باشد هرگز به تنش و دعوا و درگیری متمایل نمی شود. طرفین باید سعی کنند از رفتارهایی که حساسیت فرد مقابل را برمی انگیزد، خودداری کنند. عروس خانم و آقا داماد باید سعی کنند با ذکاوت و تیزبینی خود این موارد را بدون این که از زبان همسر بشنوند شناسایی و با رعایت آنها و جلب احترام، از بروز تنشها جلوگیری نمایند 

2. لازم نیست زن و شوهر جوان کوچک ترین اختلاف خود را با پدر و مادر در میان بگذارند. پدر و مادر از سر محبت و دلسوزی بیش از حد به فرزند، ناراحتی دختر یا پسر خود را فراموش نمی کنند در حالی که زوج جوان ساعتی بعد، همه چیز را فراموش کرده اند.

3. یکی دیگر از اقدامات این است که طرفین نباید رفتار نادرست والدین همسرشان را به حساب همسرشان بگذارند. آنها بهتر است صبر کنند و در موقعیتی مناسب همسر خود را در جریان آزردگی خاطرشان قرار دهند تا مسئله راحتر حل و فصل شود.

4.  بیان شکایت آمیز از رفتار و گفتار خانواده همسر، فقط رنج و ناراحتی فرد مقابل را تشدید می کند و در طول زمان باعث عمیق شدن اختلاف ها می شود. بهتر است آزردگیهایتانرا  نه به صورت شکایت بلکه به صورت درد دل بیان نمایید.

5.  بی اهمیتی به والدین همسر ، قطع رابطه با آن ها، کاستن علاقه فرزندان به خانواده فرد مقابل، جبههگیری در بیشتر موارد، توجه بیش از حد به والدین خود و رفتارهایی از این دست، فقط در طول زمان به جدایی بیشتر زوج از یکدیگر و توجه بیشتر به خانوادهها میانجامد و زمینه اختلافهای بعدی را فراهم میسازد.

وقتی نمک زندگی زیاد می شود

وقتی نمک زندگی زیاد می شود

ریش سفیدهای فامیل بر این باورند که «دعوا» نمک زندگی است اما آن ها نمی دانند که چرا نمک زندگی این زوج جوان این قدر زیاد و شور شده است و چگونه باید طعم واقعی را به این غذای جانیفتاده برگردانند!

جالب است هنوز یک سال از ازدواج این زوج جوان نگذشته که آن دوشیفته دلباخته، از لحظات و دقایق محنت آور زندگی مشترک خود حرف می زنند و نکته قابل تامل این که زن و مرد پشیمان می گویند از علاقه و احساس در حضورشان چیزی نگوییم چون حال شان به هم می خورد. کشمکش، نزاع و بگو و مگوهای این زوج جوان نه تنها زندگی را به کام خودشان تلخ کرده است بلکه اطرافیان و حتی همسایگان شان نیز از این بابت ابراز نگرانی می کنند. ریش سفیدهای فامیل بر این باورند که «دعوا» نمک زندگی است اما آن ها نمی دانند که چرا نمک زندگی این زوج جوان این قدر زیاد و شور شده است و چگونه باید طعم واقعی را به این غذای جانیفتاده برگردانند! متاسفانه زوج جوان در شرایطی قرار گرفته اند که لحظه به لحظه از هم فاصله می گیرند. آن ها نمی دانند که چرا مانند روزهای اول زندگی مشترک خود نمی توانند به بیان احساسات شان بپردازند و اختلاف نظرها و مشکلات به صورت غیرمحترمانه و غیردوستانه برای شان دردسرساز شده است.

 گاهی اوقات در مجلات و یا کتاب ها می خوانید که «دعوا نمک زندگی است» و گهگاه از بعضی دوستان و آشنایان می شنوید که می گویند گاهی قهر و دعوا موجب تداوم زندگی زناشویی می شود. این عده از یک حقیقت کلی در مورد آدمی بی خبرند و آن این است که احساسات انسان همانند آتش است. که با یک جرقه کوچک شروع می شود و آنچنان زبانه می کشد که ممکن است همه چیز را در اطراف خود بسوزاند و به خاکستر تبدیل کند؛ و بر روی مشتی خاکستر زندگی کردن غیر ممکن است.

 متأسفانه گاهگاهی ما خود به تنهایی بر مسند قضاوت می نشینیم و همسران خود را محکوم می کنیم، اما یک طرفه قضاوت کردن کار درستی نیست. نباید اجازه دهید عقاید غلط دیگران و تقلیدهای غلط از زندگی افراد دیگر و یا از مجلات و فیلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشیدن آرامش شما در زندگی شود

 خیلی از زنان و شوهرانی که زندگی زناشویی موفقی دارند و برای روابط خود ارزش و احترام قائل هستند معتقدند که دعوا و ستیزه موجب بهتر شدن و یا به قول عده ای نمکین شدن زندگی نمی شود بلکه باعث از هم پاشیدن زندگی و تیرگی روابط می شود، چون سبب ناراحتی اعصاب، بالا رفتن فشارخون، سوء هاضمه، و مهمتر از همه از بین رفتن عشق و محبت در زندگی می شود.

دکتر وین دایر می گوید: همه زن و شوهرها باید بدانند این عقیده که دعوا به طور طبیعی موجب بهتر شدن زندگی می شود غلط است؛ زیرا از نظر روانی بعد از هر دعوا و ستیزه نوعی احساس ضعف و ناتوانی در طرفین به وجود می آید که تا مدتی مانع از انجام کارهای روزانه می گردد و جلوی اتخاذ تصمیم های درست و بجا را می گیرد و به روابط ضربه بزرگی وارد می آورد و موجب سردردهای شدید، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بی خوابی، و در بسیاری اوقات یک نوع نگرانی و اضطراب طولانی می شود. البته ضررهای مادی هم که در نتیجه دعواهای خانوادگی ایجاد می شود بر ما پوشیده نیست.

متأسفانه اکثر آدم ها از یک حقیقت کلی در مورد خود و دیگران غافل هستند، و آن این است که بنا به گفته خیلی از روان شناسان از جمله «دکتر دایر»، خداوند از هر کدام از انسان ها فقط یک نمونه خلق کرده است. شاید کسانی باشند که از نظر ظاهر و یا طرز فکر با ما شباهت های بسیار داشته باشند، اما هرگز هیچ انسانی نیست که از نظر اعتقادات، روش زندگی، طرز فکر و دیگر موارد زندگی به ما شباهت کامل داشته باشد. این گفته بدان معنا است که نباید انتظار داشته باشیم همیشه و در هر زمان اطرافیان ما کاملاً ما را درک کنند، زیرا انجام چنین کاری برای خود ما هم غیر ممکن است. شاید شما مدت زیادی را با دوستی که از خیلی جهات با شما هم عقیده است زندگی کنید، ولی روزی متوجه شوید که او قادر نیست کاملاً شما را درک کند؛ نباید فراموش کنید که او کپی شخصیت شما نیست: گاهی شما از درک او عاجز هستید و زمانی او از درک شما. اگر سعی کنید در رابطه با دوستان و آشنایان به خصوص در زندگی زناشویی این مسأله را در نظر بگیرید، هر روز زندگی شما بهتر و شیرین تر می شود.

 محترم شمردن قانون آزادی فردی در زندگی زناشویی

 قانون آزادی های شخصی در قانون اساسی هر کشوری درج گردیده است و ما این قانون را برای خود محترم می شماریم و در ارتباط با دوستان و آشنایان تا حدودی رعایت می کنیم. اما متأسفانه در زندگی زناشویی خود را ملزم به رعایت این قانون نمی دانیم و زیر پا گذاشتن این قانون را با خواندن نامه ها و گوش دادن به تلفن های یکدیگر آغاز می کنیم؛ حتی در بسیاری موارد دیده شده که کیف های دستی و کمدهای شخصی دیگران را به صورت عادت می گردیم! و در پاره ای اوقات انجام این کارها را دلیل بر صمیمت در خانواده می دانیم. این گونه کارها نه تنها دلیل بر صمیمیت نیست بلکه موجب پایمال کردن آزادی های شخصی و در نظر نگرفتن فردیت افراد خانواده است. رعایت این قانون در مورد اوقات اشخاص هم صدق می کند. خارج از محیط خانه اگر بخواهیم با شخصی قرار بگذاریم، سعی می کنیم از او بپرسیم چه ساعتی مناسب است تا حتی الامکان از برهم خوردن برنامه او جلوگیری کنیم.

 خیلی از زنان و شوهرانی که زندگی زناشویی موفقی دارند و برای روابط خود ارزش و احترام قائل هستند معتقدند که دعوا و ستیزه موجب بهتر شدن و یا به قول عده ای نمکین شدن زندگی نمی شود بلکه باعث از هم پاشیدن زندگی و تیرگی روابط می شود

 رعایت چنین مسائلی در زندگی خانوادگی به خصوص در زندگی زناشویی هم لازم و ضروری است. اما رعایت اوقات فراغت زن و شوهر شاید از نظر ظاهر کمی غیر عادی باشد، زیرا طرز فکر حاکم بر اجتماع می گوید که آنها در هر صورت و در همه وقت باید از وظایف مادری و همسری خود پیروی کنند؛ ولی زنان می توانند علی رغم انجام وظایف مادری و همسری، اوقاتی را برای برنامه های شخصی اختصاص دهند؛ و رعایت چنین مسأله ای از طرف شوهران ضروری است.

همچنین زنان باید در مورد شوهران خود این مسأله را رعایت کنند زیرا کار و مسؤولیت پی در پی روح و جسم آدمی را خسته می کند و داشتن سرگرمی و تفریح، لازم و ضروری است. گاهی بعضی از سرگرمی ها خانوادگی است و همه اعضا در آن شرکت می کنند، و گاهی خصوصی و فردی است. گاهی اوقات شوهر شما مشغول مطالعه است و یا تلویزیون تماشا می کند. زمانی هم ممکن است گلدان ها را جابجا کند. نباید اخم کنید و بگویید: «لعنت به این زندگی! از صبح تا شب سر کار هستی حالا هم که آمدی خانه، این طور وقت می گذرانی». نباید فراموش کنید که شوهر شما یک ماشین سخنگو نیست که بتواند دائماً در حال گفتگو باشد. 

اگر شوهر شما گاهی اوقات کمتر با شما گفتگو کرد، فکر نکنید این عمل بدان معنی است که از شدت علاقه اش نسبت به شما کاسته شده است. چه بسیار شوهرانی که دائماً با همسر خود صحبت می کنند، در حالی که مهری از او به دل ندارند. متأسفانه گاهگاهی ما خود به تنهایی بر مسند قضاوت می نشینیم و شوهران خود را محکوم می کنیم، اما یک طرفه قضاوت کردن کار درستی نیست. نباید اجازه دهید عقاید غلط دیگران و تقلیدهای غلط از زندگی افراد دیگر و یا از مجلات و فیلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشیدن آرامش شما در زندگی شود.

منبع:بخش خانواده ایرانی تبیان

راهکارهایی برای زندگی شیرین

راهکارهایی برای زندگی شیرین


نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت می برید. هرگز چشمان خود را روی نقطه ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید؛ چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا می کنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد می شود. 

راهکارهایی برای زندگی شیرین

۱) خوبی ها را هم ببینید!

نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت می برید. هرگز چشمان خود را روی نقطه ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید؛ چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا می کنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد می شود. اگر چنین رفتاری دارید، بکوشید آن را انجام ندهید، زیرا کم کم بین شما دوری ایجاد شده و به جایی می رسد که خدای ناکرده به فکر جدایی می افتید و هزاران مصیبتی که به دنبال آن می آید، پس «چشم ها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید.»

۲) تحقیر و سرزنش، ممنوع! 

خداوند در خلقت انسان به خودش احسنت گفته است، زیرا انسان بهترین خلقت اوست. در این میان، چگونه می توان همسر را به عنوان یک امانت الهی تحقیر و سرزنش کرد؟ یک دختر و یا یک پسر که با هزاران امید وارد زندگی می شوند، چرا باید مورد اهانت قرار گیرند؟ پدر و مادری که دخترشان را با صدها رنج و زحمت را بزرگ کرده اند و با حفظ آبرو و امیدواری او را به خانه مردی فرستاده اند تا در محیط امن و سالم و پر محبت زندگی کند، چگونه می توانند بعد از مدتی نظاره گر توهین و سرزنش او از طرف همسرش باشند؟ آیا وجدان انسان راضی می شود؟ متقابلاً اگر شما به ازدواج مردی درآمده اید که به دلایل گوناگون مشکل پیدا کرده است - مثلاً اقتصادی یا شغلی - به هیچ وجه او را سرزنش نکنید، زیرا به تدریج که سرزنش ها زیاد می شود، حالت تخریبی ای در زندگی شما به وجود می آید و در مقابل همدیگر کم ارزش می شوید. 

همیشه به دنبال این باشید که با لطف و کرامت خود، احترام همدیگر را نگه دارید و در پی شأن و منزلت همدیگر باشید. 

۳) رعایت احترام و ادب متقابل 

با همسر خود به طور محترمامه و مؤدب صحبت کنید و همدیگر را سبک نکنید. آنچه در این گیرودار مهم می باشد، این است که وقتی مادری با همسرِ خود مؤدبانه صحبت می کند، یا مردی با همسرش محترمانه سخن می گوید، فرزند آنها نیز می آموزد که چه طور مؤدبانه صحبت کند و احترام پدر و مادرش را نگه دارد. این بهترین هدیه ای است که می توانید برای فرزند خود به ارث بگذارید. طوری برخورد نکنید که روزی مجبور شوید بگویید: «آتش در خرمن خویش زده ام که را کنم دشمن خویش!»

شما خانم گرامی، وقتی همسرتان وارد منزل می شود، به استقبال او بروید، بسیار مؤدّبانه با او رفتار کنید و به فرزندِ خودتان نیز بگویید، چنین کاری انجام دهد. این رفتارِ شما باعث می شود، خستگیِ کار از تنِ او بیرون رود و احساسِ آرامش کند. البته او نیز متقابلاً چنین رفتاری انجام خواهد داد و کم کم به صورت یک عادت در می آید. برخی از همسرانِ بسیار خوب اظهار می دارند که در طول زندگی هرگز حتّی یک بار هم به یکدیگر بی احترامی نکرده اند. زندگیِ آنها آن قدر لذّتبخش است که دوست دارند همیشه در کنار هم باشند!

۴) حفظ حقوق متقابل

بسیار ارزشمند است قبل از اینکه بخواهید تشکیل زندگی دهید، درس حقوق خانواده را یاد بگیرید. ببینید وظیفه شما چیست؟ شاید برخی از خانواده ها هنوز نمی دانند ازدواج یعنی چه؟ تصور می کنند زندگی باید بگذرد، حالا هر طور باشد. نه! این گونه نیست. اگر کسی از زندگی و ازدواج خود لذت نبرد، بازنده اصلی میدان است. 

مرد بداند که احترام زن بسیار حایز اهمیت است و آن قدر مهم است که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «بهترین فرد از میان شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد!»

ایشان همچنین می فرمایند: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را می کرد که گمان کردم یک اُف هم نمی توان گفت!» واقعاً درست است. چرا باید کسی که می خواهد فردا مادر فرزند شما باشد و زندگیِ شما را به آرامش برساند، مورد بی احترامی باشد؟ همچنین برای زنان احترام شوهر و نیکو همسرداری کردن مهم است، آن چنان که می فرمایند: «زنی که خوب شوهرداری کند، مثل سربازی است که در جبهه جنگ مشغول نبرد می باشد.» یعنی جهاد برای خدا، با خوب شوهرداری کردن، یک پاداش دارد. در این جمله، معنی و مفهوم گسترده ای نهفته است، پس به به حقوق همدیگر آگاه باشید و بکوشید به حقوق یکدیگر احترام بگذارید.

۵) به پیکره زندگی خود، محبت تزریق کنید

مهر و محبت در منزل، منبع اصلی رضایتمندی است. همدیگر را مورد مهر قرار دهید، زیرا باید برای فرزند خود، مانند سرچشمه محبت باشید. اگر پدری فرزند خود را در حالی که به همسرش احترام نمی گذارد در آغوش کشد، مطمئن باشد او فقط به انتقام از پدر می اندیشد یا اگر مادری فرزندش را علیه پدر تحریک کند، منزلت خانواده اش را شکسته است. کودک باید از هر دو چشمه محبت، یعنی پدر و مادر، سیراب گردد. اگر فرزند از یک کانال محبت بگیرد و از کانال دیگر بی محبتی ببیند، دچار تعارض می شود، رفتارش متعادل نیست و به هرج و مرج دچار می شود. هیچ موقع نمی توان محبت را با پول و اسباب بازی در ذهن بچه ها ریخت. اینها مُسکن است و برای مدت کوتاهی جواب می دهد، ولی برای درازمدت هیچ اثری ندارد و حتی ضرر هم دارد.

مگر می شود خلأ عاطفی را با پول جبران نمود؟ مثل اینکه یک ماشین نیاز به بنزین دارد، شما آب داخل باک آن می ریزید. این کار، نه تنها جواب نمی دهد، بلکه ضرر هم دارد. برخی از والدین با همدیگر بحث می کنند و یا فرزند خویش را مورد کم محبتی قرار می دهند. وقتی به یکباره بیدار می شوند، می خواهند با خریدن یک عروسک جبران کنند! چرا باید ابتدا بی مهری کنید تا بعداً بخواهید جبران نمایید و آن هم ارزش آنچنانی نداشته باشد. پس بدانید، «از محبت، خارها گُل می شود!»

چرا زنان متاهل احساس تنهایی می کنند؟

چرا زنان متاهل احساس تنهایی می کنند؟

جان کاچیپو استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه شیکاگو، تنهایی را اینطور تعریف می‌کند: نشانه آزارنده‌ای که هدف آن ترغیب ما به برقراری ارتباط است." زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند باید به این نشانه توجه کنند و برای برطرف کردن این وضعیت اقدام کنند. تنهایی اگر برخورد نشود، قدرت این را دارد که ازدواج را برهم بزند و می‌تواند بر سلامت جسمی شما هم تاثیر منفی بگذارد. 

تئوری‌ها/تصورات

زنان متاهل به دلایل مختلف، مثل سو‌استفاده احساسی، فقدان صمیمیت فیزیکی یا زمانیکه مشکلات کاری باعث می‌شود زمان کمتری را کنارهم سپری کنند، ممکن است احساس تنهایی کنند. طبق گفته‌های پپِر شوارتز، استاد دانشگاه واشنگتن، میل برآورده‌نشده برای ارتباط احساسی هم باعث می‌شود خیلی از زنان متاهل احساس تنهایی کنند. دکتر شوارتز می‌گوید، "دوستان دختر با علاقه، توجه و محبت گوش می‌دهند، مهم نیست که مردی چقدر خوب باشد، مقایسه رابطه‌ با همسرشان با دوستی که با خانم‌ها دارند باعث می‌شود احساس تنهایی کنند."

تصورات نادرست

اگر احساس تنهایی می‌کنید، ازدواج کردن چاره کار شما نیست. درواقع، این تصور غلط که ازدواج می‌تواند تنهایی را درمان کند باعث می‌شود که برخی خانم‌ها وارد روابطی شوند که حتی باعث بدتر شدن احساس تنهاییشان شود. در کتاب "The Mirages of Marriage"، ویلیام جی لادرر و دان دی جکسون خاطرنشان می‌کنند که، "شدیدترین و آزاردهنده‌ترین تنهایی، تنهایی است که با فردی دیگر آغاز می‌شود." وقتی ازدواج نتواند تنهایی فرد راپر کند، خشم، تلخی و پس‌زدن احساسی اتفاق می‌افتد که می‌تواند موجب بیشتر شدن حس تنهایی شود.

خطرات 

براساس گفته‌های پروفسور کاچیوپو، تنهایی می‌تواند از نظر جسمی نیز بر قلب فرد تاثیر بگذارد. او می‌گوید، مغز افراد تنها مقدار بسیارزیادی کورتیزول که هورمون استرس است تولید می‌کند که بر سیستم قلبی-عروقی اثر گذاشته و می‌تواند خطر بیماری‌های قلبی را افزایش دهد.

همچنین تنهایی می‌تواند موجب افسردگی و رفتارهای خودتخریب مثل اعتیاد یا خیانت شود. براساس گفته‌های دکتر جویس هامیلتون‌بری زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند، بیشتر به خیانت کشیده می‌شوند. او می‌گوید، "زنان معمولاً زمانی دست به خیانت می‌زنند که ازدواج خواسته‌های آنها را برطرف نکرده و دچار مشکل باشد." 

نظر متخصصین

دکتر شوارتز خاطرنشان می‌کند که حرف زدن با دوستان درمورد مشکلات و مسائل زندگی زناشویی می‌تواند کمک‌کننده باشد. او به خانم‌ها توصیه می‌کند که توقعات بیش‌ازحد از همسر خود نداشته باشند و خودشان هم توجه کافی به شوهر خود داشته باشند. خیلی اوقات برای به‌دست آوردن توجهی که از طرف مقابل انتظار داریم، باید خودمان همان میزان به او توجه نشان دهیم. او می‌گوید، "ازطرف دیگر، اگر به‌اندازه کافی توجه می‌کنید اما توجهی درمقابل دریافت نمی‌کنید، آنوقت مشکل وجود دارد."

درخواست کمک 

دکتر شوارتز به زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند پیشنهاد می‌کند که زمان بیشتری را کنار دوستان دختر خود بگذرانند و زندگی اجتماعی خارج از زندگی زناشویی خود ایجاد کنند. همچنین باید درمورد علت احساس تنهاییشان با همسرشان صحبت کنند و سعی کنند باهم برای ساختن رابطه‌ای قوی تلاش کنند. مشاوره و درمان، چه به تنهایی یا درکنار همسر هم می‌تواند برای ریشه‌یابی این مشکل مفید باشد.

مردان از کدام رفتارهای جنسی همسر خود بیزارند؟

مردان از کدام رفتارهای جنسی همسر خود بیزارند؟

خانمهای عزیز از نحسی این 16 عمل بپرهیزید، زیرا عواقبش در نهایت گریبان گیر خودتان خواهد شد

1- زنهایی كه به گونه ای رفتار میكنند كه گویی از رابطه زناشویی خوششان نمی آید.

2- زنهایی كه هیچ وقت شروع كننده نیستند.

3- زنهایی كه نسبت به بدن مردها شناخت كافی ندارند.

4- زنهایی كه بار رسیدن به اوج نقطه جنسی را به مرد شان واگذار میكنند.

5- زنهایی كه در رخت خواب رفتار تند و پرخاشگرانه میكنند.

6- زنهایی كه مثل جسد در رختخواب بی حركت و بی عكس العمل میباشند.

7- زن هایی كه در رختخواب زیاد حرف میزنند. 

8- زنهایی كه مراقب بهداشت و زیبایی خود نیستند .

9- زنهایی كه خودشان از ظاهر و قیافه خود خوششان نمی آید و مرتبا خودشان را پایین می آورند و تحقیر میكنند .

10- زنهایی كه بیش از اندازه به ظاهر و قیافه خودشان حساس اند.

11- زنهایی كه بیش از حد جدی هستند.

12- زنهایی كه بیش از حد به مردشان وابسته هستند.

13- زنهای احمق و سطحی

14- زنهایی كه فقط به وضع مالی و اقتصادی مرد اهمیت میدهند. 

15- زن هایی كه مدام از نامزد یا همسر قبلی شان صحبت میكنند.

16- زن هایی كه لباس زیر كهنه زشت میپوشند.

منبع:سلامت نیوز

کلمات آلرژی زا برای خانم ها

کلمات آلرژی زا برای خانم ها


خانم های عزیز: چند باراتفاق افتاده است که با مرد زندگی تان مشغول صحبت باشید و او به یکباره چیزی بگوید که براستی عمیقاً شما را ناراحت و یا عصبانی کرده باشد؛ در حالیکه خود او نیز اصلاً متوجه نباشد که چرا اینقدر شما را ناراحت و عصبانی کرده است؟ وبا ناباوری از شما می پرسد:" مگر من چی گفتم؟" یا "چه حرف بدی زدم؟" و شما پیشخودتان فکر می کنید: چطور متوجه نیست که چه می گوید؟

زنان دیگر معمولاً خیلی خوب متوجه منظور شما می¬شوند و شما را درک می¬کنند بطوریکه داستان را برای هر زنی که تعریف کنید براحتی با آن ارتباط برقرار می¬کند. اما چرا خود مردها متوجه نیستند که گاهی اوقات حرفهایی می¬زنند که زن ها از شنیدن آن بیزارند؟

آنچه زن ها از شنیدن آنها بیزارند :

** آنچه مردها می گویند تا احساسات زنان را کم اهمیت جلوه دهند.

** آنچه مردها می گویند تا از صحبت کردن و برقراری ارتباط با زنان سرباز بزند.

** آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنها را متوقف کنند. 

** آنچه مردها می گویند تا خود را متعهد و پای بند چیزی نکنند و بتوانند آزاد باشند.

** آنچه مردها می گویند تااحساسات زنان را کم اهمیت جلوه دهند. 

آروم باش لحظه ای که این جمله به گوش زن ها برسد فشار و اضطراب آنهارا بالا می برد. هنگامی که به آن ها دستور می دهید آرام باشید برای آن ها به این معنا است که احتمالاً فکر می کنید زیادی از خود واکنش نشان داده اند و از هم پاشیده و غیر منطقی شده اند و نمی توانند از پس چیزی بر آیند از آن بالاتر ازاین کار، بوی فخر فروشی می آید که مردها به خود مسلطند و زنها نمی توانند بر خودمسلط باشند.

سخت نگیر بی اعتنایی و بی تفاوتی تا چه حد؟ این جمله اهمیت احساسات زنان و نیز آنچه را که درباره اش صحبت یا مذاکره می¬کنند راکوچک جلوه می¬دهد و ضمناً به این معناست که زیادی موضوع را جدی و مشکل گرفته اند ترجمه" نمی¬خواهم درباره این موضوع با تو هیچ صحبتی بکنم." پاسخ زنان"خودت سخت نگیر. زنان میخواهند صحبت کنند نه اینکه روی شما عمل جراحی قلب باز انجام دهند"

به اعصابت مسلط باش درست مانند آروم باش و سخت نگیر و حتی به مراتب بدتر است، هنگامی که به زن ها می گویید بر اعصاب خودت مسلط باش برایشان به این معناست که از کاهی کوه ساخته اند. خب مردان عزیز چه فکر می کنید؟ اگر زنان میخواهند در آن باره صحبت کنند پس حتماً برای آن ها موضوع مهمی است.

اینقدر بچه نشو احساس توهین و تحقیر و بی احترامی به زن ها دست می دهد.آنچه مردها می گویند تا از صحبت کردن و برقراری ارتباط با زنان سرباز بزند

دوست ندارم درباره ی آن صحبت کنم زنان هم از بسیاری از کارها خوششان نمی آید ولی آنها را انجام می دهند، اما پیام این جمله به زنان این است که احساسات تو برای من اهمیتی ندارد مهم نیست که ناراحت باشی و نمی خواهم روی این رابطه کار کنم. 

دیگر تحملش را ندارم این جمله معمولاً با یک خروج فیزیکی و جسمانی نیز همراه است. بدین معنا که مردها این جمله را می گوید و ناپدید می شوند و زنان را دل شکسته و رنجیده خاطر و بسیار خمشگین و عصبانی رها می کنند. این جمله به زن احساس نا امیدی و درماندگی می دهد. چنانچه آمادگی صحبت کردن را ندارید راه ها و روش های مودبانه تری نیز برای بیان آن وجود دارند.

هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها می گویند : یک کاریش می کنیم، زنان می دانند که فقط می¬خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

دوباره شروع شد معمولا مردان این جمله را در ابتدای مکالمه و پیش از آن که هنوز زنان چیزی گفته باشند می¬گویند مثلا زنان می پرسند عزیزم آیا در چند روز آینده زمان بیشتری داری ؟ مردان پاسخ می دهند دوباره شروع شد از کجا می¬دانید که قرار است بعد از این جمله چه گفته شود، در واقع آنچه در ذهن مردان می¬آید این است که "دوباره می خواهد درباره رابطه مان صحبت کند" زنان می خواهند در مورد رابطه صحبت کنند زیرا که به دلایل عجیب و غریب شما را و رابطه ی با شمارا دوست دارند. 

این دفعه چیه؟ با شنیدن این عبارت زنان احساس می کنند که از پیش به آن¬ها اخطار داده اید و می¬خواهیدآن ها را بترسانید در این گونه اوقات چاره ای ندارند جز این که تسلیم خواسته ی شما شوند و بگویند"باشه اصلا ًهیچی" که احتمالا همان چیزی است که شما دوست دارید بشنوید! 

هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها می گویند : یک کاریش می کنیم، زنان می دانند که فقط می¬خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

دوباره نشستی با دوستات حرف زدی؟ آیا منظورمردها از این جمله این است که زن ها فکر، ذهن و تفکر مستقل ندارند؟ یا هر بار که از چیزی ناراحت هستند و یا می خواهند موضوعی را حل و فصل کنند توسط زن های دیگر شست و شوی مغزی داده شده اند؟ مهارتی که در این جمله به کار رفته است این است که از پیش و از همان ابتدا آنچه را که زنان می خواهند درباره اش صحبت کنند از درجه ی اهمیت و اعتبار ساقط می¬شود گویی که احمقانه است یا خوب درباره اش فکر نشده است و عقل و منطقی در آن به کار نرفته است و بنابراین ارزش آن را ندارد که وقت تان را روی آن بگذارید. 

آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنان متوقف کنند 

باشه باشه مثل همیشه حق با توست و من اشتباه می کنم حالا راضی شدی زنان راضی نمی شوند چرا که صحبت کردن و برقراری ارتباط بر سر درست و غلط، برد و باخت یا حق به جانب جلوه کردن و محکوم کردن دیگری نیست. بلکه هدف فقط برقراری ارتباط متقابل و برگرداندن تفاهم است. مکالمه یک مسابقه نیست که باید در آن برنده شوید بلکه نوعی ارتباط است.

اصلا بابا فراموشش کن پرواضح است که چیزی گفته شده که به مذاق مردان خوش نیامده است، اما به جای اینکه این احساسات خود را با همسرشان در میان بگذارند، مکالمه را در نطفه خفه می کنند. به علاوه اینکه زنان قادر نخواهند بود آن موضوع را فراموش کنند و شما نیز این را خود می دانید.

خودم می دونم چکار دارم می کنم یعنی به نظر مردان نیازی به زنان نیست و فکر زن ها بی اهمیت است و مردان نمی خواهند در این مورد هیچ توضیحی بدهند. 

استفاده از عبارت من هم همینطور از دو حال خارج نیست یا به لحاظ گفتاری کلامی مردان تنبل هستند و حوصله ندارند همان فکر یا احساس را تمام و کمال دوباره ابراز و بیان کنند و یا اینکه عمداً دوست ندارند آن را بر زبان بیاورند و اعتقادی هم به آن ندارند 

آنچه مردها می گویند تا خود را متعهد و پای بندچیزی نکنند و بتوانند آزاد باشند 

نمی توانم اینقدر جلو جلو فکر کنم با این جمله مردان می خواهند شانه خالی کنند طفره بروند و فرار کنند. این کار مردان موجب می شود زنان احساس کنند اهمیت ندارند و شایسته چشم پوشی هستند .

یه کاریش می کنیم هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها این پاسخ را به آن ها می دهند زنان می دانند که فقط می خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه. 

من هم همین طور زنان می گویند" دوستت دارم" و شما می گویید" من هم همین طور" آن ها می گویند:"خیلی خوشحالم تونستیم درباره ی آن موضوع با هم صحبت کنیم." شما می گویید:"من هم همین طور"استفاده از این عبارت از دو حال خارج نیست یا به لحاظ گفتاری کلامی مردان تنبل هستند و حوصله ندارند همان فکر یا احساس را تمام و کمال دوباره ابراز و بیان کنند و یا اینکه عمداً دوست ندارند آن را بر زبان بیاورند و اعتقادی هم به آن ندارند.

من همین طوری هستم و اینک بزرگترین عذر و بهانه برای سرباز زدن از انجام آنچه ندارید یا نمی خواهید انجام دهید سرباز زدن از تغییر و رشد شخصی، طفره رفتن از کار کردن بر روی خودتان و رابطه و فرار کردن از جدی گرفتن نظر ها و بازتاب های زنان. خب چنانچه نمی خواهید تعهد و پای بندی خود را به چیزی نشان دهید بهتر نیست دقیق تر بگویید که : "من انتخاب کرده ام که همین طوری باشم". 

ما خواهان آنیم تا آنچه را که زن ها تلاش می کنند به شما بگویند درک کنید و زندگی سرشار از تفاهم را تجربه کنید.

منبع: تبیان

7 درد دل شوهرانه

7 درد دل شوهرانه


وقتی به او می‌گویید مثلا لامپ را عوض کن یا در کابینت را تعمیر کن، از نظر او این کار محدودیت زمانی خاصی ندارد و هر وقت بتواند آن را انجام می‌دهد. اما اگر بگویید فلان کار را تا قبل از دوشنبه که مهمان داریم انجام بده حتما با کمال میل وقت می‌گذارد.

همسر شما یک آدم فضایی از مریخ یا ونوس نیست که نتوانید او را بفهمید یا کشفش کنید. فقط کافی است حرف‌هایش را بشنوید و خواسته‌ها و انتظاراتش را بدانید. موضوع این است که شما در روابط روزمره و ساده خود با پیچیدگی‌هایی مواجه می‌شوید که شما را متعجب می‌کند. ماجرا از اینجا آب می‌خورد که زن‌ها و مردها برای برقراری ارتباط با یکدیگر، روش‌های مختلفی را برمی‌گزینند. از نظر زنان ارتباطات برای رابطه برقرار کردن است اما برای مردان ارتباطات به هدف تبادل اطلاعات انجام می‌شود. همه آن پیچیدگی‌ها با دانستن چند موضوع ساده قابل حل است. کافی است حرف‌های شوهرتان را بشنوید. او با شما حرف‌هایی دارد. 

یک تشکر خشک و خالی به جایی برنمی‌خورد

شاید با خودتان بگویید من که هر کاری از دستم برآید انجام می‌دهم و توجه زیادی از خودم نشان می‌دهم. باید بدانید که شوهرتان در این مورد مثل شما فکر نمی‌کند. وقتی او کارهای هر چند کوچکی مثل بیرون بردن آشغال‌ها و شستن ظرف‌های میوه را انجام می‌دهد، اگر یک تشکر کوچک از شما بشنود، خیلی شادمانه‌تر و باانگیزه بیشتری آن کار را می‌کند. او هم مثل شما نیاز به تحسین و تمجید دارد.

هر از گاهی یک تشکر خشک و خالی خیلی چیزها را عوض می‌کند و احساس تحسین شما را به او منتقل می‌کند. 

به جای شانه‌هایی برای اشک ریختن، پیشنهادهای خوبی برایت دارم

 وقتی از سر کار به خانه برمی‌گردید و شروع به حرف زدن در مورد رئیس پرتوقعتان می‌کنید از نظر او شما در واقع دارید مشورت و راهنمایی می‌گیرید، نه اینکه فقط به دنبال یک گوش شنوا می‌گردید. به خاطر همین است که او شروع می‌کند به راه‌حل پیشنهاد دادن. احتمالا این کار او برای شما نشانه خوبی نباشد و اجازه ندهید حرفش را بزند و حتی از او انتقاد کنید که مگر من خودم نمی‌توانم مشکلم را حل کنم.در حالی که این کار نشانه اهمیت دادن او به شماست. او می‌خواهد کمکی کرده باشد، چون برایش مهم هستید.

اگر می‌خواهی کاری در یک زمان خاص انجام شود، به من بگو

 حتما برایتان پیش آمده که کار ساده‌ای را از همسرتان خواسته‌اید اما در زمان خود انجام نشده است.

 وقتی به او می‌گویید مثلا لامپ را عوض کن یا در کابینت را تعمیر کن، از نظر او این کار محدودیت زمانی خاصی ندارد و هر وقت بتواند آن را انجام می‌دهد. اما اگر بگویید فلان کار را تا قبل از دوشنبه که مهمان داریم انجام بده حتما با کمال میل وقت می‌گذارد. 

مستقیما به من بگو چه چیزی آزارت می‌دهد

از زمان زندگی انسان در غار، بعضی رفتارهای زنان برای مردان گیج‌کننده بوده است. آنها تعجب می‌کنند که چرا شما به جای اینکه بگویید من از فلان کار تو ناراحتم، دندان‌هایتان را به هم قفل می‌کنید و می‌گویید من خوبم. موضوع این است که آنها به مدد آه کشیدن‌ها و محکم قدم زدن‌های شما متوجه می‌شوند که یک جای کار می‌لنگد اما نمی‌دانند موضوع چیست. البته شما به نوعی دارید ارتباط برقرار می‌کنید و حرفی را منتقل می‌کنید ولی به یک شیوه ناسالم و غیرصحیح. کلید حل مشکل این است که مستقیما بگویید من از اینکه تو آمدی خانه و رفتی سراغ کامپیوتر ناراحتم. این حرف خیلی بهتر از یک عصبانیت منفعلانه است.

لطفا از من نپرس که در این لباس چطوری به نظر می‌رسی

اول از همه اینکه هیچ جواب مشخصی برای این سوال وجود ندارد که این دامن، من را چاق نشان می‌دهد یا نه؟ در بیشتر مواقع شما در حالی این نوع سوالات را می‌پرسید که خودتان به نتیجه رسیده‌اید و تصمیمتان را گرفته‌اید. او می‌داند که تنها گزینه‌اش تایید شماست، نه نظر شخصی خود او.ای کاش فکر نمی‌کردی با هم بودن همیشه یعنی حرف زدن 

هر دوی شما به خانه برگشته‌اید، بچه‌ها را خوابانده‌اید و نشسته‌اید پای تلویزیون. آیا این به نظر شما یعنی با هم بودن. واقعیت این است که برای همسرتان بله، این یعنی با هم بودن. حتی اگر هیچ حرفی بین شما رد و بدل نشود این سکوت و تنها حضور شما برای او یعنی نزدیکی. از نظر او برای ارتباط برقرار کردن با شما نیاز نیست حتما حرف بزند. بنابراین هر از گاهی دستانش را در دست بگیرید و بفشارید. البته اگر دلتان می‌خواهد حرف بزنید این کار را بکنید اما این سکوت را با هیچ، یکی نکنید. 

رابطه زناشویی یعنی صمیمیت 

گاهی خانم‌ها فکر می‌کنند همسرشان زیاده از حد به روابط زناشویی اهمیت می‌دهد؛ در حالی که تمایل مردان به روابط زناشویی با همسرشان نشانه تمایل آنها به ایجاد صمیمیت است. وقتی شما همسرتان را پس می‌زنید او نگران عملکرد خود می‌شود و فکر می‌کند حتما مشکلی در کار است. بهتر است درباره این موضوع با هم حرف بزنید و به توافق دو نفره‌ای برسید که هر دوی شما را راضی کند

کدام عادات زنانه ، مردان را ناراحت می کند !

کدام عادات زنانه ، مردان را ناراحت می کند !


خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...!!می‌خواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور  کنیم.

آیا تا به حال شده در حالی که گمان می‌کردید لحظات فوق‌العاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...

1 جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست! 

ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بوده‌اید حال این فرصت را پیدا کرده‌اید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود می‌خواهید دقیقه‌ای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان می‌شوید. بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.

2 غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال می‌بیند 

امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش می‌شود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه می‌روید، غرغر می‌کنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد می‌گیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکس‌العمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستان‌تان قرار بگذارید یا به خرید بروید. اگر به علایق همسرتان احترام بگذارید شاهد احترام او به علائق خود خواهید بود.

3 بگو منو دوست داری بگو

به رستوران رفته‌اید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذرانده‌اید. حال به خانه برمی‌گردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است می‌نشینید و شروع می‌کنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چه‌قدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان ‌کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بی‌علاقه است یا حوصله‌تان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. 4 کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟

«کی بود زنگ زد؟» «چی می‌خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟» 

گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ می‌کنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه می‌دهید همسرتان در زندگی شخصی‌اش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثبات‌تر خواهد بود. این موضوع از نیاز های هر انسان است که احساس کند حریم او توسط دیگران حفظ میشود.

5 ادب کردن شوهر 

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین‌ را چک کند و... این حرف‌ها تنها می‌تواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش می‌کند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.

6 افتادن از آن طرف بام

مدام به همسرتان زنگ می‌زنید، می‌خواهید تنها با او بیرون بروید و دوری‌اش را نمی‌توانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماه‌های اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند. بودن در کنار خانواده و همسر برای شوهر شما لذت بخش است اما او نیاز دارد تا زمانی را با دوستان خود بگذراند .

پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد. انتظار نداشته باشید همسرتان همیشه آماده احساسات رمانتیک شما باشد.

7 الان میام!

ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شده‌اید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهن‌تان جور است و او مدام تکرار می‌کند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی می‌شود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده می‌شود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید. 

8 انتقاد از مادرشوهر 

«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ می‌زدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.

منبع:سلامت

چرا همسرم قهر می کند؟

چرا همسرم قهر می کند؟


در این مقاله ابتدا علل و ریشه های قهر بررسی می شوند و اینکه چه کسانی با چه روحیاتی متوسل به قهر می شوند. تا بر اساس این اطلاعات بدانیم چه اقداماتی از ایجاد قهر جلو گیری کرده و ما را از افتادن در دام عذاب دهنده ی قهر نجات می بخشد .لذا راههای پیشگیری از قهر را در مقاله بعدی خواهید خواند.

چرا همسرم قهر می کند؟ 

قهری که از روی مصلحت اتفاق افتاده و تداوم آن نه به دلیل احساسات تند فرد ،بلکه به دلیل همان مصلحت است، از موضوع بحث ماخارج است .قهر های فامیلی هم که ریشه در سوء تفاهمات و سوءرفتارهای تعمدی دارند نیز موضوع این بحث نیستند؛ بلکه صرفا دلایل قهر بین همسران، در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است و مربوط به همسرانی است که زیاد با آن سرو کار دارند و از آن آسیب دیده اند .

قهر رفتاری است که ریشه در یک عاطفه و هیجان منفی، توام با خشم دارد و بسته به شدت و ضعفش ،طول می کشد . قهر می تواند مثبت یا منفی باشد ؛مثبت است اگر جانشین انتخابهای بدتر شده یا آنکه مانع تسلیم فرد در مقابل زورگویی های دیگران شده باشد. اما منفی و بسیار آسیب زاست اگر از روی لجبازی و عدم بخشش اتفاق افتاده باشد. 

قهر در بین اکثریت همسران اتفاق می افتد اما در بین برخی بسیار بیشتر و جدی تر رخ داده و به صورت یک عادت در می آید. و بسیاری از لحظات شیرین زندگی را به تلخی و غصه می گذراند در این صورت قهر دردی است که اگر به شکل جدی درمان نشود سرطانی وخیم برای زندگی زوجین محسوب می شود.

قهر معمولا با لجبازی تکمیل می شود فردی که قهر کرده می خواهد پیامی را منتقل کرده و به نتیجه ای برسد چنانچه اوضاع بر عکس انتظار او پیش رود لجبازی هم ادامه خواهد داشت .اما گاه لجبازی چنان پیشرفته می شود که تبدیل به یک بیماری سخت می شود در این صورت هیچ عملی از طرف مقابل پذیرفته نخواهد شد .

بنابراین قهر و لجبازی اگر چه دو رفتار مختلف اند اما از یک ریشه بوده و از خصوصیات اخلاقی واحدی آب می خورند.قهر و لجبازی به طور کلی محصول خشم افراد درونگرا ،ضعیف و محتاء کم رو ،کم حرف،تودار یا مرموز است .البته قهر می تواند از سوی هر کسی اتفاق بیفتد اما از کسانی که این ویژگی ها را دارند بیشتر سر می زند زیرا این آدمها معمولا اهل احتیاط بوده و ترس و نگرانیهای مخفی دارند اینها عملی خشونت آمیز و واضح و قابل استناد انجام نمی دهند که کسی بتواند محکومشان کند انتخاب قهر هم به همین دلیل است.قهر، طرف مقابل را به ستوه می آورد بدون آنکه صدایی داشته و هزینه ای بردارد . قهر همچنین می تواند مولود شرایط خاص محیط ،مثل زندگی در زیر دست افراد مستبد و زورگو باشد و سرکوب خواهشها و امیال طبیعی ای فرد ،او را به سمت رفتارهایی چون قهر و لجبازی سوق دهد.نیز ممکن است ارثیه فرد از پدر و مادر و خویشاوندانش بوده یا آنکه از روی رفتار پدر و مادر ،یا خواهر و برادران بزرگتر در دوران کودکی الگو برداری شده باشد .

چرا همسرم قهر می کند؟ 

گاهی نیز راه فرار از زیر بار مسئولیت است .برای این دسته از افراد که معمولا آدمهای لاابالی و بی تعهدی هستند ،نوعی جایزه محسوب می شوند .البته اینها هم از قهر لذت نمی برند اما با قهر مدتی مشکلات خود را حل می کنند اینها با قهر احساس امنیت بیشتری دارند چون برای مدتی مجبور نیستند پاسخ گوی کارهای خود باشند همین رفتار هم از روی ضعف و ناتوانی است.

قهر بسیاراسترس زا و افسرده کننده است و برای هر دو طرف سخت و تلخ است حتی اگر شخص احساسات خود را وارونه جلوه دهد بازهم نباید فریب او راخورد ؛او در شرایط خوبی قرار ندارد.او خود نیز دوست ندارد در فضای قهر قرار بگیرد اما راه دیگری را بلد نیست . 

افرادی که از عقل و روحیه سالمی برخوردارند ، در شرایط مشابه اینها ،با گفتگو و حتی با ایستادگی های منطقی مشکلات خود را حل می کنند .در مقابل قهر چنین افرادی هیچ گاه نباید تسلیم شد و با پذیرفتن قواعد قهر،مثل حرف نزدن و دوری کردن ،او را در راه رسیدن به خواسته هایش یاری کرد. شاید گمان کنید که در مقابل هر نوع قهری باید مقاومت کرد و نباید آن را پذیرفت و این حرف درستی است اما اگر کسی از روی دلشکستگی و خدشه دار شدن عواطفش قهر کرده باشد ،باید به او فرصت داد تا به تدریج از شر عواطف منفی خودش خلاص شود.

اما در هر حال قهر رفتاری از روی عجز و خشم است و درست نیست . قهر با همسر تنها جایی درست و منطقی است که اگر قهر نکنیم مجبوریم تسلیم خواسته های غلط او شویم .این همان قهری است که قرآن از مردهایی که همسران ناسازگار دارند ،خواسته است .

قهر بسیاراسترس زا و افسرده کننده است و برای هر دو طرف سخت و تلخ است حتی اگر شخص احساسات خود را وارونه جلوه دهد بازهم نباید فریب او راخورد ؛او در شرایط خوبی قرار ندارد.او خود نیز دوست ندارد در فضای قهر قرار بگیرد اما راه دیگری را بلد نیست

قهر بسیاراسترس زا و افسرده کننده است و برای هر دو طرف سخت و تلخ است حتی اگر شخص احساسات خود را وارونه جلوه دهد بازهم نباید فریب او راخورد ؛او در شرایط خوبی قرار ندارد.او خود نیز دوست ندارد در فضای قهر قرار بگیرد اما راه دیگری را بلد نیست .

کسانی که طرف مقابل قهر قرار می گیرندهم، آسیب زیادی می بینند و جالب اینکه در بیشتر موارد هر چه تلاش می کنند مشکل را حل کنند و به قهر خاتمه دهند،بیشتر در مرداب قهر فرو می روند این به دلیل همان نسبت نزدیک قهر با لجبازی است. کسانی که همسرانشان زیاد قهر می کنند متوجه شده اند که قهر تا چه اندازه موجب فرسودگی اعصاب و خانمانسوز است. اینها شاید ترجیح بدهند که طرف ضرب و شتم ،و فحش و دشنام همسرانشان قرار بگیرند اما طرف با قهر او مواجه نشوند. لذا اگر بدانند قهر چگونه اتفاق می افتد ،چه بسا از همان ابتدا خود را در مسیر قهر و لجبازی همسرشان قرار ندهند .برای اطلاع از عوامل پیشگیری از قهر مقاله بعدی را بخوانید.

منبع: تبیان

عشق = رانندگی در جاده چالوس!

عشق = رانندگی در جاده چالوس!


اشتباهی که خیلی از زوج ها مرتکب می شوند این است که فکر می کنند، زندگی مشترک مثل سرسره است. کافی است از پله ها بالا بروی و بعد... ویییژژژ... سر می خوری و می روی تا آخر. شنیده اید که بعضی ها ازدواج را به بشکه ای تشبیه می کنند که رویش عسل است و زیرش چیزهای دیگر؟! این ها معمولا همان هایی هستند که فکر می کنند ازدواج یعنی سرسره. چه ربطی دارد؟

چه کوچولوهایی که از بالای سرسره چشم های شان را می بندند و ویییژژژ...، چه آدم بزرگ هایی که فکر می کنند ازدواج یعنی خریدن یک بشکه که رویش عسل است و بعدا معلوم می شود زیرش چیزهای دیگر، هر ۲ در یک نقطه مشترکند: تصورشان این است که بعد از آغاز زندگی مشترک، دیگر کاری نمی شود، یا نباید کرد.

درست برعکس. ازدواج تازه شروع یک مسیر است. شاید مثال دقیقی نباشد ولی به قول معروف، کارمان را راه می اندازد. ازدواج مثل خریدن یک ماشین برای یک سفر طولانی است. این درست که وقتی می خواهید ماشین بخرید باید حواس تان را جمع کنید ولی برای این که ماشین، شما را به مقصد برساند، اول باید راه را بشناسید و مسیرتان را درست انتخاب کنید، دوم باید حواس تان به ماشین تان باشد و کاری نکنید که وسط جاده بگذاردتان و سوم (از همه مهم تر) رانندگی بلد باشید! 

● رانندگی شان چطور است؟

گفتیم ازدواج، یعنی پاگذاشتن به یک سفر. در این سفر مثل هر سفر دیگری، هم خوشی و لذت هست، هم ناخوشی و خطر؛ و البته در همه حال، تجربه. شاید درست مثل سفر در جاده چالوس. همان قدر که از طبیعت لذت می برید، باید مراقب پیچ و خم جاده هم باشید. یک مرد یا یک زن، در سفر ازدواج هم، هر زمانی ممکن است با یک پیچ خطرناک روبه رو شوند؛ موقعیتی که اگر بلد نباشند ماشین را کنترل کنند، اگر حواس شان پرت باشد، یا اگر ماشین شان نقص فنی داشته باشد، ته دره اند.

یکی از مهم ترین آزمون هایی که «مخصوصا مردان» با آن روبه رو می شوند، آزمون وفاداری است. چرا «مخصوصا مردان»؟ چون این موجودات عجیب الخلقه ۳ ویژگی متفاوت از زنان دارند: اول این که مردان از طریق بینایی، خیلی بیشتر از زنان، تحریک پذیرند. دوم این که مردان عموما هیجان جو تر از زنان هستند. سوم هم این که برای مردان، رابطه جنسی مقدم بر رابطه عاطفی است درحالی که در زنان دقیقا برعکس است. خب، فقط یکی از این ۳ ویژگی هم کافی است که مردان را به طور مرتب در معرض وسوسه های گوناگون قرار می گیرند. موقعیت خطرناک تر هم می شود اگر رابطه مرد با همسرش در موقعیت «جزر» باشد. (شماره قبل راجع به جزرومد دریای عشق صحبت کردیم. یادتان که نرفته؟) نه! نه! صبر کنید! همین جا فیلم را نگه دارید.

● « سیاه بیشه» را به سلامت رد کنید!

وقتی که یک مرد دچار وسوسه می شود، دقیقا سر یکی از آن پیچ های خطرناک قرار گرفته. پیچی که باید با مهارت آن را رد کند. اما چطور؟اعتقادات مذهبی یک مرد، در چنین موقعیتی، کمک کننده است، اما کافی نیست. ترس های بیرونی (از آبروریزی، از متزلزل شدن موقعیت اجتماعی یا حتی از پس زده شدن و تحقیر از طرف مقابل) هم در چنین موقعیتی ممکن است موقتا (تاکید می کنم موقتا) مسئله را حل کند اما تضمینی برای رد کردن پیچ بعدی نیست. ترس های درونی هم همین اند. شاید یک مرد در موقعیت های اول، خودباوری لازم را نداشته باشد ولی به هرحال، روزی این اعتماد به نفس را کسب می کند... پس واقعا چه طور باید این گردنه را به سلامت رد کرد؟

دو جور پاسخ می شود به این سوال داد. یک پاسخ فلسفی و یک پاسخ عملیاتی.از نظر فلسفی، مردی می تواند از چنین موقعیتی سربلند بیرون بیاید، یا آدم اخلاق گرایی باشد، یعنی مسائلی مثل صداقت وفاداری و تعهد را ارزش تلقی کند، یا حداقل آن قدر عاقل باشد که منافع درازمدت پایدار را به منافع کوتاه مدت ناپایدار ترجیح دهد. می دانم که این جمله ها کمی شعاری هستند ولی چاره ای نیست. این یک واقعیت است که آدم های بی اعتقاد به اصول اخلاقی و همچنین آدم هایی که به پختگی عقلانی لازم نرسیده اند، برای ازدواج اصلا قابل اعتماد نیستند.اما این پاسخ به تنهایی هم کافی نیست. یک مرد ممکن است به طور نسبی اخلاق گرا یا عاقل باشد ولی بازهم وقتی در چنین موقعیتی گرفتار می شود، گیج شود. اینجاست که پاسخ دوم لازم می شود.

● جونم خونه! 

«من مرد خوشبختی هستم. حداقل از بیشتر مردهایی که دوروبرم دیده ام خوشبخت ترم. زندگی نسبتا خوبی با همسرم داشته ام و دارم. دوستش دارم. با او تجربه هایی داشته ام که با هیچ کس دیگر نداشته ام. او هم من را دوست دارد. فقط مرا. گاهی بداخلاق می شود ولی بیشتر وقت ها عالی است. مگر خود من همیشه خوبم؟ ما مدت ها در خوشی و ناخوشی کنار هم بوده ایم. همدیگر را خوب شناخته ایم. برای همین هم می توانیم کنار هم، زیر یک سقف خوشحال باشیم. من یک خانواده خوب دارم که باید از آن مراقبت کنم. باید مراقب خودم و همسرم باشم و خدا را به خاطر داشتن این همه چیزهای خوب شکر کنم...»اینها، جملاتی هستند که سر آن پیچ های خطرناک، یک خانواده را نجات می دهند؛ به همین راحتی. یک مرد بعد از اینکه وسوسه شد، باید یک نفس آرام بکشد، این جملات را در ذهنش مرور کند و بعد درست راه مخالف را پیش بگیرد و بگوید: «جونم خونه!»همه زوج ها می خواهند رابطه شان گرم بماند. مثل کسب هر مهارت دیگری، این هم نیاز به ممارست دارد. ارجاع مکرر احساسات به همسر، تمرینی است که یک زوج را به مقصد می رساند. با این تمرین، قابلیت تحریک شدن نسبت به همسر افزایش پیدا می کند، همچنان که باعث می شود مرد کنترل بیشتری روی احساساتش داشته باشد و در پیچ های بعدی، هرقدر هم خطرناک، بتواند به راحتی ماشین را کنترل کند.

یک هشدار مهم:

 انتقال احساسات به همسر به معنای جایگزین کردن فرد دیگری به جای همسر، در خیال پردازی ها نیست. این اشتباه خطرناکی است که در شماره بعد، در مورد آن و سایر اشتباهات و سوء تفاهم هایی که ممکن است سر این پیچ های خطرناک پیش بیاید صحبت می کنیم.

عذر خواهی یعنی فراموش کردن

عذر خواهی یعنی فراموش کردن


سکوت....جواب های سربالا....پریشان خاطری....کم محلی.... در این شرایط می خواهید موی سر خودتان را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد. «عذرخواهی کردن» از نامزد خود با همسر خود ممکن است مشکل به نظر برسد، بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید و ممکن است در خود توان گفتن آن را نبینید. از طرفی هر کاری را هم که فکر می کردید به او می فهماند که شما از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید. کمی صبور باشید، ما در ادامه چند روش «عذرخواهی» را برایتان مطرح می کنیم، که قطعا حل وفصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.

▪ انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید:

در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید، لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

▪ آنتراک دهید:

در اوج بحث فشارخون تان بالا می رود و تپش قلب تان بالا می رود و ممکن است چیزهایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

▪ گذشته را یادآوری نکنید:

 به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش بیار معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

▪ به او بگویید که دشمن اش نیستید:

 اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.

▪ محیط دور برتان را درست کنید:

محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد. 

▪ مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید:

یک عذرخواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم. برخلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

▪ جمله ای دلپذیر به او بگویید:

 گاهی اوقات فراموش کردن حرف های آزاردهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبرو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

▪ بگویید که دوستش دارید:

 هنگامی که می خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به دوست تان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، بسیار خوب است.

▪ برای عصر برنامه ریزی کنید:

بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزدتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.

▪ ببخشید و فراموش کنید:

 عذرخواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسف هستید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.

مشکلات زن و شوهر های ناشی

مشکلات زن و شوهر های ناشی


حجت الاسلام شهاب مرادی برای زوجهای جوان چهره‌ای آشناست. روحانی که با رویکردی متفاوت به مشکلات خانواده‌های نوپا می پردازد.

* طلاق یکی از دغدغه‌های اصلی این سالهاست، می خواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاده که در فاصله زمانی سالهای 75 تا 85 نرخ طلاق دو برابر شده است؟

- افزایش برخی آمارها نگران کننده است. نرخ طلاق در سال گذشته 2.9 دهم درصد افزایش داشته است این در حالی است که نرخ ازدواج تنها 2دهم درصد رشد داشته است. نسبت ازدواج به طلاق 6 به یک است یعنی از هر 6 ازدواج یکی به طلاق ختم می شود. حالا باید دید از این تعداد چقدر دچار طلاق عاطفی هستند؟ چند در صد گرم زندگی می کنند و زندگی با نشاطی دارند؟ و کودکانشان بی آنکه نگرانی جدایی مادر و پدرهایشان را داشته باشند به خواب می روند. 

این ها نگرانی های جدی ما است. مسائل زیادی بر گرمی کانون خانوادگی تاثیر می گذارد مثل مسائل سیاسی. بد اخلاقی های سیاسی و اجتماعی نقش زیادی بر روابط خانوادگی دارد. باید برای این موضوعات فکری کرد. طلاق یک مسئله است. مسئله ای که منشا فشار روانی و استرس است و تبعات سختی به دنبال خود دارد. خصوصا مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است. 

خانواده ای که دخترشان در 19 سالگی به خانه بخت رفته و 6 ماه بعد طلاق گرفته است تحت فشار روانی قابل توجهی است، حتی خواهر و بردارهای این افراد هم تحت فشار هستند. سال گذشته 137 هزار خانم طلاق گرفته اند یعنی 137 هزار آقا،137 هزار خانواده و اگر بچه داشته باشند به تعداد آنها خانواده های درگیر این مسئله شده اند. سبک زندگی شان دوباره تغییر می کند.

مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است.

* دلیل افزایش این جدایی ها چیست؟

- بسیاری از طلاق ها قبل از انتخاب همسر قابل پیش بینی است یعنی ما می توانیم تشخیص دهیم این دختر و پسر اگر ازدواج کنند ازدواج موفقی ندارند. یکی از خردمندانه ترین راه ها این است که بچه های ما انتخاب همسر را یاد بگیرند. انتخاب درست همسر هم ملزوماتی دارد.

* واین ملزومات چیست؟

ــ آنها باید هیجاناتشان را بشناسند که نمی شناسند. باید روش مدیریت هیجاناتشان را بلد باشند که بلد نیستند. بزرگ ترهایشان نیز بلد نیستند. جوانهای ما قبل و بعد از ازدواج باید مهارت های یک زندگی سالم را یاد بگیرند.

* به نظر می سد در رابطه با این آموزش ها به شدت مشکل داریم؟

- دقیقا، اشکال در نظام آموزشی است. بچه ها برای چه به مدرسه می روند؟ اصلا آموزش و پرورش برای چیست؟ پدر و مادر بچه را می فرستند مدرسه، هزینه می کنند یا دولت هزینه اش را می دهد که این بچه برود دیپلم بگیرد و بعد برود دانشگاه که چه بشود هدفش چیست. اینکه تنها یکسری محفوظات یاد بگیرد. می روند مدرسه که دین و اخلاقشان، روح و روانشان سالم تر شود، ای بسا که آسیب هم می بینند. هدف آموزش چیست؟ انگار در آموزش یک هدف جدی داریم و آن رسیدن به شغل استنه زندگی بهتر.

* خانواده چقدر در این آموزش نقش دارد؟ 

- باید نقش داشته باشد اما ندارد چون خانواده خودش نیاموخته و نمی تواند آموزش بدهد. اغلب خانواده ها سواد کافی در خصوص مسائل دینی و تربیتی ندارند .اگر هم بلد باشند یا مرعوب نسل بعد هستند و یا با منطق کنار رفتن پرده حیا و به عبارت مصطلح تر "پرروشدن بچه ها" از آموزش منصرف می شوند. 

انتخاب همسر به یک مجموعه ای از مهارتها نیازدارد به طور مثال فرد قبل از انتخاب همسر باید بدبین باشد. وقتی انتخاب همسر انجام شد. تعامل و تفاهم . بعداز عروسی باید کاملا خوش بینی حاکم باشد.

* برای انتخاب درست باید چه نکاتی را مد نظر قرار داد؟ 

- انتخاب همسر به یک مجموعه ای از مهارتها نیازدارد به طور مثال فرد قبل از انتخاب همسر باید بدبین باشد. وقتی انتخاب همسر انجام شد. تعامل و تفاهم . بعداز عروسی باید کاملا خوش بینی حاکم باشد. خودخواهی برود، فداکاری جایگزین آن شود. زیرا توجه به مسائل "خودم" جایش قبل از ازدواج است. بچه ها قبل از انتخاب همسر کاملا ایثارگر هستند اما بعد از انتخاب همسر می پرسند پس خودم چی؟

* مهارتهایی که می گویید زن و مرد باید در حین زندگی بدانند کدامند؟ 

ــ مثال می زنم ،خانمی به اشتباه به همسرش شک می کند. مثلا نام "آقای"فرزانه را در تلفن همراه او می بیند، می رود در تمام فامیل این موضوع را پر می کند. بعد متوجه می شود این یک شوخی از سوی شوهرش برای یکی از همکارانش است. حالا همه فامیل این موضوع را می دانند و در هر فرصتی از او می پرسند کی از شوهرت جدا می شوی و او نیز برای آن که آبرو شوهرش بازگردد مجبور است موضوع را برای همه توضیح دهد. این بر می گردد به نداشتن مهارت در حل مشکلات. ما باید مهارت زندگی مشترک را بلد باشیم. اما نکته اصلی این است که این مهارت باید در کجا فرا گرفته شود. چه موقع در مدارس به ما کار گروهی یاد داده اند، مثلا گفته اند با هم انشا بنویسیم.

دقت کنید ما در ورزشهای تیمی ضعیف هستیم . سالهای سال است ما نتوانسته ایم کار حزبی کنیم. اگر امروز در کشور تمام آدم های سیاسی در مورد اصول قانون اساسی با هم همدل باشند واقعا شرایط ما در داخل و خارج همین گونه می ماند. همه ما در یک سیستم کار یاد گرفته ایم .همه ما لجبازی را بهتر از رفاقت یاد گرفته ایم. مردم نفرین را بهتر بلد هستند یا دعای در حق همدیگر را؟ بیشتر بلدند حرف هایی بزنند که همدیگر را آرام کنند یا حرفی بزنند که جگرش هم را آتش بزنند؟. در جمع بچه مدرسه ای ها بچه ها بیشتر همدیگر را کنف می کنند یا همدیگر را تشویق می کنند؟. ما چون کار گروهی را بلد نیستیم بعد از ازدواج می گوییم ما یکی شدیم نه این اشتباه است. شما یکی نشده اید. شما دو نفر هستید که یک خانواده را تشکیل داده اید که این خانواده هویت دارد.

اسلام یک میزان مشخص و ثابت برای روابط معین نمی کند. یک جا می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش حتی به اندازه یک سلام، در جای دیگر می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش به اندازه نوشیدن یک لیوان آب، یعنی می گوید قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کیفیتش می شود کم و زیاد شود ولی نباید قطع شود. 

* به جز این دلایل، یکی از مواردی که سبب ایجاد اختلاف میان زوجهای جوان می شود، دخالت والدین یا دخالت دوستان و اطرافیان است، در این خصوص چه راهکاری را باید در نظر گرفت؟

 - اولین ضرورت خانواده نوپا درک استقلال است یعنی بدانند خودشان یک خانواده هستند، مثل خانواده پدر و مادر همسرشان، چه طور آنها را مستقل می دانند این احساس استقلال را در خودشان هم داشته باشند. دوم این که مناسبات و ارتباطاتشان را با سایر خانواده ها تنظیم کنند. تنظیم نوع رابطه با دیگران بسیار مهم است. 

ببینید اسلام یک میزان مشخص و ثابت برای روابط معین نمی کند. یک جا می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش حتی به اندازه یک سلام، در جای دیگر می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش به اندازه نوشیدن یک لیوان آب، یعنی می گوید قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کیفیتش می شود کم و زیاد شود ولی نباید قطع شود.

نکته بعد این است که همه انسان ها می بایست ارتباط خودشان را با خانواده اصلی شان که در آن نقش فرزند را دارند حفظ کنند و حقوق واجبی که در قبال پدر و مادر و برادر و خواهرشان به عهده دارند را انجام دهند. این وظیفه است، یعنی باید به عنوان خانواده نوپا یک مناسباتی را با خانواده های اصلی شان داشته باشند و زن و شوهر جوان تمرین کنند تا مناسبات خانواده نوپا را با خانواده همسرشان تنظیم کنند یعنی کمک همسرمان باشیم درنیکی به والدینش.اما باید دقت کرد که همه اینها با حفظ استقلال خانواده باشد. یعنی وقتی خانواده ما کاری را برای خانواده خودش یا خانواده همسرش انجام می دهد یک خانواده مستقل این کار را انجام داده نه پسر برای پدرش یا دختر برای والدینش. این مطلب جای خودش بحث دارد و می بایست در این خصوص خیلی مهارت ها و خیلی آموزه ها آموزش داده شود.

* بهترین زمان برای ورود بچه ها به زندگی زناشویی، چه زمانی است؟

 ــ بهتر است بگویم مدیریت زمان بچه دار شدن. این موضوع تحت تاثیر باورهای گوناگونی است که در خانواده ها شکل گرفته است. مثلاً باور اینکه فرزند مزاحم خوشی و تفریح زوج است و یا اینکه فرزند ما را به ادامه زندگی مجبور می کند و ما شاید بخواهیم از هم جدا شویم و یا ...شاید به جای اینکه ما به افراد تقویم بدهیم، بهتر است باورهایشان را اصلاح کنیم که بچه موجب برکت در زندگی شماست. رسول خدا به بچه های شما مباهات می کنند و اینکه فرزند، مزه زندگی را شیرین تر و مفهوم خانواده را بهترمی کند. مفاهیمی از این دست باید به باور تبدیل شود و وقتی به باور تبدیل شد در کنار برخی مهارتها و آموزه ها قرار بگیرد. مثلاً علوم پزشکی می گوید که بارداری بالای 35 سال ریسک بالایی دارد. این یک آموزه است که اگراین مطلب را لحاظ کنند بعد خودشان می توانند برنامه ریزی و زمان بندی کنند.

منبع:تبیان

رنجیده ام اما هنوز دوستت دارم

رنجیده ام اما هنوز دوستت دارم


 

یکی از مسائلی که در هر ارتباطی ایجاد می شود ،موضوع رنجش از طرف مقابل است.حال وقتی این ارتباط از صمیمیت بیشتری برخوردار باشد ، به دلیل زیادتر بودن ارتباطات و همچنین توقعی که افراد از هم دارند بخاطر علاقه ای که در درونشان احساس می کنند،احتمال رنجش بیشتر می شود و چگونگی حل آن نیز از اهمیت بیشتری برخوردار است.

چگونه رنجش های خود را با همسرتان در میان بگذارید؟

در زندگی زناشویی، دلخوری، شکایات و مشاجره ها فراوان است. هر گفتگویی شیوه ای دارد که اگر به ریز نکاتش توجه شود، پایان خوش خواهد داشت. راه های گله گذاری و طرح شکایات به این گونه است:

۱- قبل از صحبت کردن سعی کنید خود را به جای همسر خود بگذارید، با این حال بهتر به مشکلات او پی می برید.

۲- قبل از صحبت و هماهنگی با همسر، هیچ وقت موضوع را با دیگران مطرح نکنید چون ممکن است گفته هایتان را به او تحویل دهند و او را علیه شما بشورانند. 

۳- در ابتدای صحبت، تاکید کنید قصد شما از مطرح کردن رنجش ها فقط رفع سوء تفاهم است. 

۴- سعی کنید از نکات مثبت و کارهای پسندیده او ذکری به میان آورید.

۵- تاکید کنید که ممکن است مقصر ماجرا خودتان باشید و اگر قصوری دارید، آن را به زبان آورید و از همسر خود پوزش بخواهید، او هم آماده عذرخواهی خواهد شد.

۶- حرف هایتان را با زخم زبان و کنایه و تحقیر بیان نکنید به فرموده امام علی علیه السلام بسا سخنی، زخمی عمیق وارد می آورد.

۷- هیچ وقت همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید او را با خودش یعنی خطایش را با رفتار خوب خودش مقایسه کنید.

۸- از یک دندگی و لجبازی بپرهیزید. مجادله بی حاصل نکنید.

۹- دلخوری ها و رنجش های کوچک، گذشته های دور را یادآوری نکنید و او را وادار نکنید که به گناهش اعتراف کند و عذرخواهی نماید.

۱۰- هنگام بحث و گفتگو به همسرتان هم اجازه صحبت کردن و اظهار نظر بدهید، تا او هم تخلیه روانی شود و به آرامش برسد.

۱۱- به هر شکل می توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید. (با شاخه گلی یا پختن کیک و...) همیشه به یاد داشته باشید که آشتی های اجباری که در آن هیچ یک از طرفین تغییری در خود نمی دهند، بنیایی سست دارد.

منبع:تبیان

شک داشتن به همسر

شک داشتن به همسر


رابطه یک جاده ۲طرفه است. چرا فکر می کنید که همسرتان باید به شما اعتماد کند و هیچ رازی در مقابل شما نداشته باشد، درحالی که خودتان نمی توانید به او اعتماد کرده و حقایق زندگی تان را برایش بیان کنید؟

 شک داشتن به همسر

بوق ممتد تلفنی که بی جواب می ماند می تواند شروع یک دعوای تمام عیار زناشویی باشد. ممکن است فکر کنید که مشکلات شما درست در همین لحظه شروع شده اند و با همین تلفن بی جواب ساده، همسرتان اعتماد چند ساله اش را به شما از دست داده است اما اگر کمی به گذشته برگردید و نگاهی به اصول اعتماد سازی در زندگی مشترک بیندازید، می بینید که همه چیز از اینجا شروع نشده است. ممکن است همه رفتارهایی که پیش از این به نظرتان ساده و بی اهمیت می رسیدند، امروز به جان زندگی تان افتاده باشند و از همسر آرام و منطقی شما، زنی شکاک ساخته باشند. اگر دوست ندارید چند ماه یا چند سال دیگر این رفتار را تجربه کنید، بهتر است قانون های اعتماد به یکدیگر را بشناسید و برای عملی کردن آن ها در زندگی مشترک تان دست به کار شوید.

  وعده های کوچک را جدی بگیرید

بــرای این کـه همسرتان به شما اعتماد داشته باشد نباید کار خارق العاده ای انجام دهید. نخستین و مهم ترین قدم این است که همیشه و در همه چیز، حتی چیزهایی که به نظرتان کوچک و بی اهمیت می رسند، قابل اعتماد باشید. حتی اگر هیچ وقت پیمان شکنی بزرگی نکنید و همیشه با همسرتان صادق باشید، جدی نگرفتن این موارد کوچک می تواند بیش از هر چیز دیگری اعتماد او نسبت به شما را از بین ببرد. یادتان نرود، از خرید یک پاکت میوه، تا برنامه ریزی سفر یا تعهدهای بزرگ تر و جدی تر زندگی، هرچیزی را که به همسرتان وعده می دهید باید عملی کنید. لازم نیست به هر خواسته ای که او مطرح می کند جواب مثبت دهید. سعی کنید تنها چیزهایی را بپذیرید که توان انجام دادن شان را دارید و هرگز برای خوش کردن دل و شاد کردنش، قولی ندهید که نمی توانید انجام دهید. یادتان نرود که زن ها هیچ کدام از حرف های تان را فراموش نمی کنند.

 رازهایش را فاش نکنید 

اعتماد او را از دست ندهید و رازهایش را به یک موضوع عمومی تبدیل نکنید. یادتان نرود که آنچه در یک رابطه مطرح می شود، باید در همان رابطه هم بماند. برای سرپیچی از این قانون هیچ استثنایی وجود ندارد و شما نمی توانید به بهانه عصبانیت یا دعواهای زناشویی، رازهای همسرتان را فاش کنید. این یک اصل تغییر ناپذیر است که اعتمادی که از بین می رود، به همین سادگی ها تجدید نمی شود.

این جاده ۲طرفه است 

رابطه یک جاده ۲طرفه است. چرا فکر می کنید که همسرتان باید به شما اعتماد کند و هیچ رازی در مقابل شما نداشته باشد، درحالی که خودتان نمی توانید به او اعتماد کرده و حقایق زندگی تان را برایش بیان کنید. شاید در آغاز برای شما که همیشه زندگی تان را در دل تان نگه داشته اید سخت باشد اما اگر اعتماد همسرتان برای تان اهمیت دارد، باید رازهای تان را برایش فاش کنید و از احساساتی که هر روز و هر لحظه دارید برایش صحبت کنید. هرگز به بهانه این که بعضی موضوعات جزو قلمرو شخصی تان هستند یا این که گفتن شان ارزشی ندارد، او را از جریان زندگی تان بی خبر نگذارید زیرا درصورت باخبر شدن از همان اتفاق ساده هم می تواند به شما شک کند و گمان کند که در زندگی شما اتفاقات مهم تری هم وجود دارند که او از آن ها بی خبر است.

توازن داشته باشید

درنظر گرفتن منافع خود و بی توجهی به خواست طرف مقابل و آنچه به نفع رابطه شماست، خیلی زود اعتماد همسرتان را از بین خواهد برد. اگر برای ساختن یک اعتماد همیشگی جدی هستید، پس این نکته را هم نادیده نگیرید. سعی کنید در زمان انتخاب و تصمیم گیری، چیزی را انتخاب کنید که به نفع همسرتان و زندگی مشترک تان هم باشد. مسلم است که همیشه نباید منافع خودتان را نادیده بگیرید و خواسته های خودتان را قربانی این اعتماد سازی کنید. شما باید بتوانید توازنی میان این ۲ ایجاد کنید. منظور از توازن این نیست که یک بار همه چیز به نفع شما و یک بار همه چیز به نفع همسرتان باشد بلکه شما باید در مجموع تصمیماتی را بگیرید که به صلاح ازدواج تان است.

 زنان بدون این حس نمی توانند زندگی کنند

این که شما باید در طول روز به هم پیامک یا ایمیل بزنید و نشان دهید که نگران یا دلتنگ یکدیگر هستید، یک موضوع حذف نشدنی است اما گذشته از این، شما باید به صورت رودر رو هم با هم وقت بگذرانید. گرفتاری یا خستگی را بهانه نکنید. هر هفته با هم بیرون بروید، سعی کنید که هر روز با هم غذا بخورید، یک فیلم یا یک برنامه تلویزیونی ببینید یا این که در مورد موضوعات ساده روزمره با هم گفت و گو کنید. این که شما نقش پررنگی در زندگی روزانه هم بازی کنید، یکی از اصول مهم برای ساختن اعتماد هست. حضور مداوم شما به همسرتان این حس را می دهد که از همه لحظات زندگی شما با خبر بوده و بر همه چیز مسلط است. این حسی است که زنان بدون آن نمی توانند زندگی کنند. 

 عذر خواهی کنید، تکرار نکنید

هنگامی که اشتباهی از شما سر می زند عذرخواهی کنید. هیچ چیز بیشتر از اشتباهات شما نمی تواند اعتماد همسرتان را از بین ببرد. از گفتن این جمله نترسید و به خاطر غرورتان همه چیز را خراب نکنید. البته مهم تر از این عذرخواهی اولیه نشان دادن پشیمانی تان در رفتارهای تان است. اگر با او بلند حرف زده اید یا این که رفتاری کرده اید که او را آزار داده، تکرار آن اتفاق می تواند همه چیز را بدتر کند و باعث شود که همسرتان ارزشی برای این عذرخواهی های کلامی هم قائل نشود.

کنترلش نکنید

هر فرد در یک رابطه، به یک سرمایه گذاری برای ایجاد اعتماد در رابطه نیاز دارد. سعی نکنید مدام از همسرتان انتظار داشته باشید، او را کنترل کنید و بالای زندگی مشترک تان بایستید و همه چیز را کنترل کنید. در زندگی مشترک تان موقعیتی برابر با همسرتان برقرار کنید و به او اطمینان دهید که خواسته ها و انتظاراتش به اندازه خواسته های شما اهمیت دارند. اگر شما دوست دارید در مورد پوشش یا تصمیمات مهم تر زندگی او اظهارنظر کنید باید به او هم حق دهید که در مورد شیوه زندگی تان نظر دهد و انتظار تغییراتی را داشته باشد، حریم خصوصی او را بپذیرید و سعی نکنید به بهانه عشق مدام از او باج بگیرید و برای زندگی اش حد و مرز تعیین کنید. 

 چک نکنید

اعتماد را به زور نمی توان به دست آورد. اگر همسرتان در شما این حس را ایجاد کرده است، پس دیگر نیازی به چک کردن مدام او ندارید. شما می توانید با ذکاوت زندگی مشترک تان را زیرنظر بگیرید اما حق ندارید به بهانه به روز کردن اعتمادتان، مدام در تعقیب و گریز باشید و به عرصه خصوصی زندگی او مثل تلفن همراه یا صندوق ا یمیلش سر بزنید. از طرف دیگر نباید به او این حس را بدهید که مدام تحت نظر است. اگر شما به همسرتان و زندگی مشترک تان اعتماد دارید، پس دیگر مشکلی باقی نمی ماند و اگر احساس می کنید که دور از چشم شما اتفاقاتی در حال انجام است، بهتر است مفصل و شفاف با هم صحبت کنید و تصمیمی جدی برای ادامه زندگی تان بگیرید.

از متخصص کمک بگیرید

 اگر شما برای ساختن اعتماد در زندگی مشترک تان هر راهی را رفته اید و به تمامی موارد گفته شده هم توجه کرده اید اما پاسخی نگرفته اید، باید راه دیگری را بروید. درصورتی که همسر شما با مشکل جدی در اعتماد کردن به اطرافیانش و به ویژه شما روبه روست، بدانید که واکنش های شما یا تلاش برای متعهد بودن و جلب اعتمادش کارگر نخواهد شد. اگر شما واقعا نسبت به رفتارهای تان و کارنامه اعمال تان در این زندگی اعتماد دارید اما همسرتان باز هم نمی تواند به شما اعتماد کند، بهتر است برای نجات زندگی تان از یک متخصص کمک بگیرید.

ایـن ۸ جـمـلـه را بـه هـمـسـرتـان نـگـویـیـد

 ایـن ۸ جـمـلـه را بـه هـمـسـرتـان نـگـویـیـد


شما خیلی راحت می توانید هر آنچه می خواهید به شوهرتان بگویید اما اگر مراقب صحبت کردن خود نباشید، ممکن است او صحبت های شما را به شکلی ناخوشایند درک کند. شاید شما نگرانی های معقولی داشته باشید یا می خواهید به موضوع هایی اشاره کنید که در زندگیتان نقشی اساسی دارد اما بیان این مسایل با روشی نادرست، در مدت زمانی طولانی، احساسات شوهرتان را جریحه دار و رابطه بین شما را متشنج می کند. به قول «جودی فورد»، روان درمانگر آمریکایی و نویسنده کتاب «هر روز با عشق»، مهارت سخن گفتن مهرآمیز را تمام زوج ها باید بیاموزند...

از نظر او ۸ جمله کلیشه ای وجود دارند که هرگز نباید به مهم ترین فرد زندگی تان بگویید:

۱) تو دقیقا مثل پدرت هستی! 

هرگز این جمله را به کار نبرید. این عبارت بسیار ناخوشایند و تحقیرآمیز است چرا که شوهرتان را نگران می کند شاید بدترین خصلت فامیلی اش را بروز داده است. هرگاه این جمله به ذهن تان رسید، کمی صبر کنید و درباره تفکری که پشت این موضوع است، دقت کنید. ممکن است او این رفتار را نوعی تحقیر بداند. شما باید موضع خود را از تحقیر کردن تغییر دهید و به طور مستقیم درخواست منطقی و عاقلانه تان را بیان کنید. مثلا بگویید: «عزیزم! وقتی که ساندویچت را تمام کردی لطفا ظرفت رو روی سینک بذار». با این روش شما به خواسته خودتان، بدون رنجاندن همسرتان رسیده اید.

۲) چه زمانی می خواهی دنبال یک کار جدید بگردی؟

ابتدا بهتر است ببینید چرا مایلید همسرتان یک شغل جدید پیدا کند! آیا زمان زیادی را که خارج از خانه می گذراند، دوست ندارید؟ آیا فکر می کنید از نظر شغلی باید در مراحل بالاتری قرار داشته باشد؟ آیا حقوق اش کافی نیست؟ قبل از اینکه مطالبی را بیان کنید که برای همسرتان رنج آور باشد، کلاهتان را قاضی کنید و ببینید چه موضوعی باعث آزار شما شده. با چنین جمله هایی توانایی های او را در حمایت از خود و فرزندتان مورد انتقاد قرار ندهید چرا که بخشی از ارزیابی یک مرد از خودش، به اینکه تا چه حد می تواند از خانواده اش حمایت کند، مربوط می شود پس تحقیر او در این محدوده حساس می تواند یک ضربه خطرناک باشد. برای اجتناب از این مساله، گفت وگوهایی پیوسته درباره کار هر دو نفرتان، جاه طلبی های شغلی و نگرانی های مالی داشته باشید. اگر شما مشکلی در رابطه با درآمد همسرتان دارید، این گفت وگوها فرصتی است که می توانید در مورد سطح زندگی تان با او صحبت کنید. هیچ گاه شوهرتان را در موضع تدافعی قرار ندهید.

۳) مادرم درباره اینکه این کار را انجام خواهی داد به من هشدار داده بود

این مساله گاهی شوهرتان را به شدت عصبانی می کند چون او متوجه می شود دیگران از آنچه در خانه شما می گذرد، مطلع اند. خانم ها معمولا در جریان مشاجره ها سعی می کنند حرف خودشان را به کرسی بنشانند و برای این کار از هر دلیل و برهانی استفاده می کنند. این رفتار مثل این است که شما یک قشون را در جبهه ای خودی، آماده رزم کنید. این اندیشه صحیح نیست چرا که به همسرتان نشان می دهید همسو با او و پیوندتان نیستید. شما نباید اجازه دهید عقاید دیگران به رابطه شما تحمیل شود. اگر چه در واقعیت نگرانی هایی وجود دارد و و مادرتان آنها را به شما گوشزد کرده اما درمورد طرز بیان این نگرانی ها فکر کنید. شاید مادر شما گفته همسرتان خیلی خسیس است. اگر این گفته واقعا صحت دارد به او بگویید: «چرا گاهی در رابطه با خرج کردن برای چیزهایی که مورد نیازمان است، بی میل هستی؟» در این حالت به شکلی خلاقانه با مشکلات کنار می آیید. در اختلاف هایی که برایتان پیش می آید، دقیقا به ریشه مساله ای که شما را برآشفته کرده است، توجه کنید. پیدا کردن یک راه حل معقول احساس بهتری در مقایسه با بیان برخی کلمات ناشایست به وجود خواهد آورد.

۴) کمک نمی خواهم؛ خودم انجام می دهم!

این عبارت از دو جنبه آزاردهنده است؛ اول اینکه نقش بنیادین شوهر را به عنوان یک پشتیبان و فردی لایق در خانه زیر سوال می برد. ثانیا بدیهی است که وقتی یک فرد بالغ متوجه شود سعی و تلاشش بی ارزش است، دچار آشفتگی می شود. بیان این جمله به دفعات، باعث می شود همسرتان فکر کند او هرگز نمی تواند کاری را درست انجام دهد یا اعمالش به هیچ وجه باعث خوشحالی شما نمی شود. اگر شوهرتان در حال انجام کاری است که شما فکر می کنید اشتباه است، سعی کنید اول اهمیت آن کار را پیش خودتان بسنجید. فراموش نکنید که فقط به خاطر اینکه انجام کاری متفاوت با نحوه عمل و تفکر شماست، غلط نیست. به یاد داشته باشید که او هم مثل شما فردی بالغ است. بهتر است اگر او کاری را به شکلی نامناسب انجام می دهد و شما از انجام این کار عصبانی می شوید، آن محیط را ترک کنید. 

۵) تو همیشه .... تو هیچ وقت...

زوج ها نباید هرگز از این جمله ها استفاده کنند. این دو عبارت جوی منفی در خانه به وجود می آورد. چنین برخوردهایی ارتباط شما را ناقص می کند و طرف مقابل را در حالتی تدافعی قرار می دهد. اگر مشکلاتی منطقی وجود دارد مثل اینکه «آیا او عمدا تمام ابزارش را در گاراژ پراکنده کرده» یا «غالبا فراموش می کند باک بنزین را بعد از استفاده پر کند» از کلی گویی پرهیز و سعی کنید روی نزدیک ترین موضوعی که باعث ناراحتی شما شده تمرکز کنید. در خصوص رفتارهای او داوری نکنید. شاید احساس کنید که با این رفتارها به شما توهین شده ولی ممکن است او چنین قصدی نداشته باشد. بیشتر مردها دوست دارند کاری که همسرشان را خوشحال می کند، انجام بدهند و این مساله کاملا به نحوه درخواست شما مربوط می شود.

۶) فکر می کنی با این شلوار یا کت بهتر به نظر می رسی؟!

شما با پرسیدن این سوال تلاش می کنید به اضافه وزن او اشاره کنید؟ اگر جواب شما مثبت است بدانید که شوهرتان از این جمله هیچ چیز قابل لمسی دریافت نمی کند. شاید فکر کنید خیلی زیرکانه و غیرمستقیم پیغام خود را می رسانید اما در حقیقت به قیافه او توهین می کنید بدون اینکه نگرانی واقعی خود را در رابطه با سلامتی اش نشان دهید. به جای جمله بالا می توانید با چیزی که شما در ظاهر او دوست دارید، شروع کنید؛ مثل: «وقتی که تو پیراهن آبی می پوشی، من خیلی بیشتر از چشم های آبی ات خوشم می آید.» بعد نگرانی خود را در رابطه با اضافه وزن او در چارچوب سلامت مطرح کنید. وقتی که درخواست خود را ملایم تر مطرح کنید، موقعیت های بیشتری برای بیان پیشنهادهای مفید خواهید داشت.

۷) وقتی با دوستانت هستیم تنها وقتمان را تلف می کنیم!

اینکه همسرتان دوستی دارد که شما هم صحبتی و رفت و آمد با او را دوست ندارید، ایرادی ندارد. هیچ متخصصی توصیه نکرده زوج ها باید دوستان یکدیگر را به شکلی کامل بپذیرند اما مشکل وقتی حادتر می شود که شوهرتان را به خاطر انتخاب دوستانش تحقیر کنید. او از رفتار شما چنین برداشت می کند که شما ترجیح می دهید دوستان شوهرتان را برای او گزینش کنید. هیچ کس چنین رفتاری را نمی پذیرد. چنین جمله ای، جایگزین مناسبی است: «عزیزم! تو می دونی که علایق من با کارهایی که تو و دوستت انجام می دهید یکی نیست، پس چرا یک میهمانی دوستانه دو نفره برپا نمی کنی؟» به خاطر داشته باشید که هیچ یک از قوانین ازدواج، حکم نمی کند که شما دو نفر هر کاری را با هم انجام دهید. در چنین رفت و آمدهایی شوهر شما می خواهد زمان کوتاهی را با دوستش تجربه کند و اصلا این مساله که شما از این زمان لذت می برید یا از طنزهای دوستش آزرده خاطر هستید، او را درگیر نگرانی نمی کند. اگر یک فرد واقعا دوست مناسبی نیست به احتمال زیاد شوهر شما به مرور زمان این مساله را درک خواهد کرد درحالی که اگر شما بخواهید که او را رها کند، ممکن است هرگز این اتفاق نیفتد.

۸) تو نمی توانی از فرزندمان مراقبت کنی!

شاید از اینکه شوهرتان در انجام کارهای فرزندتان با شما سهیم نمی شود، دلخور هستید اما آیا هیچ وقت فضای مناسبی را برای همکاری او به وجود آورده اید؟ در پایان یک روز کاری پردردسر، هیچ مردی تمایلی برای تبدیل شدن به پدری خوب و فعال ندارد به خصوص اگر تمام تلاش هایش نادیده گرفته شود. اگر مردی همیشه احساس کند که رفتارهای پدرانه اش غلط است به تدریج ارتباط عاطفی اش با کودک کمتر می شود. اجازه بدهید پدر، پدر باشد با تمام کاستی ها. به هر حال این مرد با تمامی ویژگی هایی که دارد برای یک عمر پدر فرزند شماست. مطمئن باشید او می داند چطور به خوبی شما بچه را تمیز کند یا به او غذا دهد. فقط ممکن است جزییات انجام این کارها کمی با شما متفاوت باشد. اگر مواردی مثل نحوه استفاده از کالسکه یا شماره تلفن متخصص اطفال را باید بداند، آنها را به طور خلاصه به او بگویید یا جایی یادداشت کنید.

بدترین روش های تغییر همسر

بدترین روش های تغییر همسر


فراد معمولا بعد از ازدواج تمایل بیشتری برای تغییر رفتار خود نخواهند داشت. یکی از دلایل عمده که سازگاری زوج های جوان را با ازدواج مشکل تر می کند، ایده آل گرایی افراطی آنهاست.

ارتباطات پیش از ازدواج اغلب با افسانه ها و خیال پردازی ها پر می شود، به ویژه این اعتقاد که صفات نامطلوب همسر بعد از ازدواج تغییر خواهد کرد. 

متأسفانه، ازدواج نه افراد را تغییر می دهد و نه زمینه نفوذ و اثرگذاری دیگران را برای آنها آسانتر می کند. در حقیقت، ازدواج اغلب صفات نامطلوب را برجسته تر می کند.

شخصی که قبل از ازدواج اغلب دیر بر سر قرارهایش حاضر می شد، نوعاً بعد از ازدواج نیز اینگونه عمل خواهد کرد. شخصی که قبل از ازدواج شلخته بوده، بعد از ازدواج نیز شلخته خواهد بود؛ اما شلختگی او بعد از ازدواج آشکارتر و مشکل سازتر است.

گاهی این تفکر اشتباه در مورد مشکلات و صفات عمیق تر شخصیتی نیز اتفاق می افتد. برای مثال بسیار دیده شده است که دختری به پسری معتاد علاقه پیدا می کند و به خواستگاری او جواب بله می دهد با این عنوان که او تغییر می کند و یا او را تغییر می دهم.

بسیاری از افراد عادت دارند از بدترین روش ها برای وادار کردن همسر خود به تغییر استفاده کنند؛ روش هایی که موارد زیر تنها نمونه هایی از آن است!

اشتباه است اگر فکر کنیم بعد از ازدواج کردن می توانیم همسرمان را به کلی تغییر دهیم. اصلا اشتباه است اگر فکر کنیم می توانیم کسی را تغییر دهیم. تنها چیزی که می توان به کمی تغییر در آن امید بست، نمودهای رفتاری است که ان هم باید با ملاحظاتی ویژه انجام شود.

در این نوشته تصمیم داریم روش های اشتباهی را که معمولاً زوج های جوان برای تغییر دادن رفتار همسرشان به کار می بندند، به شما معرفی کنیم.

اجبار

گاهی می خواهیم به هر قیمتی که شده رفتار همسرمان را تغییر دهیم، بنابراین به اهرم زور متوسل شده و از قدرتمان استفاده می کنیم. این قدرت نمایی از اخم شروع می شود و تا کتک کاری و تهدید به جدایی پیش می رود. باید دانست که جنگ قدرت اگر تغییر هم ایجاد کند، تغییری ظاهری و از روی ترس است و تا زمانی ادامه پیدا می کند که قدرت دست شماست!

اشتباه است اگر فکر کنیم بعد از ازدواج کردن می توانیم همسرمان را به کلی تغییر دهیم. اصلا اشتباه است اگر فکر کنیم می توانیم کسی را تغییر دهیم. تنها چیزی که می توان به کمی تغییر در آن امید بست، نمودهای رفتاری است که ان هم باید با ملاحظاتی ویژه انجام شود.

تکرار

در بعضی مواقع برای تغییر رفتار همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل می شویم یعنی سوزن مان گیر می کند و مرتب رفتار فرد را به رویش می آوریم از او می خواهیم آن را تغییر دهد. ضمن اینکه ما با پیاده روی روی اعصاب طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست می دهیم. همسرمان یا برای خلاصی از غرغرهای دائمی، در پیش روی ما رفتار دیگری نشان می دهد یا اینکه مقابله به مثل کرده و کاری می کند ما احساس کنیم چقدر رفتار پیشین او دوست داشتنی بود!

طعنه و کنایه- تحقیر و تمسخر 

بله، روش محبوب بسیاری از افراد، استفاده از نیش و کنایه ی های گدازنده و تحقیر و تمسخراست. اما غافل از آنیم که با این کار تنها او را می رنجانیم و فرد رنجیده و ناراحت، انگیزه ای برای بهبود رفتارش ندارد. ضمن اینکه با این برخورد ما، احساس او نیز نسبت به ما تغییر می کند و محبتش رو به سردی می گذارد. 

مقایسه

ما احساس می کنیم برای موفقیت در تغییر دادن رفتار همسرمان، نیاز داریم در او انگیزه ایجاد کنیم و یکی از اشتباه ترین روش هایی که به این منظور انتخاب می کنیم، مقایسه ی همسرمان با دیگران است. نتیجه مقایسه نیز شبیه به دو روش پیشین است و جز برانگیختن ناراحتی و حتی شاید احساس حسادت نتیجه بهتری در بر نخواهد داشت. 

معلم بازی 

گاهی اوقات احساس کاردرستی بیش از حد به ما دست می دهد. فکر می کنیم خودمان بی عیب و نقصیم، پس وظیفه خود می دانیم در راه رفع عیوب دیگران بکوشیم. اما در این میان فراموش می کنیم همسرمان شاگرد ما و از آن مهم تر کودک نیست که ما بخواهیم نقش بزرگ تر او را بازی کنیم. همسرمان این روش را نمی پسندند، ناراحت شده و ما هم به مقصود خود نمی رسیم. 

جار و جنجال (دعوا کردن) 

می گویند دعوا نمک زندگی است! خب، این نمک معمولا مشکل ساز است نه مشکل گشا. در یک فضای متشنج نمی توان انتظار دستیابی به نتیجه ای مطلوب داشت، ( از قدیم هم گفته اند که هنگام دعوا حلوا خیر نمی کنند). در دعوا کسی به حرف دیگری گوش نمی دهد، وقتی گوشی برای شنیدن وجود ندارد، بلندترین صدای دنیا هم به جایی نمی رسد. 

گروکشی 

در این روش سعی می کنیم برآوردن خواسته های همسرمان را منوط به تغییر رفتار او قرار دهیم؛ این شیوه نه تنها جواب می دهد بله به هیچ عنوان شایسته ی روابط میان همسران نیست و در تضاد کامل با عشق بی قید و شرط است که یکی از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده یک زندگی موفق است.

همیشه پیش از هر اقدامی بهتر است بیندیشید که آیا این کار به هزینه هایش می ارزد. مثلاً آیا لازم است این رفتار همسرم به هر قیمتی تغییر کند یا اینکه می توانم آن را بپذیرم و مدیریت کنم تا از پیامدهای ناخوشایندش آسیب کمتری ببینیم؟... 

کنترل احساسی

آخرین روش، استفاده از اعمال فشار احساسی است. مطمئناً جمله هایی مانند «اگر من را دوست داری پس...» به گوش شما هم آشناست. در این شیوه، همسران سعی می کنند یا به غلیان درآوردن دیگ احساسات یکدیگر بر روی هم تأثیر بگذارند. ممکن است این روش برای مدت کوتاهی جواب دهد اما موارد ضمنی ناراحت کننده ای به دنبال دارد: اگر یک بار دیگران رفتار تکرار شود، آیا به این معناست که همسرتان دوست تان ندارد؟ آیا همسرتان با طیب خاطر رفتارش را تغییر می دهد یا فشاری ناخوشایند را بر روی خود احساس می کند؟ آیا دور از انصاف نیست که عشق زیبای همسری را منوط به مواردی این چنین و گاه پیش پاافتاده بنماییم؟ این تغییر رفتار چقدر دوام خواهد داشت؟ پاسخ این پرسش ها را به عهده خودتان می گذاریم.

همیشه پیش از هر اقدامی بهتر است بیندیشید که آیا این کار به هزینه هایش می ارزد. مثلاً آیا لازم است این رفتار همسرم به هر قیمتی تغییر کند یا اینکه می توانم آن را بپذیرم و مدیریت کنم تا از پیامدهای ناخوشایندش آسیب کمتری ببینیم؟ آیا علاقه ما می تواند بسیاری از این مسائل را تحت الشعاع قرار دهد؟ و بسیاری پرسش های دیگر که می توانیم پیش از شروع هر کاری از خود بپرسیم.

اگر شما هم می خواهید رابطه تان با همسرتان گرم و محکم باشد، توصیه های زیر را جدی بگیرید.

محبت کردن: اگر به اندازه ای به همسرتان محبت کنید که او باور کند واقعاً دوستش دارید، خواسته تان تأثیر گذار خواهد بود و فرصت های بی شماری را به دست می آورید.

تکریم: با تکریم و احترام به همسرتان، محبت او را به دست می آورید، در نتیجه سخن تان را می پذیرد.

صیحت و موعظه: نصیحت از روی خیرخواهی، تأثیرگذار خواهد بود.

تشویق: به معنی آگاهی دادن است و در صورتی که روش های دیگر اثرگذار نباشد، از آن استفاده می گردد. تنبیه باید متناسب با رفتار نامطلوب همسر باشد که البته کسی در آگاهی دادن (تنبیه) دیگران موفق می شود که اول، خود را ادب کرده باشد و رفتارش در آن مورد، الگو باشد.

رشد علمی: سعی کنید به رشد علمی همسرتان بیفزایید. بدین منظور، خود باید عالم باشید.

بلند همتی: سعی کنید که در زندگی بلندهمت باشید و تا جایی که برایتان امکان دارد، رضایت همسرتان را به دست آورید.

یادآوری زیبایی ها: زیبایی های ظاهری همسرتان را برای او بازگو کنید. این امر به خصوص برای خانم ها اهمیت فراوانی دارد. به زیبایی های باطنی همسرتان نیز توجه کنید که البته زیبا دیدن اشخاص و اشیاء تا حد زیادی به تفکر و نگرش شما بستگی دارد. اگر به لطافت روحی رسیده باشید، باور می کنید که زیبایی های ظاهری، گذرا بوده و ممکن است با یک حادثه از بین برود اما زیبایی های درونی و سیرت های نیکوی آدمی، همیشه ماندگار است. بنابراین در مورد ظاهر همسرتان، حساس نباشید و او را همان گونه که هست، بپذیرید.

همیشه سعی کنید خواسته ها و تمایلات یکدیگر را برآورده کنید و تنها به دنبال گرفتن سهم خود از زندگی نباشید. عارفانه فکر کنید زیرا سخن عرفا این است که «می خواهم که نخواهم.»

نکته پایانی

همیشه پیش از هر اقدامی بهتر است بیندیشید که آیا این کار به هزینه هایش می ارزد. مثلاً آیا لازم است این رفتار همسرم به هر قیمتی تغییر کند یا اینکه می توانم آن را بپذیرم و مدیریت کنم تا از پیامدهای ناخوشایندش آسیب کمتری ببینیم؟ آیا علاقه ما می تواند بسیاری از این مسائل را تحت الشعاع قرار دهد؟ و بسیاری پرسش های دیگر که می توانیم پیش از شروع هر کاری از خود بپرسیم. نکته پایانی این که به یاد داشته باشیم هر فردی برای اینکه بهتر رفتار کند، نیاز دارد احساس بهتری داشته باشد. هر روشی که موجب گردد احساسات منفی در فرد برانگیخته شود، یقیناً او را نمی انگیزد تا رفتار بهتری داشته باشد. بیایید به دنبال راه هایی باشیم که با ایجاد هیجانات مثبت فرد را بر می انگیزد تا برای پیشرفت و شادکامی خود همسرش بکوشد.

منبع: تبیان

چطور از خیانت های زناشویی جلوگیری کنید ؟

چطور از خیانت های زناشویی جلوگیری کنید ؟


۹۸درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه عشقی خیالپردازی می‌کنند. با شیوع شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک ، این خیالپردازی‌ها بسیار راحت‌تر از گذشته شده است، چه به‌صورت آنلاین و چه واقعی.

 نتایج تحقیقات مختلف درمورد خیانت متفاوت است. وقتی محققان پرسشنامه‌هایی را بین زنان و مردان مختلف پخش کردند و از آنها پرسیدند که آیا تابحال خیانت کرده‌اند یا نه، به نظر رسید که مردان علاقه زیادی به لاف زدن درمورد خیانت‌های خود دارند. اما زنان معمولاً انجام اینکار را پنهان کرده و درمورد آن دروغ می‌گویند. هِلِن فیشر جامعه‌شناس اعتقاد دارد که این مسئله علت دارد و آن این است که زنان در طول تاریخ بیشتر از مردان مورد خیانت قرار گرفته‌ اند. درنتیجه خیانت، زنان ، فرزندان و حمایت مالی و اقتصادی خود را از دست داده و حتی در برخی کشورها تحت خشونت‌های قانونی قرار می‌گیرند.

 تقریباً نیمی از افرادیکه در روابط متعهد هستند، در نقطه‌ای از رابطه دست به خیانت می‌زنند. و 98 درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه عشقی  خیالپردازی  می‌کنند. با شیوع شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک ، این خیالپردازی‌ها بسیار راحت‌تر از گذشته شده است، چه به‌صورت آنلاین و چه واقعی.

 جالب است که ندرتاً افراد همسرشان را به ‌خاطر کسی که با او دست به خیانت زده‌اند رها می‌کنند. و آنهایی که اینکار را می‌کنند، احتمال طلاق در رابطه دومشان بسیار بالا است زیرا فرد مقابل نمی‌تواند به کسی که یکبار به خانواده خود خیانت کرده است، اعتماد کند.

 پس اگر خیانت سودی به دنبال ندارد، چرا آدم‌ها به هم خیانت می‌کنند و آیا می‌توان جلو خیانت همسر را گرفت؟

برخلاف باور عموم، خیانت معمولاً زمانی اتفاق نمی‌افتد که فرد از رابطه خود ناخوشنود است. هشتاد درصد از خیانت‌ها به دلیل فرصتی که به دست رسیده‌ است انجام می‌شوند.

 اگر این درست باشد، بنابراین مهم نیست که چند مرتبه با همسرتان رابطه‌ جنسی داشته باشد یا اینکه آشغال‌ها را شب‌ها سر کوچه بگذارید یا نه. ازدواج شما همیشه درمعرض خیانت قرار دارد. دور کردن دوستان از جنس مخالف همسرتان یا محدود کردن زمانی که در اینترنت سپری می‌کند هم اثری ندارد.

 و البته این را هم بگوییم که همیشه کسانیکه مشکل اخلاقی دارند نیستند که خیانت می‌کنند. در سال 2004، 82 درصد از پاسخ ‌دهندگان به یک تحقیق ابراز کرده‌اند که خیانت همیشه کاری اشتباه است. و یک تحقیق نشان داده است که تا نیمی از زنان متاهل بعد از ازدواج تا قبل از 40 سالگی حداقل یک عاشق دارند.

 پیش‌گیری از خیانت خیلی ساده است ، راهش راست گفتن است . محققان و روانشناسان اعتقاد دارند که برای اینکه زوج‌ها از بروز خیانت در زندگی زناشویی خود جلوگیری کنند، باید اول قبول کنند که جذب شدن به افراد دیگر مسئله‌ای کاملاً طبیعی است. و اگر متوجه شدید که درمورد یک فرد دیگر به غیر از همسرتان خیالپردازی می‌کنید، باید موضوع را به اطلاع همسرتان برسانید. این یعنی درمورد احساساتتان صادق باشید. البته لازم نیست که با گفتن جزئیات مسئله احساسات همسرتان را خدشه‌دار کنید اما قبل از اینکه نگرانی‌هایتان به مسئله جدی‌تری تبدیل شود با همسرتان صادق باشید.

 به همسرتان بگویید که چه ویژگی رابطه‌تان را تحسین می‌کنید و فکر می‌کنید رابطه‌زناشوییتان چه ایرادات و اشکالاتی دارد. کاملاً راحت و معمولی با همسرتان حرف بزنید و احساساتتان را با هم درمیان بگذارید.

 حرف زدن درمورد این مسائل را باید با دیدگاهی عادی و طبیعی نگاه کنید نه تهدیدآمیز مگراینکه طرف مقابلتان چیزی را از شما پنهان کند. آنوقت است که آن خیالپردازی به مسئله‌ای جدی‌تر تبدیل می‌شود و ممکن است موجب رفتارهای موزیانه و پنهان‌کاری شود. همین است که خیانت ایجاد می‌کند.

 دفعه بعدی که با فردی جذاب روبه‌رو شدید، کسی که از هر لحاظ تجسینش می‌کردید، حتماً موضوع را با همسرتان درمیان بگذارید. همیشه به اینکه در رابطه‌تان چه می‌کنید دقت داشته باشید. این را به یک اولویت زندگیتان تبدیل کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

 بعد از مدتی خواهید دید که جزء معدود روابط متعهدی خواهید بود که دو طرف کاملاً به هم متعهد هستند.

زوجهای موفق

زوجهای موفق


وجهای موفق در مسائل و مشکلاتی که پیش می آید با همدیگر همدلی داشته و آن را به صور مختلف ابراز می دارند.

 همین احساس همدلی به جرأت و شهامت آنان جهت مقابله با سختیها افزوده و نیروی روانیشان را افزایش می دهد.زوجهای موفق از دروغ گفتن به همدیگر خودداری کرده و در موارد لزوم حقیقت را به همسر خود خواهند گفت.آنان به خوبی می دانند تبعات حقیقت گویی بسیار بهتر از دروغگویی می باشد. آنان می دانند دروغ می تواند باعث ایجاد بی اعتمادی و بدبینی همسر نسبت به او شود. دروغگویی و کتمان حقیقت از موارد کوچک شروع و به موارد بزرگ و مهمتر توسعه می یابد. دروغگویی به سطحی شدن روابط میان زوجین و نقش بازی کردن آنان برای هم منجر خواهد شد.

زوجهای موفق احساسات و نظریات خود را با گشاده رویی ابراز داشته و نسبت به یکدیگر خودانگیخته هستند.

 زمانی که زوجین احساسات خود را با همدیگر در میان می گذارند، اختلافاتشان کمتر شده و به تدریج همچون دو دوست به یکدیگر نزدیک می شوند و با همدیگر صحبت و درد دل می کنند. در میان گذاردن مشکلات و مسائل مشورت با همسر و مشورت با وی نوعی اهمیت دهی به او می باشد. او با این رفتار شایسته خود تلویحا به همسر خود اظهار می دارد که احتیاج به همفکری، اظهار نظر و حمایت او دارد و همین رفتار و ابراز احساسات باعث افزایش صمیمیت میان آنان می شود.

زوجهای موفق فعالانه برای کشف، درک و ارضای نیازهای مهم یکدیگر تلاش می کنند.

 آنان نیازهای جسمانی و روانی یکدیگر را به درستی تشخیص داده و با توجه به وضعیت یکدیگر آن نیازها را ارضا می نمایند. یک زن در طی دوران بارداری خود احتیاج بیشتری به دریافت محبت و کمک شوهر در انجام امور منزل دارد. در این زمان یک همسر دلسوز و هوشمند حتی قبل از آنکه همسرش نیاز خود را بیان دارد، این موضوع را درک می کند. ادراک این موضوع حتی می تواند بیش از انجام خواست برای طرف مقابل ارزش داشته باشد. ناراحتی و گلایه بسیاری از افراد این است که همسرشان درک و پذیرشی از نیازهای آنان ندارند. بی توجهی یک زن یا یک مرد در شناخت نیازهای طرف مقابل منجر به این می شود که میان زن و شوهر فاصله و اختلاف ایجاد بشود.

 زوجهای موفق با همدیگر پذیرنده و سازگار هستند.

 بسیاری از زوجین با توقعات گوناگون و فراوان و آرزوهای متفاوت اقدام به ازدواج می کنند. اما مدتی نمی گذرد که متوجه می شوند اختلافاتی با همسرشان دارند. زوجهای سازگار می توانند نگرش و عادات خود را اصلاح کرده تا بهتر با همسر و خانواده وی کنار بیایند و سازگار شوند. سازگاری و انعطاف پذیری در بسیاری از مواقع می تواند تنشها و سختیهای موجود در فضای خانواده را کاهش دهد.

مثلاً هنگامی که همسر شما عصبانی و یا غمگین است، خونسردی شما می تواند در فروکش کردن این عصبانیت مؤثر باشد. در همین مسیر اگر زوجی بخواهد زندگی موفقیت آمیزی داشته باشد، در بسیاری از مواقع یکی از آنان باید خواست خود را تعدیل کرده یا حتی از آن بگذرد چرا که بسیاری از طلاقها صرفا به دلیل پایداری طرفین بر سر خواست و نظریاتشان به وجود می آید.

 در صورتی که زوجها زندگی موفق و توأم با تفاهمی داشته باشند، این امر در بیشتر فعالیتهای فردی و اجتماعی آنها تأثیر گذاشته و چنانچه مشکلی میان آنها باشد، فشار روانی حاصله از آن سایر فعالیتهای زوج را متأثر می سازد. اما به رغم تمام مشکلات و گرفتاریها، زوجین موفق با برنامه ریزی صحیح و با بالا بردن کیفیت زمانی که کنار همدیگر به سر می برند از کانون گرم خانوادگی بهره مند هستند.

ویژگی های یک رابطه سازنده

ویژگی های یک رابطه سازنده

آیا می خواهید از فروپاشی زندگی زناشویی خود جلوگیری کنید؟ اگر بخواهید زندگی پرباری داشته باشید بایدبه داشتن یک رابطه خوب اهمیت دهید. در واقع چنین رابطه ای باید برای شما در اولویت قرار داشته باشد. به همین دلیل است که ما باید طریقه برقراری یک رابطه سازنده را یاد بگیریم. این کار نه تنها نیاز ما را برآورده می کند بلکه به زندگی مان معنای بیشتری می بخشد.

در این مقاله از واژه «رابطه» در معنای وسیع آن استفاده می شود و علاوه بر رابطه رمانتیک بر دوستی و رابطه شغلی نیز دلالت دارد.

در واقع اصول تمام رابطه های سازنده یکسان است.

یک رابطه سازنده «هر دو طرف» را درگیر می کند و نیاز به همکاری آنها دارد. تنها در این صورت است که رابطه به اوج می رسد. 

یک رابطه سازنده دارای ویژگی های زیر می باشد:

۱) هر دو طرف به رابطه به عنوان فرصتی برای سود رساندن به دیگران نگاه می کنند.

یکی از مشکلات اساسی یک رابطه، خودخواهی است ولی این خودخواهی چگونه به وجود می آید؟ در واقع خودخواهی زمانی خود را نشان می دهد که یکی از طرفین بیشتر از آنکه به فکر سودرساندن به دیگری باشد به منافع خود بیندیشد. هرچه این وضعیت بیشتر نمود داشته باشد میزان خودخواهی افزایش می یابد. اهمیت قائل شدن به دیگران یکی از اجزاء اساسی و در حقیقت مهمترین جزء یک رابطه سازنده محسوب می شود. 

۲) هر دو طرف خواهان تغییر هستند.

هیچ کس کامل نیست ولی همه می توانند بهتر شوند. در یک رابطه سازنده هر دو طرف می خواهند تغییر کنند. آنها می پذیرند که کامل نیستند و همواره جای پیشرفت دارند. به جای اینکه در زمان بروز مشکلات، دیگران را سرزنش کنید به فکر تغییر خود باشید.

زمانی که هر دو طرف واجد چنین ویژگی ای باشند می توانند رابطه ای مستحکم را پایه ریزی کنند.

۳) هر دو طرف به اشتباهات خود اعتراف می کنند. 

در یک رابطه سازنده، طرفین از اعتراف به اشتباهات خود هراسی ندارند و به جای گرفتن حالت تدافعی، صراحتاً اشتباهات خود را می پذیرند.

آنها می توانند با کمک یکدیگر اشتباهات را تصحیح کنند. البته این کار، آسان نیست و تنها افراد فروتن می توانند به اشتباهات خود اعتراف کنند.

۴) طرفین تمایل دارند به حرف های یکدیگر گوش دهند. 

در یک رابطه سازنده هر دو طرف شنوندگان خوبی هستند و قبل از اینکه بخواهند منظور خود را بفهمانند به فکر درک سخنان طرف مقابل می باشند.اگر طرفین به ویژگی شماره یک (سود رساندن به طرف مقابل) توجه داشته باشند کار آسان تری در پیش خواهند داشت.

۵) هر دو طرف از یکدیگر پشتیبانی می کنند.

در یک رابطه سازنده نه تنها طرفین به حرف های یکدیگر گوش می دهند بلکه به نیازهای طرف مقابل توجه دارند. براساس قانون اثر متقابل، نتایج کار خوب ما به خودمان برمی گردد. در واقع ما آنچه را که می کاریم درو می کنیم. با پشتیبانی از یکدیگر، هر دو طرف به آنچه نیاز دارند دست می یابند. 

۶) هر دو طرف صریحاً نظرات خود را بیان می کنند.

 سوء تفاهم یکی از مشکلات اساسی ارتباط است و به همین دلیل هر دو طرف باید با یکدیگر صریح باشند. وقتی آنها از همسر خود ناراضی اند، باید آن را با وی درمیان بگذارند. البته آنها باید این کار را به شیوه ای احترام آمیز انجام دهند تا باعث رنجش کسی نشود.

۷) طرفین به حرف خود عمل می کنند.

در یک رابطه سازنده هر دو طرف مطابق با آنچه می اندیشند و می گویند رفتار کرده و به وعده های خود عمل می کنند. این مسئله اهمیت زیادی دارد و اعتماد فیمابین را شکل می دهد. در نتیجه رابطه مستحکم تری برقرار می شود.

رابطه ای که ویژگی های فوق را داشته باشد به مرور زمان مستحکم تر می شود. چنین رابطه ای نه تنها برای دو طرف بلکه برای اطرافیان آنها نیز سودمند خواهد بود. چرا؟ زیرا داشتن رابطه ای سازنده احساس ارزشمندی بیشتری را به زوجین می دهد که اطرافیان نیز از آن بهره مند می شوند.

اکنون که با ویژگی های یک رابطه سازنده آشنا شدیم چه کار باید بکنیم؟ چگونه می توانیم رابطه خوبی شکل دهیم؟ پاسخ این است: «ما باید از خودمان شروع کنیم.»

تغییر دادن یک نفر دیگر کار دشواری است ولی ما همواره می توانیم خودمان را تغییر دهیم. توصیه های فوق را در زندگی خود به کار ببرید. در این صورت اطرافیان نیز از شما پیروی خواهند کرد.

این توصیه ها را سرلوحه زندگی زناشویی خود قرار دهید:

۱) به رابطه به عنوان فرصتی برای سودرساندن به دیگران نگاه کنید.

۲) آماده تغییر کردن باشید.

۳) به اشتباهات خود اعتراف کنید.

۴) قبل از هر چیز به حرف های طرف مقابل گوش دهید.

۵) از همسر خود پشتیبانی کنید.

۶) با همسرتان صریح و روراست باشید.

۷) به حرف های خود عمل کنید.

با به کار بستن توصیه های فوق می توانید یک رابطه مفید را پایه ریزی کنید.

چطور مانع طلاق شوم؟

چطور مانع طلاق شوم؟

آیا کنترل زندگی زناشویی خود را از دست داده‌اید؟ آیا درباره این مسئله با خود فکر کرده‌اید که برای حفظ زندگی‌ام چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

به شما مژده می‌دهم که برای ممانعت از طلاق راه‌حل‌هایی وجود دارد که برای حفظ زندگی‌تان به شما کمک می‌کند.
اولین کاری که باید انجام دهید این است که خونسرد باشید و شرایط خود را ارزیابی کنید. درباره راه‌حل‌هایی فکر کنید که ممکن است در مشکلات رایج زندگی زناشویی شما تأثیر داشته باشند. این مثل معروف که می‌گوید «در و تخته با هم جورند» مثلی درست و بجاست. زمانی که همسرتان اشتباهی مرتکب می‌شود، شما هم به همان اندازه مقصر هستید. با اینکه عقیده دارید همسرتان مسبب ایجاد مشکلات است، عکس‌العمل شما نیز عامل دیگری برای به‌وجود آمدن آن مسئله است.

رفتارها و گفتارهای منفی تنها به ضرر شما خواهد بود. به‌منظور جلوگیری از طلاق و حفظ زندگی‌تان، باید از واکنش نشان دادن به رفتارهای همسرتان بپرهیزید و دست به انجام اقدامات ضروری که زندگی شما را به حالت اول بازمی‌گرداند، بزنید. با وجود این دلایل، انتقاد از روی عصبانیت هم فقط اوضاع را بدتر می‌کند.

تغییر برخورد و رفتار کمک زیادی در مانع شدن از پایان یافتن زندگی زناشویی به شما می‌کند. عواطف و احساسات شما در برابر همسرتان مطابق با رفتار شما با اوست و احساسات همسرتان در برابر شما براساس رفتاری است که او با شما دارد. آیا تا به حال با دیگران با عشق، مهربانی و روش‌های متعهدانه برخورد کرده‌اید؟ شما نمی‌توانید چگونگی تفکرات و احساسات همسرتان را کنترل کنید، اما می‌توانید واکنش‌های خود را نسبت به همسرتان تغییر دهید. یادتان باشد تنها کسی که می‌توانید بر او کنترل داشته باشید، فقط خودتان هستید.

اغلب، زندگی زناشویی به‌دلیل گرفتاری‌های زن، نظیر کار، فرزندان و مسئولیت‌های روزانه در نگهداری خانواده، تازگی خود را از دست می‌دهد و باعث بی‌توجهی به روابط زناشویی می‌شود. وقتی رابطه‌ای به این نقطه می‌رسد،به‌ راحتی از همسر خود دلسرد می‌شوید و اجازه می‌دهید تا هر چیز پراهمیت دیگری در زندگی جای همسر و زندگی زناشویی‌تان را بگیرد. همچنین، در زندگی‌هایی که به این مرحله رسیده باشند، احتمال جدایی زوج‌ها بیشتر است.

برای همسر خود وقت بگذارید. بنشینید و درباره مسائلی که اتفاق افتاده به‌طور طبیعی صحبت کنید. درباره آنچه از زندگی مشترکتان می‌خواهید و به آن نیاز دارید و آنچه عقیده دارید باعث مشکلات می‌شوند، گفت‌وگو کنید. گفت‌وگو کردن، مشاجره کردن و متهم کردن نیست.

به همان اندازه که انسان‌ها دستخوش تغییر می‌شوند، زندگی زناشویی نیز دائما تغییر می‌کند. به‌منظور حفظ زندگی مشترکتان باید دلایلی که باعث رسیدن به مرحله جدایی شده است را به درستی مورد ارزیابی قرار دهید؛ مشکل هر چه باشد، امیدی برای حفظ زندگی وجود دارد.

این رهنمودها در صورتی قادر خواهند بود در آغاز مسیری برای حفظ زندگی زناشویی به شما کمک کنند که خود شما هم برای ممانعت از طلاق مصمم باشید و شما در این راه، نیاز به طرحی قابل اطمینان خواهید داشت.

«آیا برای نجات زندگی زناشویی امیدی هست؟»

 با بازدید از هر محکمه‌ای که مربوط به طلاق یا ازدواج است، سؤال بالا برای شما پیش می‌آید. وقتی در بحبوحه پریشانی و ناراحتی قرار می‌گیرید، گاهی یافتن یک راه‌حل، دشوار خواهد بود. اما پاسخ این سؤال این است که «بله، در بیشتر موارد برای نجات زندگی امیدی هست».

بیشتر مشکلات ریشه در روابط بد یا عدم‌ارتباط دارند، به همین دلیل، بیشتر اوقات در زندگی مشترک وقتی یکی حرف طلاق را به میان می‌آورد، طرف مقابل کاملا غافلگیر می‌شود.

اجازه دهید تا مثالی را عنوان کنم. زنی، که ما او را لورا می‌نامیم، به زمان بیشتری برای گفت‌وگو با شوهرش نیاز دارد. شوهر او، که او را مایک می‌نامیم، ممکن است شغلی داشته باشد که احتیاج به اضافه‌کاری زیادی داشته باشد، همچنین او سرگرمی‌هایی دارد که در اوقات بیکاری‌اش به آنها می‌پردازد، اما لورا در آنها شرکت نمی‌کند.

لورا به جای صحبت کردن با مایک و به جای اینکه به او بگوید که دوست دارد زمان بیشتری را با هم بگذرانند، انتظار دارد مایک نیاز او را درک کند و وقتی مایک متوجه این موضوع نمی‌شود، بسیار عصبانی و رنجیده خاطر می‌شود.

لورا بالاخره به مایک موضوع را گفت در حالی که از او عصبانی بود ولی مایک حتی دلیل آن را هم نمی‌دانست. چه اتفاقی افتاده بود که یک مسئله کوچک تبدیل به بحثی بزرگ شده بود؟ مایک حتی نمی‌دانست مسئله‌ای که برای لورا مشکلی بزرگ است، به‌وجود آمده. مشکل لورا و مایک چیزی است که بیشتر زوج‌ها در زندگی مشترک خود با آن دست به گریبان هستند و آن فقدان یک ارتباط ساده است که به طرز غیرقابل کنترلی اختلافات را تشدید می‌کند.

این یک سناریوی ساختگی بود، اما به شما قول می‌دهم‌چنین رویدادهایی همیشه و در همه خانواده‌ها پیش می‌آید. وقتی مشکلی کوچک مورد توجه قرار نگیرد، بدون اینکه متوجه شوید تبدیل به مشکلی بزرگ، پیش رویتان می‌شود.
آیا تا به حال به مشکلی جزئی اجازه داده‌اید که آن‌قدر بزرگ شود که شما در برابر آن عکس‌العملی جدی نشان دهید؟ حتی اگر مشکلات زندگی بیش از حد بزرگ شده باشند هم هنوز امیدی برای نجات زندگی مشترک وجود دارد، به شرط آنکه برای حل‌ مشکلات از دیگران کمک بگیرید.

کمک کنید تا زندگی‌ام را حفظ کنم

اگر دریابید که زندگی زناشویی‌تان در حال از دست رفتن است و آخرین چیزی که شما می‌خواهید طلاق است، چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ از شما می‌خواهم بدانید که امیدی هست. بسیاری از زندگی‌های زناشویی، فقط به خاطر اینکه زوجین می‌خواهند خود را مصمم‌تر از دیگری نشان دهند، به طرز وخیمی به شکست می‌انجامد و پایان می‌پذیرد.

این پرسش‌ها را از خود بپرسید:
آیا رابطه‌ای درست برقرار می‌کنید؟

تنها تصمیمی که در میان مسائلی که زندگی مشترک شما را تهدید می‌کند، هرگز نمی‌توانید آن را عملی کنید، فارغ شدن از برقراری ارتباطی تأثیرگذار است؛ ارتباطی نه با مجادله و تهدید، بلکه با درست گفت‌وگو کردن. یک ارتباط حقیقی تقریبا همیشه در زندگی‌های مشترکی که آشفته هستند، از بین می‌رود.

آیا به همسر خود احترام می‌گذارید؟
همیشه بین زوج‌های موفق احترام متقابل وجود دارد. رفتارهای پر از نفرت و تعبیرات کوته نظرانه پر شور، باعث اهانت به همسر و ویران کردن عشق می‌شود. شما نمی‌توانید بی‌احترامی‌کردن‌های خود را مخفی کنید زیرا این مسئله از سخنان و رفتارهایتان آشکار می‌شود.در این زمان همسرتان نسبت به شما احساس یأس می‌کند و هیچ کاری درست پیش نمی‌رود؛ بدون احترام متقابل زندگی زناشویی سالمی نخواهید داشت.

به چه میزان متعهد هستید؟
کار، دوستان، سرگرمی‌ها، کارهای خانه، خانواده گسترده، همه و همه لیستی از مواردی است که برای افراد متعهد اهمیت دارد. در رأس این لیست باید زندگی زناشویی شما قرار بگیرد. دقت کنید که اجازه ندهید کسی یا چیز دیگری قبل از زندگی زناشویی‌تان بیاید.

از مشکلات دوری نکنید

هر چه بیشتر از مشکلات دوری کنید، زندگی زناشویی‌تان بیش از پیش آسیب خواهد دید. زندگی‌های مشترکی که در نقطه شکست قرار دارند، همین حالا به یک طرح عملیاتی نیاز دارند. به‌منظور حفظ زندگی، شما به طرحی نیاز دارید که اجازه درک مشکلات و تمرکز بر بازیابی عشق و تعهد را که سابق بر این جزئی از زندگی مشترک شما بوده، بدهد.

بیاموزید چگونه طرحی اثبات‌شده را به فعل دربیاورید و برای نجات زندگی مشترک خود بار دیگر به همسرتان بپیوندید؛ شما، همسرتان و زندگی مشترکتان شایستگی آن را دارید.

طبق آمارها، نیمی از ازدواج‌ها در ۷سال اول زندگی مشترک پایان می‌پذیرد؛ این بدین معناست که نیمی از آنها به زندگی ادامه می‌دهند. آیا زندگی شما هم تداوم خواهد داشت؟

او طلاق می‌خواهد، اما من نه

همسرتان به شما گفته که می‌خواهد از شما جدا شود و شما را دچار سردرگمی کرده است.
شما خواهان طلاق نیستید ولی نمی‌دانید چه اقدامی کنید.
در دل احساس درد و رنج زیادی دارید، نه می‌توانید چیزی بخورید و نه می‌توانید بخوابید؛ حقیقت این است که شما آشکارا از انجام هر کاری ناتوان می‌شوید.

در درجه اول، سعی کنید خونسردی خود را حفظ کنید و شرایط عادی را به زندگی خود بازگردانید؛ شما به قرار گرفتن در یک وضعیت فکری مناسب، به‌منظور نجات زندگی‌تان از طلاق، نیازمندید.در درجه دوم، نباید تسلیم شوید.

اگر تا به حال عشقی در زندگی مشترکتان وجود داشته، این ارزش جنگیدن را دارد.برای پیدا کردن راهی برای حفظ زندگی، مسیر همواری در پیش رو نداریم، اما هر تلاش با نفوذی در درازمدت مطمئنا شایسته زندگی زناشویی است